پایان نامه ارشد درمورد سیاست خارجی، مکتب انگلیسی، روابط بین الملل، روابط بین‌الملل

دانلود پایان نامه ارشد

باعث شده است که آنان روابط بین الملل را صرفاً بر مبنای همگرایی مطلق و تشریک مساعی واحدهای سیاسی برای نیل به اهداف مشترک، مورد بحث و بررسی قرار دهند.
رویکرد آرمان گرایانه که نشأت گرفته از روشنفکران ایده آلیسم مانند گروسیوس و روسو و… است، به طبیعت جوامع انسانی خوش بین است و بر تعهدات و حقوق بین الملل تأکید می کند. از دید آرمان گرایان، امکان رفع جنگ در صحنه بین المللی از طریق تقویت قواعد، مقررات و نهادهای بین المللی وجود دارد. مطابق نظر آنان، مهم ترین عامل جنگ وجود تسلیحات و ابزارهای جنگی از یک سو و ساختار ناقص نظام بین الملل جهانی از سوی دیگر است. بنابراین ایجاد سازمان بین المللی به منظور حل مسالمت آمیز اختلافات و تقویت منافع مشترک میان دولتها و نظارت بر خلع سلاح عمومی ضروری به نظر می رسد(ستوده،203:1382). به طور کلی اصول مسلّم فرض شده در مکتب ایده آلیسم به این شرح اند:
1. طبع انسان ذاتاً خوب و قابلیت نوع دوستی و کمک متقابل دارد؛
2. رفتار بد انسان محصول شرارت انسان نیست، بلکه محصول سازمانها و نهادهای نادرست است که انسان را به اعمال خودخواهانه و مضر به حال دیگران وا می دارند؛
3. جنگها معرف بدترین چهره از نظام بین المللی هستند؛
4. جنگ اجتناب ناپذیر نیست و می توان آن را همراه با سازمانهای موجد آن از بین برد؛
5. جنگ یک مسئله بین المللی است که از بین بردن آن تلاشی فراتر از حد ملی لازم دارد؛
6. و بالاخره جامعه بین المللی باید حذف نهادهای جنگ خیز را وظیفه خود تلقی کند(نقیبزاده، 114:1373).
مهم ترین ایراد این رهیافت، نگاه یکجانبه گرایانه آن به طبیعت جوامع انسانی و کارگزاران روابط بین الملل است. این رهیافت نیز، مانند رویکرد رئالیستی که تمام توجه خود را روی بعد حیوانی افراد متمرکز ساخته بود، با برجسته نمودن بعد انسانی، جنبه های حیوانی آنان را به حاشیه رانده است. افزون بر آن، اشکالات دیگری نیز وجود دارد که به شرح زیر بیان می شود:
1. رهیافت ایده آلیستی بیش از آنکه به هستها توجه نماید، به بایدها و هنجارهای ارزشی رفتار می پردازد.
2. در حالی که واقع گرایان بیش از اندازه به قدرت تکیه می کنند، آرمان گرایان آن را نادیده می گیرند و معتقد به هماهنگی منافع دولتها هستند.
3. طرفداران رهیافت ایده آلیستی بر خلع سلاح عمومی یا کنترل تسلیحات، تقویت مقررات و حقوق بین الملل تأکید می کنند، در حالی که تجویز امنیت دسته جمعی جهت برقراری ثبات و صلح بین المللی در عمل با موانع و چالشهای متعددی همراه است و سازمانهای بین المللی و هنجارهای حقوقی بین المللی تحت تأثیر بازی قدرتهای بزرگ، کارکرد واقعی خود را نداشته است(ستوده،204:1382).

آرمانگرایی به عنوان یک مکتب فکری، ریشه در خوشبینی عصر روشنگری قرن هیجدهم، لیبرالیسم قرن نوزدهم و ایدئالیسم ویلسونی قرن بیستم دارد. به نظر آرمانگرایان سیاست عبارت است از هنر خوب حکومت کردن16، یا حکومت خوب. سیاستمدار خوب کسی است که عملکرد و رفتارش مطابق اخلاق و ارزشهای انسانی باشد. آرمانگرایی اعتقاد دارد که انسانها قابلیت یادگیری داشته و تعلیمپذیرند و در نتیجه میتوانند رفتارهای خود را تغییر دهند. پس آنها باید رفتار و عملکرد نابهنجار و غیر اخلاقی خود را براساس موازین اخلاقی و انسانی تغییر داده و رفتار بهنجار و اخلاقی را پیشه کنند.
این نظریه، ریشه جنگ و خشونت را در ساخت جامعه داخلی و واحد سیاسی به نام دولت میداند. بنابراین، جنگ معلول وضع خاص جامعه داخلی و بینالمللی است و اگر این وضع خاص متحول و اصلاح شود، جنگ نیز از میان خواهد رفت. آرمانگرایی، بر این فرض استوار است که شرایط محیطی، رفتار انسان را شکل میدهد و در صورت تغییر آن، رفتار وی نیز دگرگون خواهد شد. به نظر آرمانگرایان، انسان ذاتاً نوعدوست و خیرخواه است و در صورت فراهم شدن محیط مناسب و مساعد، جنگ و خشونت را پیشه نخواهد کرد. (دهقانی فیروزآبادی،17:1389) آنان اساساً ضد کشور محوری هستند و حکومتها، به ویژه انواع غیر دموکراتیک آن را علت اساسی مناقشه، جنگ و نامنی میپندارند.
آرمانگرایی به شاخههای مختلفی مانند صلحگرایی17، فدرالیسم18، حقوقگرایی19، اخلاقگرایی20و انسانگرایی21تقسیم میشود. این گرایشها در مورد راه و روشها و سازوکارهای جلوگیری از جنگ و دستیابی به صلح اختلافنظر دارند، اما از مفروضههای مشترکی راجع به واقعیت و جهان سیاست برخوردارند. به طور کلی، آرمانگرایی بر اصول و مفروضههای زیر استوار است:
1- سرشت یا ذات بشر اساساً خوب یا نوعدوستانه است. بنابراین، انسانها قادر به کمک متقابل و همکاری هستند.
2- نگرانی و دلواپسی اساسی بشر برای رفاه دیگران، ترقی و پیشرفت را امکانپذیر میسازد. یعنی این اصل روشنگری 22در مورد امکان رشد و توسعه تمدن مجدداً مورد تأیید قرار میگیرد.
3- رفتار بد محصول و معلول انسان شرور نیست، بلکه معلول نهادها و ترتیبات ساختاری بشر است که انسانها را تحریک میکند تا خودپرستانه23عمل کرده و به دیگران آسیب برسانند و به جنگ متوسل شوند.
4- جنگ اجتنابناپذیر نیست؛ اما میزان آن را میتوان از طریق محور و ریشهکنی ترتیبات نهادی که آن را تشویق میکند، کاهش داد.
5- جنگ یک مشکل بینالمللی است که نیازمند تلاشهای دستهجمعی و مشترک یا چندجانبه برای کنترل آن است و اقدامات یکجانبه و فردی کفایت نمیکند.
6- جامعه بینالمللی باید خود را ملزم کند تا نهادهایی که جنگ را ممکن میسازند، از بین ببرد .
7-امنیت بینالمللی و صلح از طریق امنیت دستهجمعی24 تأمین میشود و کشورها باید امنیت ملی خود را در راستای امنیت بینالمللی تعریف کنند.
8- منافع همه کشورها به هم پیوسته و وابسته است و آنها باید درصدد تأمین مصالح بشری به جای منافع ملی باشند.
9- قواعد حقوقی، بهویژه حقوق بینالملل، موازین اخلاقی و ارزشهای انسانی نقشی تعیین کننده در تنظیم مسالمتآمیز روابط بینالملل دارند و کشورها در سیاست خارجی خود باید پایبند آنها باشند.
10- قدرتطلبی در روابط بینالملل در چارچوب موازین حقوقی و سازمانهای بینالمللی قابل کنترل است. در نتیجه، سازمانها و نهادهای بینالمللی نقش محوری و بنیادی در اداره و مناسبات بین کشورهای دارای حاکمیت25 ایفا میکنند (همان، 18 ).
بنابراین، رویکرد آرمانگرایانه سیاست خارجی، مبتنی بر اصول و معیارهای انتزاعی سنتی است که هنجارها26، قواعد و موازین حقوقی27و ارزشهای اخلاقی28، را دربر میگیرد و جهتگیری تجویزی و سیاستگذارانه دارد. از منظر این نظریه، سیاست خارجی مبتنی بر اصول اخلاقی، موازین حقوقی و ارزشهای انسانی، مؤثرتر و کارآمدتر است؛ زیرا این اصول و ارزشها به جای رقابت، ستیزش و جنگ، وحدت، همکاری و تشریک مساعی میان کشورها را افزایش و گسترش میدهند.
همچنین، قدرت اخلاقی-ارزشی یا به عبارت دیگر، قدرت نرمافزاری29، از قدرت مادی و فیزیکی یا قدرت سختافزاری30، تأثیرگذارتر و کارآمدتر است؛ زیرا متضمن سلطه بر اذهان و افکار انسانها برای پذیرش اصولی است که باید بر رفتار سیاست خارجی کشور حاکم شود.
فراتر از این، آرمانگرایی، رهیافت قدرت محور واقعگرایی را به عنوان خودپرستی لجام گسیخته و ماکیاولیسم شبهعلمی31 نقد و رد میکند. چون تنها احتمال دارد که منافع و دستاوردهای جزئی و زودگذر مادی را برای ملت به ارمغان بیاورد و بسیاری از منافع دائمی‌و پایدار را از بین ببرد. بنابراین با توجه به همنوایی و هماهنگی طبیعی میان منافع کشورها و ملتهای مختلف، سیاست خارجی را باید بر حسب مصالح بشری و برای تأمین منافع مشترک همه کشورها تدوین و اجرا کرد. در جامعه بینالمللی قانونمند و هنجارمدار، حتی منافع ملی نیز از طریق همکاری با سایر بازیگران بینالمللی و اتکای به آنها تأمین میگردد(همان،19).
اگر چه، آنچه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی‌ایران آرمانگرایی خوانده میشود با مکتب فکری آرمانگرایی در روابط بینالملل انطباق و همخوانی ندارد، ولی از این نظریه میتوان برای تحلیل رفتار سیاست خارجی ایران در برخی از دورهها و حوزههای موضوعی کمک گرفت. به ویژه نویسنده بر این اعتقاد است که گفتمان حاکم بر سیاست خارجی ایران در دوران ریاست جمهوری تا اندازهای مبتنی بر بعضی از مفروضهها و اصول آرمانگرایی سنتی بود. طرح گفتگوی تمدنها، ائتلاف برای صلح و اصلاح سرمشق معطوف به قدرت حاکم بر روابط بینالملل، قرابت و همخوانی زیادی با اصول ارزشی و هنجاری مکتب آرمانگرایی دارد (همان، 20).
2-1-3- مکتب انگلیسی در روابط بین الملل بمثابه راهی میانه بین دو تئوری واقعگرایی و آرمانگرایی

مکتب انگلیسی در اواخر دهه 1950 بعد از یک دوره‌ برتری‌ آرمان‌گرایی در بین دو جنگ جهانی، و‌ پس از آن بـا‌ تـسلط‌ واقـع‌گرایی همزمان با شروع جنگ‌ جهانی‌ دوم و شکست جامعه الملل، به عنوان یک تئوری در عرصه سیاست بین‌الملل نمایان شـد. در‌ ایـن‌ زمـان، مارتین وایت در پی ایجادراهی‌ میانه بین‌ دو‌ تئوری فوق بر‌ آمد‌ و پس از وی‌ توسط‌ هدلی بول ادامـه یـافت. در این وضعیت، بول و وینسنت خود را به عنوان بخشی از سنت‌ مشترکی‌ به حساب می‌آوردند که بعدا آن‌ را مکتب‌ انـگلیسی نـامیدند‌ ( 1998:7,Dunne)‌ .
این مکتب به عنوان یک‌ رویکرد نسبتا جدید و تجدیدنظر طلب در برابر واقع‌گرایی و لیـبرالیسم درعـرصه روابط بین‌الملل مطرح‌ شده‌ است.سوگنامی در این زمـینه اعـتقاد دارد، امـروزه‌ تصویر‌ مناسبی از‌ مکتب‌ انگلیسیش‌ ارائه شده است‌ و ایـن مـکتب بطور نسبی پدیده‌ای جدید می‌باشد (Suganami, 2003: 253-271). این رویکرد تاکنون بیرون از جریان اصلی روابط بین‌الملل آمریکایی، به‌ عـنوان‌ مـجموعه‌ای‌ از ایده‌ها مطرح شده است تـا تـفکر‌ رجال‌ سـیاسی‌ و سـیاست‌مداران را‌ شـکل‌ دهد، نظریه‌های سیاسی را تحت‌تأثیر قرار داده و ساختار اجـتماعی روابـط بین‌الملل راتحلیل نماید. مکتب انگلیسی دارای ابعاد گسترده‌ای از نظر مؤلفه‌ها و ابعاد نظری می‌باشد که تـعریف رابـرتجکسون‌ از آن،نشان‌دهنده این گستردگی و وسعت نظری آن می‌باشد؛
«مسائل نـظری که از روابط بین‌الملل نـه فـقط جهان قدرت، تولید، ثروت، توانایی یا سلطه، بلکه جهان شـناسایی، تعامل، عضویت، برابری، انصاف، منافع، مشروع، حقوق، روابط مـتقابل، رسوم وسنن، توافق‌ها و مخالفت‌ها، منازعات، جرائم، آسیب‌ها، غرامات [در مجموع] اصطلاحات هنجاری رفتار انسانی را به‌ ذهن‌ متبادر می‌کند» (Jackson, 1992:27).
وایت مکتب انگلیسی را به سـه سـنت تقسیم نموده که مفاهیم سـه‌گانه آن را مـی‌توان نـظام بین‌الملل، جامعه جهانی، و جـامعه‌ بـین‌المللی‌ نام برد. برای شناخت تـفکر مـکتب انگلیسی، مطالعه سنت‌های نظام بین‌الملل، جامعه جهانی و جامعه بین‌المللی لازم است ازاین‌رو در ادامه به بررسی سنت‌هاینظام بین‌الملل،جامعه بـین‌الملل پرداخـته‌ خواهد‌ شد.
الف. نظام بین‌الملل
سنت نظام بین‌الملل‌ که‌ مـارتین وایـت پیروان آن را واقـع‌گرا خـطاب مـی‌کند به عنوان یکی ازسـنت‌های سه‌گانه مکتب انگلیسی در رویکرد واقع‌گرایان به خوبی بررسی شده است.این سنت‌ کهبه‌ تفکرات ماکیاولی و هـابز‌ بـرمی‌گردد‌ و با رویکرد هابزی شناخته می‌شود عـمدتا از واحـدها«دولت‌ها»،تعاملات و سـاختار تـشکیل مـی‌گردد (Waltz,1979:79). بول در مورد چـگونگیشکل‌گیری نـظام بین‌الملل اعتقاد دارد،نظام بین‌الملل وقتی شکل می‌گیرد که دو دولت یا‌ بیشتر‌ بهاندازه کافی با هم در تماس بـوده،بر تـصمیمات یـکدیگر تاثیر گذاشته و به عنوان اجزای یک کـل،خود را مـقید و مـتعهد بـه مـجموعه مـشترکی از مقررات در روابط با یکدیگر‌ نمایند.بوزان‌ تعریففوق را‌ مورد تاکید قرار داده و اعتقاد دارد برای تشکیل نظام بین‌الملل چند عامل را باید موردتوجه قرار‌ داد؛

1-وجود واحدها(دولت‌ها)؛
2-تعامل جدی واحدها؛
3-سازمان یافتن واحدها براساس اصول تنظیم‌کننده (Buzan,1993:331) .
هابز اعتقاد‌ دارد‌ کـه دولت آزاد است تا اهدافش را در رابطه با دیگر دولت‌ها بدون توجه بهمحدودیت‌های قانونی یا ‌‌اخلاقی‌ از هر نوع،دنبال کند.ایده‌های اخلاق و قانون در این سنت تنهادر بافت جامعه‌ معتبر‌ است‌ اما حیات بین‌المللی ورای محدودیت‌های

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد منافع ملی، سیاست خارجی، روابط بین‌الملل، موازنه قوا Next Entries پایان نامه ارشد درمورد حقوق بین‌الملل، مکتب انگلیسی، روابط بین‌الملل، بازیگران غیردولتی