پایان نامه ارشد درمورد مجموعه های فازی، تصمیم‌گیری چندمعیاره، زندگی روزانه، تکنیک تصمیم گیری

دانلود پایان نامه ارشد

“تقریباًخطرناک”، که اغلب در زندگی روزانه به گوش می خورد، به این معنا است که همگی توصیفات شامل درجه ای از عدم اطمینان می باشند. بنابراین تئوری فازی برای حل چنین مشکلاتی به کار می رود. در چهار دهه گذشته این تئوری در بسیاری از زمینه ها به کار گرفته شده است. تئوری مجموعه های فازی چون موضوعات ریاضی، دقیق تعریف شده که به قوانین منطقی کلاسیک وابسته می باشد و در آن به استفاده از رویکرد زبان شناختی اشاره شده است( 2006: 772, 776، Chiang). منطق اصلی رویکرد زبان شناختی این است که ارزش های حقیقی، مجموعه های فازی(مبهم)هستند و قوانین استنتاج بیشتر از اینکه دقیق باشند، تقریبی هستند. یک عدد فازی مثلثی که نوع به خصوصی از عدد فازی ذوزنقه ای است در کاربرد های فازی بسیار مشهور می باشد. همچنان که در فرمول ذیل، نشان داده شده عدد فازی مثلثی M با(a,b,c) نشان داده می شود و عملکرد عضویت به صورت شکل 3-1 است.

شکل3-1 عملکرد عضویت یک عدد فازی
={█((x-a)/(b-a) a≤&x≤b@(c-x)/(c-b) b≤&x≤c @@ 0 – ∞ a≤b≤c∞ @)┤µ
پارامتر b بزرگترین درجه عضویت است کهfM(b)=1می باشد.در حالیکه a, وc کران پایینی وبالایی می باشند.
3-5-2. آراس46
فرآیند حل مسئله با استفاده از روش آراس به طور دقیق با استفاده از گام‌های زیر شرح داده می شود:
گام اول: تشکیل ماتریس تصمیم‌گیری47
اولین گام در حل هر مسئله تصمیم‌گیری چندمعیاره، تشکیل ماتریس تصمیم‌گیری است. در تصمیم‌گیری چندمعیاره از مسئله بهینه‌سازی گسسته هر مسئله‌ای که باید حل شود با ماتریس تصمیم‌گیری به شکل زیر نمایش داده می‌شود. که برایm گزینه ممکن ارزیابی‌ شده(ردیف) روی nمعیار معین (ستون) تنظیم می‌شود.

که در آن m– تعداد گزینه‌ها، n– تعداد معیار معین هر گزینه تصمیم، x_ij– ارزشی که مقدار کارایی گزینه‌یi در شرایط معیار j را بیان می‌کند، x_0j– مقدار بهینه‌ی معیار j .
گام دوم: تعیین مقدار بهینه‌ی هر معیار
بعد از تشکیل ماتریس تصمیم‌گیری، گام بعدی در این روش تعیین مقدار بهینه‌ی هر معیار می‌باشد. اگر مقدار بهینه‌ی معیار j برای تصمیم‌گیرندگان مشخص نبود آنگاه:
اگر مقدار بیشینه (ماکزیمم) برتری داشت:
(3-3)
و چنانچه مقدار کمینه (مینیمم) برتری داشت:
(3-4)

که در آن x_0j مقدار بهینه‌ی گزینه i در ارتباط با معیار jمی‌باشد(Turskis & Zavadskas, 2010: 598- 600).
مقادیر بیشینه به معنی مجموعه‌ای از معیارهای از نوع سود می‌باشد. یعنی جهت و سوی بهینگی بیشینه سازی است. و مقادیر کمینه به معنی مجموعه‌ای از معیارهای از نوع هزینه می‌باشد. یعنی جهت و سوی بهینگی کمینه سازی است(Dadelo et al, 2012: 70).
معمولاً، مقادیر عملکرد(کارایی) x_ij و وزن معیارها w_i به عنوان ورودی در ماتریس تصمیم‌گیری نمایش داده می‌شود. معیارها، همچنین مقادیر و وزن‌های اولیه‌ی معیارها به وسیله‌ی کارشناسان و خبرگان تعیین می‌شود. اطلاعات به دست آمده می‌توانند به وسیله‌ی اشخاص ذینفع با توجه به اهداف و فرصت‌های آنان تصحیح شوند. سپس تعیین اولویت‌هایگزینه‌ها است که در چند مرحله (گام) انجام می‌شود(Turskis & Zavadskas, 2010: 600).
گام سوم: محاسبه‌ی ماتریس تصمیم نرمال48
معمولاً معیارها اهمیت، اندازه و مقیاس‌های متفاوتی دارند. هدف گام بعدی این است که از معیارهای نسبی به مقادیر ارزش‌های وزن دهی شده برسد. به منظور جلوگیری از مشکلات ناشی از ابعاد مختلف معیارها، از نسبت(نرخ) ارزش بهینه استفاده شده است. نظریه‌های مختلفی در توصیف نسبت(نرخ) ارزش بهینه وجود دارد. با این حال مقادیر با استفاده از نرمال سازی ماتریس تصمیم‌گیری در بازه‌یا فاصله‌ی [1و0] یا بازه‌ی [∞و0] ترسیم شده است.
در گام سوم مقادیر اولیه‌ی همه‌ی معیارها نرمال می‌شود، مقادیر x ̅_ij که با استفاده از فرمول‌های زیر محاسبه می‌گردد، ماتریس تصمیم‌گیری نرمال شده X ̅ را معین می‌کند.
(3-5)

معیاری که ارزش مورد نظر (ترجیحی) آن بیشینه است، به شکل زیر نرمال می‌شود:

معیاری که ارزش ترجیحی آن کمینه است، با استفاده از 2 گام زیر نرمال می‌شود:

هنگامی که مقادیر بدون مقیاس(نرمال) هر معیار مشخص شد، در اصل، همه‌ی معیارهایی که در ابتدا مقیاس‌های متفاوتی داشتند می‌توانند با یکدیگر مقایسه شوند.
گام چهارم: محاسبه‌ی ماتریس تصمیم نرمال وزن دار49
گام چهارم تعریف (معین کردن) ماتریس نرمال – وزن دار شده، X ̂ است. می‌توان وزن معیار را با 1 w_j0 ارزیابی نمود. فقط وزن‌های کاملاً سنجیده (به درستی تعیین‌شده) باید استفاده گردد، زیرا وزن‌ها همیشه ذهنی هستند و در جواب مسئله تأثیر دارند. ارزش وزن w_jمعمولاً به وسیله‌ی روش ارزیابی کارشناس تعیین می‌گردد. مجموع وزن‌هایw_j باید به شکل زیر محدود شوند: (Turskis & Zavadskas, 2010: 601)
(3-8)

(3-9)

مقادیر وزن داده‌شده– نرمال شده‌ی تمام معیارها به شکل زیر محاسبه می‌گردد:

(3-10)

که در آن w_j وزن (اهمیت) معیار j است و x ̅_ij مقدار نرمال شده از معیار jمی‌باشد(Turskis & Zavadskas, 2010: 602)
گام پنجم: تعیین مقادیر بهینه برای هر گزینه
تعیین مقادیر تابع بهینگی برای هر گزینه می‌تواند به صورت مجموع مقادیر نرمال وزن دار به روش زیر محاسبه گردد:
(3-11)
که در آن S_i مقدار بهینه‌ی تابع به ازاء گزینه‌ی iام می‌باشد.
بزرگترین مقدار بهترین است، و کمترین آن بدترین. با توجه به روند محاسبه‌شده، تابع بهینگی S_i دارای یک رابطه مستقیم و متناسب با مقادیر x_ij و وزن‌های w_j از معیارهای بررسی‌شده و تأثیر نسبی آن‌ها بر روی نتیجه‌ی نهایی است. بنابراین، بیشترین مقدار( ارزش) تابع بهینگی S_iاثربخش‌ترین متغیر است. اولویت‌های گزینه‌هامی‌تواند با توجه به مقدار S_i تعیین گردد. در نتیجه استفاده از این روش برای ارزیابی و رتبه‌بندی گزینه‌های تصمیم‌گیری مناسب است.
گام ششم: محاسبه‌ی درجه‌ی مطلوبیت هر گزینه
در مورد ارزیابی گزینه‌ها نه تنها تعیین بهترین رتبه اهمیت دارد بلکه مهم است که کیفیت(مطلوبیت) نسبی هر گزینه‌ی مطرح‌شده نیز مشخص شود. به همین منظور از درجه‌ی مطلوبیت هر گزینه استفاده می‌گردد. درجه‌ی مطلوبیت هر گزینه (آلترناتیو) به وسیله‌ی مقایسه‌ی متغیر-که تجزیه و تحلیل شده است- با حالت ایده آل یعنی S_0 مشخص می‌گردد. معادله‌ی مورد استفاده برای محاسبه درجه‌ی مطلوبیت K_i از یک گزینه a_i به صورت زیر است:
(3-12)
که در آن S_i و S_0 مقادیر بهینه‌ی معیار، به دست آمده از معادله‌ی (3-11)، می باشد.
گام هفتم: رتبه‌بندی گزینه‌ها و یا انتخاب موثرترین آن‌ها
روشن است که ارزش‌های محاسبه‌شده‌یK_i در بازه‌ی [1 و 0] هستند و می‌توانند به صورت صعودی مرتب شوند، که به ترتیب اولویت مرتب شده‌اند. کارایی نسبی مختلط هر گزینه‌ی ممکن، می‌تواند با توجه به مقدار ارزش‌های تابع مطلوبیت مشخص گردد(Turskis & Zavadskas, 2010: 602-603).
گزینه‌های مطرح‌شده با غربالگری K_i هارتبه‌بندی می‌گردد. به عنوان مثال گزینه‌ی با مقدار بزرگ‌ترK_i برتری و رتبه‌ی بیشتری دارد و گزینه‌ی با بزرگترین مقدار K_i در بهترین مکان و رتبه قرار دارد. بنابراین انتخاب بهترین گزینه می‌تواند با استفاده از فرمول زیر صورت پذیرد: (Dadelo et al, 2012: 77).
(3-13) i=1,2,…,m. : {A_i│〖max_i⁡〖K_i 〗〗_∙ } A^*=
3-5-3. دیماتل فازی
دیماتل روشی جامع برای طراحی و تحلیل مدل های ساختاری و روابط علی می باشد( Wu et al, 2007: 499). اصالت این روش به موسسه باتل ژنو مرتبط می باشد و اولین استفاده دیماتل در حل مسائل پیچیده علمی وانسانی گزارش شده است(Lin et al, 2009:9691) &( Gabus et al, 1973: 257) دیماتل یک روش تصمیم گیری گروهی می باشد که بعدا توسط محققان با بکارگیری مفاهیم فازی توسعه یافت. گام های دیماتل فازی به شرح زیر قابل بررسی می باشد:
گام اول: مشخص نمودن آرمان تصمیم گیری و تعیین کمیته ای جهت گردآوری نظرات
گام دوم: تعيين معيارهاي ارزيابي و طراحي مقياس كلامي فازي
به دليل رويارويي با ابهامات در ارزيابي‌هاي انساني، از مقياس مقايسه‌اي مورد استفاده در روش ديماتل معمولي صرف نظر نموده و به جاي آن از مقياس كلامي استفاده مي‌كنيم. درجات مختلف “تاثير” با پنج واژه: «خيلي‌زياد، زياد، كم، خيلي‌كم، بي‌تاثير» بيان مي‌شود و اعداد فازي مثلثي مثبت متناظر با آنها در جدول4-3 و شكل2-3 ذيل نشان داده‌ شده است.
جدول3-2 تناظر عبارات كلامي با مقادير كلامي
عبارات كلامي
مقادير كلامي
تاثير خيلي زياد (VH)
(1 – 1 – 75/0)
تاثير زياد (H)
(1 – 75/0 – 5/0)
تاثير كم (L)
(75/0 – 5/0 – 25/0)
تاثير خيلي كم (VL)
(5/0 – 25/0 – 0/0)
بي تاثير (NO)
(25/0 – 0/0 – 0/0)

شکل3-2 اعداد فازي مثلثي براي متغيرهاي كلامي
گام سوم: ارزيابي‌هاي تصميم‌گيرندگان را جمع‌آوري نماييد
براي تعيين رابطه ميان معيارهاي ، يك گروه تصميم‌گيري متشكل از p كارشناس مورد سوال قرار مي‌گيرند تا مجموعه‌اي از مقایسات زوجي بر حسب عبارات كلامي بدست آيد. از اين رو تعداد p ماتريس فازي با استفاده از نظرات هر كارشناس تهيه مي‌شود.

كه در آن ماتريس فازي ، ماتريس رابطه مستقيم اوليه فازي50 كارشناس k ام ناميده مي‌شود.
گام چهارم: بدست‌آوردن ماتريس نرمال رابطه مستقيم فازي.
فرض كنيد ، اعداد فازي مثلثي باشند،

سپس براي تبديل مقياس معيارها به مقياس‌هاي قابل مقايسه، از تبديل مقياس خطي، به صورت فرمول نرمال‌سازي استفاده مي‌شود. ماتريس نرمال‌سازي رابطه مستقيم فازي كارشناس kام يعني به صورت ذيل نشان داده شده است،

كه در آن

همانند روش ديماتل معمولي فرض مي‌كنيم حداقل يك i وجود دارد كه .
اين فرض در عمل به خوبي برآورده مي‌شود. سپس عبارات جبري ضرب يك عدد ثابت در يك عدد فازي و جمع دو عدد فازي براي محاسبه ماتريس ميانگين، حاصل از استفاده مي‌شوند.

كه در آن
ماتريس فازي ، ماتريس نرمال رابطه مستقيم فازي ناميده مي‌شود. در اينجا ما از ميانگين حسابي براي يكپارچه‌سازي كل داده‌هاي كارشناسان بعد از محاسبه ماتريس نرمال رابطه مستقيم فازي استفاده مي‌كنيم. اين روش بهتر از روش يكپارچه‌سازي كل داده‌هاي كارشناسان بعد از محاسبه ماتريس رابطه مستقيم اوليه فازي است.

گام پنجم: پياده‌سازي و تحليل مدل ساختاري.
براي محاسبه ماتريس رابطه كلي فازي51 ، ابتدا بايد همگرايي را تضمين نماييم. در محاسبه ، رابطه تقريب را جهت ضرب دو عدد فازي مثلثي به كار مي‌بريم. از اين رو عناصر نيز اعداد فازي مثلثي هستند.
فرض كنيد و سه ماتريس قطعي ذيل را كه عناصر آن از استخراج مي‌شوند را در نظر بگيريد:

مطابق حالت قطعي، ماتريس رابطه كلي فازي را به صورت ذيل تعريف مي‌نماييم:

قضيه: فرض كنيد كه در آن ، آنگاه:

و
. و
اكنون كه بدست آمده، روش CFCS را جهت فازي زدايي و بدست آوردن ماتريس رابطه كلي به كار مي‌بريم. لذا براي روش CFCS خواهيم داشت:
اگر اعداد فازي مثلثي باشد و معرف مقدار قطعي آنها باشد. همچنين داريم:
و و
آنگاه:

فصل چهارم
یافته‌های پژوهش

4-1. مقدمه
هدف اساسی فصل حاضر ارائه کامل تحلیل منتج از داده های گردآوری شده ی تحقیق می باشد. همان طور که در فصول قبل به آن اشاره شد، بنیان تحقیق حاضر مبتنی بر یافتن پاسخ علمی برای دو سوال اساسی (اصلی و فرعی) می باشد. لذا، در این فصل ابتدا با بهره مندی از تکنیک تصمیم گیری آراس عوامل اصلی و موثر(نهادی، سازمانی، فردی، ملی، بین المللی) بر شفافیت اطلاعات در نظام اداری ایران رتبه بندی خواهند شد و سپس با استفاده از تکنیک دیماتل فازی، در هردسته از معیارهای پنج گانه اولویت نفوذگذاری مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
4-2. دسته بندی عوامل پژوهش
گام نخست از پیگیری فرایندهای تحقیق مطابق چارچوب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد نظام اداری، مسئولیت پذیری، آموزش ضمن خدمت، گلوله برفی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد نفوذپذیری، عوامل فردی، مسئولیت پذیری، نظام اداری