پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، مکان کنترل، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

اي، انجام آزمايش هاي موشکي و بالاخره آزمايش نخستين بمب اتمي. اين واقعه شکستي بود براي تلاش هايي که مذاکرات شش جانبه و جامعه بين المللي تا اين مقطع براي بازداشتن کره شمالي از اتمي شدن انجام داده بود(واعظي 1390: 118).
سازمان ملل پس از اولين آزمايش بمب اتمي کره شمالي در سال 2006 تحريم هائي را برعليه اين کشور وضع کرده است. بر اساس اين مصوبات، فروش و ارسال تسليحات نظامي، قطعات موشکي و کالاهاي لوکس به کره شمالي ممنوع شده است. موجودي تمامي بانک ها، موسسات مالي و همچنين شرکت هاي تجاري کره شمالي نيز در خارج از کشور مسدود شده است. پس از دومين آزمايش هسته اي کره شمالي در سال 2009 نيز سازمان ملل صادرات سلاح از کره شمالي را ممنوع ساخت و به همه کشورها دستور داد محموله هاي مشکوک اين کشور را بازرسي کنند. در سال 2012 کره شمالي فعاليت هاي هسته اي و موشکي خود را به نحو چشمگيري افزايش داد و با ارسال يک ماهواره با يک موشک دوربرد به فضا واکنش شديد شوراي امنيت و کشورهاي ژاپن و کره جنوبي را برانگيخت. کره شمالي در سال 2013 نيز دومين موشک دوربرد حامل ماهواره خود را به فضا پرتاب کرد. در پي اين اقدام، شوراي امنيت با راي همه 15 عضو دائم و غيردائم خود تحريم هاي جديدتري را برعليه اين کشور تصويب کرد. در مقابل کره شمالي نيز اعلام کرد از مذاکرات شش جانبه خارج شده و توان هسته اي خود را افزايش خواهد داد (امين آبادي: 1392).
کره شمالي چند ماه بعد با انجام دومين آزمايش اتمي با قدرت تخربي بسيار بالاتر از آزمايش اول شوک جديدي را به غرب و کشورهاي منطقه وارد کرد و اعلام نمود اين اقدامات را در پاسخ به افزايش تحريم هاي آمريکا انجام داده است و قصد دارد با تداوم بخشيدن به اين گونه آزمايش ها، توان تهاجمي خود را به حدي برساند که بتواند سواحل غربي خاک اصلي ايالات متحده را هدف قرار دهد. متقابلاً شوراي امنيت نيز به اتفاق آراء بار ديگر تحريم هاي شديدتري را برعليه اين کشور وضع کرد. اين تحريم ها شامل بخش تجاري و بانکي و ايجاد محدوديت در سفرهاي خارجي مقامات کره شمالي بود. در واکنش به اين قطعنامه، کره شمالي اعلام نمود پيمان آتش بس با کره جنوبي را لغو نموده و دست به حمله اتمي پيشگيرانه به آمريکا خواهد زد. با اين تحولات، اوضاع در شبه جزيره کره متشنج شد و آمريکا ضمن انجام رزمايش مشترک با کره جنوبي، جنگنده هاي استراتژيک بي2 را بر فراز شبه جزيره کره به پرواز درآورد. کره شمالي نيز در واکنش اعلام کرد پيمان متارکه جنگ بين دو کشور را که پس از جنگ کره امضاء کرده بود بصورت يکجانبه لغو مي کند. ارتش اين کشور نيز اعلام نمود مجوز حمله هسته اي به خاک آمريکا و پايگاه گوام اين کشور را دريافت کرده است(امين ابادي 1392).
از اين زمان به بعد روند تحولات در شبه جزيره کره با تنش و جنگ لفظي و تهديد بازيگران صحنه همراه بوده است. در اين ميان آزمايش سوم اتمي کره شمالي و تهديد به آزمايش چهارم باعث افزايش تنش در منطقه و اعمال تحريم هاي بيشتر برعليه آن کشور گرديده است. در اين ميان آمريکا ، کره جنوبي و ژاپن با افزايش تحرکات نظامي و دفاعي خود موضعي تهاجمي درقبال تحريکات کره شمالي گرفته اند. آمريکا همچنين با طرح موضوع نقض فاحش حقوق بشر در کره شمالي، موضوع تعقيب قضائي و محاکمه رهبر کره شمالي به اتهام جنايت عليه بشريت را مطرح و مورد پيگيري قرار داد که منجر به دور جديدي از تهديدات کره شمالي عليه آمريکا و کره جنوبي و تهديد به حملات هسته اي برعليه آنها گرديد. لذا فضاي امنيتي شبه جزيره کره وارد دوره جديدي از عدم اطمينان گرديده است.
4-3-3. علل تطويل بحران کره شمالي
بسياري از تحليلگران منطقه معتقدند تضاد منافع چين و آمريکا يکي از عوامل تطويل اين بحران است. به اعتقاد آنها برنامه دراز مدت آمريکا تغيير رژيم در کره شمالي است. آمريکا چنين فکر مي کند که کره شمالي حتي اگر غيراتمي هم باشد براي منافع آمريکا يک تهديد است. اما منافع چين در مورد آينده کره شمالي با منافع آمريکا مغايرت کامل دارد. براي چين فروپاشي کره شمالي مشکلات زيادي به همراه دارد. آشفتگي کره شمالي مي تواند مهاجرت گروه بزرگي از مردم گرسنه را به داخل چين به همراه داشته باشد. سقوط کره شمالي و تشکيل يک کره واحد که دوست آمريکا باشد براي چين ناخوش آيندترين سناريو است. اما وجود يک کره شمالي نيرومند مي تواند مانع خوبي در برابر آمريکا براي چين باشد. لذا چين مي کوشد کره را همچنان سرپا نگهدارد. بنظر مي رسد آمريکا از طريق گفتگوهاي شش جانبه بيشتر درپي آن است که فشارش را بر کره شمالي بيشتر کند تا رژيم اين کشور را به سمت فروپاشي ببرد(واعظي 1390: 121-120).
ل به آشتيکند. به ن حمايت چين از کره شمالي نه‌تنها مي‌تواند وجود يک دوست و متحد استراتژيک را در منطقه شمال شرق آسيا تضمين نمايد، بلکه همچنين از اين طريق مي‌تواند منطقه حائلي بين چين و کره جنوبي دموکراتيک که تقريبا 29000 سرباز آمريکايي در اين کشور حضور دارند را ايجاد نمايد. ايجاد و حفظ اين منطقه حائل مي‌تواند فضاي تنفسي استراتژيک را براي چيني‌ها و کاهش حجم نيروهاي خود در اين منطقه در پي داشته و به اين کشور اجازه دهد تا نيروهاي خود را در مرز تايوان به عنوان يکي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي استراتژيک چين در منطقه متمرکز نمايد. همچنين بايد گفت که حفظ کره شمالي مي‌تواند به عنوان يک متحد استراتژيک براي چين به عنوان سنگري در برابر تسلط نظامي آمريکا در منطقه عمل کرده و علاوه بر اين، امکان کنترل افزايش توانمندي نظامي ژاپن را نيز فراهم نمايد.
نگاه چين به مسائل و چگونگي ارتباط با بازيگران منطقه‌اي و بين‌المللي همواره يک نگاه و بينش عمل گرايانه توام با حفظ و تامين منافع ملي خود بوده است. (چيني‌ها در مسئله کره شمالي در تلاش براي محقق کردن بخشي از اهداف ايدئولوژيک خود شامل ساخت ائتلافي بين‌المللي از دولت‌هاي ناهمسو با ايالات‌متحده جهت تجديد نظرطلبي در نظم موجود و به چالش طلبيدن آمريکا نيز مي‌باشند. لذا چگونگي جهت‌گيري چين در مسئله کره شمالي طبيعتا بايد با لحاظ کردن اين منافع باشد که از ايجاد گسست در روابط و سياست‌هاي حمايتي اين کشور نسبت به کره شمالي جلوگيري ‌کند. دقيقا به همين دليل است که علي‌رغم بهبود چشمگير در روابط چين و کره جنوبي در طول دهه گذشته، پکن همواره در مسائل امنيتي جانب کره شمالي را گرفته و کمک‌هاي لازم را به‌ منظور کاهش فشارهاي وارده به اين کشور تامين نموده است. براي سياستمداران چيني ثبات و اجتناب از جنگ يکي از مهم‌ترين اولويت‌هاي امنيت ملي اين کشور تلقي مي‌شود. همچنين فروپاشي کره شمالي مي‌تواند نگراني‌هاي جدي‌اي را به خصوص در مناطق مرزي براي چين در پي داشته باشد. چيني‌ها نمي‌خواهند به صورت ناگهاني گسستي را در مواضع خود نسبت به کره شمالي ايجاد نمايند و سياست ابهام استراتژيک را بر سياست شفافيت استراتژيک ترجيح داده‌اند.(معماي امنيت در آسياي شرقي: http://riirpolitics.com).
واقعيت اين است که تنش ميان دوکره قبل از اين که ريشه دراختلاف هاي ديرينه اين دو کشور برسر مسائل گوناگون سياسي و امنيتي داشته باشد، بيشتر برآمده از رويکردهاي توسعه طلبانه و يکجانبه گرايانه اي بوده است که ايالات متحده آمريکا طي سالهاي گذشته بخصوص پس از پايان جنگ سرد، در راستاي سياستهاي منطقه اي خويش اتخاذ نموده و در اين راستا، مهار بازيگران معارض با منافع و اولويتهاي سياست خارجي آمريکا را در دستور کار خويش قرار داده است. درست است که آزمايش هاي اتمي کره شمالي در وهله نخست باعث بروز تنش در شبه جزيره کره شده است، ولي نبايد فراموش کرد که اعمال تحريم هاي يکجانبه از سوي آمريکا بيشتر از مورد اولي در تشديد و تقويت ابعاد گوناگون اين تنش نقش آفرين بوده است. در واقع، اين آمريکا و رويکردهاي توسعه طلبانه و يکجانبه گرايانه اين کشور ميباشد که بيش از پيش موجبات ايجاد تهديدات امنيتي براي شبه جزيره کره وايجاد خلل درنظام امنيتي اين منطقه را فراهم نموده است.

4-4. بحران تايوان:
تايوان در طول قرن هاي 17 و 18 تحت استعمار غرب بوده است و همچنين گاهي توسط سلسله هاي مينگ46 و چينگ47 اشغال شده است. در سال 1683 نيروهاي سلسله چينگ بر مينگ در تايوان غلبه کردند و فرماندهي تايوان را تا زمان انعقاد قرار داد شيمونوسکي بين چين و ژاپن در سال 1895 به عهده داشتند. در اواخر قرن 19 وضعيت چين تغيير کرد و اين تغيير ناشي از درگيري بين چين و ژاپن بر سر کره بود. در 7 آوريل 1895 چين و ژاپن قرار داد شيمونوسکي48 را امضا کردند که بر طبق اين قرار داد حاکميت ژاپن بر تايوان به رسميت شناخته شد. اما با وقوع جنگ جهاني دوم، هنگامي که شرايط جنگ بر خلاف نيروهاي محور بود، فرانکلين روزولت، وينستون چرچيل و چيانگايچک در قاهره با يكديگر ملاقات کردند تا راجع به مستعمره هاي ژاپن بحث و گفتگو کنند، در بيانيه قاهره که در دسامبر 1943 صادر شده بود بر اين نکته تاکيد شده بود که تمام سرزمين هاي چين که ژاپن به زور آنها را گرفته بايد به عنوان پيش شرط مذاکره به چين برگردانده شود. اين موضوع مجددا در بيانيه “پوستدام” در جولاي 1945 مطرح شد (طاهري امين 1387: 227).
4-4-1. اولين بحران تنگه تايوان:
اين بحران در سال 1949 بواسطه جنگ داخلي چين بين ناسيوناليست ها و کمونيست ها به وجود آمد. نيروهاي ناسيوناليست که در نتيجه جنگ با ژاپن تضعيف شده بودند درمقابل شورش کمونيستها شكست خوردند و به تايوان فرارکردند و يك سري از جزاير کوچک در نزديكي ساحل چين را تحت اشغال نگه داشتند و در آنجا يك حکومت جداگانه تشكيل دادند که تحت عنوان چين ملي و يا تايوان موجوديت يافت که مورد حمايت آمريکا قرار گرفت و همچنين شوروري هم از جمهوري خلق چين حمايت کرد. در نتيجه اين وضع و همچنين وضعيت آن جزاير و اهميت استراتژيك آنها باعث بحراني شد که در سطح بين المللي احتمال داشت منجر به درگيري آمريكا و چين درسال 1955 شود. به دنبال پرتاب موشك به جزيره فرمز توسط جمهوري خلق چين در سال 1945، آمريكا بلافاصله از ناسيوناليست ها حمايت کرد و به منظور دفاع از جمهوري چين، قرار داد دفاع دو جانبه با تايوان را در دسامبر آن سال امضا کرد. کنگره نيز در ژانويه 1955 با تصويب قطعنامه اي به رئيس جمهور اختيار داد که در صورت لزوم به منظور حفظ امنيت فرمز از نيروي مسلح استفاده کند. در ژانويه 1955 هواپيماهاي ناسيوناليست ها جواب عمليات پکن را با بمباران بعضي از مواضع چيني ها در داخل چين دادند. (شفيعي 1388)
4-4-2. دومين بحران تايوان:
در آگوست 1955 چيانگ، رئيس ملي گرايان اعلام کرد دولتمردانش در صدد طراحي برنامه اي جهت باز پس گيري سرزمين چين هستند. چيانگ رهبر دولت ناسيوناليست فکر مي کرد ايالات متحده ازسياست حمله جمهوري چين به سرزمين اصلي حمايت ميکند. درحالي که ايالات متحده آمريكا به قرار داد دفاع متقابل49 به عنوان تعهد آمريكا نسبت به دفاع از تايوان در مقابل تجاوز پکن مي نگريست نه بيشتر، چيانگ سعي مي کرد با توجه به اين قرارداد، آمريكا را ترغيب به جنگ با چين کمونيست نمايد. بدين لحاظ سعي مي کرد نيروهايش در فرمز را جهت جنگ با چين تقويت نمايد. اما از طرف ديگر آمريكا مذاکره با پکن را در سال 1954 در ژنو آغاز کرد و در مذاکرات دو طرف تاکيد گرديد که چين قول عدم حمله به تايوان را بدهد. اما مقامات چيني، موضوع تايوان را مسئله داخلي چين دانسته و اعلام نمودند اجازه دخالت به آمريكا در اين مسئله را نمي دهند. ملي گرايان از سواحل جزاير تحت کنترل خود که کمتر از دو کيلومتر با سواحل سرزمين اصلي چين فاصله داشت و تا دندان مسلح شده بودند اقدام به گلوله باران سرزمين اصلي نمودند. خروشچف در قبال تعهداتي که نسبت به قرارداد 1950 در کمک به کمونيست ها سپرده بود کوتاهي کرد تا اينکه بحران به پايان رسيد(شفيعي 1388).
4-4-3. سومين بحران تايوان:
بعد از مرگ چيانگ، معاون وي، لي تنگ خويي قدرت را به دست گرفت و تايوان را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، مواد مخدر، جهان خارج Next Entries پایان نامه ارشد درمورد باراک اوباما