پایان نامه ارشد درمورد سلسله مراتب، شناخت درمانی، حساسیت زدایی، مبانی نظری

دانلود پایان نامه ارشد

1384).
استثناء اينكه علائم ظرف چهار هفته پس از رويداد ظاهر شده و 2 روز تا 4 هفته ادامه مي يابند. اگر علائم بيشتر از آن ادامه يابند تشخيص PTSD گذشته مي شود، شيوع اختلال استرس پس از سانحه در طول عمر تا 8 درصد جمعيت كلي تخمين زده مي شود. ميزان شيوع در طول عمر بين 10 تا 12 درصد براي زن ها و 5 تا 6 درصد براي مردها است.
ميزان شيوع در طول عمر براي زن ها بالاتر است و نسبت بالاتري از آنها دچار اين اختلال مي گردند. اين اختلال بيش از همه در افراد مجرد، مطلقه يا بيوه ، از نظر اقتصادي پائين و از نظر اجتماعي كناره گير مشاهده مي گردد. معهذا، مهمترين عوامل خطر ساز براي اين اختلال عبارتند از: شدت، طول مدت، و نزديكي شخص به تروماي واقعي. (كاپلان و سادوك، ج 2، 1386).

2ـ8- درمان اختلالات اضطرابی
2-8-1-دارو درمانی
اغلب داروهايي كه براي درمان اختلالات اضطرابي استفاده مي شود در انواع اين اختلالات متفاوت است، اما به خانواده و مجموعه اي به نام بنزوديازپين ها تعلق دارند. اين داروهاي ضد اضطراب تنش را كاهش مي دهند و با كند كردن فعاليت دستگاه عصبي مركزي موجب خواب آلودگي مي شوند. آنها عموماً به داروهاي آرام بخش معروف هستند و تحت اسامي تجاري مانند واليوم، ليبريوم و زاناکس عرضه مي شوند. (سيد محمدي، 1386).
داروهاي مورد استفاده در درمان اختلال هراس سه داروي آلپرازولام، سرترالين و پاروكستين سه داروي مورد قبول سازمان غذا وداروی آمریکا (FDA)هستند. البته درمانهاي دارويي مختلفي براي درمان هراس وجود دارد و اگر مؤثر واقع شود طول مدت درمان بايد 8 تا 12 ماه ادامه يابد. داده هاي موجود حاكي است كه اختلال هراس يك اختلال مزمن و احتمالاً هميشگي است كه با قطع درمان عود مي كند. بنزوديازپين ها، آلپرازولام و كلونازپام، نيز براي فوبي اجتماعي، منتشر و خاص مؤثر هستند. تأثير دارو درماني در اختلالات وسواس فكري عملي در بسياري از آزمايش هاي باليني به ثبوت رسيده است. تأثير دارو با توجه به اين كه مطالعات نشان داده اند پاسخ به دارو نما حدود 5 درصد است بيشتر تأييد مي شود. دوره درمان اين نوع اختلال براي كسب حداكثر اثرات درماني به طور معمول 8 تا 16 هفته به طول مي انجامد و از داروهاي ضد افسردگي مي توان در درمان اين نوع اختلال استفاده كرد. داروهايي كه در خط اول درمان براي PTSD قرار دارند و اثر بخشي و قابليت تحمل و درجه بندي ايمني دارند، SSRIS مثل سرترالين و پاروكستين هستند. همچنين، تأثير ايمي پرامين و آمي تريپ تيلن، دو داروي سه حلقه اي در درمان اختلال اضطراب فراگير ندرتاً لازم است در ملاقات اول به عمل آيد. به علت ماهيت مزمن اختلال طرح درمان بايد به دقت ريخته شود. سه داروي عمده كه در درمان اختلال اضطراب فراگير مطرح هستند عبارتند از بنزوديازژين ها و با سپيرون و مهار كننده اختصاصي جذب مجدد سروتونين(SSRIS). دوره درمان دارويي براي اين اختلال گاهي يك درمان 6 تا 12 ماهه تلقي مي شود، قرائني وجود دارد كه درمان بايد طولاني و شايد براي تمام عمر باشد. (كاپلان و سادوك، ج2، 1386).
2-8-2-روان درمانی
فرض اساسي درمان هاي روان پويشي اين است كه مشكلات جاري افراد را نمي توان بدون شناختن عميق مبناي ناهشيار آنها در روابط اوليه با والدين، با موفقيت بر طرف كرد. هدف اين درمانها اين است كه تعارض ها به آگاهي انتقال داده شوند تا بتوان با آنها به شيوه منطقي تر و واقع بينانه تري برخورد كرد. درمان هاي روان پويشي، روان كاوي سنتي فرويد و درمانهاي جديدتر را شامل مي شوند كه از روان كاوي به دست آمده اند.
يكي از روشهاي اصلي كه روان كاوان سنتي براي برطرف كردن تعارضهاي ناهشيار از آن استفاده مي كنند تداعي آزاد است كه از طريق آن درمان جو ترغيب مي شود افكار و احساسات خود را كاملاً آزاد بگذارند و هر چيزي كه به ذهن مي رسد را بدون تصحيح يا سانسور كردن بيان كند. اما انجام دادن اين كار آسان نيست. ما ياد مي گيريم كه جلوي افكاري را كه نامناسب، احمقانه، يا شرم آور به نظر مي رسند بگيريم. در اثر تمرين، تداعي آزاد آسانتر مي شود. روش ديگري كه اغلب در درمان روان كاوي سنتي مورد استفاده قرار مي گيرد تحليل رويا، يا صحبت كردن درباره محتواي روياها و بعد تداعي كردن به آن محتواست. فرويد معتقد بود كه روياها «شاهراهي به سمت ناهشيار» هستند، كه ميل يا ترس ناهشيار را به شكل تغيير يافته نشان مي دهند. درمان ميان فردي نوع نسبتاً جديد درمان روان پويشي است. تعداد جلسات، كمتر و معمولاً هفته اي يك بار برنامه ريز مي شوند. در اين روش روي بازسازي كامل تجربيات كودكي كمتر تأكيد مي شود و بيشتر به مشكلاتي توجه مي شود كه از نحوه متعامل كردن فرد با ديگران در حال حاضر ناشي مي شوند. (سيد محمدي، 1386).
از ديدگاه روان كاوي هدف درمان ضرورتاً اين نيست كه تمام اضطراب از بين برود بلكه تحمل اضطراب بيشتر شود، يعني توانائي تجربه اضطراب و استفاده از آن به عنوان هشدار براي جستجوي تعارض پنهان به وجود آورنده آن است. اضطراب در چرخه زندگي در پاسخ به موقعيت هاي گوناگون پديد مي آيد و سعي براي دفع آن از طريق ابراز پسكيوفارماكولوژيك به اين معني است كه درمان بدون پرداختن به موقعيت زندگي يا وابسته هاي دروني آن كه حالت اضطراب را به وجود آورده اند، صورت مي گيرد. معمولاً يك مصاحبه روان پويشي سطح اساسي اضطراب را كه بيمار با آن مدارا مي كند، روشن مي سازد. (كاپلان و سادوك، ج2، 1386).
2-8-3-رفتاردرمانی
رفتار درمانگران خاطر نشان مي سازند كه گرچه دستيابي به بينش هدف ارزنده اي است، ولي تغيير رفتار را تضمين نمي كند. اغلب مي دانيم كه چرا در موقعيت خاصي به شيوه خاص خود رفتار مي كنيم. ولي نمي توانيم رفتار خود را تغيير دهيم. درمان هاي رفتاري به جاي تغيير دادن جنبه هاي كلي شخصيت افراد روي تغيير دادن رفتارهاي ناسازگارانه آنها در موقعيت هاي خاص تمركز مي كنند. اولين گام در رفتار درماني، تعريف كردن رفتارهاي مشكل آفرين به طور روشن و تقسيم كردن آنها به يك رشته هدفها درماني خاص است. (سيد محمدي، 1386).
اولين درمان رفتاري عمده اي كه به طور گسترده در درمان فوبيها به كار مي رود،حساسیت زدایی منظم است. (ولپي، 1985، به نقل از كرنیک و همكاران، ج1، 1384).
حساسيت زدايي منظم راهبردي است براي تغيير دادن پاسخ هاي مضطربانه به محركها و رفتارهاي ناسازگارانه اي كه با اين اضطراب همراه هستند به وسيله جايگزين كردن پاسخي مغاير با اضطراب يعني آرميدگي. اين راهبرد در درمان كردن اختلالهاي اضطرابي بسيار مؤثر است. ابتدا تمرين هاي آرميدگي به درمانجو آموزش داده مي شوند. به او ياد داده مي شود كه از تنفس عميق و منقبض و منبسط كردن تدريجي گروه هاي عضلاني براي شل كردن كل بدن استفاده كند. گام بعدي تهيه كردن سلسله مراتبي از موقعيت هايي است كه موجب اضطراب مي شوند. اين موقعيت ها از موقعيت ها از موقعيتي كه اضطراب كم ايجاد مي كند تا موقعيتي كه بيشترين اضطراب را به وجود مي آورد مرتب مي شوند.
بعداً از درمان جو درخواست مي شود كه خود را شل كند و هر موقعيت موجود در اين سلسله مراتب را تجسم نمايد با موقعيتي شروع كند كه كمتر اضطراب آور است و سرانجام به سمت موقعيت هايي كه بيشتر اضطراب آور هستند پيشروي كند. گاهي تجسم كردن موقعيت هاي اضطراب آور كفايت نمي كند، درمان جو بايد عملاً اين موقعيت ها را تجربه كند و ياد بگيرد. در آنها آرميده باشند تا بر اضطراب غلبه كند. اين به درمان مواجه سازي واقعي معروف است. معمولاً درمان جويي كه درصدد درمان بر مي آيد مي خواهد ياد بگيرد كه چگونه با ديگران به طور مؤثرتري تعامل كند. شايد آنها هنگامي كه با فرد جديدي آشنا شديداً مضطرب شوند، يا به اين علت احساس مي كنند از لحاظ اجتماعي منزوي با طرد شده هستند، افسرده باشند. تمرين رفتاري كه بيشتر به نقش گزاري معروف است، نوعي روش رفتاري براي كمك كردن به درمانجويان است تا رفتارهاي مؤثرتر، مخصوصاً رفتارهاي اجتماعي را ياد بگيرند. تقويت گزينشي روش رفتاري ديگري است كه مي تواند به درمان جويان كمك كند تا رفتارهاي ناسازگارانه را با تعيين كردن تقويت هايي براي رفتارهاي مثبت و حذف كردن تقويت ها براي رفتارهاي منفي تغيير دهند. (سيد محمدي، 1385).
ازمیان دیگر درمانهای رفتاری برای اضطراب،می توان به درمان غرقه سازی ، حساسیت زدایی واقعی و توجه برگردانی اشاره نمود.
2-8-4-شناخت درمانی
درمانگري كه از درمان شناختي استفاده مي كند سعي دارد با آموزش دادن روشهاي مؤثرتر به افراد براي تعبير كردن تجربيات و فكر كردن درباره آنها به آنها كمك كند تا واكنشهاي هيجاني، مانند اضطراب را كنترل كند. بسياري از درمانگران شناختي براي اين كه به درمانجويان كمك كنند تا با عقايد منفي خود مبارزه كرده و مهارتهاي تازه را بگيرند، از فنون رفتاري نيز استفاده مي كنند. براي مثال، درمانگر شناختي هنگام كار كردن با فردي كه به حملات وحشتزدگي و فوبي مكانهاي باز مبتلاست، امكان دارد به او كمك كند تا توصيه مثبت به خود را مانند (آرام باش) را جايگزين گفتگوهاي دروني خود شكن نظير (من خيلي عصبي هستم) كند. ثابت شده است كه تركيب درمان هاي شناختي- در درمان اختلالهاي اضطرابي بسيار مؤثر بوده است.( سيد محمدي، 1385).
در سال هاي اخير طرفداران نظريه هاي رفتاري نيز علاقه فزاينده اي به روش هاي شناختي فهم و درمان اختلالات اضطرابي نشان داده اند و نظريه پردازان شناختي جانشيني هاي بالقوه مفيدتري بجای مدل هاي سبب شناسي نظيرمدل سنتي يادگيري اضطراب ارائه نموده اند. مفاهيم شناختي حالات اضطرابي غير فوبيك حاكي است كه الگوهاي تفكر اشتباهي، مسخ شده و ويرانگر با رفتارهاي غير انطباقي و اختلالات هيجاني همراه هستند. درمان شناختي- رفتاري روش مناسبي براي درمان اختلالات اضطرابي است و برخي از مطالعات حاكي است كه رواندرماني ممكن است الگوهاي نابهنجار فعاليت مغزي را تغيير دهد، اما كار بيشتري در اين زمينه بايد انجام گيرد. (كاپلان و سادوك، ج2، 1386).
روشهاي ديگري نيز براي درمان اختلالات اضطرابي وجود دارد مانند خانواده درماني، زوج درمان، گروه درماني و درمان بينش گرا كه هر كدام در انواع اختلالات اضطرابي مورد استفاده قرار مي گيرد، مثلاً خانواده درماني در درمان اختلال وسواس فكری عملي مؤثر است.

2-9-فعال سازی رفتاری کوتاه مدت
این راهبردها با الگوهای اجتناب ، کناره گیری و نا فعالی که از طریق ایجاد مشکلات ثانویه اضافی موجب تشدید افسردگی واضطراب می شوند،مقابله می کندو با تشویق افراد به فعالیتهای لذت بخش ، باعث دسترسی به منابع تقویت مثبت در زندگی که دارای کارکرد ضد افسردگی و اضطرابی طبیعی هستند ، می شود(دیمیدجیان،دون،1392).
2-9-1-مبانی نظری فعال سازی رفتاری کوتاه مدت
فعال سازی رفتاری بطور اخص بر پایه کارهای چهار تن از روانشناسان بزرگ معاصر بنیانگذاری شده است.این چهار تن عبارتند از چارلز بی. فرستر ، پیتر ام .لوینسون،لین پی. رم،و آرون تی. بک در حالی که فرستر بر زیر بنای نظری تحلیل رفتاری در اختلال افسردگی تمرکز کرده بود،لوینسون این نظریه را بسط دادو شیوه های رفتار درمانی افسردگی را تدوین کرد.رم بر اهمیت تقویت در درمان افسردگی تاکید می کردوبک با معرفی فعال سازی رفتاری به عنوان بخش جدایی نا پذیر شناخت درمانی برای افسردگی ، استفاده از آن را برای افراد افسرده فراهم ساخت.
فعال سازی رفتاری کوتاه مدت نوعی رفتار درمانی است که برای درمان افسردگی تدوین شده است. (دیمیدجیان،دون،1392) اما قابلیت انعطاف پذیری و شمولیت وکاربرد های بالقوه این رویکرد ، باعث شده تا بتوان با کمی خلاقیت آن را دردرمان برخی دیگر از اختلالات از جمله اضطراب نیزبکار برد. از این رودر ادامه به برخی از مهمترین مبانی نظری فعال سازی رفتاری که توسط این چهارتن برای درمان افسردگی ارائه شده و می توان از آنها در درمان اضطراب هم بهره جست، اشاره می گردد.
فرستر60(1973) عنوان کرد ،که افراد افسرده ممکن است آنطور که باید و شاید به فعالیتهای مولد نپردازند،این مسئله به نوبه خوداثر مثبتی را که حاصل تقویت چنین فعالیتهایست

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد افراد مبتلا، سوء مصرف مواد، مصرف مواد Next Entries پایان نامه ارشد درمورد گروه کنترل، افسردگی اساسی، کیفیت زندگی، دانشجویان افسرده