پایان نامه ارشد درمورد عربستان سعودی، خاورمیانه، سیاست خارجی، ایدئولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

1-2- روند رقابت و تنازع دو کشور از زمان شروع روابط
فروپاش امپراتوری عثمانی و اعلام استقلال منطقه هایی که سابقا تحت نفوذ این امپراتوری بودن فضای نوینی را در منطقه خاورمیانه مهیا نمود؛ فضایی که شاهد شکل گیری کشورهای متعدد، تنش های ارضی، مرزی و درگیری های قومی ـ مذهبی در این منطقه تاریخی بوده که این موارد تا کنون نیز تداوم یافته است.
بر خلاف ماهیت تاریخی ایران، روند قدرت گیری سران سعودی در منطقه را می توان به پس از تسلط « ملک عبدالعزیز» بر قاطبه شبه جزیره و اعلام استقلال این کشور در سال 1932 مرتبط دانست(اخوان کاظمی، 1373: 10)
ایران و عربستان نه به طور ذاتی با هم متحد بودند و نه به طور ذاتی در دشمنی با هم بودند، اما به طور ذاتی همیشه در رقابت با هم سپری می کردند؛ رقبایی که مدت زیادی به عنوان تولید کننده های عمده ی نفت و مدافعان خودخوانده ی اسلام شیعی و سنی با هم در رقابت می باشند.
به دنبال روندی که در پی اهمیت نفت در عرصه بین الملل پدید آمد، بر جایگاه و اهمیت کشور عربستان در سطح منطقه و جهان افزوده شد: تا جایی که این کشور را در کنار ایران، به سان دو قطب یاری دهنده بلوک غرب در فراخور جنگ سرد میان امریکا و شوروی قرار دارد( اخوان کاظمی، 1373: 12).
با این حال این منافع دوجانبه با دیگر علائق دو کشور در تضاد بود. از این رو در پایان سال 1974 رقابت های فزاینده مانع از همکاری واقعی شد و عربستان از اهداف ایران در منطقه بیم داشت. سوء ظن عربستان از نیات ایران در دو زمینه مطرح بود. اول در واکنش به تقویت فزاینده نظامی ایران و دوم در واکنش به حضور ایران در عمان و تحکیم کنترل خود بر تنگه هرمز. (مجتهدزاده،1388: 143-142)
لیکن تا پیش از انقلاب 1979 ایران، رقابت آن ها به وسیله ی ایالات متحده مدیریت و کنترل می شد، چرا که هر دو کشور متحدان استراتژیک امریکا بودند. اما پس از سرنگونی شاه، به واسطه ی انتقادهای آیت الله خمینی از سلطنت عربستان به عنوان ضد اسلام و جاه طلبی او در صدور انقلاب به جهان عرب، رهبری عربستان وحشت زده شد. عربستان سعودی یک متحد ایالات متحده باقی ماند و ایران تبدیل به یک دشمن قسم خورده گردید. پس از آن، رقابت بین ایران و عربستان به عنوان استراتژی جدید ایالات متحده تعریف می شد؛ اتحادی با عربستان سعودی برای جبران خلأ ایران.
نتیجتا ایران، عربستان سعودی را به چشم یک یار نیابتی ثروتمند و بلند پرواز ایالات متحده می بیند و عربستان سعودی، ایران را منشأ اصلی بی ثباتی در این منطقه می داند و اعتقاد دارد که ایران به دنبال بناگذاشتن به اصطلاح یک هلال شیعی، برای تسلط بر اعراب سنی می باشد. این رقابت، به سیاست هر دو کشور شکل داده است؛ به نحوی که هر کدام در تلاشند نفوذ دیگری را محدود نمایند و به چالش بکشند.
آن ها یکدیگر را به دخالت آشکار در امور داخلی خود مهم کرده اند؛ از جمله در حمایت غیر مستقیم از اقدامات تروریستی علیه یکدیگر.فارغ از اهمیت و جایگاه منازعه عربی ــ صهیونیستی در تحولات منطقه طی دهه های اخیر، تنش میان قدرت های منطقه ای نظیر عربستان، ایران، عراق و مصر جهت بسط نفوذ و قدرت خویش همواره یکی از عوامل موثر در تشدید تنش های منطقه ای بوده است.
در آغاز سده بیست و یکم، دگرگونی های مهمی در خاورمیانه پدید آمد که زمینه های افزایش قدرت منطقه ای ایران و شیعیان را فراهم کرد. دگرگونی هایی که مایه نگرانی ریاض و مسبب واکنش هایی از جانب این کشور شد. یورش آمریکا به افغانستان (2001) و برکناری حکومت طالبان و از سوی دیگر حمله به عراق (2003) و سقوط رژیم صدام، شکست بزرگی برای سیاست های منطقه ای عربستان به شمار می رفت. چه اینکه عربستان به واسطه اهدافی چون معرفی خود به عنوان ام القرای جهان اسلام و کمک کننده مسلمین و دوم رقابت با نفوذ منطقه ای ایران، از انگیزه بالایی جهت پشتیبانی از این دو حکومت برخوردار بود. (احمدی،1377: 32)
بدین نحو با روی کار آمدن نخستین دولت شیعی در عراق، روابط نزدیک دولتمردان ایران و روحانیون شیعی در عراق، فضای مساعدی را برای تعامل تهران و بغداد پدید آورد که به پندار کارگزاران عربستان چنین وضعی می توانست زمینه ساز دخالت ایران در امور عراق باشد. آنانبارها نگرانی خود را از تقویت پیوندها میان جمهوری اسلامی ایران و شیعیان عراق ابراز داشته اند. (Murphy,2007) از سوی دیگر پیروزی حماس در انتخابات شورای قانون گذاری فلسطین در ژانویه 2006 و ماهیت ضداسرائیلی آن ها در کنار حزب اله، باعث برهم خوردن موازنه قدرت به نفع جمهوری اسلامی ایران در منطقه شد.
دومین اثر تهاجم نظامی آمریکا به عراق در سال 2003، پررنگ شدن موضوع هسته ای ایران در شعاع منطقه ای و بین المللی بود. چنانچه از ابتدای مطرح شدن موضوع هسته ای ایران، آمریکا و غرب به اتخاذ موضع منفی نسبت به آن پرداختند. عربستان نیز که از لحاظ نزدیکی سیاست خارجی خود به آمریکا، موضعی مشابه اختیار کرده بود چه به صورت مستقل و چه در چهارچوب شورای همکاری خلیج فارس در مقاطع مختلف به اتخاذ موضع علیه برنامه هسته ای ایران پرداخت. (مستقیمی و ابراهیمی،1386: 275) هم چنین می توان به رقابت این دو کشور بر اثرگذاری بر روند و جریان بیداری اسلامی منطقه خاورمیانه اشاره کرد. که زمینه ساز پیچیده ترین روابط این دو کشور گردیده است.
شرایط رقابت های منطقه ای بین تهران – ریاض تقریبا به حالت «بازی با حاصل جمع صفر» در آمده است یعنی در هر جا که تهران احساس پیروزی می کند، ریاض احساس شكست مي كند و بالعكس .از این رو و با توجه به پیش گفتار آغازین، در ادامهبر آنیم که به عمده فاکتورهای رقابت میان جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی به سان دو قدرت مهم منطقه اشاره بنماییم:
1-2-1- رقابت ژئوپلتیکی دو کشور
ناپلئون اظهار می داشت که سیاست خارجی ملت ها برپایه جغرافیا گذارده می شود. (محمدی،1376: 10)تلاش های زیادی در جهت تشریح مفهوم ژئوپلتیک از سوی نظریه پردازان مختلف از قرن نوزدهم به این طرف صورت گرفته است.در طول تحولات گوناگون این سال ها گاه ژئوپلتیک را تحت عنوان تاثیر جغرافیا بر امور نظامی راهبردی و گاه تاثیر یک جانبه ی جغرافیا و سیاست و برخی تحلیل فضایی مناسبات و ساختار قدرت و رقابت جهانی دانسته اند. در شرایط حاضر، ژئوپلتیک را به مطالعه ی روابط و منازعات بین المللی از منظر جغرافیا(Braden,2000) و مطالعه ی رویارویی میان قدرت ها و رابطه ی بین نیروهای موجود در یک منطقه (مجمع تشخیص مصلحت نظام: 1387) معنا می کنند.
در یک منطقه،ساختار روابط بین اجزاء و دولت های نظام، تابعی از جایگاه و منزلت ژئوپلیتیک آنها در منطقه و سطح قدرت ملی آنها با یکدیگر است (حافظ نیا و کاویانی، 1383: 104-79 )امروزه ژئوپلتیک هر منطقه جغرافیایی، به عنوان یکی از مولفه های مهم و تاثیر گذار در ارزش گذاری امنیتی و بین المللی آن منطقه مدنظر بوده و اهمیت این مولفه (موقعیت ژئوپلتیک) تا آن جاست که نوع نگرش ها و دیدگاه های تصمیم گیرندگان جهانی را به مقدار زیادی تحت تاثیر قرار داده است، یکی از این مناطق حساس، منطقه ژئوپلتیکی خاورمیانه است. منطقه خلیج فارس با امکانات اقتصادی و ژئوپولیتیک شگرفی که دارد نمی تواند نسبت به چالش های حیاتی موازنه های ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک قرن 21 نادیده انگاشته شود(مجتهد زاده، 1378: 38).
در حال حاضر، تحولاتی که در سیاست جهان روی داده سبب تنوع بیشتر مباحث ژئوپلتیکی شده است و این شاخه از جغرافیای سیاسی، درباره مفاهیم تازه و متنوعی بحث می کند ( فوزی و پایاب، 1391: 40-29) یکی از این مفاهیم جدید که از حوزه های مهم تنش زا در منطقه خاورمیانه و خصوصا دو قدرت عمده آن یعنی ایران و عربستان است مفهوم «ژئوپلتیک شیعه» است(عزتی، 1386: 32) ژئوپلتیک شیعه به مفهوم امتداد جغرافیای سیاسی شیعیان در کشورهای مختلف خاورمیانه بزرگ با مرکزیت ایران است که بخش هایی از لبنان، عراق، عربستان، کویت، بحرین، ایران، افغانستان، پاکستان و هندوستان را در بر می گیرد که در سال های اخیر برخی حکومت های سنی مذهب، ما به ازای آن، مفهوم «ژئوپلتیک سنی» را به وجود آوردند. شیعیان به دلایلی از جمله حضور در مراکز مهم استراتژیک منطقه، مانند میدان‌های نفتی و مراکز تجاری بالقوه، جایگاه ویژه‌ای در معادلات منطقه‌ای بدست آورده‌اند که موجبات نگرانیبرخی کشورهای عربی به ویژهعربستان را فراهم آورده است (کاویانی راد و دیگران،1391؛ 14)بنابراین در رقابت های منطقه ای ایران و عربستان می توان جلوه هایی از رقابت ایدئولوژیک و ژئوپلیتیکی را مورد ملاحظه قرار داد. فعال سازی متحدین و حمات از گروههای دست نشانده بخش دیگر از نشانه های رقابت دو کشور محسوب می شود. در واقع روابط ایران و عربستان همواره ماهیت رقابتی و تقابلی داشته و در سیر تاریخ روابط دو کشور، دوره های تعامل و همکاری همواره در سایه رقابت دو کشور بوده است.
دیدگاه های ایران در مورد عدم دخالت قدرت های بزرگ در منطقه که در طول چند دهه در ارتباط با خلیج فارس وجود داشتهو نقطه نظر عربستان سعودی که در جستجوی امنیت منطقه ژئوپولیتیک خلیج فارس از طریق قدرت های فرامنطقه ای بوده است، نگرش های متفاوتی را در مواضع دو کشور باعث شده است. از سوی دیگر پس از انقلاب اسلامی به سرعت ایدئولوژی سیاسی و انقلابی شیعه در مقابل ایدئولوژی سنی و وهابی به رهبری عربستان سعودی قرار گرفت به نحوی که هر دو ایدئولوژی مشروعیت یکدیگر را زیر سؤال بردند(سریع القلم، 1374؛ 306).
موضوعات منطقه ای متعددی موجب بوجود آمدن این دیدگاه تقابلی گشته و رسیدن به ثبات و تفاهم در روابط متقابل را سخت نموده است. در واقع این گونه رقابت ها به حوزه های جغرافیایی متعددی تحول پیدا نموده است. عراق، لبنان، بحرین، یمن و اکنون سوریه. این ها حوزه هایی است که ایران و عربستان در آن دیدگاه تقابلی دارند
عراق عراق را می توان به عنوان یکی از حوزه های اصلی رقابت ایران و عربستان سعودی دانست.پس از اشغال عراق و سقوط صدام که منجر به قدرت گیری شیعیان از یکسو و به حاشیه رفتن سنی ها در قدرت از سوی دیگر شد، تقابل دو دیدگاه عربستان و ایران نیز افزایش پیدا نمود. عربستان قدرت گیری شیعیان عراق به عنوان اکثریت که دارای پیوندهای تاریخی مشترکی با ایران بودند را خطری برای گسترش هلال شیعی در منطقه می دانست و از ماهیت شیعی حکومت منتخب در عراق پس از سقوط صدام و برقراری روند دموکراسی در این کشور به شدت ناراضی است. برای نمونه شاهزاده ترکی الفیصل سفیر پیشین عربستان در واشنگتن به روشنی گفته است که کشورش نگران دخالت ایران برای برپایی حکومتی مانند حکومت ایران در عراق است((Faxnews,2005و از سوی دیگر به دلیل ترس از الگوگیری جمعیت 4 درصدی شیعهکشور خود از روند دموکراسی در عراق و کاهش نفوذپذیری خود در منطقه نگران است.(کامران کرمی، 1391) به عبارتی دگر آینده روابط خارجی دو کشور بر سر عراق بیش از همه تحت تاثیر رویکرد ایدئولوژیک و راهبرد ژئوپلتیک دو کشور خواهد بود
در تاریخ روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران و عربستان، عراق همواره عرصه همکاری و یا تنش بین آنها محسوب می‌شد. سیاست دو ستونی آمریکا موجب همکاری ایران و عربستان سعودی علیه عراق در دهه 70 میلادی شد. در دوران جنگ تحمیلی نیز نزدیکی عراق به عربستان سعودی موجب تنش در روابط تهران و ریاض گردید. اشغال کویت، سیاست خارجی عملگرایی اقتصادی و نیز سیاست خارجی تنش‌زدایی موجب رفع سوء تفاهمات و نزدیکی هر چه بیشتر دو کشور ایران و عربستان سعودی شد. اکنون نیز عراق عرصه جدید در همکاری یا رقابت بین دو کشور محسوب می‌شود(معاونت پژهش های سیاست خارجی، 1385).
لبنان
لبنان یکی از کشورهایی است که بیش از آنکه بر محیط بیرونی اثرگذار باشد، از آن اثر می پذیرد . به سخن دیگراین کشور بازیگری نفوذپذیر است. از آن رو که بازیگران بزرگ منطقه ای به دخالت در بحران های منطقه ای گرایش دارند و از طرف دیگر به خاطر وجود قومیت ها و تمایلات طایفه ای جداگانه که وفاداری قومی را مقدم بر وفاداری ملی می داند این کشور را از دیرباز دستخوش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد بهار عربی، خاورمیانه، بیداری اسلامی، تهدیدات امنیتی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد خلیج فارس، عربستان سعودی، خاورمیانه، شورای همکاری خلیج فارس