پایان نامه ارشد درمورد روش تحقیق، صدا و سیما، حوزه علمیه، جمع آوری اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

تكنيك نمي داند (آن گونه كه مورد نظر رويكرد معنامحور است)، بلكه آن را ابزاري با حوزه گرايش ذاتي خاص و جهت دار مي داند.(پستمن، 1375، 195)
پستمن ميان دين و رسانه (تلويزيون) تفاوت ذاتي قائل است و به همين دليل، او را منتقد اساسي حضور دين در رسانه (تلويزيون) مي خوانند.
وقتي پستمن در مورد تلويزيون معتقد است: «لحن تلويزيون، سرگرمي و وقت گذراني است» (پستمن، 1375، 187) و داراي ماهيتـي اين جهــاني است (Postman,1985:150) و از طرفي در مورد اديان مي گويد: «هيچ يك از بنيان گذاران مذهبي، نه بودا و نه موسي(ع)، نه عيسي(ع)، نه محمد صلی الله علیه و آله و نه حتي لوتر، هر چه را كه مردم مي خواستند، به آنها هديه نمي كردند؛ بلكه چيزي را به آنان عرضه مي داشتند كه براي آنها ضروري و مفيد بود» (عباسي،91،1382)، نتيجه ميگيرد: «خطر تلويزيون در نظامي كه رسالت اين وسيله ارتباط جمعي، سرگرمي و تفريح و ايجاد شادي و سرور در بيننده است، در اين است كه بخواهد به مقوله هاي جدي و اساسي نظير اخبار، سياست، آموزش، علم، اقتصاد، مذهب و…. بپردازد. (Hosseini, 2007:8)
پستمن در مورد حضور مراسم مذهبي در رسانه ها، به صورت مشخص معتقد است: « هر مراسم مذهبي در رسانه ها نيازمند يك محيط، با تقدس معيّن است. براي انجام اين مراسم، قوانين رفتاري خاصي لازم است، كه با شرايطي كه در آن يك برنامه مذهبي تماشا مي شود، مغاير است. مردم ميخورند، صحبت مي كنند يا حواس خود را به ديگر فعاليت ها مي دهند و در اين شرايط شيوه رفتاري كه براي يك مراسم مذهبي لازم است، وجود ندارد. (A.valle, 1992:3) در واقع به باور پستمن: اجراي مراسم مذهبي در تلويزيون،نمي تواند بينندگان را به حس و حالي روحاني برساند، آنان را به دنياي قداست و معنويت سوق دهد و احساس آن جهاني به آنان القا كند». (عباسي،1382، 90)
مولانا با انتقاد از رويكرد فن آورانه، معتقد است: «ديدگاه جبر تكنولوژي كه اغلب در ادبيات سكولار غرب مورد بحث قرار مي گيرد و براي تلويزيون به عنوان پرقدرت ترين و اقناع كننده ترين ابزار ارتباطات مدرن و تأثيرگذار بر فرهنگ عمومي نقش فراواني قائل مي شود، در خصوص ايران اعتبار چنداني ندارد؛ برخلاف مفاهيم سنتي توسعه، تلويزيون در ايران رسانه پرقدرتي است، ولي نه به دليل خود تكنولوژي، بلكه به واسطه عوامل فرهنگي ديرپايي كه به آن مشروعيت مي بخشد. در غرب و به ويژه آمريكا، چنين گفته مي شود كه تلويزيون، كاركردي آييني دارد؛ كه با دين قابل مقايسه است. اگر در ايالات متحده و اروپا تلويزيون، دين است، در ايران، اين دين است كه براي تلويزيون توشه ساز است. ديدگاه يادشده، از اهميت رسانه هاي جمعي معمول در ايران، از جمله تلويزيون نمي كاهد. ولي نكته اين است كه اين مشروعيت رسانه هاست كه وابسته و تابع مجاري سنتي است، نه بالعكس».(مولانا، 1384، 90) وي معتقد است: نظريه جبر تكنولوژي تا آنجا كه به فرهنگ و وسايل ارتباط جمعي مربوط مي شود، از دو ضعف دروني رنج مي برد: نخست آنكه تنها به يك جنبه رسانه ـ جنبه مادي و فني آن ـ مي نگرد و آن را مشخصه اصلي و معرف رسانه مي داند.
به عبارت خلاصه تر، اين نظريه فقط بر تكنولوژي به طور منفرد تكيه مي كند؛ [يعني] بر اين نكته كه تكنولوژي حاكم ارتباطي، به طرز فزاينده اي به فرهنگ شكل مي دهد. يا اگر ساده تر بگوييم، اين نظريه براي اين موضوع كه از رسانه چگونه و به چه منظوري استفاده مي شود، اهميتي قائل نيست و فقط به كاربرد آن توجه مي كند. ضعف دوّم در اينجاست كه ديدگاه معتقد به جبر تكنولوژي فقط بر شواهد تاريخي متكي است و از خود هيچ نوع پويايي ندارد. افزون بر اين، ديدگاه معتقد به جبرتكنولوژي، كاملاً بر تجارب غربي استوار است و لذا همين كه درصدد گسترش بر مي آيد، با مشكل مواجه مي شود». (مولانا، 1371: 124)
نكته مهم در مورد نظريه هايي كه درباره حضور دين در رسانه مطرح شده، اين است كه، ديني كه صاحب نظران غربي از آن سخن به ميان آورده و درباره حضور آن در رسانه نظر داده اند، در بيشتر موارد، مسيحيت است. مولانا پس از انتقاد از دو ديدگاه محتوامحور و فن آورانه، مي كوشد نسبت ارتباطات و رسانه ها در اسلام را تشريح و از اين رهگذر، در خصوص حضور دين اسلام در رسانه ها اظهار نظر كند.
نظريه هم گرا براي مطالعه ارتباطات انساني، به شناخت و بررسي نظام هاي فرهنگي و اجتماعي توجه ويژه نشان مي دهد و اسلام، يكي از نظام هاي فرهنگي و اجتماعي است كه اصول و مباني غرب را به چالش فراخوانده است». (باهنر، 1385، 38)
مولانا درباره ارتباطات و رسانه ها در اسلام مي گويد: «ارتباطات الهي، انساني، اجتماعي، ميان فرهنگي و ابزاري در طول تاريخ اسلام يك پايه اساسي و لازم در توسعه و پيشرفت اين آيين مقدس و اين مكتب ديني و سياسي بوده است. ما در تاريخ اسلام هميشه يك جريان مداوم و ناگسيخته بين ارتباطات، دين و سياست مي بينيم كه در ديگر تمدن ها و اديان وجود ندارد. از اين جهت، دين مبين اسلام يك دين ويژه در ميان اديان و يك آيين و مكتب جهاني است. جهان بيني اسلامي را نمي توان از فرهنگ، سياست، اقتصاد، اخلاق و زندگي روزمره مسلمانان جدا كرد و كوشش در اين امر، هميشه با شكست و ناكامي مواجه شده است». (مولانا،121،1382)
مولانا با محور قراردادن فرآيند تبلغ به عنوان شاخص ارتباطات اجتماعي در اسلام به چهار اصل پايه در اسلام اشاره دارد: توحيد به عنوان يك نظريه وحدت گراي اطلاعاتي و ارتباطاتي؛ امر به معروف و نهي از منكر به عنوان نظريه مسئوليت، راهنمايي و عمل؛ امّت به عنوان مفهوم جامعه جهاني و تقوا به عنوان نشانگر نظام اخلاقي تبليغ در اسلام. (باهنر، 1385، 39) به همين دليل، مولانا بر اين باور است كه: «نمي توان اسلام را از علم و دانش، تحقيق، صنعت، تكنولوژي، معرفت شناسي و آزادي تفكر جدا كرد؛ زيرا اين اقدام غيراسلامي، غيرطبيعي، مصنوعي و غيرعلمي است.» (مولانا،122،1382) بر اين اساس، «مكتب معتقد به جبرتكنولوژي نه تنها يك ديدگاه غيراسلامي است، بلكه از جنبه استناد تاريخي در طول تمدن اسلامي به نفي رسيد؛ چرا كه از آغاز ظهور اسلام، ارتباطات كتبي و شفاهي، در هم ادغام شده و تمدن اسلامي از اين جهت بي نظير بوده است». (مولانا،23،1382)
در مدل هم گرا، فرآيند ارتباطي شامل چهار مرحله توليد، تكنولوژي، محتواي فرهنگي و توزيع در يك نظام سياسي و اقتصادي و فراتر از آن در يك نظام فرهنگي و ارزشي مشتمل بر جهان بيني، باورها و نظام هاي فرهنگي، برقرار است. در مورد ايران، يك جهان بيني اسلامي مبتني بر اصول چهارگانه اي كه شرح داده شد و مجموعه اي از ارزش ها، باورها و نظام هاي فرهنگي مبتني بر جهان بيني اسلامي حاكم است. در ذيل اين جهان بيني هم، نظام سياسي و اقتصادي اسلامي، (جمهوري اسلامي) با مشخصه هاي متفاوت با ديگر نظام هاي سياسي و اقتصادي قرار دارد كه فرآيند ارتباط در مراحل چهار گانه خود (توليد، تكنولوژي، محتواي فرهنگي و توزيع) بر مبناي آن شكل مي گيرد.
نكته مهم اينكه، مداخله خارجي (مقصود، مداخله خارج از حوزه جهان بيني، باورها و نظام هاي فرهنگي و نظام سياسي و اقتصادي جمهوري اسلامي، در هر يك از مراحل فرآيند ارتباطي (توليد، تكنولوژي، محتواي فرهنگي و توزيع)، زمينه وابستگي به غير را فراهم مي كند. (مولانا،139،1371)
پس با توجه به ويژگي هاي ارتباطي دين اسلام و نيز بر اساس مدل هم گرا كه در آن فرآيند ارتباط در مراحل چهارگانه (توليد، تكنولوژي، محتواي فرهنگي و توزيع) تحت نظام سياسي و اقتصادي و نظام فرهنگي و ارزشي فعال است، دين اسلام به عنوان جهان بيني و مجموعه اي از باورها و يك نظام ارزشي و فرهنگي بي نظير، ميتواند در درون خود، نظام سياسي و اقتصادي متناسب با جهان بيني اسلامي (جمهوري اسلامي) را داشته باشد و فرآيند ارتباطي، در ذيل اين نظام سياسي و اقتصادي فعاليت مي كند. ازاين رو: «فرآيند ارتباطـي، تحـت نظام سياسـي و اقتصـادي توحيـدي قرار مي گيـرد كه در آن، حاكميـت مطلـق از آن خداست». در اين فرآيند ارتباطي توحيدي، كليه قوانين انسان ساخته، محتواي ارتباطات، رسانه هاي جمعي و… كه سعي در تحديد حاكميت الله دارند، باطل شناخته ميشوند. (مولانا،155،1384)
با اين رويكرد هم گرايانه، دين اسلام در عالي ترين سطح خود در فرآيند ارتباطي حاضر مي شود و بدين ترتيب، زمينه براي حضور تمام عيار دين در رسانه فراهم مي گردد.

جمع بندی
در واقع، رسانه‌ ملي با بهره‌گيري از نظريه كاشت، مي‌توانند جهان‌بيني، ارزش‌ها و هنجارهاي بومي و ملّي و مذهبی را در درون خانواده‌ها از راه فيلم، سخنراني و برنامه‌هاي متنوع راديويي و تلويزيوني بكارند. رسانه ملي بايد از يك‌سو به دنبال كاشت جهان‌بيني و ابعاد ارزشي و بومي فرهنگ داخلي در درون خانواده و ذهن تك تك افراد جامعه باشد و از سوي ديگر، با نهادينه كردن اين جهان‌بيني و ارزش‌هاي بومي و فرهنگي، جامعه را در برابر ارزش‌ها و هنجارهاي فرهنگي رسانه‌هاي غربي حفظ كند.
بنابر نظريه كاشت، تلويزيون مي‌تواند در كاركرد گزارشگري و اطلاع‌رساني خود، به ابلاغ پيام‌هاي به هم پيوسته‌اي تمايل پيدا كند كه درس‌هاي يكساني را بارها به نمايش در ‌آورد. در اين صورت، تلويزيون، خالق و منعكس‌كننده انديشه‌ها و باورهايي است كه از نيازهاي نهادينه جامعه پيرامون اثر مي‌پذيرد و مردم را برمي‌انگيزاند، تا پيوسته به محتواهايي توجه كنند كه احتمالاً باورها و انديشه‌هاي پيشين را تأييد ‌كند.
جرج گربنر مي‌گويد: كاشت، فرآيندي بي‌سمت و سو نيست، بلكه بيشتر شبيه فراگردي جاذبه‌اي است و … هر گروه از مخاطبان ممكن است در جهتي متفاوت تلاش كنند، اما همه گروه‌ها تحت تأثير جريان مرزي واحد‌ي‌اند. ازاين‌رو، كاشت، بخشي از فرآيندي دايمي، پويا و پيش‌رونده تعامل ميان پيام‌ها و زمينه‌هاي قبلي است. نظريه كاشت به ما خاطر نشان مي‌كند كه ارتباطات در دنياي نهادين روي مي‌دهد؛ دنيايي كه احتمالاً آفريده رسانه‌هاست.(ویندال،364،1384)
بنابراين نظريه، افكار عمومي نيز از طريق اطلاعات رسانه‌اي در طول زمان شكل مي‌گيرد و مستقل از اطلاعات دسته‌بندي شده منظمِ رسانه‌اي، كمتر محقق مي‌شود. پس شايسته است رسانه‌هاي عمومي به ويژه رسانه ملي نسبت به اين رسالت خود در مورد سند چشم‌انداز و سياست‌هاي كلي نظام احساس مسئوليت كند. نگاهي به قوانين و وظيفه رسانه ملي، اين رسالت را مضاعف مي‌كند.
سرانجام، اين نظريه چنين بيان ميكند كه اثرگذاري‌هاي تلويزيون بر مخاطبان، اندك، تدريجي و غير مستقيم و در عين حال به صورت انباشتي و در درازمدت واقع ميشود. تشابه تأثير در نظريه كاشت با آثار برآمده در فرآيند جريان‌سازي، تدريجي، غير مستقيم و زمان‌دار بودن اين اثرگذاري‌هاست. از سويي تلويزيون به عنوان رسانه مورد پژوهش در نظريه كاشت، خود عامل مستحكمي براي شكل‌گيري، تقويت و ثبات، در جريان‌سازي است.

3-فصل سوّم: روش تحقیق

روش تحقیق
منظور و مراد ما از روش تحقیق، راه ها و شیوه های جمع آوری اطلاعات لازم در خصوص موضوع تحقیق و همچنین شیوه های اندیشه و تامل روی آن اطلاعات می باشد.
در هر تحقیق، محقق باید روش اجرای کار خود را به صورت دقیق تشریح کند و باید توضیح دهد که از چه ابزار و روشی برای دستیابی به اطلاعات بدست آمده، استفاده نموده و چگونه اطلاعات خود را جمع آوری نموده است.

1-3-روش پژوهش و تحقیق نگارنده
این رساله، یک پژوهش تالیفی بوده و با روش اسنادی و کتابخانه ای، به منظور دستیابی به دیدگاه های مهم و موثّر در این زمینه صورت گرفته است. اسناد و مدارک مورد استفاده در این پایان نامه، از کتابها، مقالات، مجلات عمومی و تخصصی، منتشر شده درحوزه علمیه قم و سازمان صدا و سیما میباشد و همچنین از روزنامه ها و چند سایت معتبر اینترنتی هم استفاده شده است.
برای جمع آوری اطلاعات و ارائه اسناد در این پژوهش، نگارنده به بخش های مختلف علمی و پژوهشی از جمله کتابخانه مرکز پژوهش های سازمان صدا و سیما و حوزه علمیه قم، دفتر تبلیغات اسلامی و مرکز تخصصی نور و….. مراجعه نموده و یا از آثار منتشر شده آنها استفاده کرده و بخش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد آسیب شناسی، روزنامه نگاری، تاریخ اسلام، نامه نگاری Next Entries پایان نامه ارشد درمورد حوزه علمیه، مقام معظم رهبری، صدا و سیما، صاحب نظران