پایان نامه ارشد درمورد فنون بلاغت، ادب فارسی، صناعات بدیعی، خواجه نصیرالدین طوسی

دانلود پایان نامه ارشد

در 85 بیت ساخت.
2-4-3)بلاغت در قرن هفتم و هشتم
دانش بلاغت در این زمان با رشد و تعالی حیات خود را ادامه داد و دانشمندان ایرانی به تألیف آثاری در شاخه های مختلف این علم دست زدند ، در قرن هفتم مهمترین اثر بلاغی فارسی ، با نام «المعجم فی معاییر اشعار العجم» با قلم شیوا و جادویی شمس قیس رازی در نهایت تبحر و استادی در عروض ، قافیه ، صناعات ادبی و نقدالشعر تألیف گردید که هنوز به عنوان یک اثر برجسته ادبی مطرح است.
در همین قرن خواجه نصیرالدین طوسی کتاب «معیار الاشعار» را در عروض و قافیه و در خارج از کشور حسین محمد شاه کتاب «کنزالفوائد» را در علوم بلاغی نگاشت.
در قرن هشتم نیز آثار زیادی از جمله «معیار جمالی»شمس فخری اصفهانی در عروض ، قافیه ، بدیع و لغات فارسی ، «حقایق الحدائق» شرف الدین حسین بن محمد رامی تبریزی ، «دقایق الشعر» علی بن محمد معروف به تاج الحلاوی در علم بدیع و «الکافیه» محمودبن عمر نجاتی نیشابوری در عروض و قافیه تألیف گردید.
بدیعیات در این زمان به اوج و کمال خود رسید و افرادی مثل سید ذوالفقار شروانی ، شرف الدین فضل ا… قزوینی ، شمس فخری اصفهانی و سلمان ساوجی در ادب فارسی قصاید بدیعیه سرودند. (همان/31)
3-4-4)بلاغت در قرن نهم و دهم
در این دوران نویسندگان به شیوه قدما و با تقلید از آن ها در بدیع ، عروض و قافیه کتابهای زیادی نوشته اند از جمله ملاحسین واعظ کاشفی کتاب بدایع الافکار فی صنایع الاشعار را در قرن نهم در علم بدیع و قافیه تألیف و صناعات زیادی را جمع آوری کرده و از کتب قبل مثل حدائق السحر ، المعجم ، حقایق الحدائق و … بهره زیاد برده و با استعمال زیاد لغت عربی از سبک ساده در تعریف صناعات عدول کرده است هم چنین میرعطاء الله بن محمود الحسینی (متوفی 919 هـ) در علم بدیع دو کتاب به نام های تکمیل الصناعه و بدایع الصنایع نوشته است.
در قرن نهم در علم عروض نیز آثاری چون عروض سیفی ، رساله جامی ، رساله تحفه الشعرا از صفی الدین علاء و در علم قافیه رساله ای از جامی و رساله ای از میر عطاء الله حسینی تألیف شده است.
در کنار این مباحث نویسندگان زیادی به معماسازی ، حل آن ها و لغزها گرایش پیدا کردند که از این جهت قرن دهم را می توان دوران رواج معماسازی نامید و کتاب های زیادی در فن معما نوشته شد که تعدادی از آن ها بنا به قول دکتر صفا چنین است : «الحیا فی حل المعما» از منوجهر تاجر ملقب به بدیع تبریزی ، «حلل مطرز در فن معما و لغز» از شرف الدین علی یزدی ،نحلیه الحلل» و سه رساله از نورالدین عبدالرحمان جامی ، «دستور معما» از حسین معمایی ، رساله «افکار الشریف» از سید شریف معمایی و کتاب «ضابطه حل معما» از مولانا کمال الدین محمد بدخشی.»(همان/32)
2-4-5بلاغت در قرن یازدهم و دوازدهم
نویسندگان در این زمان در بیان مباحث ادبی از قبیل معانی ، بیان ، بدیع از کتب بلاغی قدیم خصوصاً کتب عربی تلخیص المفتاح و مطول تفتازانی تقلید می کردند که ناشی از چند مسأله بود :
اول این که در میان نویسندگان نوآوری و ابتکار وجود نداشت و دوم مسائل دینی و مذهبی در دوره صفویه تمایل آن ها را به کتب عربی شدت می بخشید ، در قرن یازدهم کتاب هایی نوشته شده که مطالب آن ها عیناً شبیه تلخیص و مطول است مثل انوارالبلاغه محمد هادی مازندرانی و رساله بیان بدیع میرزا ابوطالب میر فندرفندرسکی ، در علم عروض و قافیه نیز تألیفاتی وجود داشت. مضافاً فن معماری و حل آن که از قرن نهم شروع شده و در قرن دهم رواج کامل یافته بود در این دوره به حیات خود ادامه داد و تا حدودی رونق داشت. (همان/33

2-4-6)بلاغت در قرن سیزدهم
«در این دوره رکود علوم ادبی محسوس است بعضی نویسندگان صناعات بدیعی کتب قبل را جمع آوری کردند که در واقع کار آن ها نوعی تقلید صرف بود ، در این زمان این آثار قابل ذکر است یکی کتاب مدارج البلاغه رضا قلی خان هدایت که در بعضی صناعات عین متن حدائق السحر را آورده هر چند که هدفش مقابله با آن بوده است و دیگر کتاب ابدع البدایع از شمس العلماء گرکانی است که نویسنده با استفاده از کتب مشهور فارسی و عربی مثل حدائق ، المعجم ، مفتاح العلوم ، تلخیص و مطول آن را نوشته و بعضی استدارکات او در آثار قبل یافت می شود که بیشتر نام آنها را تغییر داده است ، و نیز کتاب دره نجفی که در سال 1290 هـ.ش در یک هفته به طور اختصار در عروض و قافیه و بدیع به تقلید از نویسندگان قبل نوشته شد ، در این دوره هیچ چیز بکر و تازه در علوم بلاغی یافت نمی شود. (همان/34)
2-4-7)بلاغت در قرن چهاردهم
بلاغت در این دوره در ادب فارسی در دو نیم قرن قابل نقد و بررسی است که در نیم قرن اول به جز فنون بلاغت استاد همایی تقریباً چیز تازه ای دید نمی شود اما در نیمه دوم به صورت ها و اشکال مختلف ظاهر شده است که به هر دو مورد اشاره می شود :
در نیم قرن اول نویسندگان به مطالب کتاب های قبل توجه داشتنه اند که تعدادی بدون هیچ گونه نظری همان مطلب را عیناً بیان کرده اند و گروهی نسبت به بعضی مطالب اظهار نظر کرده و صناعات را به شکل تقریباً موضوعی بررسی کرده اند. (همان/34)
در این دوره استاد همایی کتاب فنون بلاغت و صناعات ادبی را در دو مجلد تألیف کرده اند که که تقریباً بیشتر صناعات را از لحاظ موضوعی کنار هم قرار داده و نسبت به تعداد محدودی اظهار نظر کرده که طرح بررسی صناعات به این شکل در نوع خود تازگی داشت.
محمدعلی رجایی کتاب معالم البلاغه را به تقلید از تلخیص و مطول نوشت و دکتر نشاط در کتاب «زیب سخن» صناعات را به ترتیب حروف الفبا تا پایان اصطلاح «ثنا» در دو جلد با اطناب و تفصیل از روی کتب قبل رونویسی کرده است.
نیم قرن دوم این دوره نیز در واقع تقلیدی از مطالب و موضوعات آثار قبلی به همراه مطالبی تازه که بیشتر شامل دو گروه می شود : اول نویسندگانی هستند که صناعات را به همان شکل قبلی ذکر و درباره تعدادی از آن ها اظهار نظر و استنباطات علمی خود را بیان کرده اند.
گروه دوم نویسندگانی که صناعات بدیعی را با طبقه بندی علمی از لحاظ موضوع در چند خانواده قرار داده و آن ها را بررسی کرده و تعداد محدودی از صناعات جدید به آن ها افزوده اند که دکتر شفیعی کدکنی در این راه پیشدم است و با شیوه ای نو و عالمانه صناعات لفظی را بررسی کرده است.
اما گروهی در بعضی صناعات دخل و تصرف نموده و توضیحات آن ها با دانشمندان بزرگ بلاغت مغایرت دارد و تعدادی صناعات را به گونه ای دیگر بیان کرده اند و در کار خود موفق نبوده اند.
خلاصه سطحی نگری ، نامگذاری مجدد صناعات و آمیختن مطالب آنها با هم باعث نابسامانی علم بدیع و از بین رفتن عشق و علاقه دانش پژوهان می گردد که احتراز از آن ها اولی است.»(همان/ص30)

1تأملی در زمان وزندگی حافظ
«شمس الدین محمد شیرازی متخلص به حافظ و ملقب به لسان الغیب یکی از پر رمز و راز ترین شاعران ایران و جهان است نام پدرش بهاءالدین می باشد که بازرگانی می کرده و مادرش اهل کازرون شیراز بوده تاریخ تولد او را بعضی ها سال 792و برخی بین سالهای 730-720ثبت کرده اند اوایل قرن 8بوده بعد از مرگ پدر برادران که هر کدام بزرگتر از او بودند به سویی روانه شدند و شمس الدین با مادرش در شیراز ماند و روزگار آنها در تهیدستی می گذشت حافظ همین که به سن جوانی رسید در نانوایی به خمیر گری مشغول شد تا آنکه عشق به تحصیل کمالات او را به مکتب خانه کشانید .حافظ تحصیل علوم و کمالات را در زادگاه خود کسب کرد و مجلس درس علما و فضلای بزرگ خود را که یکی از آنان قوام الدین عبدالله بود درک نمود و در علوم به مقامی رفیع رسید .(صوفی ،1378:ص145).
«خواجه در اشعار خود از آیات و نکات قرآنی استفاده کرده است .صبح خیزی و سلامت طلبی را از دولت قرآن می داند :«هر چه دارم همه از دولت قرآن دارم».
اصولاً کلمة حافظ به کسانی اطلاق می شد که بتوانند قرآن را از بر خوانده یا در حدود یکصد هزار حدیث حفظ داشته باشند .بگفتة خود او حافظ قرآن بوده است :
حــافظم در مجلسی ،دردی کشم در محفلی بنگر این شوخی که چون با خلق صنعت میکنم !
در بعضی از کتب کلمه حافظ به معنای مطرب و قوال هم آمده است و اغلب موسیقی دانان آن عصر را بنام حافظ می خواندند .(امینی،1354:ص15)
«حافظ دوران اول زندگانی و ایام جوانی خود را با جدیت و کوشش در راه تحصیل علم و دانش با تحمل زحمات و مشقات طاقت فرسائی پشت سر گذاشت .با اطلاعات و معلومات کافی که در علم فقه و اصول و کلام بدست آورده بود در ردیف دانشمندان و شعرای عصر خود قرار گرفت .
با هوش و ذکاوت فطری ،با ذوق سلیم و طبع روانی که در سرودن اشعار داشت به دربار حکمرانان شیراز راه یافت و در نزد بعضی فرمانروایان قرب و منزلت فراوان بدست آورد.چون حافظ نصف بیشتر از عمر خود را در ملازمت پادشاهان و خدمت در دستگاه آنان صرف کرده بیش از 137غزل در تشریح وضع حکومت ،ادارة امور مملکت ،طرز رفتار و اعمال حکام و ملامت و سرزنش پادشاهان مستبد ،درباریان متملق و چاپلوس سروده است .»(همان /ص17)
«بطور خلاصه حافظ معلومات عصر خود را تحصیل کرده و این تخلص بر حسب اتفاق نیست ،بلکه چون حافظ قرآن با قرائتهای هفت گانه یا چهارده گانه بوده ،از این کمال معنون تخلص شعری گرفته است .
قرآن را با تفسیر و قرائت های مختلفه می دانسته و بر کشاف زمخشری حاشیه نوشته است و از علم حکمت شاید بهره مند بوده که فرموده است:
زحافظان جهان کس چـو بنده جمع نکرد مسائل حــکمی بـــا نــکات قـرآنی
عشقت رسد به فریاد ورخود بسان حافظ قــرآن زبر بخوانی در چهارده روایت
(بامداد ،1348:ص19)
«حافظ در نزد مولانا عضد الدین ایجی و میرسید شریف جرجانی حکمت و فقه اسلامی را آموخته است .قرنی که حافظ در آن زندگی می کرد عصر رواج تصوف است از این رو حافظ از آغاز جوانی با این افکار بزرگ شده و یکی از عرفای بزرگ زمان خود گردید و افکار عرفانی را در غزلیات خود که در این قرن بیشتر از اقسام دیگر شعر رواج داشت در قالب بهترین و لطیف ترین معانی درآورد و اشعار حکمتی و عرفانی را در لباس غزل جلوه گر ساخت.
هانری ماسه مستشرق معروف فرانسوی می نویسد:هیچ یک از شعرا به پایه حافظ در بیان معنی نرسیده اند –حافظ اطلاعات زیاد از ادبیات و الهیات داشت و شعرای گذشته را خوب می شناخت و همواره در میان الهامات عاشقانه و عارفانه سیر می کرد و در اشعار خود در نتیجه لطف تنظیم و حسن انتخاب کلمات آهنگی ایجاد می کرد بدون اینکه لغات مشکل به کاربرد –حافظ شعر غنائی ایران را به حد کمال رسانید.(ستوده ،1347:ج2،صص310-311)
«حافظ از آن اشخاص حقیقت جواست که تحصیلات ظاهری و فرا گرفتن الفاظ و اصطلاحات موضوعه وسیله تسلی دل و اقناع خاطر بیقرارش نگشته و در پی آن رفته که حقایق را چنانچه هست ببیند نه چنانچه بر او تلقین و القا کرده اند .(بامداد،1348:ص36)
«خواجه شمس الدین محمد شیرازی که بسیاری از ادب پژوهان و صاحبنظران او را بزرگترین غزلسرای ایران در طی تاریخ هزارودویست سالة شعر فارسی می دانند ،در فاصلة بین چنگیز و تیمور به دنیا آمد .
در عصری از اعصار عظمت و سر بلندی و وحدت و اتحاد سیاسی و ملی ایران نبود .چشمة حیات در درون ظلمات بود .گویی خداوند او را برای تسلی بخشیدن به خاطر مجروح و آزردة ایرانیان بر گماشته بود .او بی آنکه پیغمبر باشد ،صاحب کتاب بود ،کتابی زندگی بخش و احیاگر که شش قرن است همچنان از آن نسیم حیات می وزد .(خرمشاهی ،1373:ص1)
«حافظ ،فشردة کل تاریخ ایران را در این مجموعة نسبتاً کم حجم ،جای داده ،که یکی از عجایب است ».(اسلامی ندوشن ،1390:ص183)
«شعرهایی که واقعاً از حافظ است و می شود ثابت کرد که از اوست ،بر ایام عمر حافظ تقسیم کرده اند –یک وقتی آقای محیط طباطبائی این را بیان می کرد –شاید در ماه یک غزل گفته باشد .او غیر از شاعرهای دیگری مثل نظامی یا فردوسی و حتی مولوی است ،اینها به شاعر بودن در زمان خودشان شناخته می شده اند .البته شعر حافظ با همة کمی ،در همان زمان خودش شهرت پیدا کرده و نه تنها از دروازه های شیراز بیرون رفته بلکه از دروازه های ایران

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد معانی و بیان، ترجمان البلاغه، مقتضای حال، یونان باستان Next Entries پایان نامه ارشد درمورد دیوان حافظ، فکر و اندیشه، استعاره و کنایه، ایرانی بودن