پایان نامه ارشد درمورد قرن نوزدهم، گوش به زنگی، اختلالات اضطرابی، فشار روانی

دانلود پایان نامه ارشد

ا تحمل نمی کنند واز تجربه مجدد این موقعیت ها اجتناب و کناره گیری می کنند و به دلیل اینکه پس از اجتناب آرامش هیجانی بدست می آید بنابراین اجتناب پاداش می گیرد و وقتی که فرد دوباره در شرایط یا موقعیت های مشابه یا همان موقعیت ها قرار گرفت به احتمال زیاد باز هم به رفتار اجتنابی پناه می برد.
روش فعال سازی رفتاری کوتاه مدت درمان اضطراب برای معکوس سازی الگوهای اجتناب ، احساس ناتوانی،ترس شدید و کاهش توانایی تکمیل آزمایه ها یا حل مشکلات ،طراحی شده اند .وقتی که از روش های رفتاری استفاده می کنیم باید این اصل را به یاد داشته باشیم که تغییرات مثبت رفتاری احتمالا با بهبود احساس کفایت یا باز خورد های انطباقی تر همراه هستند.
مداخله های رفتاری که در این رویکرد است عمدتا برای متوقف سازی اجتناب بکار می روند. بیماران یاد می گیرند برانگیختگی هیجانی را کاهش دهند و الگو های فکری نشخوارگون منفی را تعدیل کنند تا اضطراب شان کاهش یابد و بتوانند خودشان را بطور نظام مند در معرض موقعیت های ترس بر انگیز قرار دهند .
هسته اصلی تمام روش های رفتاری،طراحی برنامه ای نظام مند است که هدفشان غلبه بر درماندگی یا ترس شدید است. برای دست یابی به این هدف باید تکنیک هایی را در طی مراحل تدریجی یا گام به گام به کار گرفت تا افراد دست به عمل بزنند.
در حین افسردگی یا اضطراب ،برخی از افراد راه حل های آشکار را دست کم می گیرند ،چون این راه حل ها را سخت ساده انگارانه می پندارند ،یا به دنبال راه حل هایی می گردند که کاملا موثر باشد،یا موفقیت را صد در صد تضمین کند. گاهی اوقات هم ،به دنبال راه حل جادویی هستند که همزمان، چندین مشکل را از پیش پای بردارد . رویکرد فعال سازی رفتاری با پرداختن به مساله گشایی و مهارت های آن این مشکل را نیز از پیش رو بر می دارد.

2-2-تاریخچه اضطراب
تا سالهاي اخير، اختلالهاي اضطرابي، اختلالهاي بدني شكل و اختلالهاي تفرقي را در مقوله روان آزردگيها قرار مي دادند. اين اصطلاح در قرن هجدهم توسط پزشك اسكاتلندي، ويليام كولن به كار برده شده بود و يك اختلال عصب شناختي را كه به انواع متعددي از اختلالهاي رفتاري منجر مي شد، مشخص مي كرد.( دادستان، ج1، 1381)
تقريباً يك قرن پيش، زيگموند فرويد اصطلاح نوروز اضطراب را ابداع كرد كه به اعتقاد او ازليبيدو مهار شده ناشي مي شود. به عبارت ديگر، افزايش فيزيولوژيك در تنش جنسي برابر در ليبيدو، معرف ذهني آن رويداد فيزيولوژيك، منجر مي شود. اختلالات اضطراب شديد مربوط به سد شدن ليبيدو مشتمل است بر نوروزهاي نورآستني، خود بيمار انگاري و اضطراب كه همه آنها از ديدگاه فرويد واجد اساس زيست شناختي بودند. (كاپلان و سادوك28، ج2، 1386)
اين نظريه فرويد به صورت گسترده اي مورد پذيرش قرار گرفت و مبناي طبقه بندي روان آزردگي ها را در طبقه بندي تشخيصي و آماري انجمن روانپزشكي آمريكا (DSM-II) تشكيل داد.
ولي در طول ساليان دراز، بسياري از آسيب شناسان رواني كارآيي مفهوم روان رنجوري را زير سؤال برده اند، چرا كه اين مفهوم آن قدر گسترده شد كه استفاده از آن به عنوان يك مقوله تشخيصي بي معني است. گذشته از اين، داده ها اين پيش فرض را كه تمام بيماراني كه بر چسب نوروتيك خورده اند، مشكلات يا مجموعه نشانه هاي مشتركي دارند، حمايت نمي كنند. (ديويسون29 و همكاران، ج1، 1384)
در دهه هاي اخير، نظريه پردازان مختلف و بخصوص نظريه پردازان رفتاري نگر، به مخالفت با اين ديدگاه پرداخته اند. انتقاد اصلي آنها متوجه اين نكته است كه روان آزردگي به گستره اي وسيع تر از آنچه در وضع كنوني، تحت عنوان اختلالهاي اضطرابي، مشخص مي شود، پوشش مي دهد.
به عنوان مثال،در آنچه اختلال تبديل ناميده مي شود،اختلالي كه مبين از دست دادن غيرارادي پاره اي از كنشهاي حسي يا حركتي است، فرد به هيچ وجه دچار حالت درماندگي نمي شود، در صورتي كه از ديدگاه روان- پويشي، اين تبديلها به عنوان مكانيزمهاي دفاعي اضطرابي تلقي مي شوند، موضعي كه به رغم تبيين بازخورد بي تفاوتي تمام اين بيماران، جنبه استنباطي دارد و به داده هاي قابل مشاهده مبتني نيست. در حالي كه يك نظام طبقه بندي قابل اعتماد نمي تواند بر استنباط متكي باشد. (اولمن و كراستر30، 1975، به نقل از دادستان، 1381)
اضطراب جزء هيجانهايي است كه بيش از همه مورد مطالعه قرار گرفته است و نظريه هاي بسياري در مورد آن مطرح شده است. در اين ميان نظريه هايي كه بر پايه موارد باليني مطرح شده اند جايگاه خاصي دارند. برخي اضطراب را يك هيجان شامل درماندگي مي دانند كه براي آن منبع مشخصي وجود ندارد.( خداپناهي، 1385)
در خلال قرن نوزدهم كساني را كه به رغم سلامت ظاهري جسماني، داراي رفتارهاي انعطاف ناپذير و خود – تخريب گر بودند، با عنوان «روان آزرده» متمايز مي كردند و اين گونه تصور مي شد كه اين اشخاص از نارساكنش وري ناشناخته اي رنج مي برند. سپس در جريان سالهاي پاياني قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم، ديدگاه مبتني بر پديد آيي زيست شناختي روان آزردگي، جاي خود را به ديدگاه فرويدي مبتني بر پديد آيي روانشناختي داد. (دادستان، ج1، 1381)
فرويد از نخستين كساني بود كه اضطراب را داراي اهميت فراواني شمرد. وي بين اضطراب عيني و اضطراب روان رنجور تمايز قائل شد، به اين ترتيب كه اولي را پاسخ واقع بينانه در برابر خطر بروني و همسان با ترس و دومي را اضطرابي كه ريشه در يك تعارض ناهشيار درون دارد محسوب كرد. در اضطراب روان رنجور چون تعارض خود يك امر ناهشيار است بنابراين آدمي سبب اضطرابش را نمي داند. (هيلگارد31 و همكاران، 1382، ج2)
فرويد اصطلاح روان آزردگي را به معناي ديگري به كار برد و بر اين نكته تأكيد كرد كه اين اختلال از علل جسماني ناشي نمي شود، بلكه ريشه در اضطراب دارد. بدين معنا كه وقتي خاطرات و اميال سركوب شده ناهشيار كوشش مي كنند تا از سطح ناهشياري به سطح هشياري راه يابند، اضطراب دفاع عليه آن قلمداد مي شود.( دادستان، ج1، 1381)
انتقادهاي زيادي به اين نظريه وارد آمده است. پاره اي از مؤلفان، اضطراب را مانند هوش، سازه اي استنباطي مي دانند كه براساس گزارشهاي فاعلي، رفتارهاي اجتنابي و علايم فيزولوژيكي سنجيده مي شود. در حالي كه هنوز درباره شيوه هاي سنجش اين نشانه هاي اضطرابي و چگونگي بروز آنها در افراد متفاوت، اتفاق نظر وجود ندارد. (لانگ و راحمن32 به نقل از دادستان، جلد1، 1381)
از اينجاست كه به كار بردن اصطلاح كلي اضطراب، بدون مشخص كردن معناي خاصي كه از آن برداشت مي شود،نا درست است و بالاخره بايد گفت كه اضطراب را نمي توان در قلمرو آنچه تحت عنوان روان آزردگي مشخص مي شود، محدود كرد. چرا كه چنين احساسي نه تنها در افراد بهنجار وجود دارد، بلكه بيماران افسرده، روان گسسته هم از اين حالت رنج مي برند، اين جنبه گسترده اضطراب نيز مشكلات بيشتري را در راه فراهم كردن ضوابط تشخيصي، ايجاد مي كند. ( دادستان، ج1، 1381)
تقريباً همه افراد احساس تنش، ناراحتي و يا انتظار وقوع رويدادهاي ناگوار را تجربه كرده اند. اضطراب نقش مهمي در بررسي روانشناسي افراد نابهنجار ايفا مي كند. زيرا كمتر كسي هفته اي از زندگي اش را بدون وجود هيجاني كه آن را اضطراب مي خوانيم سپري مي كند. اما دوره هاي كوتاهتر اضطراب يك فرد عادي را به ستوه مي آورد، از نظر شدت و مدت با اضطرابهايي كه فرد مبتلا به اختلال اضطرابي از آن رنج مي برد، نه قابل مقايسه است و نه به آن اندازه توانكاه. (ديويسون33، نيل وكرينگ34، ج1، 1384)
اضطراب هشداري براي تهديد بروني يا دروني است و كيفيت نجات دهنده زندگي را دارد. در سطحي پايين تر، اضطراب هشداري براي آسيب بدني، درد، درماندگي تنبيه احتمالي و ناكام ماندن نيازهاي اجتماعي و جسمي، جدائي از افراد محبوب، تهديدي براي مقام و موقعيت و بالاخره تهديد يكپارچگي و تأمين شخص است. (كاپلان و سادوك، ج2، 1386)

2-3- علائم ونشانه های اضطراب
بطور کلی می توان نشانه های اضطراب را به دو گروه کلی تحت عنوان علائم جسمی و روانشناختی تقسیم بندی نمود.در این قسمت نشانه های جسمی به 15 علامت و نشانه های روانشناختی به 7علامت تقسیم بندی شده اند.وجود تنها چند نشانه جسمی و روانشناختی اضطراب می تواند تمام قابلیتها و تواناییهای فرد را زیر سوال برده و از اعتماد به نفس و عزت نفس فرد بطور قابل توجهی بکاهد.شناخت و بررسی این علائم می تواند دانشجویان را در جهت کنترل و کاهش اثرات اضطراب یاری بخشیده و به بهزیستی هر چه بیشتر آنها کمک نماید.
الف )علایم جسمی
1-لرزش، پرش عضلانی، احساس لرز،در زمانهایی که فرد تحت فشار روانی زیادی است ، بیشتر دیده می شود.
2-کمردرد، سردرد که می تواند بطور حاد و مزمن بروز پیدا نموده و حتی فرد را به سمت بررسی ها و آزمایشات فیزیولوژیکی تخصصی پزشکی بکشاند.
3-تنش عضلانی که بیشتر بصورت اسپاسم های عضلانی و خستگی های مفرط بروزپیدا می کند.
4-تنگی نفس که بخصوس در دانشجویان و در مواقعی که فرد باید جلوی جمع صحبت کند مانع از ارائه درست و خوب مطلب خواهد شد.
5-خستگی‌پذیری ، فرد به علت تنش مفرط عضلانی خیلی زود در فعالیتهای نه چندان سخت دچار خستگی جسمی و به تبع آن خستگی روانی خواهد شد.
6-واکنش از جا پریدن35 ،فرد به علت اضطراب و گوش به زنگی دائمی در مقابل هر محرک کوچک وبزرگی حساس و پاسخ دهنده است.
7-سرخ شدن و رنگ‌ پریدگی که بدلیل افزایش یا کاهش فشار خون اتفاق می افتد و فرد نوعی داغی یا سردی در دست و صورت را تجربه می کند.
8-تپش قلب که در بسیاری از موارد می تواند کارکردهایی چون حرف زدن ، تمرکزو…را تحت الشعاع خود قرار دهد.
9-تعریق که بیشتر دستها ، قفسه سینه ، پشت و زیر بغل را شامل می شود.
10-دست‌های سرد
11-اسهال ، یکی از اولین نشانه هایی که می تواند بصورت مزمن درآید و سیستم گوارشی فرد را دچار اشکال نماید ، اسهال است.
12-دهان خشک (گزروستومی36)
13-تکرر ادراربخصوس هنگام فصول سرد و نوشیدن مایعات بیشتربروز پیدا می کند.
14-پارستزی به معنی احساس گزگز و مورمور و یا داغ شدن در پوست است .شایعترین علل پارستزی شامل نارسایی عروقی، فشار به اعصاب یک اندام، کمبود ویتامین، دیابت و پرکاری یا کم کاری غده تیروئید است.
15-اشکال در بلع ، یکی از اختلات گوارشی شایع مربوط به اضطراب می باشد که طی آن فرد نمی تواند غذاها را بخوبی ببلعد و اکثر اوقات در سینه خود حالت گرفتگی و سوزش احساس می کند.
ب)نشانه‌های روان‌شناختی
1-احساس وحشت که بر اثر ناامنی دایمی که فرد احساس می کند ، بروز می کند.
2-اشکال در تمرکزکه می تواند در کشانده شدن فرد به سمت مواد یا قرص های روانگردان افزاینده تمرکز موثر باشد.
3-گوش به زنگی37
4-بی‌خوابی
5-کاهش میل جنسی
6-احساس لقمه در گلو
7-دلشوره و دلهره که احساس رضایتمندی فرداز زندگی را شدیدا تحت تاثیر قرار می دهد.

2-4-نظريه های اضطراب
2-4-1- نظريه زیست شناختی:
همانطور كه گفته شد نظريه های زيست شناختی در مورد اضطراب از مطالعات پيش بالينی روی مدل های حيوانی اضطراب، مطالعه روی بيمارانی كه در آنها وجود عوامل زيست شناختی حتمی بود، معلومات فزاينده در مورد علوم اعصاب پايه، و اثر داروهاي روان درمان بخش حاصل شده اند. يك قطب اين تفكرات اين فرض را مسلم می شمارد كه تغييرات زيست شناختی قابل سنجش در بيماران مبتلا به اختلالات اضطرابی حاصل تعارض های روانشناختی است، قطب ديگر چنين فرض مي كند كه رخدادهای زيست شناختی قبل از تعارضهای روان شناختی پديد مي آيند: هر دو موقعيت ممكن است در افراد خاص وجود داشته باشد، و طيفی از حساسيت های زيست شناختی ممكن است بين افرادی كه علائم اختلالات اضطرابی دارند موجود باشند.( كاپلان و سادوك، جلد دوم، 1386)
به طور كل نظريه هاي فيزيولوژيك و نوروفيزيولوژيك در زمينه اضطراب بيشتر به اين موضوع پرداخته اند كه چه بخشهايي از دستگاه اعصاب مركزي در هيجان ها و خصوصاً در ترس و اضطراب و وحشتزدگي در گيرند. نظريه فيزيولوژيك گری (1982 و 1987) بيشترين سهم را در توضيح اضطراب دارد. گري

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد اختلالات اضطرابی، روان درمانی، گروه کنترل، کاهش اضطراب Next Entries پایان نامه ارشد درمورد اختلال اضطراب منتشر، اختلالات خواب، علائم اضطراب، افراد مبتلا