پایان نامه ارشد درمورد رئالیسم انتقادی، جهان خارج، ایدئولوژی، قرن نوزدهم

دانلود پایان نامه ارشد

جهان، می‌درخشند؛ از جمله «پدر» در سال 1887 و «دوشیزه ژولی» به سال 1888، كه از آثار شاخص و مهم تاریخ رئالیسم محسوب می‌گردند، پیش می رود و طرفداران بیشتری را از تماشاگران و هنرمندان به خود مشغول می‌گرداند.
اما نكته‌ای اساسی و مهم در شكل‌گیری«رئالیسم»، بستری است كه باعث می‌شود، زمینه‌ی ایجاد و توسعه واقعیت‌گرایی،فراهم شود. این بستر را می‌توان در حوداث چند قرن اخیر جستجو كرد و در سه عامل مهم خلاصه نمود:28
1- ظهور انقلاب صنعتی و سلب قدرت از اشراف و مالكان و انتقال آن به صاحبان كارها و كارخانه‌ها.
2- پیشرفت علوم به ویژه علومی همچون زیست شناسی، پزشكی، جامعه‌شناسی و روانشناسی.
3- استمرار مبارزات سیاسی و اجتماعی مردم كه از برقراری عدالت بعد از انقلاب صنعتی ناامید شده بودند.
و همه‌ی این ها از پیبردن به اصولی بود كه زمینه‌ساز واقع‌گرایی اند: یكی پی‌بردن به اهمیت نقش فرد و شخص در تصمیم‌گیری‌ها و قرار دادهایاجتماعی و دیگری پی‌بردن به معنی‌حقیقی اجتماع و تأثیر آنها در حوداث كلان و جهانی .

2-5- واژه رئالیسم انتقادی
● رئالیسم (Realisme) واقع گرایی
رئالیسم از ریشه لاتینی Realis آمده است، از ماده Rerrum یعنی شیئی که آن را می‌توان واقعی و صاحب شیئیت (چیزمندی) ترجمه کرد. یعنی هرچه که به شیئی و پدیده‌های واقعی مستقل از ذهن ما تکیه کند و آن را ملاک قرار دهد.
مکتب رئالیسم نقطه ی مقابل مکتب آرماتن گرایی ( ایده آلیسم ) است که وجود جهان خارجی را نفی کرده و همه چیز را تصورات و خیالات ذهنی می داند.
رئالیسم مکتبی است که بر بیان واقعیت ها و زندگانی، همان گونه که هست، تکیه دارد. به بررسی دقیق رفتارهای آدمیان، حالت های روحی آنان ، محرومیت ها وبیرحمی ها و فساد جامعه می پردازد و علت های آن ها را بیان می کند. بالزاک نویسنده فرانسوی، تولستوی نویسنده روسی، دیکنز نویسنده انگلیسی، از پیشگامان این سبک بودهاند. مکتب رئالیسم در نیمه دوم سده ی نوزدهم میلادی پدید آمد.29

رئالیسم به معنای واقعیت عینی ، بدون خوشایند گریو احساساتی گری است. این جنبش در تقابل با آرمان گرایی (ایده آلیسم)، نئوکلاسیسم30 و در جریان انقلاب صنعتی فرانسه پدید آمده است و هدف هنرمندان این جنبش ، بیان واقعیت مطلق است.
رئالیسم به اصالت واقعیت و به وجود جهان خارج و مستقل از ادراک انسان باور دارد.
ایده آلیست ها همه ی موجودات و آن چه را که انسان در جهان درک می کند، تصورات ذهنی و وابسته به ذهن انسان می دانند و معتقدند که اگر من که همه چیز را ادراک می کنم نباشم، دیگر نمی توان گفت که چیزی هست. در حالی که به باور رئالیستی، اگر انسان ها نیز از میان بروند، جهان خارج همچنان وجود خواهد داشت. به طور کلی یک رئالیست، موجودات جهان خارج را واقعی و دارای وجودی مستقل از ذهن انسان می داند.
این اسلوب هنری و از جهت ( زیبا شناختی) دگرساز و اصلاح‌گر، هنر را بیش از همه اساوب های هنری متجلی می‌سازد. از مختصات رئالیسم بازتاب حقیقی شخصیت بغرنج انسانی و مناسبات و روابط گوناگونش نسبت به واقعیت، ارائه اشخاص و حوادث نمونه وار (تی‌پیک) از طریق چهره پردازی فردی مسائل زندگی است.
وقتی به تاریخ پیدایش و تکامل رئالیسم به مثابه ی اسلوب هنری می‌نگریم، می بینیم که عناصر مرکبه و گرایش‌های فکری آن در ادوار ابتدایی تکامل هنر پدید شده بوده است. ولی اسلوب رئالیسم به مثابه یک اسلوب خاص هنری در دوران نوزایی (رنسانی) مثلن در آثار سروانتس و شکسپیر دیده می‌شود. این مکتب در اواسط سده ی نوزدهم تکاملی شگرف می‌یابد و به رئالیسم انتقادی استندال، بالزاک، دیکنز، هوگارت31، دومیه، کوریه، منیه، گوگول، تورگنیف، تولستوی و بسیاری دیگر می‌رسد. در آثار آنان معایب نظامات اشرافی فئودالی و سرمایه‌داری افشا می‌شود و در رهایی فکری و بیداری اجتماعی بشر و برای پیدایش و استقرار آرمان‌های دمکراتیک در اندیشه افراد نقش مهمی ایفا می‌کند.
اکنون نیز در آثار بسیاری از هنرمندان مترقی جهان سرمایه‌داری، اسلوب واقع‌گرایی نقادانه ادامه دارد و ارایه خلاق آن به صورت رئالیسم انقلابی یا سوسیالیستی درآمده است. این اسلوب، واقعیت پویا، مشخص و تاریخی را در سمت حرکت انقلابی آن در آثار هنری مجسم می‌کند و از آن جا که هنرمند در این جا مجهز به آگاهی اجتماعی است، برخوردش به پدیده‌های اجتماعی و تاریخی برخوردی است در اوج احساس مسئولیت و تعهد و آگاهی و قهرمانان مثبت طراز نوی را از میان تاریخ به میان می‌کشد.
معمولا ماکسیم گورکی را اندیشه‌پرداز این مکتب، و اثرش مادر را نخستین اثر هنری ناشی از این اسلوب می‌شمرند.
رئالیسم در رمان و نمایش نامه خیال پردازی و فردگرایی رومانتیسم را از میان می برد و با مشاهده ی واقعیت های زندگی و تشخیص درست علل و عوامل آن ها به تشریح و تجسم آن ها می پردازد.
هدف حقیقی رئالیسم تشخیص تأثیر محیط و اجتماع در واقعیت های زندگی و تحلیل و شناساندن دقیق “تیپ ها” یی است که در اجتماع به وجود می آیند.
کوشش نویسندگان رئالیسم در این است که جامعه خود را تشریح کنند و “تیپ ها”ی موجود در جامعه را نشان دهند و همچون مورخی عادات و اخلاق مردم اجتماع خویش را بیان کنند.
“بالزاک” فرانسوی نماینده ی مکتب رئالیسم نیز به این نکته اشاره می کند و در “کمدی انسانی” می نویسد: “با تنظیم سیاهه ی معایب و فضایل و با ذکر آن چه که زاییده ی هوس ها و عشق هاست و با تحقیق درباره ی مشخصات اخلاقی و انتخاب حوادث اساسی جامعه و یا تشکیل “تیپ ها” ممکن است به نوشتن تاریخی موفق شویم که مورخان از آن غافل بوده اند، یعنی “تاریخ عادات و اخلاق جامعه”.
از نمایندگان بزرگ مکتب رئالیسم در فرانسه “بالزاک” ، “استاندال” 32و در انگلستان “دیکنز” را می توان نام برد. هنرمندان برجسته ی دیگر عبارتند از: گوستاو کوربه ، فرانسوا میله ،ادوارد مانه ، فرانسیسکو گویا ، ایلیار پین و انوره دومیه .ازدیگر مراکز مهم رئالیسم می توان از روسیه و نویسندگان بزرگانی چون تولستوی و داستایوسکی نام برد.
اصطلاح رئالیسم انتقادی را (Realisme Critique) را برای نخستین بار گئورک لوکاچ 33تئوریسن و منتقد معروف مجار برای قلمرو وسیع‌تری از ادبیات پیشنهاد کرد. منظور او از مفهوم “رئالیسم انتقادی”، تحلیل‌های آثار رمان‌نویسان رئالیست قرن نوزدهم (به ویژه بالزاک و زولا) بود و ارجاع جمال‌شناختی و ایدئولوژیک به آثار ادبی کشورهای سوسیالیستی که به گفته‌ی او، از نمایش واقعیت موجود، برای تحلیل وضع یک گروه اجتماعی و قدرت‌ها و امکانات آن در آینده سود می‌جستند.
   لوکاچ آفرینش ادبیات داستانی را معادل “پراکسیس اجتماعی” می‌شمارد و نویسنده را مأمور اصلاحات و صیرورت جامعه می‌خواند. مفهوم رئالیست انتقادی از نظر لوکاچ با مفاهیم همگان (Totalite) و آگاهی ممکن Conscience Possible جدایی‌ناپذیر است و می‌توان از آن برای افشاء آن‌چه مانع زیبایی شناسی‌های مدرنیست و معاصر شود سود جست. لوکاچ، اختلاط افشاء جهان بورژوایی را با صنعت ادبی اثر یا با استراژی ساخت‌گشایی34 نشانه‌ی نوعی بدبینی حاد می‌داند.

2-6- ریشه ها و پیدایش رئا لیسم انتقادی
رئالیسم نخستین
این دوره را باید دوره عظمت ادبیات روسیه برشمرد.در هیچ دوره ای، ادبیات روسیه مانند این دوره دارای نویسندگان بزرگ و آثار گرانبها نبوده است. رئالیسم روسیه نخست با داستان کوتاه “شنل” اثر گوگول آغاز شد.
پس از گوگول، گانچاروف با نوشتن رمان “آبلوموف” توانست برای نخستین بار به سبک بالزاک، بهترین تیپ روس را بیافریند. نویسنده بزرگ دیگر این دوره تورگینیف بود که با نگارش “قصه های شکارچی”، “رودین” و “پدران و فرزندان” و سایر آثار خود تحلیلی از تیپ های مختلف مردم روسیه را ارائه داد.
تالستوی را میتوان بزرگترین نماینده رئالیسم نخستین روسیه بشمار آورد. تالستوی با آفریدن تیپهای واقعی از مردم روسیه و با کشف و تحلیل خصوصیات زندگی و دردهای اجتماعی این مردم، نویسنده ای رئالیست بشمار میرود. رمان “جنگ و صلح” را شاهکار آثار رئالیستی روسیه می دانند. همزمان با تالستوی، داستایفسکی نماینده بدبینی و یأس این دوره شمرده میشود. قهرمانان وی مجرم و قربانی هستند و اغلب گذشته خود را در برابر دیگران اعتراف میکنند.35

رئالیسم انتقادی
ماکسیم گورکی در آغاز با نوشته های کوتاهی که جنبه رومانتیک داشت وارد عالم ادب شد. خوشبینی به آینده و ایمانی که گورکی به نیروی مردم داشت باعث شد که رئالیسم وی بصورت تازه تری درآید و در خدمت هدف اجتماعی وی قرار گیرد.
رمانهای بزرگی مانند “فاما گاردیف” و “مادر” اثر گورکی بنای مرحله ای از رئالیسم را گذاشت که “رئالیسم انتقادی” نامیده می شود. در این مرحله قهرمانهای نویسنده از محیط خویش جلوترند و برای رسیدن به وضع اجتماعی تازه ای تلاش میکنند.
به عبارتی این قهرمانها با وضع موجود در نبردند و برای تغییر آن میکوشند. دوران نویسندگی گورگی سالها پیش از انقلاب پایان یافت و در عین حال، ادبیات دوره بعد یعنی “رئالیسم سوسیالیستی36” نیز به دست گورکی پی ریزی شد.
با وجود این رئالیسم انتقادی را برای نخستین بار گئورک لوکاچ تئوریسین و منتقد معروف مجار برای قلمرو وسیعتری از ادبیات پیشنهاد کرد.

رئالیسم سوسیالیستی
این سبک رئالیسم در قلمرو هنر و ادبیات، در اتحاد جماهیر شوروی و همه کشورهایی که اقمار شوروی شمرده میشوند، مکتب و آموزه رسمی شمرده میشود.
این آموزه در اثنای اولین کنگره نویسندگان شوروی که در ماه مه ۱۹۳۴ در مسکو تشکیل شد، شکل کامل خود را پیدا کرد. رئالیسم سوسیالیستی از هنرمند “تجسم صادقانه و از نظر تاریخی عینی واقعیت را در انکشاف انقلابی اش” می خواهد و نیز از او میخواهد که در تحول ایدئولوژیک و تربیت کارگران با روحیه سوسیالیستی شرکت کند.
در میان کسانی که به صورت فعال در پیشبرد این آموزه شرکت داشتند، به ویژه میتوان از ماکسیم گورکی، ژدانف و کارل رادک نام برد.
اغلب منتقدان غربی به این نتیجه رسیده اند که تاریخ رئالیسم سوسیالیستی در اتحاد جماهیر شوروی، حاصل نوعی فرایند دیالکتیک است: این مکتب از هنری آسان و در دسترس همگان دفاع می کرد که موضوع های آن ظاهرا از زندگی روزمره توده های مردم گرفته شده بود.
پشتیبانی منظم و کمک دولت به آموزه رئالیسم سوسیالیستی سبب شده بود که عامه مردم در همه هنرها شرکت کنند. بدین ترتیب یک ملت روستایی عقب مانده و بی سواد در ظرف پنجاه سال به ملتی بدل شد که هنر در زندگیش جایگاه بسیار مهمی داشت.
اما مردم از این توجیه آموزه ای که هدفش پنهان داشتن اختلافات موجود بین منافع خاص توده های مردم و منافع بوروکراسی بود؛ به خشم آمده بودند.
آموزه رئالیسم سوسیالیستی با همان سهولتی که به دروغ، خود را وارث سنت ملی میدانست، خود را به مردم تحمیل میکرد. در واقع در قرن نوزدهم عده زیادی از روشنفکران روس بودند که هنر در نظر آنها مسئولیت اجتماعی سنگینی داشت، زیبایی هنری را فدای صداقت و حقیقت می کردند و میخواستند که هنرمند نقش نوعی پیامبر اجتماعی را ایفا کند.
رمان “چه باید کرد؟” اثر چرنیشفسکی به صورت تیپیک بیانگر این طرز تفکر است که در آن روزگار آزادانه انتخاب شده بود. این رمان با مضمونی فمینیستی بر جنبش آتی ازادی زنان در روسیه تاثیر بسزایی داشت.37 بدین ترتیب میتوان نویسندگانی از قبیل نکراسف، پیساروف، دابرولیوبوف و نقاشانی مانند رپین را پیشاهنگان رئالیسم سوسیالیستی به حساب آورد.
از نگاه فرمالیست ها، آموزه رئالیسم سوسیالیستی از آمیزش دید بی اندازه ساده انگارانه ای از واقعیت با تلاش مبتذلی دنبال نفع شخصی به وجود آمده است. جنبش فرمالیسم روسی در سال ۱۹۱۴ آغاز و در آخرین سالهای دهه ۱۹۲۰ در پی حمله های رژیم استالینیستی از هم پاشید.
کاربرد این آموزه در هنرهای مختلف، نتایج مختلف و نابرابری بوجود آورد و حالتی یکسان و یکنواخت نداشت. موسیقی از این نظر که مفاهیم ان از هرگونه قضاوت قانونی یا کلامی فراتر میرفت؛ کمتر از هنرهای دیگر تاثیر پذیرفت.
از این رو در میان آثار ارزشمندی که ادعای موافقت با رئالیسم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد نمایشنامه، جهان خارج، ایده آلیسم، قرن نوزدهم Next Entries پایان نامه ارشد درمورد قرن نوزدهم، رئالیسم انتقادی، متون سیاسی، مجسمه سازی