پایان نامه ارشد درمورد فضایل اخلاقی، تحول اخلاقی، فضیلت اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

به پيروى آنان هدايت يافته‏ايم* و اين گونه در هيچ شهر و ديارى پيش از تو پيامبر انذاركننده‏اى نفرستاديم مگر اينكه ثروتمندان مست و مغرور آن گفتند: ما پدران خود را بر آئينى يافتيم و به آثار آنان اقتدا مى‏كنيم. »

3-2-2. فقدان پشتوانه اجرایی درونی و بیرونی
پیروی اعراب از همین قوانین و ضوابط موروثی نیز، که در برخی موارد می توانست گره از کار آنها بگشاید، همواره رعایت نمی شد و بیشتر مربوط به اوضاع عادی و روزمره زندگی بود و در مواقع بحرانی، قدرت ضبط و و ربط کردار و کنترل افراد را نداشت؛ چنانکه شعار اعراب بادیه که می گفتند « انصر اخاک ظالما او مظلوما 100 : برادرت را یاری کن خواه ظالم و خواه مظلوم باشد.» این حقیقت را می رساند.101 این بدان سبب بود که ضمانت اجرایی محکمی برای همین ضوابط نیز در کار نبود و اعراب بنابر جهان بینی خود، که به زندگی پس از مرگ و ثواب و عقاب اعتقادی نداشتند، در چنین مواقعی همان ضوابط آباء و اجدادی را نیز که گاه می توانست به اختلافات و منازعات پایان بدهد، به کنار می گذاشتند و به خوی جاهلی و هوا و هوس تن می دادند و از این گذر، فجایعی می آفریدند. پیروی از هوا و هوس در هنگامی که نیاز به خویشتنداری و حلم است، باعث تشتت و اختلاف نظری و رفتاری می شد و حوادث ناگواری می آفرید؛ چنانکه امام علی (ع) در کلمات بسیاری با اشاره به بعثت پیامبر(ص) بدین موضوع اشاره فرموده است:

« أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ تَنَازُعٍ مِنَ الْأَلْسُنِ 102 :
او را پس از يك دوران فترت بعد از پيامبران گذشته فرستاد، به هنگامى كه در ميان مذاهب مختلف نزاع در گرفته بود.»

« أرسلَهُ … على حين فَترة من الرّسل و ضلالة من النّاس و اختلاف من الأمور و تَنازُِِِِع من الألسن 103 :
او را پس از يك دوران فترت بعد از پيامبران گذشته فرستاد؛ هنگامى كه مردمان گمراه شده بودند و امورشان به اختلاف افتاده بود و در ميان مذاهب مختلف نزاع در گرفته بود.»

جنگها، نزاعها و قتل و غارتهای دائم میان اعراب بی سبب نبودند و سبب آنها را باید در معضلاتی که یاد شد، پی جست. امام علی(ع) در برخی خطبه ها، تصویری روشن از آن وضعیت ارائه کرده که می توان از لابلای آن، علت اصلی را که همانا نبود ضوابط و قوانین روشن از یک طرف و فقدان ضمانت اجرایی همان ضوابط و قواعد رفتاری عام انسانی از سوی دیگر است، رصد کرد:

« أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ طُولِ هَجْعَةٍ مِنَ الْأُمَم وَ اعْتِزَامٍ مِنَ الْفِتَنِ وَ انْتِشَارٍ مِنَ الْأُمُورِ وَ تَلَظٍّ مِنَ الْحُرُوبِ وَ الدُّنْيَا كَاسِفَةُ النُّورِ ظَاهِرَةُ الْغُرُورِ عَلَى حِينِ اصْفِرَارٍ مِنْ وَرَقِهَا وَ إِيَاسٍ مِنْ ثَمَرِهَا وَ اغْوِرَارٍ مِنْ مَائِهَا قَدْ دَرَسَتْ مَنَارُ الْهُدَى وَ ظَهَرَتْ أَعْلَامُ الرَّدَى فَهِيَ مُتَجَهِّمَةٌ لِأَهْلِهَا عَابِسَةٌ فِي وَجْهِ طَالِبِهَا ثَمَرُهَا الْفِتْنَةُ وَ طَعَامُهَا الْجِيفَةُ وَ شِعَارُهَا الْخَوْفُ وَ دِثَارُهَا السَّيْفُ 104:
هنگامى خداوند رسالت را بر عهده او گذارد كه مدتها از بعثت پيامبران پيشين گذشته بود و ملتها در خواب عميقى فرو رفته بودند. فتنه و فساد جهان را فرا گرفته بود. كارهاى خلاف در ميان مردم منتشر و آتش جنگ زبانه مى‏كشيد، دنيا بى‏نور و پر از مكر و فريب گشته بود. برگهاى درخت زندگى به زردى گرائيده و از ثمره زندگى خبرى نبود، آب حيات انسانى به زمين فرو رفته، منارهاى هدايت به كهنگى گرائيده، پرچمهاى هلاكت و بدبختى آشكار شده بود، دنيا با قيافه‏اى زشت و كريه به اهلش مى‏نگريست و با چهره عبوس با طالبانش روبرو بود. ميوه درخت آن فتنه و طعامش مردار بود، در درون، وحشت و اضطراب و در برون شمشير، حكومت مى‏كرد.»

برخی افعالی که پیامبر(ص)، بر حرمت آنها تاکید نمود، پیش از آن نیز در نظر مردمان عرب، زشت بودند105؛ ولی ضمانت اجرایی روانی و فراروانی که دوری مردمان را از افعال ناروا تضمین کند و در مواقع بحرانی مانند غلبه خشم یا شهوت، آنان را از ارتکاب اعمال زشت بازدارد، وجود نداشت.

3-2-3. استحاله و نابودی فضایل اخلاقی
چنانکه گذشت، دو دسته فضایل اخلاقی در میان عرب شناخته شده بود که دسته ای از آنها میراث انبیای پیشین بود هرچند بر اثر گذر زمان رنگ و بوی اصیل خود را از دست داده بود. این دو گروه از فضیلت های اخلاقی به نوعی ضرورت زندگی در آن اقلیم و با آن سازگار و هماهنگ بودند و در ابتدا، به گونه ای حکیمانه در جریان حیات صحرا نقش بازی می کردند و زندگی را جاری و ساری می ساختند. فضیلت اخلاقی «مروّت» که دربردارنده فضیلت های اخلاقی دیگری مانند سخاوت، شجاعت، صبر، صداقت و امانت بود، کمال مطلوب اعراب به شمار می رفت106 که لازمه زندگی در صحرا بود. به عنوان نمونه، سخاوت در صحرا که نیازهای اولیه زندگی بسیار کمیاب است، از ضرورتهای زندگی به شمار می رفت و یاری دیگران از طریق میهمان نوازی و بخشندگی را طلب می کرد و این کارها را در نظر عرب که آن گونه زندگی را به خوبی درک کرده بود، ارزشمند می نمود. احساس این نیاز اعراب را به سوی بی اهمیتی به مال و ثروت و حتی نکوهش جمع آوری ثروت بر انگیخته بود.107
اما به نظر می رسد که رفته رفته فضیلت های اخلاقی و از جمله مروت و زیر مجموعه اش از فلسفه اصیل خود دور گشتند و در دوران نزدیک به ظهور پیامبر، ماهیت و هدف از این فضیلت های اخلاقی چیزی جز آنچه بود که بعدها پیامبر(ص) ترویج و تبلیغ کرد. در دوران نزدیک بعثت، مروت برای عرب ماهیتی خودخواهانه و جاه طلبانه گرفت و عرب بیشتر در اتصاف به این صفت اخلاقی، در پی خودنمایی، نام آوری و شهرت بود. او از این گذر می خواست نام خود را جاودان سازد یا بر دیگران فخر بفروشد. برای نمونه، جود و کرم که از صفات و فضایل مشهور عرب بود و اعراب سخت بدان پایبند بودند و آن را نشانه شرف و اصالت خویش می پنداشتند، نه از روی انگیزه های انسان دوستانه و دستگیری مستمندان و نیازمندان بلکه برای تفاخر و نشان دادن فضیلت و برتری خود بر قبایل دیگر یا مسافرانی که از سرزمین آنها می گذشتند، گرامی داشته می شد. به طور کلی، فضیلتی اخلاقی که یکسره از انگیزه های حیوانی و مباهات و ریاکاری به دور باشد، کمتر میان اعراب پیدا می شد.108
چنانکه در آینده خواهیم گفت پیامبر(ص) همین فضیلتها را تبلیغ و ترویج کرد؛ اما در ساختار معنایی و فلسفه و حکمت آنها دگرگونی اساسی ایجاد کرد و جانی انسانی و متعالی بدانها بخشید. این نکته را نیز نباید فروگذاشت که از برخی آیات قرآن بر می آید که در هنگام ظهور اسلام، برخی فضیلتهای اخلاقی مانند سخاوت حتی با آن معنای عربی خودخواهانه نیز در شرف نابودی و استحاله بوده اند. ایزوتسو معتقد است که در حول و حوش ظهور اسلام، در جامعه مکه که یک جامعه بازرگانی بود، فضیلت مروت نفوذ پرتوان خود را از دست داده بود و مفهومی که مردم قبیله نشین عرب از مجد و شرافت داشتند دیگر به عنوان شالوده واقعی زندگی کارآیی نداشت.109 اعراب بادیه نشین جمع کردن ثروت را هیچگاه به بخشندگی، جود و کرم ترجیح نمی دادند اما اینک در جامعه مکه، یگانه وسیله شکوه و جلال همان ثروت بود. بدین رو، قرآن کریم نیز از مکیان توانگری که به ظاهر به دین اسلام گرویدند، با تعابیری مانند «یقبضون ایدهم؛ دستانشان را می بستند»110یاد کرده و آنان را نکوهش کرده است. کثرت نکوهشهای قرآنی خطاب به کسانی که بخل می ورزند نشان از آن دارد که بخل در اواخر روزگار جاهلیت و آغاز روزگار بعثت، از بیماریهای اخلاقی در حال شیوع بوده است. برای نمونه:

« وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لِلَّهِ ميراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبير111 :
كسانى كه بخل مى‏ورزند و آنچه را خدا از فضل خويش به آنان داده، انفاق نمى‏كنند، گمان نكنند اين كار به سود آنها است بلكه براى آنها شر است، بزودى در روز قيامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزيدند، همانند طوقى به گردنشان مى‏افكنند. ميراث آسمانها و زمين، از آن خداست و خداوند، از آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است.»

« الَّذينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرينَ عَذاباً مُهينا 112 :
آنها كسانى هستند كه بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل دعوت مى‏كنند و آنچه را كه خداوند از فضل (و رحمت) خود به آنها داده، كتمان مى‏نمايند. (اين عمل، در حقيقت از كفرشان سرچشمه گرفته) و ما براى كافران، عذاب خواركننده‏اى آماده كرده‏ايم.»

« الَّذينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ مَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ 113 :
همانها كه بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل دعوت مى‏كنند و هر كس (از اين فرمان) روى‏گردان شود، (به خود زيان مى‏رساند نه به خدا)، چرا كه خداوند بى‏نياز و شايسته ستايش است! »

امام علی(ع) نیز در فقراتی از سخنان خویش از سخاوت سخن گفته و مردمان معاصر خویش را به آراستگی بدین فضیلت اخلاقی راه نموده است که نشان می دهد، بخل یک مسئله اخلاقی مبتلا به بوده است :

« فَمَنْ آتَاهُ اللَّهُ مَالًا فَلْيَصِلْ بِهِ الْقَرَابَةَ وَ لْيُحْسِنْ مِنْهُ الضِّيَافَةَ وَ لْيَفُكَّ بِهِ الْأَسِيرَ وَ الْعَانِيَ وَ لْيُعْطِ مِنْهُ الْفَقِيرَ وَ الْغَارِمَ وَ لْيَصْبِرْ نَفْسَهُ عَلَى الْحُقُوقِ وَ النَّوَائِبِ ابْتِغَاءَ الثَّوَابِ فَإِنَّ فَوْزاً بِهَذِهِ الْخِصَالِ شَرَفُ مَكَارِمِ الدُّنْيَا وَ دَرْكُ فَضَائِلِ الْآخِرَةِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ 114 :
بنا بر اين كسى كه خداوند به او ثروتى بخشيده بايد پيوند خويشاوندى را برقرار سازد (و صله رحم كند)، از ميهمانان (شايسته) بخوبى پذيرائى كند، اسيران را آزاد سازد و به فقراء و بدهكاران كمك دهد و بايد بخاطر رسيدن پاداش الهى در برابر پرداخت حقوق متعلق به ثروتش و مشكلاتى كه در اين راه به او مى‏رسد شكيبا باشد. چه اين كه به دست آوردن اين خصال نيك موجب شرافت و بزرگى در دنيا و درك فضائل سراى ديگر خواهد شد انشاء اللّه.»

در برخی فقرات دیگر از گفتارهای امام علی(ع)، از آراستگی پیامبر(ص) به سخاوت یاد شده است که جدا از آنکه امام (ع) قصد مدح و بزرگداشت پیامبر(ص) را داشته، یکی از اهداف آن حضرت، تشویق و ترغیب مسلمانان به دوری از بخل و بازگشت به صفات پیامبر(ص) بوده است115 :

« أَجْوَدَ الْمُسْتَمْطَرِينَ دِيمَةً 116:
باران جود و بخشش او [پیامبر(ص)] از همه با دوام تر بود.»
« كان محمّد (ص)…أنداه كفّا117 :
محمد (ص) در میان مردم بخشنده ترین بود. »

«… اسخاه نفسا118 :
[پیامبر(ص)] سخاوتمندترین انسانها بود. »

3ـ3. پیامبر(ص) و تحول در ارزشهای اخلاقی حجاز
درباره تحول اخلاقی سازنده حاصل از رسالت محمدی(ص) سخن بسیار گفته شده است. در برخی خطبه ها و کلمات امام علی(ع) نیز به مناسبتهای مختلف از آن سخن گفته شده که خوشبختانه امروزه در دسترس است. در گفتارهای امام علی(ع) به صورت عام از تحولات در عرصه های مختلف جامعه آن روزگار سخن رفته است که بخش مهم و گسترده ای از آن به تحول اخلاقی و ارزشی اختصاص یافته است. از میان این گفتارها می توان اشاراتی درباره موضوع یافت که علیرغم اختصار، به ابعاد تحولات اخلاقی مورد نظر پرداخته است. از این دست است خطبه ای که حضرت علی(ع)در وصف پیامبر(ص) و پیام آسمانی او به تفصیل سخن گفته و از جمله فرموده است:

« أَظْهَرَ بِهِ الشَّرَائِعَ الْمَجْهُولَةَ وَ قَمَعَ بِهِ الْبِدَعَ الْمَدْخُولَةَ وَ بَيَّنَ بِهِ الْأَحْكَامَ الْمَفْصُولَةَ فَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دَيْناً تَتَحَقَّقْ شِقْوَتُهُ وَ تَنْفَصِمْ عُرْوَتُهُ وَ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد جامعه بشری، ادیان توحیدی، امام علی (ع) Next Entries پایان نامه ارشد درمورد امام علی (ع)، پیامبر (ص)، ساختار اجتماعی