پایان نامه ارشد درمورد علامه طباطبایی، آزادی اجتماعی، اعمال بدنی

دانلود پایان نامه ارشد

ر می گردد. (طباطبایی،1374،ج183،4)
«علامه معتقد است اراده یک عمل_که همواره ناشی از نوعی حب و شوق است_ هنگامی در انسان ایجاد می شود که آدمی آن عمل را به دلیل کمال بر ترکش آن است، ترجیح دهد و نفع آن را بیشتر از ضررش بداند»( نیلی احمدآبادی،56،1391)
«علامه طباطبایی نسبت انسان را پیش از شروع هر کاری به انجام و ترک آن، نسبتی مساوی می داند. وی فعل اختیاری را فعلی می داند که به اراده انسان مرتبط باشد و اختیار را به معنای گرفتن خیر هر چیز و انتخاب بهترین چیز از بین چند چیز معرفی می کند» (همان،56)
در نگاه علامه، حقیقت اختیار این است که فاعلی در میان چند فعل، که ملزم است یکی از آنها را بر دیگری ترجیح دهد و انجامش دهد مردد شود. بعد از این مرحله، فاعل تمییز بین کار خوب و بد کرده و بهترین کار را تشخیص داده و آن را انجام می دهد و این فرایند را اختیار می نامد.(طباطبایی، 1374:ج193،14) «پس كلمه اختيار همواره بايد توأم با غرضى باشد كه فاعل از فعلش آن غرض را در نظر گرفته». (همان،193)
2-2-2-اختیار انسان و نسبت آن با اراده الهی
همان گونه که بیان شد علامه انسان را به طور فطری مختار می داند، چرا که اگر این گونه نبود انسان هیچگاه در انجام عملی امکان ترجیح فعلی بر فعل دیگر را نداشت و افعال را از روی فکر انجام یا ترک نمی کرد. ایشان همچنین، اذعان می کنند که نبود اراده و به تبع آن اختیار، موجب ساقط شدن انسانیت انسان می شود. بنابراین فطری بودن این مسئله در دیدگاه علامه طباطبایی، امری مسلم است.
وی دامنه اختیار انسان را تا آن حد گسترده می داند که انسان باید از طریق اختیار خود در دنیا سعادت حقیقی اش را به دست آورد یا باعث زیان خویش گردد و هر یک از این دو راه را اختیار کند، خداوند نیز همان را برایش امضا خواهد کرد. البته علامه اختیار انسان را مطلق نمی داند بلکه آن را یکی از اجزای سلسله علل معرفی می کند. او همچنین معتقد است خداوند سبحان در راس همه این علل و اسباب قرار دارد، به طوری که اختیار انسان همراه با سایر علل به ذات پاک او منتهی می گردد. در واقع آنچه انسان اختیار و سپس اراده می کند و انجام می دهد به اراده خداوند نیز هست؛ یعنی خداوند چنین خواسته که انسان امری را اراده کرده و انجام دهد. البته این مطلب به معنای آن نیست که اختیار و اراده انسان باطل و بی اثر است، بلکه هم خالق انسان و هم خالق آثار و اعمال اوست، چه اعمال فکری همچون اراده، چه اعمال بدنی(نیلی احمدآبادی،57:1391)
بنابراین در نگاه علامه، اراده و اختیار انسان در طول اراده و اختیار الهی است و به معنای این نیست که منافاتی بین اختیار انسان و خداوند وجود داشته باشد. طبق بیان مذکور، علامه معتقد است که خداوند خالق این اراده و اختیار و به تبع خالق افعال و اعمال انسان است و نباید این مسئله را با جبر یکی دانست. بلکه علامه در این رابطه معتقد به این است که اگر اختیاری برای انسان است از جانب خدا بوده و خداوند خود اراده کرده است که انسان افعال و اعمالش را از روی اختیار و اراده خود انجام دهد و هر آنچه که انسان اراده بر انجام فعلی داشته باشد خداوند نیز همان فعل را خلق خواهد کرد.
2-2-2-1-آزادی تکوینی و تشریعی، منشأ آزادی انسان
علامه در بیان معنای این مطلب که آزادی انسان از نوع آزادی تکوینی است، در واقع اشاره به همان مطلبی می کند که قبلاً بیان شد و آن، اراده و اختیاری است که انسان فطرتاً در خود دارد. علامه در توضیح این موضوع این طور عنوان می کند که:
«هر فعلى از افعال كه آوردنش براى آدمى ممكن باشد وقتى به انسان پيشنهاد شود انسان به حسب طبعش در سر يك دو راهى مى‏ايستد و مى‏انديشد كه آيا اين فعل را انجام دهم و يا ترك كنم و اما در اصل اين اختيار مجبور و به عبارتى صحيح‏تر مضطر و ناچار است هر چند كه در انجام و ترك افعال مختار است و به همين جهت فعل را به او نسبت مى‏دهيم چون انسان به حكم فطرتش نسبت به فعل و ترك مطلق العنان است و اين انتخابش نه در طرف فعل و نه در طرف ترك مقيد به هيچ قيدى و معلول هيچ علتى غير از انتخاب خودش نيست و اين است معناى اينكه مى‏گوييم انسان تكوينا و به حسب خلقتش موجودى است آزاد» (طباطبایی، 1374،ج10،554)
علامه لازمه این آزادی تکوینی را آزادی تشریعی می داند که انسان در زندگی اجتماعی اش به آن تمسک می کند. ایشان آزادی تشریعی را این طور تعریف می کند که انسان از میان راه های مختلفی که برای زندگی اجتماعی وجود دارد راه دلخواه خودش را انتخاب کرده و آن طور که دلش بخواهد عمل می کند. علامه معتقد است که با این نوع آزادی، کسی حق ندارد بر انسان استعلاء یافته و او را برده و بنده خود کند و اراده و عمل او را مالك گشته هواى دل خود و خواست خود را بر خلاف ميل او بر او تحميل كند چرا که هر حقی که این دارد غیر این هم دارد. علامه این حق را همان آزادی و حریت می داند که همه انسان ها از آن برخوردارند و کسی حق ندارد این آزادی را از دیگران سلب کند (طباطبایی، 1374،ج10، 554)
علامه مبنای این نظر خود را آیه 64 سوره آل عمران میداند. چنانچه در قرآن آمده است: « وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ»؛ ما ابناى بشر به جاى خداى تعالى بعضى از خودمان را ارباب بعضى ديگر نگيريم.
2-2-2-2- مالکیت علی الاطلاق خداوند و اعطای آزادی به انسان
بنابر دیدگاه علامه، خداوند مالک علی الاطلاق است و انسان جز عبودیت محض، مالک چیزی نیست (طباطبایی، 1374،ج557،10). علامه معتقد است که همين مالكيت على الاطلاق خداى سبحان هر گونه حريتى را كه انسان براى خود توهم مى‏كند سلب مى‏نمايد هم چنان كه همين مالكيت على الاطلاق خداى سبحان است كه انسانها را از قيد بردگى و بندگى انسانهاى ديگر آزاد نموده و او را نسبت به ساير همنوعانش آزادى بخشيد، و ربوبيت و مولويت هر انسانى نسبت به انسانهاى ديگر را ممنوع اعلام کرده است(همان،557) چنانچه در آیه 64 سوره آل عمران آمده است: « أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ».
علامه در این نگاه آزادی را عبارت از رهایی انسان از قید و بند بردگی و بندگی دیگر انسان ها می داند و می توان این موضوع را برداشت کرد که علامه در اینجا به نوعی صحبت از آزادی اجتماعی می کند و این آزادی را آزادی اجتماعی می داند.
2-2-2-3- عدم اختیار انسان در مقابل اراده تکوینی و تشریعی خداوند
با توجه به مطالب قبلی که بیان شد این مسئله پیش می آید که انسان در مقابل اراده خداوند اعم از تکوینی و تشریعی اراده و اختیاری دارد یا اینکه، هیچ گونه اختیاری ندارد.علامه برای پاسخ به این سوال ابتدا به آزادی تکوینی و تشریعی انسان اشاره می کند.
علامه معتقد است که آدمى نسبت به كارهايى كه از روى علم و اراده انجام مى‏دهد اختيار تكوينى دارد، البته نه اينكه اختيارش مطلق باشد، چون اختيار او يكى از اجزاء سلسله علل است، اسباب و علل خارجى نيز در محقق شدن افعال اختيارى او دخيلند. علامه در این رابطه به انسانی مثال می زند که غذایی را اراده کرده تا بخورد. اگر انسان يك لقمه غذا را بخورد كه يكى از كارهاى اختيارى اوست، هم اختيار او در آن دخيل است، و هم وجود طعام در خارج، و هم اينكه طعام مفروض طورى باشد كه قابل خوردن باشد و با طبع آدمى نيز سازگار باشد، و هم اينكه اين طعام در دسترس و نزديك او باشد، و نيز دست او هم به فرمانش باشد، و بتواند لقمه را بگيرد، و دهان او هم باز باشد، و بتواند آن را بجود، و دستگاه بلعيدن او هم سالم باشد و بتواند لقمه را فرو ببرد، و صدها اسباب ديگرى كه همه در اين عمل اختيارى، يعنى خوردن آدمى دخيلند، فراهم باشند. «بنابراین صادر شدن فعل اختیاری از انسان موقوف بر موافقت اسبابى است كه خارج از اختيار آدمى است، و در عين حال دخيل در فعل اختيارى اوست»(طباطبایی،1374،ج97،16)
علامه خدای سبحان را در راس همه این اسباب می داند و همه این اسباب و حتی اختیار انسان را منتهی به خداوند می داند چون اوست كه آدمى را موجودى مختار خلق كرده، هم او را خلق فرموده و هم اختيارش را (همان،ص97) علامه همچنین در پاسخ به سوال مذکور به اختیار تشریعی نیز اشاره کرده و اینگونه بیان می کند که انسان خود را بطبع مختار مى‏داند به اختيار تشريعى به اينكه كارى را انجام دهد و يا ترك كند، يعنى در مقابل آن اختيار تكوينى قانونا هم خود را مختار مى‏داند. بنابراین کسی از هم نوع خودش نمی تواند او را مجبور به انجام یا ترک کاری کند چرا که دیگران هم مانند او انسانند و مثل او حق آزادی دارند. با این بیان است که علامه انسان را بالطبع حر و آزاد می داند. مگر آنکه خود انسان به اختيار خود چيزى از خود را به ديگرى تمليك كند، و به اين تمليك حريت خود را از دست بدهد (همان،ص97)
در ادامه علامه، به این مسئله اشاره می کند که با وجود اختیار انسان نسبت به افعال خود، هیچ گونه حریت و اختیاری در مقابل اراده تشریعی و تکوینی خداوند ندارد. چرا که خدای سبحان که مالک ذات انسان ها و نیز افعال صادره از آنها است و ملکیت او، مطلق بوده و به تمام معنا شامل می شود و این مکیت مطلق، هم به ملک تکوینی مالک انسان و افعال او است و هم به ملک تشریعی و اعتباری. بنابراین انسان نسبت به آنچه كه خداى تعالى به امر تشريعى و يا نهى تشريعى و نيز به آنچه كه به مشيت تكوينى از او بخواهد، هيچ گونه حريت و اختيارى ندارد. لذا اگر خدای متعال از انسانها عمل و ترك عملى را بخواهد، ديگر انسانها در مورد خواست او اختيارى ندارند، تا بتوانند آن چه خواستند براى خودشان اختيار كنند اگر چه مخالف آن چيزى باشد كه خدا خواسته است (همان،ص98)
2-2-3- آزادی انسان متاثر از اسباب و علل
در نگاه علامه، انسان نسبت به علل و اسبابی که طبیعت به او داده هیچ گونه حریت و آزادی در مقابل آن ندارد چرا که این علل و اسباب مالک و محیط انسان بوده و همین علل و اسباب هستند که انسان را آن طور که خواسته اند پدید آورده اند و انسان بر اساس آنچه از ساختمان و آثار و خواص در او بوده درست كرده‏اند. با اینکه انسان در کار خود اختیار دارد و هر چه را که دوست داشته باشد انجام داده و از آنچه که تنفر داشته باشد رد می کند اما در مقابل برخی علل و اسباب اختیاری ندارد. چنانچه علامه در این باره می فرماید:
«بله او [انسان] در كار خودش مختار هست به اين معنا كه هر چه را كه دوست بدارد مى‏تواند قبول كند و هر چه را كه كراهت دارد مى‏تواند رد كند بلكه به يك معنايى دقيق‏تر بايد گفت: هر چه را كه از او خواسته‏اند دوست بدارد و بپذيرد دوست مى‏دارد و مى‏پذيرد حتى اعمال اختيارش هم كه ميدان و جولانگاه حريت آدمى است انسان در آن اعمال نيز آزاد آزاد نيست بلكه آزادى خود را طورى اعمال مى‏كند كه آن علل و اسباب از او خواسته‏اند، پس اينطور نيست كه انسان هر چه را كه دوست بدارد و اراده كند واقع بشود و هر چه را كه براى خود بپسندد و اختيار كند موفق به آن بشود و اين بسيار روشن است» (طباطبایی، 1374، ج10، 553-557)
این علل و اسباب آن هدایت ها را دارد و با حکمی تشریعی قانونی را بر فرد فرد انسان ها واجب کرده و دارای مصالح واقعی است. این مصالح را نه انسان می تواند انکار کند و نه می تواند از آن سرپیچی کند. علامه در این رابطه چند مثال می آورد که عبارت اند از: خوردن غذا، حفظ خود از سرما و گرما، دفاع در برابر تهدید. ایشان بیان می کنند که انسان نمی تواند در برابر این امور ایستادگی کرده و آن را انجام ندهد چرا که مصالح واقعی خود را زبر پا گذاشته و نابود می کند. علامه در یک نتیجه گیری می گوید که:
«در مواردى كه پاى مصلحت ملزمه خود او و بالاخص مصلحت ملزمه اجتماع و عامه مردم در كار باشد و علل و اسباب او را به مصالحى و به مقتضيات آن مصالح هدايت كند در آنجا ديگر به هيچ وجه آزادى اراده و عمل ندارد».(همان، ص557)
بنابراین در نگاه علامه انسان در مواردی در مسائل فردی خویش آزاد است اما در برابر مصالح اجتماعی محدود است و این طور نیست که در اجتماع هم از آزادی مطلق

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره دانشگاه تهران، حقوق جزا Next Entries تحقیق درباره پيشين،، قضايي، ج3،، باختر،