پایان نامه ارشد درمورد خلیج فارس، عربستان سعودی، خاورمیانه، شورای همکاری خلیج فارس

دانلود پایان نامه ارشد

ناآرامی و جنگ های داخلی کرده است. (نادری سمیرمی،1376؛ 16)
یکی از کشورهایی که همواره لبنان را عرصه نفوذ سنتی خود می داند عربستان سعودی است.که خواهان خارج کردن لبنان از دایره نفوذ سوریه و ایران می باشد. به دنبال همین نگرش، پس از ترور رفیق حریری در سال 2005 که از مخالفان نفوذ سوریه در لبنان بود زمینه و بستر لازم برای خروج سوریه از لبنان فراهم گردید.
در مقابل ایران هم نقش بی بدیل لبنان در گفتمان مقاومت در سطح منطقه را برجسته ساخته و جایگاه حزب ا.. و شیعیان در لبنان را به عنوان حوزه نفوذ خود می داند. حمله اسرائیل به جنوب لبنان که به دنبال ماجرای ترور رفیق حریری شکل گرفت، تقابل دیدگاه ریاض و تهران را در حمایت از گفتمان خود که در دو جریان ۱۴ مارس و ۸ مارس تبلور یافت، افزایش داد. بنابراین لبنان پس از عراق به عنوان موضوعی اختلافی در نگاه دو کشور موضوعیت یافت.
یمن
آغاز جنگ داخلی در یمن میان دولت و شیعیان زیدیه، موسوم به هواداران حوثی و حمایت ریاض و تهران از دولت و مخالفان در یمن، موضوع دیگری بود که شکاف را در روابط دو کشور افزایش داد. بهطوری که یمن در سال های اخیر به جمع يكي از اضلاع تعيين كننده معادلات منطقه ای  پیوسته است . ریاض مدعی حمایت ایران از شبه نظامیان زیدی جدایی طلب در شمال یمن است و در مقابل، تهران ریاض را متهم به سرکوب شیعیان زیدی یمن می کند. مناقشه موجود در یمن خواسته یا ناخواسته آتشی در حیات خلوت ریاض محسوب می شود که حاکمان آل سعود در تلاشند تا این آتش افتاده در خرمنشان را از جانب ایران بدانند . اوضاع در یمن به گونه ای جالب مرتبط با آتشی است که عربستان سعی دارد در حیات خلوت  ایران بیاندازد. (اخوان کاظمی،1373)
این اختلاف با تحولات بهار عربی و رسیدن موج تحولات جهان عرب به یمن بازهم افزایش یافت. مجادله ایران و عربستان بر سر اینکه نحوه گذار و انتقال قدرت، می بایستی با چه مکانیسمی باشد، پرونده اختلافات ایران و عربستان را سنگینتر نمود.
بحرین
پس از حمله آمریکا به عراق و تحولات این کشور و همینطور نقش آفرینی شیعیان در عرصه سیاسی عراق، موجب گردید که به نظر از دید یکی از مشاوران شورای روابط خارجی جورج بوش سهم خواهی مردم عراق، شیعیان دردیگر کشورهای منطقه را نیز ترغیب کرد، (تحت قالب ژئوپلتیک شیعه) که سهم خود را از قدرت سیاسی بخواهند. (نصر،1385)و به همین سان انتخابات در بحرین که در 25 نوامبر 2006 برگزار شد با پیروزی گروه های شیعی به پایان رسید.در آن انتخابات پارلمانی حزب اسلام گرای شیعی الوفاق توانست 17 کرسی از 40 کرسی پارلمان را به دست آورد (Wikipedia,2007).
از سوی دیگر رسیدن تحولات موسوم به بیداری اسلامی به شبه جزیره عربستان و آن هم در بحرین با اکثریت جمعیت شیعی تقابل ایران و عربستان را وارد فاز جدیدی نمود که تخاصم را جایگزین دیدگاه تقابلی نمود. مداخله نظامی عربستان در بحرین به عنوان حیات خلوت خود و حمایت از اقلیت سنی حاکم و حمایت های ایران از شیعیان بحرین و انتقاد شدید از دولت عربستان مبنی بر سرکوب مخالفان شیعی، مسأله ای حاد را در روابط دو کشور پدیدار نمود که همچنان آثار آن که بوجود آورنده فضای سرد بین دو کشور است، ملموس و نمایان است.
سوریه
سوریه از جمله کشورهایی است که تقابل و کنش سه عامل جغرافیا، قدرت و سیاست موجب شکل گیری نوعی رقابت بین المللی، برای تاثیرگذاری و مدیریت حوادث داخلی این کشور شده است. از جمله این کشورها، ایران و عربستان به واسطه رویکرد مهار یکدیگر، شدیدا بر مساله سوریه و موضع گیری نظام آن، حساس بوده و سعی در تاثیرگذاری بر روند تحولات سوریه به خصوص پس از بحران سیاسی این کشور دارند.
بحران سوریه، پازل اختلافات ایران و عربستان را تکمیل نمود و نشان داد که ماهیت روابط دو کشور قدرتمند خلیج فارس، رقابت های ژئوپلیتیکی و ایدئولوژیکی است.هر چند که معادلات سوریه اختلافات عقیدتی و ژئوپلیتیکی منطقه را وارد دیدگاه های تقابلی جهانی نمود و عربستان و ایران را در دو رویکرد که جبهه ای از کشورها را در مقابل هم قرار داده است، وارد نمود، اما کافی بود تا فضای رقابت و تقابل را در روابط دو کشور نمایانگر سازد. عربستان مشخصاً سوریه را از نگاه رقابت های منطقه ای با ایران می بیند، رقابتی که عربستان دامنه آن را بعد از بهار عربی گسترده تر می بیند و نزدیکی گروه های مقاومت و بخصوص سوریه به ایران را به منزله برهم خوردن تعادل منطقه ای و به حاشیه رفتن سیاست های سعودی می داند. بنابراین عربستان در هماهنگی با رویکرد غربی ـ عربی تلاش دارد تا موقعیت ایران در سوریه را کاهش دهد. از اینرو در چنین شرایطی عربستان برای محدود سازی قدرت ایران در خاورمیانه از گروههای معترض در سوریه حمایت می کند (اسدی، 1390).
1-2-2-رقابت دو کشور بر سر انرژی
خلیج فارس به عنوان مهمترین مخزن نفتی جهان، نقش تعیین کننده ای در سرنوشت اقتصاد جهان دارد و منبع اصلی ثروت همه کشورهای خلیج فارس را تشکیل می دهد.حوزه خلیج فارس در حدود ۶۷۹ میلیارد بشکه ذخیره اثبات شده نفت (نزدیک به ۶۶درصد از کل ذخایر نفت جهان) و ۱۹۱۸ تریلیون فوت مکعب ذخیره گازی (۳۵ درصد کل ذخایر گازی جهان) را دارد. چنین ذخایری این منطقه را به بزرگترین مخزن انرژی درجهان تبدیل کرده است. در حال حاضر نفتی که از منطقه ژئوپولیتیک خلیج فارس از سوی شش کشور ایران، عراق، کویت، عربستان، امارات و قطر که همگی عضو سازمان اوپک هستند، به دست می‏آید نزدیک به ۶/۱۸ میلیون بشکه در روز است؛ در حالی که کل نفت خامی که در جهان به دست می‏آید نزدیک به ۳/۷۹ میلیون بشکه در روز است. بنابراین نفت خلیج فارس کمابیش ۲۳ درصد از نفت مصرفی جهان را تأمین می‏کند. البته سهم نفت خلیج فارس در کل نفت جهان با تولید روزافزون نفت عراق و با از میان رفتن موانع موجود، تا اندازه چشمگیری افزایش خواهد یافت.بنابراین با این اهمیت و وجود منابع عظیم انرژی در حوزه خلیج فارس، برنامه‏ریزی در زمینه بازاریابی و صدور حاملهای انرژی برای کشورهای منطقه ضروریمی نماید(کرمی،1391).
کشمکش دو کشور ایران و عربستان بر سر نفت، برجسته ترین نقش خود را در بخش انرژی بازی کرده است؛ بخشی که هر دو کشور ایران و عربستان قدرت های بزرگی هستند. در نگاه اول ایران با عربستان سعودی برابری می نماید، مجموع ذخایر نفت و گاز دو کشور تقریبا مشابه است و ایران از مزیت استراتژیک قرار گرفتن بین خلیج فارس و دریای خزر بهره مند می باشد. هم چنین این کشور کنترل 34 مایل از گستره ی تنگه هرمز را در اختیار دارد که تقریبا 40 درصد نفت مورد معامله جهان از آن جا منتقل می شود.
عربستان با ابزارهای متعددی به رویارویی با ایران پرداخته است از جمله اینکه از زمان پیروزی انقلاب در ایران (1357)، قیمت هر بشکه نفت خود را به بهای ضرر گزاف 230 میلیارد دلاری و به بهانه ی تثبیت بهای نفت ادامه داد( ابراهیم،1375: 54).
تحریم های ایالات متحده علیه ایران به شدت تولید نفت ایران را محدود کرده و مانع سرمایه گذاری های خارجیگردیده است که این قضیه به عربستان کمک می کند که به یک مزیت رقابتی دست یابد. در نتیجه عربستان سعودی در رقابت برای برتری در بازارهای جهانی انرژی، در حال پیروزی است.
ریاض همواره از نفوذ خود در بازار های انرژی برای رام کردن ایران استفاده می نمود و تلاش می کرد تا با پایین آوردن قیمت نفت و محدود کردن سرمایه گذاری خارجی در صنایع نفت و گاز ایران، اقتصاد از پیش بیمار ایران را فلج کند.
1-2-3- رقابت جهت بسط هژمونی در منطقه
برآورد تاریخی از تحولات یک سده ی اخیر منطقه، حاکی از رقابت کشورهای صاحب نفوذ خاورمیانه جهت بسط قدرت خویش می باشد. در این راستا دو کشور ایران و عربستان سعودی در کنار سایر کشورهای دارای ظرفیت تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای نظیر عراق، سوریه، مصر و ترکیه، در پی تثبیت و افزایش قدرت منطقه ای خود بر آمده اند. فضای حاکم بر جامعه ی بین الملل، کشورهای منطقه را بر آن داشت که جهت گسترش قدرت خویش به سوی یکی از دو ابر قدرت موجود(آمریکا و شوروی) گرایش پیدا نمایند. در چنین فضایی بود که ایران و عربستان سعودی هر دو در جبهه ی بلوک غرب گنجانده شدند.
علی رغم قرار داشتن در یک جبهه، هر دو کشور جهت بسط سیطره ی خویش در رقابت بودند؛ امری که نشان دهنده ی ریشه ی اختلافات در قبل از وقوع انقلاب اسلامی در ایران است. به واقع اتحاد ایران و عربستان در این مقطع به معنای از بین رفتن رقابت های دیرینه ی آن ها نبود، بلکه این رقابت در این قالب، خاصیتی مسالمت آمیز کسب کرد. روابط همکاری ـ رقابت این دو کشور تا سال 1357 در چارچوب روابطی پنهان و آشکار تداوم داشت. تحقق انقلاب در ایران و مشی ضد غربی آن شرایطی را برای ریاض مهیا نمود تا با بهره مندی از بی ثباتی موجود در ایران، خود را به عنوان یگانه متحد آمریکا به منطقه تحمیل نماید تا در این راستا ضمن تضعیف بیش از پیش جمهوری اسلامی، با برخورداری از حمایت غرب به بسط نفوذش در منطقه بپردازد. پادشاهی عربستان سعودی به بهانه ی ترس از نفوذ افکار انقلابی ایران به درون آن کشور، تلاش نمود تا با جلب همکاری سایر کشورهای عرب منطقه از به اصطلاح نفوذ امواج سهمگین انقلاب ایران جلوگیری کند. از همین روست که با آغاز جنگ ایران و عراق، عربستان علی رغم اختلافات عقیدتی و سیاسی با رژیم صدام در کنار آن رژیم قرار گرفت و در سال 1360 بنا به پیشنهاد دولت کویت اقدام به تشکیل شورای همکاری خلیج فارس نمود. نگرانی کشورهای کوچک عرب از افزایش قدرتایران در منطقه موجب گرایش بیشتر این کشورها به عربستان گردیده و عربستان تا حدی توانسته بود به صورت یکپارچه هژمونی خود را به پنج کشور شورای همکاری خلیج فارس شکل داده و نقش منطقه ای برجسته بیابد (ملکی، 1385: 261)تشکیل این شورا به منظور تامین امنیت کشورهای منطقه و جلوگیری از نفوذ اندیشه های انقلابی بود که از کرانه ی دیگر خلیج فارس گسترش می یافت. در بحبوحه ی جنگ نیز که رژیم سعودی در مقابله با تهران مصمم تر شده بود، به تدریج در راستای تضعیف ایران گام نهاد و برای وادار ساختن ایران برای ورود به فرایند صلح، کنترل انقلاب ایران و منزوی کردن این کشور اقداماتی را نظیر کاهش بهای نفت، کشتار زائران خانه ی خدا در مکه و مشارکت در جنگ سفارت خانه ها انجام داد( آهنگری،1372: 111-109).
در سطوح منطقه ای و بین المللی نیز سران سعودی با بهره مندی از ابزار های متعددی نظیر شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیه عرب، سازمان کنفرانس اسلامی و کنفرانس بین المجالس اسلامی در جهت منزوی نمودن ایران تلاش نمودند. همچنین در سطح بین المللی، عربستان می کوشد تا از تمامی امکانات سیاسی، اقتصادی و رسانه ای خود برای اعمال فشار بر ایران استفاده کند. مشارکت عربستان در طرح مهار و تضعیف ایران توسط غرب از جمله موارد اختلاف دو کشور می باشد. به واقع اقدامات فوق را می توان در راستای تضعیف دو چندان موقعیت منطقه ای تهران و افزایش هژمونی سعودی در خاورمیانه قلمداد کرد.
رویکردهای ایران هراسی در سطح منطقه ای به گونه ای عمل کرد که  هم اکنون می توان عربستانرا نوعی پرچمدار تحرکات بر ضد جمهوری اسلامی ایران در دوران هشت ساله دولت احمدی نژاد دانست. به گونه ای که ما شاهد ایجاد فضای گفتمانی تشدید کنننده بحران در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران در منطقه توسط همگرایی بیشتر عربستان و رژیم اسرائیل بوده و این امر به وضوح  نشان داده شد. از سوی دیگر تحرکاتی که تحت عنوان سیاست خارجی فعالانه با ادبیات غیرمدبرانه از سوی دولت نهم و دهم در بعد منطقه ای و بین المللی شکل پذیرفت و موجب ادعای مدیریت جهانی شد از رویکردهای منطقه ای بازماند. در واقع مخالفان با فضا سازی در مورد مدیریت جهانی و قدرتمندتر شدن ایران توانست کمک شایانی نیز در جهت بزرگنمایی قدرت ایران و تبدیل آن به عنوان نوعی تهدید منطقه ای برای کشورهایی چون عربستانشکل و محتوا بخشد (مطهرنیا، 1392: 2).
جمهوری اسلامی ایران نیز در سطوح مختلف، سیاست هایی را در پیش گرفته است تا ضمن ممانعت از نشر افکار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد عربستان سعودی، خاورمیانه، سیاست خارجی، ایدئولوژی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد خاورمیانه، انقلاب اسلامی، ایدئولوژی، جهان اسلام