پایان نامه ارشد درمورد عروق کرونر، نشخوار خشم، فیزیولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

ارتباط دارد. نشخوار خشم به ویژه کرتکس پیش پیشانی و سیستم لیمبیک را فعال می کند و همچنین در تجربه هیجانی و فعالسازی فیزیولوژیکی بدن تغییراتی ایجاد می کند. نشخوار خشم میتواند به تشدید و تداوم خشم و همینطور برانگیختگی سیستم قلب و عروق و غدد درون ریز در طول زمان اثر می گذارد و این برانگیختگی انواع واکنشهای مختل کننده سلامت را به راه می اندازد (دنسون، 2012).

2-4-5- نشخوار و بیماری قلبی
پاسخهای روانشناختی و فیزیولوژیکی به استرس در افزایش پرتنشی نقش دارند. نشخوار ممکن است در ارتباط با طولانی شدن برانگیختگی روانشناختی و فیزیولوژیکی که با استرس همراه میشوند، نقش داشته باشد. نشخوار با تعدادی از اختلالات بالینی و به طور کلی با پیامدهای ضعیف سلامت در ارتباط است (سگرستوم، تسائو، آلدن و کرسک316، 2003). برخی مطالعات نشان میدهند که نشخوار بهبودی بیماران قلبی- عروقی را به تأخیر می اندازد (برای مثال، بروس شت و تایر317، 2003؛ گرین، داویدسون، کریستنفلد، گویال و شوارتز318، 2006؛ گلین و همکاران، 2002).
گلین، کریستنفلد و گرین (2007) به این نتیجه رسیدند که پاسخهای قلبی-عروقی نه تنها در زمان حضور فوری عامل استرس، بلکه حتی بعد از فکر کردن درباره این تجربیات نیز اتفاق میافتد. شواهد نشان می دهد که این پاسخهای درنگیده، توسط نشخوار درباره تجربه خشم قبلی ایجاد میشود و ممکن است نقش مهمی در رشد بیماری قلبی ایفا کند. پیامدهای فیزیولوژیک نشخوار به تأخیر بین عامل استرس زا و یادآوری آن وابسته است، هرچند که اهمیت پاسخهای فیزیولوژیکی با تکرار کاهش مییابد (کی، کمپبل، باکوم و گرین319، 2008).
مدل انگیختگی نشخوار توسط گرین و همکارانش (2006) پیشنهاد شد، که مکانیسم های بالقوه ای را توضیح میدهند که از طریق آن نشخوار ممکن است بر بهبودی بیماران قلبی-عروقی تأثیر بگذارد. این مدل، ادعا میکند که نشخوار کردن به دنبال مجموعه ای از عوامل استرس زا در چارچوب فعالیت مجموعه ای از فرایندهاست: شناخت به هیجان منفی (مثل خشم، ناراحتی و اضطراب) منجر میشود و هیجان تولید شده، فعالسازی دستگاه خودمختار (مثل بالا رفتن فشار خون) را افزایش میدهد. فرایند درگیر در این مدل، ممکن است مربوط به همکاری این عوامل باشد: افزایش انگیختگی دستگاه خودمختار ممکن است هیجان منفی را طولانی کند (و برعکس) و طولانی شدن هیجان منفی ممکن است افکار نشخواری را افزایش دهد (و برعکس). یافتهها در مورد فعالیت مجدد وبهبودی از عوامل استرس زای هیجانی به حمایت از این فرضیات که نشخوار در طولانی شدن واکنشهای فیزیولوژیکی نقش دارد، معطوف هستند. در نتیجه هیجانهای مثبت و منفی تقریباً برابر هستند با برپایی فیزیولوژیکی (جاکوب، تایر، منوک، مولدوون، تامرس و همکاران320، 1999). بنابراین اساس فرضیات واکنشی این است که انتظار دارد هم هیجانهای مثبت و هم هیجانهای منفی به طور برابر به پرتنشی مربوط باشند. بااین حال فقط هیجانهای منفی به شکل منظم با فشار خون بالا رابطه دارد. یک تبیین احتمالی برای این یافته این است که بهبودی به تعقیب طولانی تر هیجان منفی عوامل استرس زا تمایل دارد (بروس شت و تایر، 2003). با به تأخیر انداختن بهبودی قلبی- عروقی به دنبال هیجان منفی، نشخوار ممکن است به تبیین ارتباط بین هیجانهای منفی و حوادثی که فشار خون را افزایش میدهند، کمک کند (بروس شت و تایر، 2003؛ گلین و همکاران، 2002). مطالعات اخیر از این فرضیه حمایت میکنند که نشخوار حالتی و نشخوار صفتی ممکن است با طولانی شدن بهبود فشارخون مرتبط باشد (گرین و همکاران، 2006؛ گلین و همکاران، 2002؛ اوزیچچ، سن، دیویدسن، شوارتز، کریستنفلد و همکاران321، 2001) تحقیقات آزمایشگاهی در ارتباط بین پاسخهای قلبی- عروقی به استرس و مرگ ومیر به این نتیجه رسیده اند که هم خشم و هم یادآوری بعدی خشم، بهبودی کندتر مشکلات قلبی- عروقی و واکنش دیرتر سیستم قلبی- عروقی را ایجاد میکند (گلین و همکاران، 2002). چندین پژوهش (برای مثال، چیدا و همر322، 2008؛ پیپر و بروس شت323، 2005) پیشنهاد کردند که عاطفه منفی با احساس پریشانی و طولانی شدن واکنش قلبی- عروقی مرتبط با استرس همراه است و بنابراین بهبودی قلبی- عروقی را کاهش میدهد. نشخوار درباره تجربه استرس زا میتواند به واکنش سیستم قلبی- عروقی منجر شود.

2-5- پیشینه پژوهش

2-5-1- پژوهشهای داخلی
در رابطه با متغیرهای پژوهش مطالعات مختلفی انجام شده است. در بسیاری از این پژوهشها به عوامل زمینه ساز بیماریهای قلبی-عروقی اشاره گردیده است. پژوهشهایی به رابطه بین میزان خشم و خصومت با تعداد و شدت انسداد عروق کرونری قلب اشاره کرده است (برای مثال، پورجوزی،1373؛ مسعودنیا، 1389)، اما در این نوع تحقیقات، اغلب پژوهشگران مفاهیم خشم و خصومت را از هم متمایز نکرده اند. در یک مطالعه عظیمی، صادقی، موافق، سروری زنجانی، حسنی و همکاران (1390) به این نتیجه رسیدند که میانگین سطح استرس در ردههای مختلف متغیرهایی همچون جنس، تحصیلات، ابتلا به فشارخون، سابقه ابتلا به فشارخون، ابتلا به افسردگی، مصرف سیگار، ورزش کردن، سطح درآمد، محل زندگی و سابقه خانوادگی ابتلا به بیماریهای عروق کرونر قلب دارای تفاوت معنی داری با یکدیگر میباشند. در برررسی عوامل روانشناختی در بیماری تنگی عروق کرونری، ضرابی، مدبرنیا، علیمی و بدری (1386) به این نتیجه رسیدند که افسردگی در بیماران تنگی عروق کرونری که کاندید عمل جراحی بودند، شیوع بالایی دارد و بر میزان ناتوانی و مرگ و میر بعد از عمل اثر می گذارد. همچنین پژوهشها به این نتیجه رسیدند که عوامل روانشناختی، فیزیولوژیکی و ویژگیهای جمعیت شناختی و بالینی در کنار هم در بهبود بیماران پس از جراحی بای پس عروق کرونر اهمیت دارند و متغیرهای سیگار، رژیم غذایی، شخصیت نوع D، سابقه فشارخون، آنژین، سن، مدت بیماری، افسردگی، مکان کنترل درونی و مکان کنترل بیرونی قادر بودند به طور معنی داری بیماران بهبودیافته را از بیماران بهبود نیافته تفکیک نمایند (رحیمیان بوگر، رستمی، نجفی و محمدی فر، 1390).
در یک مطالعه در رابطه با بررسی وضعیت عوامل خطرساز در بیماران پس از جراحی بای پس عروق کرونر، مشخص شد که سابقه فشارخون، دیابت، کلسترول، اضطراب و خشم در اکثر بیماران وجود دارد. بیشترین فراوانی در بیماران با تحصیلات ابتدایی مشاهده شد (مرادی، معصومی، نعلینی و ناطق، 1384). حیدری پهلویان، قراخامی و محجوب (1387) در یک بررسی به این نتیجه رسیدند که بین خصومت ورزی بالا و بیماری عروق کرونر رابطه معنی داری وجود دارد. در مطالعه عوامل خطرزای بیماریهای قلبی- عروقی در سالمندان مقیم خانمهای سالمندان تهران که توسط شمسی، پیله ورزاده و عبادی (1391) انجام شد، نتایج نشان داد که شیوع عوامل خطرزا از نظر کلسترول بالا، تری گلیسرید بالا، دیابت، بی تحرکی، نداشتن فعالیت ورزشی، چاقی، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک در زنان نسبت به مردان بیشتر بود، در حالی که مصرف دخانیات در مردان نسبت به زنان بیشتر بود.
در پژوهشی که توسط اکبری، علیلو و اصلان آبادی (1387) انجام گرفت، یافتههایی در حمایت از نقش خشم و خصومت به عنوان عوامل خطرساز بیماری عروق کرونر در مردان و زنان ولی به صورت متفاوت پیدا شد. به این صورت که ابراز مستقیم خشم و شدت خشم تجربه شده به عنوان عامل خطرسازی برای مردان و سرکوبی خشم به عنوان عامل خطرسازی برای زنان یافته شد. همچنین مقایسه مردان و زنان مبتلا به عروق کرونر نشان داد که بین افسردگی و بروز بیماری عروق کرونر در زنان ارتباط وجود دارد، ولی در ارتباط با اضطراب و بیماری عروق کرونر، جنسیت نقشی ندارد. عیسی زادگان، شیخی، بنی هاشمی شیشوان و سلمان پور (1390) بیان کردند که متغیرهای بخشش و شخصیت نوع D، 1/31 درصد از واریانس متغیر امید را در بین بیماران عروق کرونری تبیین میکنند. در رابطه با شخصیت نوع D، پژوهش ها نشان میدهد که این نوع شخصیتی افراد را مستعد بیماریهای جسمانی و اختلالهای روانی می کند. مسعودنیا (1390) در مطالعه ای روی دانشجویان به این نتیجه رسید که از نظر سلامت عمومی به طور کلی و از نظر مؤلفههای علایم جسمانی، اضطراب و بیخوابی، نارسایی در عملکرد اجتماعی و افسردگی شدید تفاوت معناداری میان دانشجویان با شخصیت نوع D و شخصیت غیرD وجود دارد. پژوهشهایی نیز رابطه بین نشخوار خشم و خشم را مورد بررسی قرار دادند. بشارت و محمد مهر (1388) در بررسی ویژگیهای روانسنجی مقیاس نشخوار خشم، به این نتیجه رسیدند که ضرایب همبستگی میانگین نمرههای آزمودنیها در زیر مقیاس های نشخوار خشم با شاخصهای خشم صفت، خشم حالت، خشم درونی، خشم بیرونی، مهار خشم درونی، بهزیستی روانشناختی و درماندگی روانشناختی معنادار بود. همچنین در مطالعه ای که توسط بشارت، علی بخشی و موحدی نسب (1389) انجام شد نتایج پژوهش نشان داد که سطوح بالاتر خشم با سطوح پایین تر سلامت جسمی و سطوح بالاتر بیماری جسمی مرتبط بود، و سطوح بالاتر مهار خشم با سطوح بالاتر سلامت جسمی و سطوح پایین تر بیماری جسمی رابطه دارد. تحلیل نتایج پژوهش نشان داد که ابعاد خشم و مهار خشم به واسطه نشخوار خشم در دو جهت متضاد بر شاخصهای سلامت جسمی تأثیر میگذارند. افزایش خشم از طریق نشخوار خشم با کاهش سلامت جسمی و افزایش بیماری جسمی رابطه داشت و افزایش مهار خشم از طریق نشخوار خشم با افزایش سلامت جسمی و کاهش بیماری جسمی مرتبط بود.

2-5-2- پژوهش های خارجی
جانسون، کولیر، نازارو و گیلبرت324 (1992) در یک مطالعه مقطعی نشان دادند که بین خشم و میزان LDL/HDL و سطح تریگلیسرید ارتباط وجود دارد. دورل، کارور، اسپیتزر، لابر، وین تراب و همکاران325 (1989) گزارش دادند که بین خشم و فشار خون (سیستولیک و دیاستولیک) و همچنین بین خشم و واکنش قلبی- عروقی رابطه مثبت وجود دارد. در یک مطالعه آینده نگر مارکوویتز، متیوز، وینگ، کولر و ملان326 (1991) نشان دادند که افزایش خشم باعث افزایش فشارخون میشود. نتایج یک بررسی روی بیماری قلبی (چیدا و استپتو، 2009) نشان داد که خشم و خصومت با پیامدهای قلبی- عروقی رابطه دارد و در پیشگیری و درمان بیماری قلبی- عروقی مورد توجه قرار میگیرد. همچنین سطوح بالای خشم در مردان میانسال با افزایش خطر پیشرفت فشارخون بالا و شیوع بیماری قلبی رابطه دارد. استرس طولانی مدت نیز با افزایش خطر شیوع بیماری قلبی هم در زنان و هم در مردان مرتبط است (پلیر، کینگ، مینوس و گیسی327، 2007). استیوارت، جانیکی و کامارک328 (2006) در یک بررسی سه ساله نشان دادند که واکنش قلبی- عروقی به استرسها و چالشهای روانشناختی قادر است سه سال بعد تغییرات فشارخون را پیش بینی کند.
در زمینه رابطه بین شخصیت نوع D و بیماریهای قلبی- عروقی از جمله تنگی عروق کرونری پژوهش هایی انجام گرفته است. ویلیامز و همکاران (2008) در یک بررسی روی افراد با شخصیت نوع D به این نتیجه رسیدند که این افراد به طور معناداری رفتارهای مرتبط با سلامت کمتری را انجام میدهند و سطوح پایینتری از حمایت اجتماعی را نسبت به افراد غیر نوع D گزارش میدهند همچنین پیش آگهی ضعیفی در بیماران قلبی نوع D دیده میشود. یک مطالعه (ملس و دنولت، 2010) نیز نشان داد که نوع D شخصیت عامل آسیب پذیری برای پریشانی روانشناختی است و روی وضعیت سلامت جسمی و روحی اثر میگذارد و با مکانیسمهای ترویج بیماری و مشکلات مرتبط با کار در افراد سالم رابطه دارد. ملس و دنولت (2009) در یک بررسی به این نتیجه رسیدند که نوع D نه تنها عامل آسیب پذیری در بیماران قلبی- عروقی است، بلکه با سایر شرایط پزشکی نیز رابطه دارد. نوع D با وضعیت سلامت جسمی و روحی ضعیف و خود-مدیریتی ضعیف در بیماریها مرتبط است. نتایج پژوهشی که توسط پدرسن و دنولت (2003) انجام شد نشان داد که سازه شخصیت نوع D به طور ویژه ای با بیماری قلبی- عروقی و شرایط قلبی مزمن رابطه دارد. همچنین در یک مطالعه که توسط دنولت و همکاران (2003) انجام شد، مشاهده گردید که شخصیت نوع D و سن بیشتر، خطر بروز بیماری قلبی را افزایش میدهد.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد نشخوار خشم، عاطفه منفی، پرخاشگری Next Entries پایان نامه ارشد درمورد نشخوار خشم، عروق کرونر، عاطفه منفی