پایان نامه ارشد درمورد فناوری اطلاعات، رویکرد کیفی، جذب دانش

دانلود پایان نامه ارشد

پروژه از جانب مشاوران خارجی و بازگشت کاربران خبره به نواحی عملیاتی خود، دچار سردرگمی و ابهام نشوند. دسترسی به چنین ایده آلی فراتر از مستندسازی های تهیه شده و راهنماهای آموزشی کاربر است و کاربران عادی سیستم باید در کنار مشاوران و کاربران خبره، به اجرای سیستم سازمانی و استفاده از آن بپردازند تا دانش مشاوران درباره سیستم سازمانی که به آسانی قابل نوشتن نیست را یاد بگیرند. در این مرحله از چرخه حیات سیستم سازمانی مشاوران و کاربران خبره، دانش خود پیرامون سیستم سازمانی و بهروش های کسب و کار را با پرسنل عملیاتی( کاربران نهایی) سازمان به اشتراک می گذارند.
در این مرحله نیز باید تاکید زیادی بر ذخیره و کد گذاری چگونگی انجام کارها و راه حل های پیدا شده برای مشکلات مختلف وجود داشته باشد و دروس آموخته شده در پایان هر مرحله مستند سازی شود تا در مراحل بعدی بخصوص مرحله بروز رسانی مورد استفاده مجدد قرار گیرند.
در این مرحله آموزش پرسنل سازمانی و کاربران خبره از جانب مشاوران و فروشندگان سیستم سازمانی حائز اهمیت است و مشاوران و فروشندگان باید مهارت های آموزشی لازم را جهت آموزش پیکربندی سیستم سازمانی و بهروش های تعبیه شده در آن داشته باشند. این آموزش ها را می توان از طریق آموزش های رسمی، گارگاه های آموزشی، مواد آموزشی و راهنماها به کاربران ارائه داد.
یکی از موانع مهم مدیریت مؤثر دانش در مرحله پذیرش، نبود ظرفیت جذب و توانایی ابقای دانش جدید است. دانش قبلی اعضای سازمان ظرفیت جذب دانش جدید را تحت تاثیر خود قرار می دهد و چنین مشکلی می تواند توانایی پرسنل سازمانی را در جذب دانش پایین بیاورد. لازم به ذکر است که به توانایی پذیرنده دانش در حفظ و ابقای دانش منتقل شده از طریق کاربردی کردن آن، ظرفیت ابقای دانش گفته می شود. اگر چنین ظرفیتی پایین باشد، مشکلات یکپارچگی دانش منجر به مقاومت در استفاده از دانش خواهد شد. فقدان ظرفیت جذب دانش از جانب پذیرنده آن یکی از موانع مهم مدیریت دانش محسوب می شود و غلبه بر چنین مانعی نیازمند فراموشی استفاده عادی و روزمره از دانش قبلی توسط پرسنل سازمانی می باشد.
نبود زیرساخت های فناوری اطلاعات نیز یکی از موانع مدیریت دانش در این مرحله محسوب می شود. در واقع می توان از فناوری اطلاعات در این مرحله به منظور جمع آوری، تعریف، ذخیره و فهرست بندی مشکلات و راه حل های مرتبط با آنها استفاده کزد و همچنین مخازنی را فراهم کرد که دانش به دست آمده به طور قابل اطمینانی ذخیره شده و در مراحلی مثل بروزرسانی مورد استفاده مجدد قرار گیرد.

شکل 3-6 سطر مربوط به مرحله پذیرش از چارچوب پیشنهادی
3-2-5- مرحله عادی سازی
از یک سیستم سازمانی ممکن است سال ها بدون تغییر استفاده شود. در این مرحله کاربر سیستم را می پذیرد، استفاده از سیستم به یک فعالیت عادی تبدیل می شود، نقص ها برطرف می شوند، یکپارچگی سازمانی محقق می شود و سازمان به هماهنگی عملیات داخلی و فوائد آن دست خواهد یافت. به منظور اجرا شدن و استفاده از سیستم (اجرای فرآیندهای سیستم سازمانی)، پرسنل سازمان، نیازمند درک دقیقی از نرم افزار( دانش خاص محصول) و دانش کسب و کار ناحیه عملیاتی خود هستند.
در این مرحله دانش کاربران خبره که طی مراحل تطبیق و پذیرش به دست آمده به منظور حل مشکلات کاربران و واحدهای عملیاتی استفاده می شود. علاوه بر این کاربران از تجربه و دانش کاربران دیگر در جهت حل مشکلات به وجود آمده استفاده می کنند. این دانش را می توان از طریق ارتباط با کاربران دیگر، پایگاه دادهای ایجاد شده و یا گفتگوهای غیر رسمی در سطح سازمان به دست آورد. از موانع مهم مدیریت مؤثر دانش، دانش اثبات نشده می باشد. در مرحله عادی سازی، کاربران برای اولین بار از گزارش های تولید شده توسط سیستم استفاده می کنند و اطلاعات حاصل از آن را مورد استفاده قرار می دهند. اگر این اطلاعات دقیق نباشند یا به نظر برسند که دقیق نیستند، کاربران به کارایی و سودمندی سیستم سازمانی شک کرده و به توان سیستم در حل کردن مشکلاتشان بدبین می شوند.
اعضای سازمانی با مهارت عمومی استفاده از فناوری اطلاعات و کامپیوتر، به سازمان در استفاده موثر و کارآمد از سیستم سازمانی کمک می کنند. فقدان مهارت های به کارگیری کامپیوتر و فناوری اطلاعات در این مرحله منجر به دلسردی پرسنل سازمان در استفاده از سیستم سازمانی خواهد شد. افرادی که مهارت استفاده از سیستم های کامپیوتری را دارند از این مهارت در جهت پیشرفت خود و سازمان استفاده خواهند کرد. در این مرحله پرسنل سازمانی در کنار دانش کسب و کار نیازمند مهارت استفاده و به کارگیری فناوری اطلاعات نیز هستند تا بتوانند به طور مؤثر از سیستم سازمانی استفاده کنند. لازم به ذکر است که مهارت های عمومی فناوری اطلاعات پرسنل سازمانی باعث افزایش رضایت آنها و استفاده مؤثر از سیستم سازمانی شده و همچنین به ایجاد تعهد و پذیرش سریعتر سیستم از جانب پرسنل سازمانی کمک خواهد کرد.

شکل 3-7 سطر مربوط به مرحله عادی سازی از چارچوب پیشنهادی
3-2-6- مرحله به روز رسانی
در این مرحله یکپارچگی فناوری اطلاعات در سطح سازمان به وجود آمده و استفاده از سیستم در سازمان موقعیت عجیبی محسوب نمی شود. سازمان به دنبال نوآوری های بعدی به منظور دستیابی به مزیت رقابتی بیشتر است. در واقع هدف مرحله به روز رسانی، بهبود فرآیندهای کسب و کار از طریق نصب به روز رسانی های جدید می باشد. سیستم سازمانی باید به صورت مداوم تغییر کند تا بتواند قسمت عمده ای از کسب و کار سازمان را منعکس کند. در طی این مرحله از چرخه حیات سیستم سازمانی، تغییرات محیط کسب و کار بر روی سیستم سازمانی باید توسط مدیران سازمانی رصد شود و باید بررسی شود که سیستم سازمانی چگونه می تواند این تغییرات را منعکس کند. مدیران ارشد با راهنمایی و مشاوره فروشندگان و مشاوران اقدام به انتخاب و خرید ماژول های جدیدی می کنند که نیازمند نصب و پیاده سازی هستند. در این مرحله نیز دانش فنی پیرامون زیرساخت های فناوری اطلاعات سازمان می تواند به اضافه کردن آسان تر به روز رسانی های در نظر گرفته شده کمک کند.
در طی مرحله به روز رسانی، دانش بین سازمان و گروه های خارجی درگیر در پیاده سازی منتقل می شود و مشاوران پیشنهادهای را برای تنظیمات سیستم و به روزرسانی ها ارائه می دهند. مدیران ارشد سازمان ها نیز دانش پیرامون نیازمندی ها و انتظارات سازمان خود را به فروشندگان و مشاوران منتقل می کنند تا در به روز رسانی های آتی سیستم اعمال شوند. استفاده مجدد از دانش در این مرحله بسیار مهم تلقی می شود، چراکه تجربیات مراحل پذیرش و تطبیق بسیار مهم هستند. اسناد مربوط به تصمیم های پیکربندی و منطق انجام آنها که عمدتا در طی مرحله پذیرش به وسیله تیم پیاده سازی سیستم سازمانی تهیه شده اند، در این مرحله مورد استفاده مجدد قرار می گیرند. همچنین اطلاعات از قبل ذخیره شده پیرامون تغییرات و سفارشی سازی های سیستم در طی مرحله نصب به روز رسانی ها و سایر عملیات نگهداری سیستم استفاده می شوند.
یکی از موانع مهم مدیریت مؤثر دانش در این مرحله، بازنشستگی، اخراج، فوت و یا از دست دادن پرسنل دانش محوری است که تجربه کافی استفاده از سیستم سازمانی را دارند. در مرحله به روز رسانی نیازمند استفاده مجدد از دانش به دست آمده در مراحل انطباق و پذیرش هستیم که قسمت عمده ای از آن به صورت ضمنی در ذهن پرسنل سازمانی جا گرفته است. در نتیجه با از دست دادن منابع دانش، استفاده مجدد از دانش می تواند با مشکلاتی مواجه شود.

شکل 3-8 سطر مربوط به مرحله به روز رسانی از چارچوب پیشنهادی

4- فصل چهارم محاسبات و یافته های تحقیق
(ارزیابی چارچوب پیشنهادی)

4-1- مقدمه
نقطه شروع تحلیل مجموعه ای از اطلاعات و یافته ها برای اهداف تحقیقاتی، استفاده از 2 رویکرد کلی کمی60و کیفی61 می باشد. رویکرد کمی، از علوم طبیعی مثل زیست شناسی، شیمی، فیزیک و… ناشی می شود و مربوط به تحقیق درباره پدیده هایی است که قابل مشاهده بوده و به طریقی قابل اندازه گیری هستند. چنین مشاهدات و اندازه گیری هایی می توانند عینی شده و توسط سایر محققین تکرار و استفاده شوند. روش معمول در رویکرد کمی، مطالعه و بررسی منابع موجود برای تدوین نظریه های مناسب، ایجاد تئوری ها و فرضیه های ممکن و سپس تست و تجزیه و تحلیل آماری این تئوری ها و فرضیه ها می باشد. روش های کمی معمولا با جمع آوری و پردازش داده های عددی سروکار دارند و ابزاری برای آزمایش تئوری های عینی از طریق بررسی ارتباط بین متغیرها با استفاده از رویه های آماری هستند. به چنین فرآیندی رویکرد کمی تحقیق گفته می شود. در مقابل، رویکرد کیفی، بینش هایی را فراهم می کند که با رویکردهای صرفا کمی نمی توان آنها را تشریح نمود. رویکرد کیفی ابزاری برای کاوش و درک مفاهیمی است که افراد یا گروه هایی آنها را به مسائل اجتماعی و انسانی نسبت می دهند. به عبارتی می توان چنین بیان کرد که روش تحقیق کیفی با مجموعه ای از داده های غیر عددی سروکار دارد. البته این الزاما بدین معنی نیست که داده های کیفی به هیچ عنوان کمیت پذیر نیستند بلکه مثلا خروجی مصاحبه ها و پرسشنامه ها می تواند داده های کمی باشد. قابلیت تفسیر62یکی از ویژگی های مهم داده های کیفی محسوب می شود و اگرچه قسمتی از داده های تولید شده کمیت پذیر هستند، اما حجم وسیعی از تحلیل انجام گرفته، معمولا تفسیری می باشد.
در ذیل به تشریح بیشتر ویژگی های رویکرد کیفی پرداخته و تفاوت های آن را با رویکرد کمی بیان می کنیم:
• رویکرد کیفی مرتبط با نظرات، تجربیات و احساسات افراد تولید کننده داده های ذهنی است.
• درک یک موقعیت از طریق یک چشم انداز کلی حاصل می شود. رویکرد کمی به توانایی شناسایی مجموعه ای از متغیرها بستگی دارد.
• داده های کیفی از طریق مواجهه مستقیم با افراد، مصاحبه نفر به نفر، مصاحبه های گروهی یا مشاهده جمع آوری می شوند.
• از داده ها برای خلق مفاهیم و تئوری هایی که به ما در جهت درک پدیده های اجتماعی کمک می کنند، استفاده می شود که این رویکرد یک روش استنتاجی برای توسعه تئوری محسوب می شود.
در کل تفاوت بین 2 رویکرد مذکور را می توان به صورت جدول شماره 4-1 خلاصه کرد:

جدول 4-1 تفاوت بین دو رویکرد کمی و کیفی]36[
رویکرد کمی
رویکرد کیفی
عینی
ذهنی
جزءنگر
کل نگر
علمی
پدیدار شناختی63
اثبات گرا
غیر اثبات گرا
تجربی
توصیفی
برنامه ریزی شده
طبیعی
استقرائی
استنتاجی

روش دلفی یکی از روش های جامع برای انجام تحقیقات با استفاده از رویکرد کیفی است که در ادامه به شرح آن می پردازیم.
4-2- معرفی روش دلفی
روش دلفی فرآیندی تکراری64برای جمع آوری و چکیده برداری قضاوت های بی نام خبرگان با استفاده از یک سری پرسشنامه است که به همراه بازخورد در بین آنها توزیع می شود. پرسشنامه ها به منظور تمرکز بر مشکلات، فرصت ها، راه حل ها، ارزیابی ها و پیش بینی مسائل آینده طراحی می شوند. هر پرسشنامه بر اساس نتایج پرسشنامه های قبلی ایجاد می شود. با توجه به سبک های مختلف پیاده سازی روش دلفی می توان به قابلیت انعطاف آن پی برد. در واقع روش دلفی، روشی برای ساختاردهی گروهی از فرآیندهای ارتباطی در جهت تسهیل حل دسته جمعی مشکلات و ساختاردهی مدل ها می باشد. از روش دلفی در موقعیت هایی استفاده می شود که دانش کافی پیرامون مسئله و یا پدیده ای وجود ندارد و نمی توان از تکنیک های دقیق تحلیلی برای مواجهه با آنها استفاده کرد بلکه باید از قضاوت های ذهنی خبرگان بر اساس عقل جمعی استفاده کرد.
به منظور پیاده سازی تکنیک دلفی از یک سری پرسشنامه پی در پی یا دورهایی65 استفاده می شود که از طریق بازخورد کنترل شده، بین خبرگان یک موضوع خاص، توزیع شده و به دنبال دستیابی به قابل اعتمادترین اجماع نظر گروهی این خبرگان می باشد. این تکنیک در مواردی سودمند است که قضاوت های فردی باید مورد استفاده قرار گرفته و به هنگام نبود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد انتقال دانش، مدیریت دانش، اشتراک دانش Next Entries پایان نامه ارشد درمورد فناوری اطلاعات، رتبه بندی، مدیریت دانش