پایان نامه ارشد درمورد مدیریت دانش، فناوری اطلاعات، دانش سازمانی

دانلود پایان نامه ارشد

د تولید نماید. نکته مهم در این نوع تلاش این است که بتوان سیستمهای شناختی (سازمان، انسان، رایانه، سیستم انسان- رایانه) را در کسب و ذخیره و بهره برداری از دانش برای یادگیری، حل مسئله و تصمیم گیری ارتقاء داد]12[.
2-2-4- انواع دانش سازمانی
در اغلب متون مدیریت دانش، دانش را به دو دسته تقسیم کرده اند:
• دانش نهان9: این نوع دانش، دانشی است که از ترکیب اطلاعات دریافتی شخص از محیط پیرامون خود با زمینه های فکری و تجربیات او شکل می گیرد. چنین دانشی در پیشبرد اهداف شخصی و سازمانی نقشی تعیین کننده دارد اما مدیریت نظام یافته و همچنین انتقال آن به افراد دیگر به سختی انجام می شود.
• دانش عیان10: این نوع دانش، دانشی است که در قالب یک محمل دانشی از حالت نهان به عینیت رسیده است. به عنوان نمونه شخص دانسته های خود را به صورت سخنرانی، نوشته و نظیر آن عرضه کند. این نوع دانش نسبت به نوع نهان آن قابلیت انتقال، مدیریت و استفاده پذیری بیشتری دارد.
در بسیاری از سازمان ها به منظور ارتقاء سطح کیفی عملکرد سازمان باید از دانش نهان کارکنان در کنار دانش عیان آن ها استفاده کرد. برای رسیدن به این هدف، باید فضای مناسب انتقال این دانش و ایجاد ارتباط موثر میان کارکنان فراهم گردد، زیرا دانش نهان اغلب از طریق زبان، بدن و نمایش فیزیکی مهارت ها انتقال می یابد]11[.
شکل شماره 2-2 مدل خلق دانش در هر سازمان را که بر اساس چهار الگو انجام می شود، نمایش می دهد:

شکل 2-2 فرآیند خلق دانش سازمانی بر اساس مدل نوناکا ]14[
اساس این مدل دانش نهان و عیان و فرآیندهای انتقال آنها است. براساس این مدل 4 الگو (فرآیند) تبدیل دانش در یک سازمان وجود دارد:
• نهان به نهان (جامعه پذیری). این فرآیند از طریق نشست ها یا بحث های گروهی بین افراد انجام می شود.
• نهان به عیان (بیرونی سازی). از طریق تلاش افراد برای ارائه دانسته های خود در قالب سخنرانی های رسمی، آثار مکتوب و نظیر آن صورت می پذیرد.
• عیان به عیان (ارتباطات). این فرآیند در قالب استفاده از فناوری برای ساماندهی، توزیع و انتقال دانش مکتوب انجام می گیرد.
• عیان به نهان (درونی سازی). در این فرآیند افراد با دریافت دانش عیان (مانند یک گزارش) به یک ایده نو دست پیدا می کنند یا براساس آن عمل سودمندی را انجام می دهند.
در مجموع فرآیندهای فوق، تبدیل دانش از نهان به عیان و همچنین از انفرادی به جمعی اتفاق می افتد که در نهایت به خلق دانش خاص سازمانی می انجامد]12[.
2-2-5- تعریف مدیریت دانش
مدیریت دانش مفهومی است که تعریف های زیادی برای آن ارائه شده است. برخی از صاحب نظران مانند ارنست پرز، دانش را به عنوان سرمایه سازمانی دانسته و مدیریت دانش را بر این اساس تعریف می کنند. وی معتقد است، مدیریت دانش عبارت است از گردآوری دانش، قابلیتهای عقلانی و تجربیات افراد یک سازمان و ایجاد قابلیت بازیابی برای آنها به عنوان یک سرمایه سازمانی. در این معنی، مدیریت دانش بر ذخیره و بکارگیری دوباره اطلاعات تخصصی تأکید دارد]13[. برخی دیگر بر فرآیند مدار بودن مدیریت دانش تأکید کرده و تأثیر آن را نیز در تعاریف خود گنجانده اند. نیگل کینگ یکی از افرادی است که مدیریت دانش را فرآیند خلق، سازماندهی، اشاعه و حصول اطمینان از درک اطلاعات مورد نیاز برای انجام یک کار تلقی می کند]14[. مالهوترا به عنوان کسی که در سالهای اخیر بیشترین فعالیت را در زمینه مدیریت دانش داشته است، این مفهوم را از دیدگاه نظری تعریف کرده و مدیریت دانش را کمک به سازمانها در یافتن راه های نوین بهره جویی از دانش عینی و ذهنی افراد سازمان به حساب می آورد]15[. در این تعریف به راه ها و روش های خاصی اشاره نشده است بلکه راههای نوین بهره جویی مورد تأکید قرار گرفته است که نشان از گستردگی و تنوع راهها و روش های اعمال مدیریت دانش دارد. دراکر مدیریت دانش را مقداری کاربردی تر مورد توجه قرار داده و برای مدیران دانش نقش فعالی را در نظر گرفته است. وی مدیریت دانش را فراهم آوری دانش مورد نیاز در مکان و زمان مورد نیاز برای شخص نیازمند به آن تعریف می کند. او همچنین معتقد است که بهترین چیز داشتن دانش در مورد موضوعی خاص نیست، بلکه دانستن مکان و طرز دسترسی به دانش مذکور می باشد. در همه تعاریف بالا به نوعی سه نکته (فرآیند بودن؛ توجه به دانش نهان و عیان؛ و بکارگیری دانش) مورد توجه قرار گرفته است. مدیریت دانش مجموعه ای از فرآیندهایی است که پدید آوری، اشاعه و بکارگیری دانش نهان و عیان در یک سازمان را در بر می گیرد. دانش عیان، دانشی است که در قالب اسناد، پایگاه ها، صفحات وب و مانند آن ها ثبت یا منتشر شده است و دانش نهان دانشی است که افراد در طول فعالیت های تخصصی خود آموخته و به دست آورده ولی در جایی ثبت یا منتشر نکرده اند و فقط در ذهن آنها وجود دارد]16[.
با مرور تعاریف مختلف، می توان مدیریت دانش را به این صورت تعریف کرد: مدیریت دانش عبارت است از اعمال مدیریت و زمینه سازی برای تبدیل دانش (نهان به عیان و بالعکس) در داخل یک سازمان از طریق گردآوری، به اشتراک گذاری و استفاده از دانش به عنوان یک سرمایه سازمانی در راستای دستیابی به اهداف سازمان.
مدیریت دانش دربرگیرنده فرآیندهای سازمانی است که به دنبال ترکیب هم افزای11 ظرفیت پردازش داده و اطلاعات توسط فناوری اطلاعات با ظرفیت نوآوری و خلاقیت منابع انسانی می باشد. همچنین در تعریف دیگری مدیریت دانش، فرآیندی است که به واسطه آن سازمانها در زمینه یادگیری (درونی کردن دانش)، کدگذاری دانش (بیرونی کردن دانش)، توزیع و انتقال دانش، مهارتهایی را کسب می کنند]13[. می توان مدیریت دانش را فراهم آوری دانش مورد نیاز در زمان و مکان مورد نیاز و برای شخص نیازمند تعریف کرد]17[.
تعاریف دیگر ذیل را می توان برای مدیریت دانش در نظر گرفت:
مدیریت دانش فرآیندی است که سازمان از طریق آن، ثروت را از دارایی فکری خود تولید می کند]18[.
مدیریت دانش، فرآیند ایجاد، ارزیابی، بازنمایی، توزیع و کاربرد دانش می باشد]8[.
مدیریت دانش، مجموعه ای از فرآیندهاست که دانش موجود در سازمان را در جهت دستیابی به اهداف و مأموریتهای سازمان، ایجاد و به اشتراک می گذارد.
2-2-6- مهارتهای مورد نیاز برای مدیریت دانش
مدیریت دانش به عنوان یک فرآیند، همچنان که به تخصص های مختلفی نیاز دارد، به مهارتها و توانایی های ویژه ای نیز نیاز دارد. مهارت های مورد نیاز برای مدیریت دانش را در دو گروه مهارت های ملموس و مهارت های ناملموس تقسیم بندی می شوند. به نظر وی مهارت های ملموس عبارتند از: مهارت های پژوهش و جستجو، توانایی ارجاع سریع، مآخذ شناسی دانش، مجموعه گستری، کار با فناوری اطلاعات و اینترنت. این ها مهارت هایی هستند که متخصصان به صورت عملی می توانند به آنها دست پیدا کنند و بدین وسیله در تیم مدیریت دانش سازمان ها به ایفای نقش بپردازند. علاوه بر این مهارت ها، مجموعه ای از قابلیت ها و توانایی ها نیز وجود دارند که به نوعی با روحیات و شخصیت فرد ارتباط دارند. به نظر لوریج این مهارت ها عبارتند از: توان کار با دیگران در داخل و خارج از سازمان، مهارت های ارتباطی بینا شخصی، توان اولویت بندی، سازماندهی کارآمد فعالیت ها، آشنایی با ساختارهای سازمانی، فرآیندها، بازار و راهبردهای تجاری، دانش در حوزه نیازشناسی کاربران، توان تجزیه و تحلیل، توان ترویج فرهنگ به اشتراک گذاری دانش در سازمان ها. همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، این مهارت ها به لحاظ ماهوی با ویژگی های شخصیتی افراد مرتبط است و بنابراین آموزش و یادگیری اینها مشکل تر از مهارت های ملموس می باشد و احتمالاً آموزش های رسمی بیشتر به آموزش مهارت های ملموس می پردازند تا مهارت های ناملموس]9[.
در کنار سایر مهارت ها دستیابی به مهارت های زیر نیز جهت ایفای نقش در تیم مدیریت دانش ضروری است:
• مهارت های ارتباطی
• مهارت های رهبری
• مهارت های تسهیل گری
• مهارت های شبکه سازی
• مهارت های مذاکره و بحث
• مهارت های سازگاری
• مهارت های کار گروهی و …
می توان مهارت های موردنیاز برای فعالیت در تیم مدیریت دانش سازمان ها را به صورت جدول 2-2 دسته بندی کرد.

جدول 2-2 دسته بندی انواع مهارت های مورد نیاز برای فعالیت در تیم های مدیریت دانش]14[
مهارت های اجتماعی
مهارت های تجاری
مهارت های مدیریتی
مهارت های تخصصی
• ارتباط بینا شخصی
• تسهیل گری
• شبکه سازی
• بحث و مذاکره
• سازگاری
• کارگروهی
• نیازشناسی
• آشنایی با ساختار سازمانی
• فرآیندهای بازار و راهبردهای تجاری
• شناخت و تحلیل فرآیندهای تجاری
• درک فرآیند دانش در سازمانهای بازرگانی
• آشنایی با بازار نرم افزار
• دانش اقتصادی
• مدیریت پروژه
• مدیریت اسناد و اطلاعات
• مدیریت منابع فیزیکی و دیجیتال
• راهبری
• مدیریت تغییر
• توان اولویت بندی
• سازماندهی کارآمد فعالیتها
• پژوهش و جستجو
• ارجاع سریع
• مآخذشناسی دانش
• مجموعه گستری
• کار با فناوری اطلاعات
• توان تجزیه و تحلیل،دسته بندی و اشاعه اطلاعات
• ایجاد پایگاه ها و نمایه ها
• توان ارزیابی و گزینش نظامهای اطلاعاتی

همانگونکه در جدول 2-2 مشاهده می شود، مهارت های موردنیاز برای مدیریت دانش در چهار گروه عمده جای می گیرد. برخی از این مهارت ها از جمله مهارت های تخصصی، مدیریتی و تا حدودی مهارت های تجاری را می توان در قالب دوره های آموزشی مختلف یاد گرفت. اما مهارت های اجتماعی مهارت هایی هستند که تا حدودی به خصوصیات درونی و بعضاً ذاتی افراد بستگی دارند. مرور مهارت های فوق نشان می دهد که بیشتر مهارت های مورد نیاز برای فعالیت در تیم مدیریت دانش از جنس فعالیت هایی است که درون مایه آن ها را اطلاعات تشکیل می دهد. در این راستا به نظر می رسد که علوم اطلاعات می تواند نقش بسیار پر رنگی ایفا نماید]14[.
2-2-7- چرخه حیات مدیریت دانش
مدیریت دانش از یک فرآیند چند مرحله ای پیروی می کند؛ یعنی اینکه دانش آفرینی سازمان دارای مراحلی است که شناسایی هر یک از آنها در درک مدیریت دانش مفید است. این مراحل به صورت زیر بوده و به چرخه حیات دانش معروف است:
• خلق ، تسخیر یا تولید دانش
• سازمان دهی دانش
• ذخیره کد گذاری یا رسمی سازی دانش
• توزیع، تسهیم یا انتقال دانش
• کاربرد یا استفاده از دانش
پس به طور خلاصه مراحل چرخه حیات دانش عبارتند از:
1. خلق
2. سازماندهی
3. ذخیره
4. توزیع
5. کاربرد دانش.
می توان برای مدیریت دانش یک چرخه حیاتی متصور شد. مدل ترکیبی ارائه شده در جدول شماره 2-3 مدل چرخه حیات دانش را نشان می دهد که برگرفته از چندین کار تحقیقی دیگر می باشد.
به طور خلاصه، فاز خلق تا مادامی که دانش جدیدی در سازمان تولید می شود، آغاز گر چرخه حیات است. واژه های مشابه این فاز از مدل های دیگر شامل تسخیر و اکتساب است. فاز سوم به مکانیزم هایی اشاره دارد که به رسمی سازی و صریح سازی دانش می پردازد. برای این فاز در دیگر مدل ها از واژه هایی مانند ذخیره و کد گذاری دانش استفاده شده است. فاز چهارم به توانایی برای تسهیم یا توزیع دانش در سازمان مربوط است. همچنین این مرحله شامل واژه هایی مانند انتقال و دسترسی است. استفاده و کاربرد دانش برای تصمیم گیری و حل مسئله در سازمان فاز پنجم را تشکیل داده و بالاخره فاز ششم شامل تکامل و پالایش دانش است که انعکاسی از دانش سازمانی است. بنابراین از طریق زمان، بازگشت به خلق دانش صورت می گیرد]25[.
جدول 2-3 فازهای چرخه حیات مدیریت دانش در مدل های مختلف]24[
مدل
فاز 1
فاز2
فاز 3
فاز4
فاز 5
فاز 6
Despres&chauvel
خلق
نقشه برداری/دسته بندی
ذخیره
تسهیم/انتقال
استفاده مجدد
تکامل/ استنتاج
Garther group
خلق
سازماندهی
تسخیر
دسترسی
استفاده
______
Davenport&Prusak
تولید
____
کد گذاری
انتقال
_____
_____
Nissen
تسخیر
سازماندهی
رسمی

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد گروه کنترل، مقابله با استرس، سلامت روان Next Entries پایان نامه ارشد درمورد منابع سازمان، فناوری اطلاعات، سیستم های برنامه ریزی