پایان نامه ارشد درمورد سیاست خارجی، مکتب انگلیسی، روابط بین‌الملل، سیاست بین الملل

دانلود پایان نامه ارشد

پیاهداف مـشترک خـاصی به نظامی از‌ روابط‌ می‌پیوندند»‌ (Wight, 1979:105).
توجه مکتب انگلیسی بر هنجارها،ارزش‌ها و معانی مشترک که از طـرف سـاختار رفتار‌ دولت‌هارا‌ شکل می‌دهد و سیاست‌گذاری‌ها و منافع آنـ‌ها را تـعدیل مـی‌کند سبب شده است‌ که‌ مکتبانگلیسی‌ از این مـنظر،بر ابـعاد معنایی روابط بین‌الملل تأکید کند.این مکتب نظریه‌های مادی‌گرارا به دلیل عدم‌ توجه‌ بـه عـوامل معنایی،مناسب برای تبیین سیاست بـین‌الملل نـمی‌داند و اعتقاددارد تـوجه بـه‌ هـنجارها‌ و معانی برای تبیین سیاست بین‌الملل مـناسب مـی‌باشد و استفاده از آن‌هاسبب همگرایی بیشتر در عرصه‌ روابط‌ بین‌الملل‌ میگردد.
در ادامه به بررسی ساختار-کارگزار از مـنظر مـکتب انگیسی پرداخته می‌شوند و نشان‌ دادهخواهد شـد چگونه در این مکتب،ساختار از طـریق مـعانی به کارگزاری دولت‌ها تعیّن می‌بخشد.
از نظر مبحث کل و فردگرایی،تئوری‌های نولیبرالیسم و نوواقع‌گرایی را به خاطر تأکیدبر‌ کارگزاری‌ دولت‌ها فردگرا مـی‌نامند و هـمین رویه سبب‌ شده‌ است‌ کـه ونـت آنـ‌ها را به تقلیل‌گرایی به فـرد‌ مـتهم‌ نماید. نوواقع‌گرایی در پیوند با نـگرش طـبیعت باورانه با امور بشر،از روشعلمی برای بررسی‌ سیاست‌ بین‌الملل بهره می‌گیرد و ضمن‌ کنار‌ گـذاشتن پدیـده‌های‌ ذهنی‌ وبیناذهنی‌ مانند رفتار برساخته از هـنجارها،ارزش‌ها یـا‌ رضایت، سعی‌ در تـبیین قـوانین عـینی روابطبین‌الملل را دارد(فیشر،1386:248).نظریه نوواقع‌گرایی بـر فرو کاستن دولت‌ها‌ به‌ بعد نیروی مادیخودشان و به همین‌سان‌ فروکاستن ساختار نظم جهانی‌ به‌ تـوازن قـدرت به عنوان نوعی‌ ترکیب‌بندیاز‌ نیروهای مـادی تـأکید می‌نماید(کاکس،60:1386).
مکتب انـگلیسی ایـن انـتقاد را به نظریه نـوواقع‌گرایی بـه ویژه‌ تعریف‌ والتزی آن دارد که جنبهسخت‌افزاری‌ دیدگاه‌ وی‌ بسیار زیاد است‌ و تأکید بیش از حد‌ آن‌ بر عـنصر تـوانمندی‌های مـادی وکم‌توجهی به تأثیر هنجارها بر رفتار،سبب شـده اسـت تـا مـکتب‌ انـگلیسی‌ بـا مشی معناگرای خودسعی در پر‌ کردن‌ این خلاء‌ نماید.از‌ نظر‌ مارکسیست‌ها،این وجه تولید سرمایه‌داری‌ وسلسله‌مراتب طبقاتی حول صورتبندی مرکز-پیرامون می‌باشد که جامعه جهانی را شکل می‌دهدکه در نظریه والرشتاین‌ نمود‌ یـافته است.ایده جامعه جهانی سرمایه‌دارانه در‌ اشکال‌ خام‌تر‌ آن،نیروهای‌ سرمایه‌ را در مقابل‌ دولت‌ قرار می‌دهد و ساختاری از سلطه،وابستگی و نزاع را ایجادمی‌نماید. تفکر مارکسیستی و همچنین عمده جریان اصلی‌ اقتصاد‌ سیاسی‌ بین‌الملل (IPE) با بازگرداندن دولت و قبول‌ استقلال‌ نسبی‌ آن،به‌ ظـاهر‌ دیـدگاهی کل‌محور،راجع به روابط بین‌المللدر پی گرفته‌اند.این دیدگاه به صورت دیدگاهی جایگزین و نقد دیدگاه دولت محور درتئوری‌های روابط بین‌الملل عرضه شده است.
البته باید توجه داشت بین‌ تئوری‌های نظام جهانی و مارکسیستی،با مکتب انگلیسی از مـنظرکل‌گرایی،اختلاف اسـاسی وجود دارد.در حالی که نظریات نظام جهانی،مارکسیستی و دیگرتئوری‌های کلان‌نگر بر ابعاد مادی و ملموس تأکید دارند و این عوامل‌ را‌ عامل تعّین کارگزاریدولت‌ها می‌دانند،مکتب انگلیسی بر ابـعاد هـنجاری و معنایی توجه دارد و این‌که این عـوامل عـاملاصلی تعیین دولت‌ها هستند و نه عوامل مادی.بر همین اساس بول اعتقاد دارد‌ یکی‌ از خصایصمشترک موارد اصلی تاریخی جوامع بین‌المللی آن است که همگی بر مبنای فرهنگ یـا تـمدنمشترک بنا شده بودند.مدارک تـاریخی بـرجامانده از یونان‌ باستان،این‌ دیدگاه را تأیید می‌کنند کهیک‌ فرهنگ‌ مشترک،شرط لازم برای یک جامعه بین‌المللی است (Bull, 1977:16).
مکتب انگلیسی، هم بر رویکرد کل‌محور نسبت به جهان تأکید می‌کند و هم فرهنگ‌ها وارزش‌های مشترک را‌ به‌ مثابه جوهرۀ جـامعه مـی‌داند.این‌ مکتب، فرهنگ‌ جهانی را در کانون توجهخود قرار می‌دهد و بر آن است که مدل‌های جهانی قدرتمندی در مورد این‌که چگونه انسان‌هاخودشان را سازمان‌دهی نمایند،وجود دارد.این مدل‌ها در انجمن‌های تخصصی و آکادمیک‌ و درشبکه‌ایی از سازمان‌های بین حکومتی وجود داشته و در هـمه سـطوح نظام بـین‌الملل عمیقا مقبولیت یافته‌اند.
در اغلب آثار مکتب انگلیسی فرض محکمی وجود دارد مبنی بر این‌که تنها سطح معتبر سطح نظام‌ یا‌ سـطح جهانی‌ است. این فرض در هر سه مفهومی کلیدی(نظام بین‌الملل،جامعه بین‌الملل،جامه جهانی) مصداق دارد. قـاعده کـلی ایـن است که دولت‌ها عمدتا‌ اجزای نظام‌های بین‌المللی یااعضای جامعه بین‌المللی محسوب می‌شوند و نظام و جامعه‌ بین‌المللی‌ هر دو،پدیـده‌های ‌ ‌جـهانیفرض می‌شوند.در مکتب انگلیسی،مفروضات جهانشمول،مربوط به مقیاس جهانی محسوبمی‌شوند.بحث از فرآیند تاریخی جهانی شدن نـظام ‌‌بـین‌المللی‌ و جـامعه بین‌المللی،تقریبا به طورکامل در فرض یک پدیده واحد جهانی ریشه دارد.افراد‌ و لذا‌ جامعه جهانی،به صورت یک کـلمجتمع،یعنی بشریت بررسی می‌شوند(بوزان، 31:1388). تلقی مکتب انگلیسی به جامعه جهانیدر این استدلال‌ است که ایـن فرهنگ جهانی،وجودی مستقل دارد و عـامل اصـلی هم شکلی میان دولت‌ها می‌باشد.آن‌ها اصرار دارند که‌ فرهنگ‌ جهانی فاکتور علّی مهمی بوده و صرفا در واحدهاموجود نیست.مایر در این زمینه معتقد است که:
«افراد و دولت‌ها همدیگر را از طریق اصول شهروندی مشروعیت می‌بخشند،در حالی که افراد وسازمانهای بـین‌المللی‌ این کار را از طریق اصول حقوق بشر به انجام می‌رسانند.بین افراد و دولت-ملت‌ها،تعدادی گروه‌های ذی نفع و کارکردی موجود می‌باشند که به دلیل روابطشان با افراد ودولت‌ها،جایگاه بازیگران مشروع را‌ در‌ اختیار دارند.این گروه‌ها شامل گروه‌ها و سـازمان‌هایدینی،قومی،حرفه‌ایی،صنعتی،طبقاتی،نژادی و جـنسیتی‌اند و همه آن‌ها هم بر بازیگران سطوحدیگر متکی و هم با آنها در مناقشه می‌باشند» (Meyer, et.all, 1977:171). مکتب انگلیسی با‌ به‌ رسمیت شناختن حاکمیت‌های جداگانه دولت‌ها،هنجارها،نهادها،و منافعمشترک را شالوده باثبات روابط بین‌المللی تلقی می‌کنند.از نظر پیروان ایـن مـکتب،نمی‌توان دریک شکل تقلیل‌گرایانه،صرفا رفتار دولت‌ها را محدود به یک سلسله عوامل قابل‌ مشاهده‌ و قابلاندازه‌گیری بدانیم،در حالی که عملا در بسیاری از موارد با مجموعه‌ای از مسائل هنجاری درروابط میان دولت‌ها سروکار داریم(قوام، 179:1384).
مکتب انگلیسی بـه خـاطر اولویت دادن به ساختار و نقشی‌ که‌ براساس‌ هنجارها و معانی در شکل دادن‌ به‌ کارگزاری‌ دولت‌ها دارد کل‌گراست و توجه به هنجارها، قواعد و معانی در آن، این مکتب را در دسته معناگرایان قرار می‌دهد.
اعتدال و تدوین استراتژی در عرصهی سیاست بین‌الملل
مفهوم اعتدال و میانه‌روی در حوزه‌های مختلفی تبلور تئوریک و بنیادین دارد. اینکه چه مفهومی‌به عنوان مبنای سیاست‌گذاری انتخاب شود، زیربنای ساخت رفتار و نگرش‌های عملیاتی انتخاب‌کننده را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. یکی از حوزه‌هایی که به طور مستقیم با این ساخت و زیر بنای مفهومی‌در ارتباط است، حوزهی سیاست خارجی است. سیاست خارجی دولت‌ها همواره تابع راهبردهای برآمده از اندیشه و روش‌های نهادینه شده در مفاهیم فرهنگی آن واحد سیاسی می‌باشد. از این رو، اینکه چه مفهومی‌به عنوان زیربنای رویکرد راهبردی در سیاست خارجی انتخاب شود، مهم جلوه می‌کند. مفهوم اعتدال نیز هم چنان که تعریف و مطرح می‌گردد، می‌تواند به عنوان رویکردی در راهبرد نگاری در سیاست خارجی مورد استناد و استفاده قرار بگیرد. آنچه در سیاست خارجی به عنوان رفتار یک واحد سیاسی به وقوع می‌پیوندد، می‌تواند رویکرد آن واحد را در عرصهی سیاست بین الملل مشخص و معین نماید. (خرم روز، 11 آذر 1393)
گفتمان اعتدال گرایی در یک نگاه کلان
مفهوم گفتمان
گفتمان به معنای نظام و ساختار معنایی حاکم بر سیاست خارجی است که شیوهی خاصی از کنش و رفتار را ممکن می‌سازد. بر این اساس گفتمان سیاست خارجی، ارزش‌ها و باورهای فردی و شخصی تصمیم گیرندگان سیاست خارجی نیست، بلکه باورهای عمومی‌نهادینه شدهی مورد توافق آنان یا ساختارهای معنایی خاصی است که آنان در وضعیت و موقعیت مشخصی با خود دارند که به شیوهی نگرششان به روابط و نظام بین الملل قوام می‌بخشد. در حقیقت گفتمان سیاست خارجی چهارچوبی است که سیاست خارجی در آن معنا می‌یابد (دهقانی فیروزآبادی، 187:1391).
اعتدالگرایی به مثابه یک گفتمان
با توجه به لزوم وجود گفتمان‌های نوین در عرصه سیاست خارجی، اعتدال گرایی نیز اگر با تعاریف صحیح در حوزهی روابط بینالملل مورد تبیین قرار بگیرد با توجه به رویکردی حداکثری شامل؛ نگاهی کلان به ارتباطات بین‌المللی و نگرشی دقیق به منافع و اهداف جمهوری اسلامی‌ایران، خود را در قامت نگرشی خاص جلوه می‌دارد که باید این کلان نگری در ارتباطات بین المللی را در حوزهی تدوین استراتژی برای احقاق این نوع سیاست خارجی مد نظر قرار داد، زیرا، اجرای سیاستی به دور از تنش و تهدید از سویی و دارای ویژگی مستقل و مقتدر باید با توجه به یک نگاه استراتژیک مورد بررسی قرار بگیرد و با توجه به این نکته اکنون می‌توان اعتدال گرایی را در قالب نگاهی نظاممند در حوزهی استراتژیک مورد بررسی قرار داد.

گونه‌شناسی استراتژی با هدف تدوین اصول بر پایهی اعتدال‌گرایی
استراتژی در عرصهیسیاست بین الملل به گونه‌های مختلفی تجلی می‌یابد که مهم‌ترین آن عبارتند از:
1) استراتژی متعارف و استراتژی هسته‌ای
۲) استراتژی مستقیم و غیر مستقیم
۳) استراتژی دفاعی و تهاجمی‌
۴) استراتژی متراکم و گام به گام
۵) استراتژی ضد نیرو و ضد شهر
اکنون با بررسی هر ۵ گانهی استراتژیک مذکور به بررسی تطبیقی در این حوزه با نگرش اعتدال گرایی خواهیم پرداخت.
1)استراتژی متعارف و هسته‌ای
نخستین گونه‌بندی استراتژی در سیاست بین الملل معاصر، براساس نوع تجهیزات و ابزارهای مورد استفاده در آن صورت می‌گیرد. به عبارتی مهم‌ترین وجه تمایز این دو گونه استراتژی، نوع سلاح نظامی‌مورد استفاده می‌باشد. در استراتژی متعارف تکیه بر سلاح‌های معمول نظامی‌که عدم قطعیت در نبرد را به همراه دارد و در سوی دیگر سلاح هسته‌ای وجود دارد (قاسمی، ۱۲۲: ۱۳۸۶). رویکرد اعتدال‌گرایی در این حوزهی استراتژیک، با تاکید بر عدم نیاز و مشروعیت سلاح هسته‌ای سعی در کاهش نسبت حرکات نظامی‌– امنیتی در حیطهی بین‌المللی دارد. به عبارتی سیاست خارجی اعتدال‌گرا، سعی در تعریف مبانی استراتژی سیاست خارجی خود در حوزه‌ای غیر از تمهیدات راهبرد‌های نظامی‌دارد.
2)استراتژی مستقیم و غیر مستقیم
در استراتژی غیر مستقیم هدف دستیابی به استیلا و تفوق بر دشمن می‌باشد، اما این تفوق از طریق کاربرد مستقیم نیرو و تسلیحات نظامی‌صورت نمی‌پذیرد ولی در استراتژی مستقیم نقطهی مقابل آن مد نظر است (همان، ۱۲۴).
در حوزهی اعتدال‌گرایی نیز کفهٔ سنگین تدوین استراتژی در قبال امتیازگیری از طرف مقابل با توجه به یک استراتژی غیرمستقیم می‌باشد. یعنی نگاهی حداقلی به هزینه در حوزهٔ سیاست خارجی و حداکثری در نگرش به دست آورد‌ها از طرف مقابل مد نظر قرار دارد.
3)استراتژی تهاجمی‌و تدافعی
کشور‌ها در زمینهی استراتژی و نوع رفتارهای لازم برای دستیابی به اهداف خود، الگوهای متفاوتی را اتخاذ می‌نمایند. برخی سعی در تغییر مسیر مستقیم محیط دشمن دارند اما برخی دیگر صرفا نگاهی به درون واحد خود داشته و بیشتر خواهان خنثی سازی تهدیدات استراتژیک بیرونی از طریق تقویت محیط داخلی می‌باشند. به عبارتی از دو گونه استراتژی تهاجمی‌و تدافعی بهره می‌برند (همان، ۱۲۷).
سیاست خارجی اعتدال گرا با توجه به محیط توازن‌ساز خود می‌تواند با ایجاد توازن در این دونوع رویکرد استراتژیک به تسلط محیطی نسبی، نسبت به رقبای خود در سطح بین الملل دست یابد، با توجه به تاکید بر ایجاد عمق قدرت در نیروهای داخلی و لزوم آن برای ایجاد پشتوانهٔ قوی برای دستگاه دیپلماسی باید نگاه ویژه‌ای از سوی دستگاه فکری اعتدال گرایی در این زمینه مورد توجه قرار بگیرد، زیرا تمرکز این سبک فکری بر ایجاد بستر تعاملات بین المللی باید با تقویت زیربنای درونی کشور

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد حقوق بین‌الملل، مکتب انگلیسی، روابط بین‌الملل، بازیگران غیردولتی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد سیاست خارجی، واقع گرایی، انقلاب اسلامی، واقع بینی