پایان نامه ارشد درمورد دیوان حافظ، انسان کامل، ادبیات فارسی، فارسی زبان

دانلود پایان نامه ارشد

در میان عامه مردم کسانی را هم به علت بیسوادی یا کم سوادی معنی اشعار او را درک نمی کنند از مریدان و معتقدان پر و پا قرص او ساخته و موجب شهرت عظیم او در غیب گوئی شده است .
ج:خوانده شدن اشعار حافظ بوسیلة خوانندگان خوش آواز در مجالس انس بر محبوبیت او نزد عامة مردم افزوده است .(نیاز کرمانی ،1369:ج12،صص126-127)
«دیوان حافظ یکی از شاهکارهای ادبیات فارسی بلکه ادبیات جهانی است .حافظ خودش نیز از جهانی بودن اثر خود آگاه بوده و بارها به آن اشاره کرده است .
عراق و فارسی گرفتی به شعر خوش حافظ بیا کــه نوبت بغداد و وقت تبریز است
غزل عارفانه با حافظ به اوج کمال رسید و از آغاز اهل معرفت را به خود متوجه ساخت و در نتیجه حسن ارادت مردم نسبت به حافظ بیشتر شد .ذکر حافظ عموماً با کمالات روحانی وی همراه است «به حق گفته اند که حافظ پسر کسی نیست ،پدر کسی نیست ،شیرازی نیست ،زمینی نیست ،او فرزند مضامین عالی و اشعار پر مغز خویش است ،پدر فصاحت و پادشاه ملک اندیشه و بیان است».
شهرت جهانی حافظ و تاثیر کلام و افکار او موجب شد که از قدیم ،علاوه بر ایران در کشورهای خارج از ایران نیز به شکل های مختلف به حافظ و افکار وی توجه شود.
چرا که کلام او همه پسند و چند بعدی است ،به طوری که هر کسی که شعر او را می خواند ،ناخود آگاه ارتباطی درونی بین خود و جنبه های خیال انگیز شعر حافظ می یابد .
همین امر باعث شده است که از شش قرن گذشته تا امروز ،از سخنان الهام آمیز وی نکته ها می گیرند .شاید رواج تفال به دیوان حافظ نیز بدین سبب بوده است .از طرف دیگر شاعران ،نویسندگان و متفکران شرق و غرب مانند گوته ،اقبال ،تا گور و نذر الاسلام ،با بهره مندی از شعر حافظ و اندیشة عمیق نهفته در اشعار او به خلق آثار بزرگی دست زده اند.
به گفته بیل سوشکی «در نغمات بلبل شیراز گوته عکس خود را می بیند .او گاه گاهی این احساس را هم دارد که شاید روحش زمانی در جسد حافظ در مشرق زمین زندگی کرده است »و خود گوته در پیش گفتار دیوان خود (1814م)،به نام »هجرت»نوشته:
«ای حافظ در این سفر دور و دراز ،در کوره راه های پر نشیب و فراز ،همه جا نغمه های آسمانی تو رفیق راه وتسلی بخش دل ماست و راهنمای ما ،در شامگاهان با صدایی دلکش بیتی چند از غزل های شور انگیز تو را می خواند تا اختران آسمان را بیدار کند و رهزنان کوه و دشت را بترساند .ای حافظ مقدس آرزو دارم که همه جا در سفر و حضر ،در گرمابه و میخانه با تو باشم ….»
(چاند بی بی،1386:صص3-4)
«پروفسور گیپ در تاثیر افکار حافظ در گوته دانشمند آلمانی چنین می نویسد :
دیوان گوته که آنرا گلستان غرب می نامند تحت تاثیر اشعار حافظ قرار گرفته .او در سایه ادبیات فارسی توانست آنچنان که شایسته روحش بود در عالم تخیلات و افکار شیرین پرواز کند . گوته تنها به تقلید صرف راضی نشد بلکه نظریات و تخیلات خود را با افکار ادبای ایرانی در آمیخت .گوته هنگامی را که ترجمه کتاب حافظ به دستش می افتاد از بهترین مواقع عمر خود می شمرد و او وقتی در دیوان خود اصطلاحات حافظ را بکار برده است .
حافظ در زمان حیات معروف و آوازه شهرت او در هندوستان و ترکستان و عراق عرب هم پیچیده بود نویسندگان و مورخین معاصر و یا قریب به عصر او در کتب خود از حافظ نام برده و اوصاف و حالات او را آورده اند .(ستوده ،1347:ج2،ص311)
«آوازه واشتهار سخن حافظ در پهنة زمان و بسیط جهان است و از اینکه کالای سخنش را دست به دست می برند و تیغ غزلش صدها ملک دل را تسخیر کرده متحیر است و تا روزگاری که قلم شاعران گیسوان سخن را شانه می زند شاعری چنو بر نقاب گشایی رخ اندیشه توفیق نیافته است :
زبان کلک تـو حافظ چــه شکر آن گوید کـه گفتة سخنت می برند دست بـه دست
***
شعرم به یمن مدح تو صد ملک دل گشاد گویی کــه تیغ تــوست زبــان سخنـورم
(نیاز کرمانی ،1368:ج 7،ص149)
1-5رند و رندی حافظ
«رند از برساخته های اساطیری حافظ است ،مثل پیر مغان ،دیر مغان(=خرابات ) وجاجم[گاه =جام باده ]حافظ در ساختن رند انگیزها و الگوهای متعدد داشته است .
از یک سو «انسان کامل»را از عرفان می گیرد ،و از سوی دیگر رند را به معنای قدیمی اش که شخص لا ابالی یک لا قبای آسمان جل و در عین حال آزاده گردنکش است و در برابر ارزشهای تحمیلی و دروغین طغیان می کند.
انگیزة دیگرش میل به آفریدن شخصیتی است در برابر زاهد که نقطة مقابل و آنتی تز زاهد باشد .و در تحلیل آخر رند را بر صورت خویش (=حافظ)می پردازد.
و همة آرزوهای خود را که می خواهد آزاده و بی قید و وارسته و ملامتی باشد در شخصیت ملامتی و قلندر وار او باز می آفریند .
حافظ از آنجا که می خواهد اهل تساهل و توکل ،اهل ظرافت و زیباییهای زندگی ،اهل نیاز و شکسته دلی در برابر خداوند و از همه مهمتر اهل عشق باشد ،رند را نیز با همین صفات می سازد .رند او همچون خود او نظر باز و نکته گو و بیزار از زهد و ریا و منکر طمطراق دروغین نام و ننگ و صلاح و تقوای مصلحتی و جاه و مقام بی اعتبار دنیوی است .
در یک کلام حافظ در جامة رند و رندی شخصیتی می سازد پادزهر تکلف و تقشف ،پادزهر ریو و ریا و سراپا امیدوار وپاکباز و عشق اندیش و جسور اندیش –و نه زبون اندیش -.
در یک جا رندی را برابر با عشق می گیرد:
زاهد ار راه بـه رندی نبرد معذورست عشق کاریست که موقوف هدایت باشد
در جای دیگر فرار زاهد را از رندی خود،همانند فرار دیو از قرآن خوانان می گیرد.
رند در عین حال شخصیت طنز آمیزی هم هست .ولی چندان ژرف و شگرف است که در بادی نظر طنز آمیز بودنش محسوس نمی گردد.
رند کلمة پر بار شگرفی است و در سایر فرهنگها و زبانهای قدیم و جدید جهان معادل ندارد .تا کمی پیش از حافظ ،و بلکه حتی در زمان او هم معنای نامطلوب و منفی داشته است .
چنانکه همین امروز هم ،بعد از آنهمه مساعی حافظ ،دوباره رند ،به صورت کهنه رند،مرد رند و خر مرد رند درآمده است .
معنای اولیه رند برابر با سفله و اراذل و اوباش بوده است .حافظ از آنجا که نگرش ملامتی داشت و هر نهاد یا امر مقبول اجتماعی ،و همچنین هر نهاد یا امر مردود اجتماعی را با دید انتقادی و ارزیابی دوباره می سنجید ،رند را از زیر دست و پای صاحبان جاه و مال و مقام و از صف نعال بیرون کشید و خود هم پیمان و هم پیمانه کرد.
و رند در دیوان او «زقعر چاه برآمد به اوج ماه رسید».چنانکه اشاره شد حافظ نظریة عرفانی «انسان کامل»یا «آدم حقیقی»را از عرفان پیش از خود گرفت و آن را با همان طبع آفرینشگر اسطوره ساز خود بر رند بی سرو سامان اطلاق کرد و رندان تشنه لب را «ولی»نامید :
رنـدان تشنه را آبـــی نــمی دهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
شرح مقام رند با آن گذشته .امروز ننگین ،ولی با آن شأن و شکوه درخشان که در دیوان حافظ دارد براستی دشوارست .رند انسان برتر یا انسان کامل یا بلکه اولیاءالله به روایت حافظ است .و اگر تصویرش از لابلای اشعار او درست فرا گرفته نشود ،مهمترین پیام و کوشش هنری –فکری حافظ نامفهوم خواهد ماند.
کلمة رند و رندی در حدود هشتاد بار در دیوان حافظ به کار رفته است ،و اگر اشاره های او به رند و رندی را بدون این دو کلمه هم در نظر بگیریم سیمای واضحی از رند و رندی در دیوان او ترسیم شده است .(خرمشاهی ،بخش اول،1366:صص27-28)
«در اشعار خواجه حافظ نه فقط مکرر نام قلندری و رندی و تلاشی و مسلک بی پروائی و آزاد منشی و عدم التفات و اعتنای آنها به کار عوام وارد شده بلکه از مجموع چنان استنباط می شود که خواجه تمایل مخصوص و توافق سلیقة خاصی به این فرقه داشته است به عنوان نمونه بعضی از اشعار خواجه در این موضوع نقل می شود:
خیز تـــا خرقة صـوفی بخـرابات بـــریم شطح و طـامـات ببازار خرافات بــــریم
ســوی رنــدان قلنـــدر بــره آورد سفـر دلــق بسطامی و سجــادة طامات بـــریم
***
سلطان و فکر لشکر و سودای تـاج و گنج درویش وامــن خــاطر و کنج قلنــدری
***
بــر در میکــده رنــدان قلنــدر بـــاشند کــه ستــانند و دهنــد افسر شـاهنشاهی
***
قلنـدران حقیقت بــه نیم جــو نخــرنــد قبــای اطلس آنکس کـه از هنر عاریست
***
گــر مــرید راه عشقی فکر بد نامی مکن شیخ صنعان خـرقه رهن خانة خمار داشت
وقت آن شیرین خوش کــه در اطوار سیر ذکـر تسبیح مــلک در حلقة زنــار داشت
***
هــزار نــکته بــاریکتر از مــو اینجاست نــه هــر کــه ســر بتراشد قلنــدری داند
(قاسم غنی ،1330:صص444-445)
«دکتر پرویز اهور می نویسد :«رند در اصطلاح صوفیان به کسی گفته می شود که خود را از بند قیود ظاهری و معمول به کلی رها کند و محو حقیقت شود .رندی که حافظ به کار می برد مشابهتی با معنی امروزین آن که زیرک و حیله گر باشد ندارد،رند حافظ نه ظاهر بین است نه متظاهر .نگاهش به زندگی نیز با نظر گاه عامة مردم متفاوت است و بدین سبب مقبول مردم نیست ،حتی مردود ایشان نیز هست .طریق رندی حافظ صفای دل و خوش بودن و طرب کردن و عاشقی است .طریق ریا و نفاق نیست .در مذهب رندی خود بینی و خود خواهی و خودرأیی کفر است …رندی حافظ دوری از ریا کاری و خشکی و دروغ ،و ستایش زیبایی و اعتقاد به لزوم برخورداری از نعمتها و شادیهای حیات و دوری از مردم آزاری و گردن ننهادن به بندگی و حتی مرگ .ضمن دور ماندن از غرور و خشم و با اعتقادی راسخ به انسانیت و ارزشهای والای انسان بودن است .(خرمشاهی ،1373:ص203)
1-6حافظ شناسی در شبه قاره
«تاثیرات عمیق افکار دانشمندان ایرانی در شبه قاره ،خصوصاً بین مسلمانان ،سابقه ای طولانی دارد و با اندک بررسی می توان این امر را تایید کرد .در میان این ناموران که فهرست طولانی دارند،حافظ یکی از شخصیتهای بسیار مهم است که آفریده های فکری و هنری او بیشترین رواج را در شبه قاره داشته است .
شهرت حافظ در این منطقه از روزگار خود او آغاز شده است .دعوت هایی برای سفر به دورترین نقاط این مرز و بوم (دکن بنگاله)بوسیلة سلاطین آن دیار از او شد که او نپذیرفت .آثار میر سید علی همدانی که بزرگترین شخصیت اسلامی ،عرفانی و فرهنگی هند در آن زمان بود ،نیز دال بر عظمت حافظ است .میر سید علی همدانی شرحی بر یکی از غزلیات حافظ نگاشت و فرهنگ اصطلاحات صوفیانه دیوانش را ترتیب داد و همچنین برای دیدار وی به شیراز نیز رفته بود .
بهاءالدین خرمشاهی می نویسد :
«سخن شناسان و حافظ پژوهان فارسی زبان و مسلمان شبه قاره هند ،پیش از محققان فارسی زبان و حافظ پژوه ترک به شعر حافظ و نظیره گویی به شعر و شرح نگاری آن پرداخته اند.»(چاند بی بی،1386:ص8)
1-7 ابعاد جهانی حافظ
«وسعت دید و غنای اندیشه حافظ و رسالتی که در زدودن جهل و بنای معرفت بر عهده گرفته و الحق به حد کمال هم از عهده برآمده ،سالهاست او را از حدود کشور ما بیرون برده ودر فراخنای جهان گسترده است .اگر قول خودش را بپذیریم ،که واقعاً جا دارد انسان این غلو شاعرانه را بپذیرد ،از جهان محسوس هم فراتر رفته است.
صبحدم از عرش می آمد خروش عقل گفت قــدیسان گویی کـه شعر حافظ از بر می کنند
دلیل جهانی بودن حافظ از اوست که خود شخصیت جهانی دارند و در عرصه اندیشه تا امروز پیشتازند یا اگر از او یادی نکرده اند تلاقی اندیشه آنان را با هم در آثارشان می بینیم .گوته یکی از اینهاست .او برای درک معنی بلند اشعار حافظ زبان فارسی می آموخته است .پس از مرگش روی میز تحریر او بر صحفه کاغذی دستکاری شده با خطی شبیه به خط اطفال ،که معلوم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد دیوان حافظ، فکر و اندیشه، استعاره و کنایه، ایرانی بودن Next Entries پایان نامه ارشد درمورد کمال انسانی، زبان فارسی، آرامش خاطر، عقل گرایی