پایان نامه ارشد درمورد قضا و قدر، رفتار انسان

دانلود پایان نامه ارشد

ارتباطات بسيار محدود دولتي بوده است که در اين مورد سابقه بسيار طولاني دارد. سپس همراه توسعه صنعت و تجارت، رشد بيشتر يافت و پس از مردمي شدن دانش و گسترش يافتن و تعميم آموزش عمومي و بالا رفتن سطح فرهنگ و رشد بخش خدمات، سطح بسيار وسيع مردمي يافت.
در قرن 16 ميلادي فرانسوادوتاکس سرويس پستي را بنا نهاد. کشور فرانسه در سال 1653، براي اولين بار سيستمي جهت جمع آوري نامه ها و توزيع آن در پاريس داير نمود. در سال 1657 پست دولتي انگلستان تأسيس شد و در سال 1829 تمبر و تعرفه ارسال نامه وضع مشخصي به خود گرفت. پرفراژ کردن تمبر براي راحتي برش در سال 1848 اختراع شد و از حدود سال 1875، اتحاديه جهاني پست تکامل يافت. از آن پس اين سازمان ارتباطي پست بود که به وسيله اي مهم و کارساز براي پيشبرد و توسعه جوامع در حال صنعتي شدن غرب بدل گشت.
پست ايران در يک جامعه کاملاً سنتي، بدون صنعت و تجارت و در يک جو بيسوادي و بر اساس تقليدي کورکورانه به صورت غربي آن تأسيس و توسط چاپار دولتي اداره شد. در اولين قدم، عدم حضور فعال عامه مردم به عنوان يك اشکال عمده در اين فعاليت ديده مي شود. حکومت وقت براي اداره اين نهاد جديد خود را مجاب به آوردن مستشاران فرنگي مي ديد، کساني که با ديد و نگاهي غربي وارد فضاي سنتي ايران شده و قصد داشتند سازماني مطابق آنچه از غرب در ذهن مي پنداشتند بوجود آورند. به هر جهت از سال 1874 مستشاران، به ترتيب زير براي ايجاد پست در ايران مشغول کار شده اند.
سال 1874 گوستاوريه درر، سال 1878 (اتتال- اندرياس)، سال 1885 (سيمنو- بونال)، سال 1892 (ارلوند)، سال 1899 (نوز)، سال 1909 (کاميل موليتور)، 1971 گروه مهندسين مشاور بنياد شارلماني از بلژيک که تا سال 1979 يعني سالي که انقلاب اسلامي ايران به پيروزي رسيد، در پست کشور حضور داشتند و قوانين پست عيناً قوانين بلژيک بود که ترجمه و بکار گرفته شده است (مركز تحقيقات پست، گزارش 9،1384 ).
به اين ترتيب يکي ديگر از عناصر ناهمگون در تاريخ شکل گيري پست در ايران به چشم مي خورد، چرا که اگر فرض کنيم اشخاص مزبور مطامع استعماري نداشته اند، به جرأت مي توان گفت که داراي ذهنيت ديگري بوده اند و برنامه ريزي اي را که براي فرهنگ ديگري مناسب بوده است، به ايران آورده و در اين مورد توجه کافي به آرايش صحيح فرهنگي _ اجتماعي در اين كشور ننموده اند.

2-15-4-2- تحليل فرهنگ شناختي پست در ايران
مجموعه رفتار انسان در هر جامعه را مي توان از خلال الگوها، نقش ها، مجازات ها، پاداش ها، ارزش ها و سمبل هايي که مباني علمي اجتماعي اند بررسي کرده و مورد تحليل قرار داد. اين مجموعه نسبت به انسان در آن واحد هم بيروني است و هم دروني، يعني هم ذهني است و هم عيني.
مجموعه اين عناصر بهم وابسته در دستگاهي به نام «فرهنگ» وحدت مي يابند. بحث فرهنگ در واقع بحث در بخش کلان رفتار اجتماع است. در اين بحث کمتر به تاريخ وقايع و ارقام کمي نگاه مي شود و بيشتر به چگونگي و تحول اخلاق و آداب، نهادها و انديشه ها، علوم و هنر، استعداها و عادت ها و اعتقادها در مجموعه اي که انسان در آن شکل مي گيرد، يعني اجتماع پرداخته مي شود. اگر از زاويه اي ديگر نگاه کنيم، چيزي که در فرهنگ مي توان ديد، مجموعه بهم وابسته تفکر احساس و عمل است و فرهنگ هرگونه فعاليت انساني اعم از معرفتي، احساسي يا عملي را در حالت يکپارچه در بر مي گيرد. فرهنگ حالتي جمعي دارد و همين حال جمعي بودن آن است که اجازه مي دهد افراد يک فرهنگ بتوانند به راحتي با يکديگر ارتباط برقرار کنند. فردي که در ايران يک کارگر را به سر کار مي آورد، رفتار او را از پيش مي شناسد و او نيز مي داند با کارفرما چه کند. جامعه شناسان مي گويند انسان در بدو تولد به ناچار در جامعه فرود مي آيد و در آن جامعه نيز جامعه پذير مي شود و در واقع پر از جامعه مي شود و همين ويژگي جامعه است که به کثرت افراد، وحدت مي بخشد. (کری، جيمز دبليو، 1376)
با اين توضيح مختصر مي توانيم به راحتي در مراحل مختلف تاريخ بشر، فرهنگ هاي مختلفي را بيابيم که در اين فرهنگ ها نوع عمل انسان و مباني ارزشي و احساسي و فکري او با مرحله ديگر او، تفاوت هاي بارزي دارد. کلي ترين تقسيمي که مي توان انجام داد، تقسيم فرهنگ انسان به زماني است که صنعت مکانيک و الکترونيک و انفورماتيک نداشته و زماني که اين سه شاخه صنعت تمامي حيات اجتماعي او را تحت تأثير قرار داده است.
در اثر اين تغييرات پاره اي از کشورها زندگي سنتي خود را ادامه دادند و هيچگونه شواهدي در فرهنگ خود دال بر تغيير به سوي جامعه صنعتي نشان ندادند (مثل ايران) و پاره اي ديگر از کشورها با مکانيزمي دروني شروع به تغيير بافت کيفي و کمي آن مجموعه يعني فرهنگ کردند (مثل کشورهاي صنعتي). فرهنگ صنعتي، فرهنگي دنيايي و قدرت طلب است. اين ويژگي کلي موجب شد که جوامع صنعتي، در زمينه هاي اقتصادي، نظامي، علمي، سياسي و … بسيار پر قدرت شوند، قدرتي که در برخورد با قدرت مشابه سنتي خود قابليت بسيار زياد دارد.
شکل امروزي «پست» به عنوان سازمان جديدي که وظيفه ارتباط بين عناصر مختلف جوامع را دارد، در دامن صنعت، تجارت و فرهنگ غرب زاده و بزرگ شد. هماهنگي رشد اين پديده در کنار پديده هاي ديگر اجتماعي غرب موجب گرديد که نهايت رشد و باروري در آن به چشم آيد. در پست ايران اما شاهد يک ناهماهنگي در آرايش اين عناصر فرهنگي هستيم که نهايتاً موجب عدم کارکرد مناسب پست شده است.
برخورد فرهنگ صنعتي با فرهنگ سنتي در ايران، موجب شکسته شدن بافت فرهنگ سنتي ايران شد و تحولات اجباري را بدنبال آورد. در جامعه سنتي ايران «زمان» و نحوه استفاده از آن جايگاهي نداشته و براي مصرف آن هنجارهاي اتلاف کننده وجود دارد. البته در مقابل اتلاف آن، هزينه هاي سرسام آوري به بدنه جامعه تحميل مي شود. به تبع بي بها بودن «زمان» سرعت در بازدهي، ارزش خود را از دست مي دهد.
فرهنگ سنتي، چون عقلاني – صنعتي نيست، خلاقيتي از خود نشان نمي دهد تا نيروهاي طبيعت را به استخدام خود در آورد، در کار کردن، منطق اقتصادي بهره وري کار را در نظر ندارد و از سرمايه استفاده چنداني نمي کند.
کم کاري، تنبلي، عدم خلاقيت، قضا و قدري بودن، مناسبات فاسد اداري، ناامني اقتصادي، عدم علاقه به مهار طبيعت با کار خستگي ناپذير، عدم پاداش مناسب در مقابل فعاليت هاي فردي، تباهي اموال عمومي و منابع اقتصادي، سوء استفاده هاي اداري، اختلاس، عدم تلاش مستمر براي اصلاح جامعه، تجربه ناپذيري تاريخي، ثبات (جمود)، خنثي کردن نيروها، جهت نداشتن فعاليت هاي اقتصادي، عدم علاقه به سرمايه گذاري (به علت نا امني)، مکروه دانستن دنيا پرستي و تلاش جهت جمع آوري مال، تمناي رستگاري اخروي، نفس کشي، قناعت و صد چندان اين صفات که بر شمرده شد همه بگونه اي گذشته تاريخي ايران را مي سازند که به عنوان ميراث فرهنگي به نسل هاي بعد منتقل مي شوند. اين ها در مجموع، آن بعد از فرهنگ را مي سازند که قسمت تفکر و احساس آن است و در عمل نيز تبديل به رفتار اجتماعي و اقتصادي ويژه اي مي شود.
فرهنگ را مي توان يک قوم و ملت دانست که در کلمات تجلي مي يابد. بعضي از کلمات داراي چنان قدرتي در يک نظام فکري هستند که جا به جا کردن آن ها کل مجموعه را تغيير مي دهد. به اين اعتبار که کلمات نمودهاي مجسم و واقعيات اجتماعي فرهنگي هستند و هر يک از آن ها منظري هستند که ما از آن دريچه به جهان نگاه مي کنيم. حال اين کلمات را در نظر بگيريد : امنيت، سرعت، نظم، تخصص، تمرکز، توليد انبوه، ارتباطات، مسئوليت، خلاقيت. اينها با هم يک سيستم و نظام فکري هستند که هم زير ساخت آن ها و هم رو ساخت آن ها هماهنگي دارند (فرهنگ صنعتي).
اکنون اين مجموعه را نگاه کنيد : توکل به خدا و قضا و قدر، کار مال خر است، دنيا همش دو روزه، مقصر اصلي استعمار است، اين ها هم يک مجموعه هماهنگ را تشکيل مي دهند (فرهنگ سنتي ايران). نکته اين جاست که به صورت مکانيکي نه از اين نظام مي توان چيزي بدان نظام برد و نه از آن نظام مي توان چيزي به اين نظام افزود. چون در واقع، اين کلمات هستند که مجسم کننده واقعيات اجتماعي هستند. کلمات تبلور يک جهان بيني و تجسم نمونه هاي اجتماعي هستند. در صورتي مي توان آن ها را جا به جا کرد که همراه بافت خود و به صورت کلي جابجا شوند. لذا اين استدلال منطقي خواهد بود که در پست ايران، زماني مي توان حرف از نظم، سرعت، امنيت زد که اين عناصر که در واقع مرتبط با پست صنعتي هستند با واقعيت جامعه ما ارتباط و هماهنگي داشته باشد.
در زماني که از شبکه فرهنگ صنعتي، مفاهيم و واقعياتي به فرهنگ سنتي وارد شد، جوامعي توانستند آن ها را مورد استفاده قرار دهند که طرز تلقي خود را تغيير دادند و بالطبع در واقعيت نيز موفق شدند. يعني در واقع مسئولين آن کشورها با درک طول راه به عوض گرفتن چند اداره و کلمات کليدي، سعي کردند که از راه پر مشقت به ايجاد آن، فرهنگ هم در جهان فکري توده مردم و هم در جهان انديشه و عمل همت گماردند.
اما در ايران به جرأت مي توان گفت که تقريباً تمامي افرادي که امروز در بخش صنعت کار مي کنند تا چند دهه پيش در بخش سنتي جامعه فعاليت مي کردند و فرهنگ آن را با خود به بخش صنعت آورده اند. تک محصولي بودن نتيجه همان کار نکردن، تنبلي، رخوت، ربايش از دست طبيعت و آماده خوري و چشم به دست ديگران داشتن و به بيان ديگر همان وابستگي اقتصاد ايران به بخش نفت و توليدات ديگران است. بازتاب کامل اين وضعيت در ساختار سنتي و ميراث به ارث رسيده ارتباطات كشور نيز به چشم مي خورد.
فرهنگ حاکم بر کشور از جمله الگوي مصرف، روابط موجود بين افراد جامعه، فرهنگ حاکم بر ادارات و مؤسسات جامعه، بر ميزان تقاضا براي مرسولات پستي تأثير شديدي دارد، به طوري که با وقوع انقلاب و تغيير الگوي مصرفي حاکم بر کشور، ميزان نامه هاي عادي و سفارشي داخل شهري، بين شهري و خارج از کشور کاهش يافتند.
از سوي ديگر فرهنگ حاکم بر جامعه و در نتيجه ادارت و مؤسسات اجرايي و اطلاعاتي کشور، مانع استفاده از شيوه مکاتبه به جاي مراجعه به منظور انجام کارهاي اداري و يا کسب اطلاعات و آمار مورد نياز افراد جامعه شدند و عملاً نه تنها مانع رشد مرسولات پستي گرديدند، بلکه منجر به بسياري از رفت و آمدهاي درون شهري و بين شهري که هزينه هاي اجتماعي زيادي را به دنبال دارد، شدند.
به طور کلي بايد گفت که تغيير فرهنگ حاکم بر جامعه، باعث ايجاد تغييرات ساختاري در تقاضا براي مرسولات پستي مي شود و در نتيجه بر ميزان تقاضا براي اين مرسولات تأثير مي گذارد. با توجه به اين که بين روابط اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي حاکم بر يک کشور و تقاضا براي خدمات پستي در آن کشور رابطه تنگاتنگي وجود دارد، لذا به طور بديهي و طبيعي بين ميزان تقاضا براي خدمات پستي در کشورهاي توسعه يافته که روابط اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي کاملاً متفاوتي با کشورهاي در حال توسعه دارند و ميزان تقاضا براي خدمات پستي در کشورهاي در حال توسعه اختلاف قابل توجهي وجود داشته باشد. مراجعه به آمارهاي بين المللي، عملاً وجود اين مسأله را تاييد مي کند.

3-15-4-2-تحليل جامعه شناختي پست در ايران
پديده هاي اجتماعي جزء واقعيات بسيار سرسخت پيرامون بشر هستند. براي درک قوانين اين پديده ها، ضرورتاً مي بايست مطالعات عميق و با حوصله اي انجام داد. از آنجا که در سير تحول اين قانون مندي و چگونگي ضوابط حاکم بر رشد و قوت پديده ها عوامل زيادي دخالت دارند که مي بايستي در معادلات به حساب آيند و از طرفي اين امر به سادگي امکان پذير نيست، لذا درک اينگونه معادلات بسيار مشکل و بعضاً در حال حاضر غير قابل دسترس مي باشد.
به علت اين صعوبت در دسترسي و از طرف ديگر عوام زدگي علوم اجتماعي، بسياري از افراد براي حل مشکلات اجتماعي و درک عميق پديده ها و يافتن راه حل آن ها مايل هستند از فهم عام و ساده تري براي حل مقولات پيچيده اجتماعي استفاده نموده و مسأله را حل شده فرض کنند. پست نيز يک سازمان اجتماعي است که تولد، حيات، رشد، توقف، رکود، مسير قهقرايي و مرگ آن تابع قانونمندي خود است و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد مصرف کننده، سازمان ملل متحد، وزارت امور خارجه، سازمان ملل Next Entries پایان نامه ارشد درمورد کیفیت زندگی، مدل ارتباطی، علوم اجتماعی، سیاست اجتماعی