پایان نامه ارشد درمورد دیوان حافظ، فکر و اندیشه، استعاره و کنایه، ایرانی بودن

دانلود پایان نامه ارشد

بیرون رفته است ،ولی به هر حال شعر زیاد نگفته و در زمان خودش هم به نام یک شاعر معروف نبوده ،همچنان که در زمان خودش به عنوان یک درویش و یک صوفی حرفه ای هم معروف نبوده است.
متصوفه مردم پنهانی نبوده اند ،سلسله ها و رشته ها داشته اند ،استادها یشان همه مشخص بوده ،این شیخش آن بوده ،آن شیخش آن دیگری بوده ،که سلسله های صوفیه را نوشته اند .
به علاوه اینها اغلب در لباس و در«زّی»با دیگران تفاوت داشته اند ،کلاهشان کلاه مخصوصی بوده ،و در عصرهای اخیر کشکول و تبرزین و این جور چیزها بوده ،سر نمی تراشیده اند ،به قول خود حافظ «نه هر که سر بتراشد قلندری داند».
ظاهراً حافظ حتی زّی تصوف هم نداشته ؛اگر چه گاهی در تعبیرات خودش مثلاً می گوید :«حافظ این خرقة پشمینه بینداز و برو »ولی اینها دلیل نمی شود که واقعاً حافظ عملاً هم خرقة پشمینه می پوشیده است .
و حتی با اینکه این مرد در دیوان خودش تکیه زیاد دارد که بی «دلیل راه»-یعنی بی مربی ،آن که متصوفه او را «مر شد»و احیاناً«شیخ»و استاد می گویند-[نباید طی طریق کرد و]تکیه عجیب دارد که کسی بدون استاد و مربی محال است که این راه را بتواند طی کند:
قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بتــرس از خطر گمراهی
با این همه تکیه ای که این مرد روی این امر دارد ،یک نفر هنوز نتوانسته نشان دهد که مرشد او چه کسی بوده ،مسلم مرشد داشته ولی [مشخص]نیست .معلوم است که مربی او از این تیپ مشایخ معروف صوفیه و از این سلسله های معروف متصوفه نبوده و به طور کلی تصوف شیعی از تصوف سنی این امتیاز را دارد که این سلسله ها و این تشریفات بیشتر مال متصوفة اهل تسنن است و متصوفة شیعه ،هم عمیقتراز اهل تسنن اندوهم کمتر اهل این حرفها هستند که شیخ و استاد مطرح و استادشان را نشان بدهند .(مطهری ،1386:20-22)
1- 2انقلاب حافظ در غزل
«غزل حافظ مظهر لطیف ترین اندیشه های ،عرفا نیست که در کالبد کلمات روان و شیوا با حسن تألیف و مراعات اسرار فصاحت و بلاغت جلوة خاص یافته است و این گویندة توانا در شیوة غزلسرایی عرفانی از همه معاصران و پیشینیان گوی پیشی ربوده و سبک عراقی را در غزل سرودن به اوج کمال رسانده است .غزل حافظ صدای سخن عشق است و جاودانی است و هر چه زمان برآن بگذرد از لطف و حلاوت آن می کاهد ،چه در این کلام سخنی نهفته و فروغ حقیقی از آن تابنده است که دلها را به سوی خود می کشد .
کلام خواجه زبان دل است ،لاجرم بر دل می نشیند و هر صاحب ذوقی را به وجد می آورد ،اینست که از دیر زمان فال گرفتن با دیوان حافظ در میان پارسی زبانان رسمی شده است .(خطیب رهبر،1377:صص27-28)
«غزل حافظ بر خلاف غزل پیش از آن ،یعنی از رودکی تا سعدی و بلکه حتی تا معاصران حافظ ،اتحاد معنایی و یکپارچگی مضمون ندارد ،و هر بیتش و گاه هر دو سه بیتش ساز یک معنی یا مضمون مستقل و متفاوت با ابیات دیگر را میزند یعنی در غزل حافظ ،غالباً هر بیت استقلال معنایی و انقطاع از ابیات دیگر دارد .(خرمشاهی ،1373:ص 115)
«اگر بخواهیم شمس الدین محمد حافظ را به استناد جملة «ان آثار ناتدل لنا»از روی آثار و غزلیات او بشناسیم باید به چند نکته مهم و اساسی توجه کنیم :
شک و تردید در اصالت غزل ،تغییر و تبدیل کلمات ،تفسیر و معانی مختلفی که برای اشعار خواجه قائل شده اند ،اختلاف آراء و عقاید محققین و حافظ شناسان در هر سه مورد .
حقیقت مطلب اینست که از 35 سال پس از وفات خواجه تا به امروز بیش از 51جلد کتاب و رساله تحت عناوین متعدد و مختلف در مورد حافظ و غزلیات او نوشته شده است .
تفاوت و اختلاف و عقیده بین حافظ شناسان در مورد اصالت غزل ،صحت و سقم کلمات آنچنان زیاد و حیرت انگیز است که نمی توان تشخیص داد واقعاً کدام غزل یا کدام کلمه و جمله مربوط به حافظ است .
عده ای از محققان تعداد غزلیات خواجه را 495،بعضی 400و299،برخی هم 150غزل می دانند.
هر یک برای اثبات عقیده و نظریة خود دربارة اصالت غزل یا مردود شناختن آن از زمین و آسمان دلیل و برهان آورده تازه به این کار هم اکتفا نکرده ،حروف و کلمات غزل منتخب را تا آنجا که امکان داشته تغییر داده اند .(امینی ،1354:صص40-41)
«برای تشخیص اصالت غزل و سنجش آن ،ضوابط و معیارهائی در دست است که به ترتیب اهمیت عبارتند از :
ثبت غزل در نسخ قدیم و مورد اطمینان ،سبک سخن و طرز گفتار ،اصطلاحات اختصاصی خواجه ،نوع فکر و اندیشه ،بکار بردن صناعات ادبی و مقایسه دقیق ابیات ،تجزیه و تحلیل غزل و معانی عرفانی او با توجه به مرام و مسلک او.
جمع آوری اشعار حافظ از قرن هشتم که نزدیک به عهد و دوران زندگانی او بوده شروع شده و به مرور تا اواسط قرن مزبور تقریباً کلیة اشعار خواجه جمع آوری گردیده است .هر تغییر و تبدیلی که در غزلیات و کلمات آسمانی این شاعر و عارف بزرگ انجام شده در نتیجه همین جمع آوری و دخل و تصرفات بیجا بوده است .( همان/ص45)
«یکی از دلایل محبوبیت جهانی شعر حافظ این است که غزل حافظ مانند غزل سعدی ساده و روان است .حافظ در غزل خود معانی رمزی ،عرفانی و اصطلاحات صوفیانه را با مهارت کامل به کار می برد .در اغلب موارد می بینیم که حافظ مسایل مادی را با مطالب معنوی در هم آمیخته است .این دگرگونی احوال و مطابق ذوق و طبع هر طبقه جامعه سخن گفتن یک معنی واحد را با عبارات مختلف بیان کردن ،همه دلیل بر وسعت نگرش و درونمای دید حافظ است که در نتیجه شعر او را به شکلی در آورده که دریافت آن سهل نیست .
تنوع موضوعات باعث شده که شعر حافظ در سرزمین حافظ محدود نماند ،بلکه در اقصی نقاط جهان و در جوامع متمدن گسترش یابد .امروز دیوان حافظ به 27زبان ترجمه شده است .(چاند بی بی ،1386:صص5-6)
1-3عشق در اشعار حافظ
«سراسر دیوان خواجه علیه الرحمه رنگین از شراب مست و مشحون به سخن عشق است ،از عشقهای مجازی و طبیعی و زمینی گرفته تا عشقهای حقیقی و افلاطونی و آسمانی .
زیرا که آن بزرگوار در بدایت حال نه معشوق اثیری و افلاکی را در آغوش داشت نه باده ناب بیخودی را در جام .عشق با ترکان پارسی گو و شرابش از مینای خلر شیراز .
نخستین اصل و خمیر مایة سخن حافظ عشق است ،عشق با تمام جلوه ها و مفاهیم خود از عشقهای زمینی تا عشقهای ملکوتی و جهد ما برآن مقصورست که تا حد امکان ادوار عشق نظمی صوری ببخشیم :
راهی بزن کــه آهـی برساز آن تــوان زد شعری بخوان کـه با او رطل گران تـوان زد
عشق و شباب و رندی مجموعة مرادست چــون جمع شد معانی گوی بیان توان زد
***
ای شاهد قدسی کـــه کشد بنــد نقـابت وی مــرغ بهشتی کـــه دهـد دانــه و آبت
خوابم بشد از دیده درین فکر جـگر سوز کاغـوش کـه شد منزل آسایش و خــوابت
(رستگارفسائی ،1367:صص166-167)
«بزرگترین تکیه گاه حافظ در اشعار غزلیات او کلمة عشق است .خواجه در غزلیاتش 134دفعه کلمة عشق را بکار برده است .برای عشق و عاشقی مقام و منزلتی بالاتر و والاتر از آنچه که تصور می شود قائل شده است .
خواجة کلمة عشق را که به معنی شیفتگی ،دلدادگی ،دوستی مفرط و دلبستگی می باشد به هزار نوع دیگر تعبیر،تفسیر و تشریح کرده و برای عشق با توجه به این تشبیه «العشق نارالله الموصده یعذف الله علی الافئده »مفاهیم مختلفی قائل شده است .
عشق را آیتی لایزال و سراپای جهان و جهانیان را طفیل وجود او می داند .عشق فنی شریف دانسته عقل را در برابر او بیچاره و زبون می خواند .
عشق برای حافظ ودیعتی است آسمانی که با جمال صوری آب رنگ ظاهری هیچ رابطه ای ندارد.
عشق را مظهر پاکی ها ،خوبیها وخمیر مایة عالم وجود معرفی می کند .
طفیل هستی عشقند آدمی و پری ارادتی بنمــا تــا سعادتــی ببری
(امینی ،1354:صص49-50)
«مرحوم دکتر غنی معتقد است علاوه بر 125مورد از دیوان حافظ که نام شاه ،پادشاه و خسرو برده شده ،در سایر غزلیات هر جا که کلمة معشوق استعمال شده منظور همان ممدوح حافظ است ،در صورتیکه عده ای از صاحبنظران این نظریه را قبول نداشته و برای بعضی از همین اشعار معانی عرفانی قائل شده و آن را از دیدگاه عرفان تفسیر و تشریح نموده اند و اتفاقاً نکته های دقیق عرفانی هم در اکثر این غزلیات به چشم می خورد .( همان /ص83)
«یکّه سخن همه عرفا ،و نیز اغلب شعرا ،عشق است ،پس غریب نیست اگر مهمترین پیام دیوان حافظ ،در جنب رندی ،عشق باشد .(خرمشاهی ،1373:ص192)
«دکتر محمد علی اسلامی ندوشن ،حافظ را برخوردار از سه گونه عشق با سه معشوق می داند :«….به طور کلی خطاب عاشقانة حافظ بر سه نوع از معشوق می تواند اطلاق گردد .یکی موجودی که می توانسته است یکی از انسانهای زمان او باشد …نوع دوم معشوقی است که سیمای روشنی ندارد .درست نمی توان دریافت که زن است یا مرد ،پیر است ،یا جوان ،زنده است یا مرده .موجودی است نیمه آرمانی ،نیمه واقعی ،که مبین انسان کامل است و حافظ تمام عمر در جستجویش بوده […=انسان جامع ]نوع سوم ،معشوق عشق عرفانی است ،که از سنایی تا هاتف اصفهانی ،شور انگیزترین کلمات را به خود اختصاص داده است .این معشوق ،مفهوم بسیار وسیعی را در بر می گیرد و در مرکز آن پروردگار است ،فرمانروایی کائنات ،واجد همة زیباییها ….».( همان/ص195)
1-4علل شهرت دیر پای حافظ
«حافظ به جهاتی که خواهد آمد .بیشتر از هر شاعر مورد قبول و علاقه خواص و عامة مردم است .
الف :حافظ و خواص :در نظر خواص حافظ در اوج هنر شعر از لحاظ هماهنگی لفظ و معنی و مضمون و اندیشه در حد کمال اعتدال است .
ب:عصاره ای از فرهنگ و ادبیات ملی و دورة اسلامی ایران تا قرن هشتم در ذهن حافظ انباشته شده و با آنکه فقط تراوش هائی از آن در اشعارش رخنه کرده دیوان حافظ به تعبیری والاترین تجلی گاه فرهنگ ایران و عالی ترین و ظریف ترین نمونه طرز تفکر ادبی این ملت شده است .
ج:حافظ کیفیت غزل را (تا حدی با استفاده از تجارب چند شاعر دیگر )دگرگون کرده و در کاربرد لغات و شیوائی بیان و بهره برداری ابتکاری از استعاره و کنایه و ایهام و سایر صناعات ادبی بجد مطلوب و معقول کمال ذوق و لطافت را نشان داده و تحولی در خور ستایش در این نوع از شعر پدید آورده است .
د:هیچ شاعر غزل گوئی تا زمان حافظ؛به اندازة او آن همه تنوع در اندیشه ها و تعبیرات و رنگارنگی در مضامین آن هم با بیانی رسا و فصیح و دلکش به کار بسته است .از این گذشته حافظ مقدار قابل توجهی از مضامین شاعران استاد پیشین را تلطیف و اصلاح و تکمیل کرده است .
هـ:حافظ در میان غزل گویان متقدم (و تا حدی متأخر)بر خود نمونة کامل یک شاعر اجتماعی و مردمی است و این معنی یکی از وجوه امتیاز او بر سایر غزل سرایان است .او به منزلة جامعه شناس و روانشناس باریک بین و چیره دستی است که در عین تأثر از نابسامانی ها و ستمگریها و معایب اخلاقی و اجتماعی زمان آنها را در غزلهای عاشقانة خود به صورت جد و طنز منعکس کرده و کلیتی به این نوع از سرودهای خود بخشیده که قابل تطبیق با احوال جامعة ایرانی و حتی جامعة بشری در هر عصر و زمانی است و بدین جهت در عین ایرانی بودن مبدل به یک شاعر درجه اول جهانی شده است .
و:اندیشه های متنوع و بیان سایه روشن دار و ایهام آمیز باعث شده است که گروه های مختلف و متضاد از قبیل عرفان و متشرعان و اخلاقیون و شکاکان و پیروان مکتب خیام و عشق پیشگان و رندان عافیت سوز و لاابالی به او اظهار ارادت و اعتقاد کنند و او را از آن خود و پیشوای خود بدانند.
نزد عامة مردم نیز حافظ به علل متعدد و از آن جمله به جهات ذیل سمت قبول تا حد پرستش یافته است:
الف:تشخیص خواص و تمجید این طبقة از حافظ مشوق وراهنمای عامه مردم از این شاعر و یکی از موجبات اعتقادش به وی شده است .
ب:تنوع ابیات و مضامین در غزلهای حافظ به نوعی است که غالباً هر کس انعکاس یکی از آرزوها و جواب یکی از پرسش های درونی خود را در یک غزل حافظ جستجو و پیدا می کند و از این روست که او را لسان الغیب خوانده اند و شیوه فال گیری از او را معمول کرده اند و این معنی یک نوع سیمای قدسی و مذهبی به حافظ بخشیده و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد فنون بلاغت، ادب فارسی، صناعات بدیعی، خواجه نصیرالدین طوسی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد دیوان حافظ، انسان کامل، ادبیات فارسی، فارسی زبان