پایان نامه ارشد درمورد رسول خدا (ص)، پیامبر (ص)، امام علی (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

اشتباهى در كردارم پيدا ننمود؛ از همان زمان كه رسول خدا (ص) را از شير باز گرفتند، خداوند بزرگترين فرشته از فرشتگان خويش را مأمور ساخت تا شب و روز وى را به راههاى بزرگوارى و درستى و اخلاق نيك سوق دهد. من همچون سايه‏اى به دنبال آن حضرت حركت مى‏كردم و او هر روز نكته تازه‏اى از اخلاق نيك را براى من آشكار مى‏ساخت و مرا فرمان مى‏داد كه به او اقتدا كنم، وى مدتى از سال، مجاور كوه حراء مى‏شد. تنها من او را مشاهده مى‏كردم و كسى جز من او را نمى‏ديد. در آن روز غير از خانه رسول خدا (ص) خانه‏اى كه اسلام در آن راه يافته باشد وجود نداشت، تنها خانه آن حضرت بود كه او و خديجه و من نفر سوم آنها، اسلام را پذيرفته بوديم، من نور وحى و رسالت را مى‏ديدم و نسيم نبوت را استشمام مى‏كردم. من به هنگام نزول وحى بر محمد (ص) صداى ناله شيطان را شنيدم. از رسول خدا (ص) پرسيدم : اين ناله چيست؟ فرمود: اين شيطان است كه از پرستش خويش مايوس گرديده. تو آنچه را كه من مى‏شنوم، مى‏شنوى و آنچه را كه من مى‏بينم، مى‏بينى؛ تنها فرق ميان من و تو اين است كه تو پيامبر نيستى، بلكه وزير منى و بر طريق و جاده خير قرار دارى.»

از خطبه بر می آید که امام علی (ع) نزدیکترین فرد به پیامبر(صلّی الله علیه و آله وسلّم) بوده و نه تنها در روزگار پس از بعثت که پیش از آن و نیز در کودکی همچون فرزند پیامبر(ص) کنار او بوده است و از نزدیک زندگی و رفتار و گفتار آن حضرت را می دیده است. از حقایق حائز اهمیت این است که امام علی(ع) با توجه به نزدیکی خارق العاده خویش به پیامبر(ص) از مطالبی درباره آن حضرت خبر داده است که در دسترس کسی دیگر نبوده و او در خفا و آشکار شاهد رفتار و گفتار پیامبر(ص) بوده و این بر ارزش توصیفات امام علی(ع) در این باره می افزاید. بدین سان، به نظر می رسد، اگر گزارشهای امام علی(ع) در این باره به دست ما نمی رسید، هیچ گزارشی جای آن را نمی گرفت و کسی دیگر امکان بازگویی این حقایق را نداشت. در منابع مختلف به ویژه شروح نهج البلاغه، از جمله شرح سید حبیب الله موسوی علوی خوئی(م.1324ق.) به گونه ای مفصل با استفاده از منابع حدیثی از موضوع نزدیکی امام علی(ع) به پیامبر اکرم (ص) سخن رفته است. 12

1ـ3ـ2. عصمت امام علی(ع)
استدلال به عصمت امام علی(ع) می تواند گزارش های آن حضرت از احوال، رفتار و گفتار پیامبر اکرم(ص) را وثاقت بیشتری دهد و گزارش ها را از گزارش دیگر اصحاب پیامبر(ص) ممتاز کند هرچند در اینجا ما دیگر با یک استدلال درون مذهبی رو به روییم که برای آن دسته از اهل سنت که قائل به نصب الهی امامت امام علی(ع) و نیز به عصمت معتقد نیستند، معتبر نیست. با این حال، هیچ عالم اهل سنتی در آنچه امام علی(ع) از پیامبر(ص) نقل کرده است، تردید روا نداشته اند.

1ـ3ـ3.جامعیت نگاه امام علی(ع) به ابعاد وجودی پیامبر(ص)
از وجوه اهمیت سخنان امام علی(ع) درباره پیامبر(ص)، جامعیت آن است. این جامعیت، هر پژوهشگر تاریخ و سیره پیامبر اکرم (ص) را بر آن می دارد که در پژوهش خویش کلمات امام علی(ع) در این باب را از نظر فرونگذارد. مراد از جامعیت در اینجا، نمایاندن همه ابعاد وجودی پیامبر(ص) از جمله ابعاد آسمانی و نبوی نیست؛ زیرا این کاری ناممکن است؛ بلکه مراد تشریح آن دسته از ابعاد وجودی آن حضرت است که گفتار و فهم بشری توان راهیابی بدان را دارد. امام علی(ع) در اینجا، متناسب با ظرفیت بشری مخاطبان خود، بیشتر به ابعاد انسانی و زمینی پیامبر(ص) پرداخته و از رفتار و خلق و خوهای فردی، اجتماعی، عبادی، سیاسی، اقتصادی و نظامی آن حضرت سخن گفته؛ مثلا گاهی به صفات ذاتی پرداخته و دلسوزی آن حضرت نسبت به مردمان را بازگفته: « كان حَبيبي محمّد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) أرحم النّاس بِالنّاس‏ 13: پیامبر (ص) از همه کس برای مردمان دلسوزتر بود.» و گاه از دلیری و شجاعتش: « كُنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَيْنَا بِرَسُولِ اللَّهِ (ص) فَلَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنَّا أَقْرَبَ إِلَى الْعَدُوِّ مِنْهُ 14: هرگاه آتش جنگ سخت شعله‏ور مى‏شد، ما به رسول خدا (ص) پناه مى‏برديم و در آن ساعت هيچ يك از ما به دشمن از او نزديكتر نبود.» و گاهی دیگر از همت والای پیامبر(ص) در رفع و رجوع کار مردم و مراقبت اجتماعی ایشان: «لایَغفُل مخافة أن یَغفلوا او یَمیلوا 15 : از کار مردمان غفلت نمی ورزید تا مبادا آنان به غفلت لغزند و منحرف گردند.»، کوتاه سخن آنکه امام علی(ع) همچون آیینه ای تمام نما، به زوایا و نحایای زندگی و شخصیت پیامبر(ص) پرداخته است.
در نگاه جامع امام علی (ع) به پیامبر (ص) موضوعات دیگری مانند اهداف بعثت، وضعیت جوامع انسانی پیش از رسالت پیامبر اکرم (ص) و تغییراتی که پس از آن صورت گرفته، به تناسب بحث شده است و بدین رو، در توصیفات امام (ع) از پیامبر(ص)، اطلاعات تاریخی ارزشمندی نیز به چشم می خورد و بسیاری از این گزارش ها، ارزش تاریخی نیز دارند و می توانند ما را در رصد عوامل نهان و آشکار وقایع صدر اسلام و نمایاندن اهمیت آنها یاری کنند. سخن امام (ع) درباره واقعه هجرت از این دست سخنان است که می فرماید: « هِجْرَتُهُ بِطَيْبَةَ عَلَا بِهَا ذِكْرُهُ وَ امْتَدَّ مِنْهَا صَوْتُهُ 16 : هجرتگاهش (مدينه طيبه) بود؛ همان شهرى كه آوازه او از آن برخاست و صدايش از آنجا پخش شد.» در این فراز، می توان به اهمیت هجرت پیامبر(ص) به مدینه دست یافت. امام علی(ع) واقعه تاریخی هجرت به مدینه را از علل موفقیت و پیروزی پیامبر (ص) دانسته است؛ زیرا چنان که از این گفتار بر می آید، آن حضرت در مدینه فرصت آن را یافت تا در آرامش و به یاری انصار مدینه، آیین خود را تبلیغ کند و با تشکیل یک جامعه اسلامی نمونه در این شهر که از معدود شهرهای مهم حجاز آن روزگار بود، ندای خویش را به گوش همگان برساند. گفتنی است که واقعه هجرت در پیروزی اسلام چنان اهمیت دارد که به مبدأ تاریخی مسلمانان تبدیل شده است.

فصل دوم :
بعد الهی و رسالی پیامبر اکرم (ص)

در این فصل خواهیم کوشید تا به ارتباط پیامبر اکرم (ص) با غیب و بررسی و تشریح وحی و رسالت الهی آن حضرت از نگاه امام علی(ع) بپردازیم. بعد الهی پیامبر(ص) بخشی از وجود آن حضرت است که با نظرداشتِ ارتباط ایشان با ملکوت تعریف می شود؛ رابطه ای دو سویه که یک سویش پیامبر(ص) و سوی دیگرش، خداوند متعال است. این ارتباط با ارتباط سایر انسانها و موجودات با خداوند، متفاوت است و از گذر آن، وحی بر آن حضرت فرود می آید. تفاوت پیامبران با انسانهای دیگر از همین گذر پدید می آید؛ چنانکه قرآن کریم نیز در برخی آیات مانند « قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكمُ‏ْ يُوحَى إِلىَ‏َّ أَنَّمَا إِلَاهُكُمْ إِلَاهٌ وَاحِد 17 : بگو، من فقط بشرى هستم مثل شما (امتيازم اين است كه)، به من وحى مى‏شود كه تنها معبودتان معبود يگانه است.» و نیز امام علی (ع) در برخی کلمات مانند «بَعَثَ اللَّهُ رُسُلَهُ بِمَا خَصَّهُمْ بِهِ مِنْ وَحْيِهِ وَ جَعَلَهُمْ حُجَّةً لَهُ عَلَى خَلْقِهِ 18 : خداوند رسولان خويش را به وسيله وحى كه ويژه پيامبرانش مي باشد، مبعوث ساخت و آنان را حجت خويش بر بندگانش قرار داد. »‌ بدان اشاره کرده است.
شکی نیست که این بعد از وجود مبارک پیامبر(ص) اهمیتی ویژه دارد و در واقع، سایر خصال و صفات و ابعاد وجودی ایشان، در پرتو رسالت وحی رسانی و پیام آوری نمود پیدا کرده اند. بدین رو، واکاوی این بعد به عنوان یک موضوع مستقل، در شناخت پیامبر(ص) نقش راهبردی دارد و امام علی(ع) نیز در بخش عمده ای از سخنان خویش درباره آن حضرت، به وحی، فلسفه وحی و رسالت و چگونگی آن و اثراتش در جامعه عرب و بشری پرداخته که بر ما منظری را از بعد الهی پیامبر(ص) می گشاید. اما چند نکته راهبردی در کلمات امام علی(ع) در این باره به چشم می خورد که عبارتند از:
یک. امام علی(ع) در خطبه ها و کلمات خود از چیستی و ماهیت پیچیده وحی سخن نگفته و تنها در برخی سخنان خویش به صورتی تعریف نشده (همانند قرآن کریم که وحی را تعریف نکرده) از نزول وحی بر پیامبر (ص) یاد کرده است؛ از جمله:
« حَتَّى أَكْرَمَهْ اللَّهُ (عَزَّوَجَلَّ) بِالرُّوحِ الأَمينِ وَ النُّورِ الْمُبين وَ الْكِتَابِ الْمُسْتَبين‏19 :
تا آنکه خداوند (عزوجل)، پیامبر(ص) را با نزول فرشته وحی و نور آشکار و کتاب روشن کننده، بزرگ داشت.»

سخن نگفتن از ماهیت وحی شاید بدین سبب است که مخاطبان را یارای درک چنین مفاهیمی نبوده و نیز از این رو که اساسا وحی از آن دسته پدیده های فرا زمینی است که برای فهم آن باید دست به دامان تجربه و مشاهده شد و موضوعی نیست که به سخن و گفتار درآید. در سخنان امام علی (ع) بیشتر با محصول پدیده وحی و فلسفه، آثار و تاثیرات محسوس و ابعاد عملی و عینی وحی محمدی (ص) و قرآن کریم بر می خوریم.
دو. از وجوه اهمیت بررسی وحی در کلمات امام علی(ع) این است که حضرت در برخی کلمات خویش تصریح فرموده اند که بارها هنگام نزول وحی نزد پیامبر(ص) بوده و این پدیده شگفت آسمانی را حس می کرده و حالات و حرکات و سکنات پیامبر (ص) را هنگام نزول وحی مشاهده می نموده است؛ حضرت در چند روایت بدین موضوع اشاره کرده است؛ از جمله:

« أَشُمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّيْطَانِ حِينَ نَزَلَ الْوَحْيُ عَلَيْهِ (ص) فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ فَقَالَ هَذَا الشَّيْطَانُ قَدْ أَيِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ 20 :
نسيم نبوت را استشمام مى‏كردم، من به هنگام نزول وحى بر محمد (ص) صداى ناله شيطان را شنيدم، از رسول خدا (ص) پرسيدم: اين ناله چيست، فرمود: اين شيطان است كه از پرستش خويش مايوس گرديده.»

در روایت بالا و نیز سخن ذیل بدین حقیقت می رسیم که امام علی(ع) در جایگاهی بوده اند که گویا خود، وحی را درک و مشاهده می کرده است و این امر در هیچ یک از صحابه رسول خدا (ص) مصداق ندارد و هیچ یک از آنان نیز مدعی چنین جایگاهی نشده و از طرفی مدعای حضرت علی (ع) را نیز انکار نکرده اند:

«(یا علی) إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى إِلَّا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ 21 :
(ای علی)، تو آنچه را كه من مى‏شنوم، مى‏شنوى و آنچه را كه من مى‏بينم، مى‏بينى؛ تنها فرق ميان من و تو اين است كه تو پيامبر نيستى.»

کلمات بالا نشان می دهند که گوینده آنها از وحی محمدی (ص) تجارب ویژه ای دارد که در اختیار کسی دیگر نیست و نگاه او به وحی، می تواند ما را در آشنایی با این پدیده آسمانی راهنمایی کند.
سه. در گفتار امام علی(ع) به برخی تعابیر بر می خوریم که حاکی از ویژگی های وحی محمدی (ص) است. مراد از ویژگی این است که میان وحی ای که بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده و وحی ای که به دیگر انبیای الهی فرود آمده، از جنبه های گوناگون تفاوت است. این تفاوت، به ظاهر، در کمال، جامعیت و جز آن است که ذیل عناوین بعدی از آن سخن خواهیم گفت. این دسته از سخنان امام (ع) بر دو گونه اند: نخست گونه ای که امام (ع) از شخص پیامبر اکرم(ص) سخن می گوید و بدین مناسبت از وحی ای که بر آن حضرت نازل گشته نیز بحث می کند؛ به عبارت دیگر موضوع اصلی سخن، شخص پیامبر اکرم (ص) است و موضوع وحی بالتبع مطرح گشته است؛ مانند سخنی که مخاطب آن فرزند برومندش امام حسن مجتبی (ع) است :

« اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّ أَحَداً لَمْ يُنْبِئْ عَنِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ كَمَا أَنْبَأَ عَنْهُ الرَّسُولُ (ص)22:
پسرم بدان هيچكس از خدا همچون پيامبر اسلام (ص) خبر نياورده است.»

یا این سخن امام که به مناسبت یادکرد پیامبر(ص) از وحی و قرآن سخن گفته است :

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، امام علی (ع)، پیامبر (ص) Next Entries پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، امام علی (ع)، فرهنگ و تمدن