پایان نامه ارشد درمورد خلیج فارس، انقلاب اسلامی، ایدئولوژی، جنگ ایران و عراق

دانلود پایان نامه ارشد

و مذهب
2. قدرت های بزرگ و در راس آن ها امریکا
3. بازار نفت
4. مساله ژئوپلتیکی
5. قدرت های منطقه
پس از شکل گیری دو واحد سیاسی جدید، نیاز به مشروعیت برای هر دو حکومت تازه شکل گرفته از یکسو و مسأله ی همسایگیاز لحاظ ژئوپلتیک و نقشی که دو کشور می توانستند در جهان اسلام ایفا کنند از دیگر سو، سبب گشت مناسبات سیاسی به سرعت گسترش و رشد یابد. یکی از مسائل مهمی که در بررسی روابط ایران و عربستان در این دوره باید مورد توجه قرار گیرد شباهت دو کشور در روند توسعه ی سیاسی است. هر دو کشور در حال ایجاد و پی ریزی ساختار سیاسی خاص بودند. این روند در عربستان پس از تصرف کامل حجاز، به دست نیروهای سعودی در سال 1932 و تشکیل «پادشاهی سعودی» و در ایران نیز در سال 1304 ش پس از یک کودتای بدون خونریزی و با تشکیل «پادشاهی پهلوی» به دست رضاخان انجام گرفت(محقق،1379؛20).
با استقرار حاکمیت آل سعود در عربستان، حبیب الله هویدا نخستین سفیر ایران در سال 1308ش وارد حجاز می شود. به این ترتیب اولین روابط دیپلماتیک رسمی دو کشور آغاز گشت.در سال 1311 ش ولیعهد فیصل بن سعود به ایران مسافرت کرد. (مهدوی، 1377؛ ص 393).
دو نظام سلطنتی از همان ابتدا روابط حسنه ای با یکدیگر برقرار ساختند که تا سالها همچنان به همان صورت باقی ماند. لیکن تشکیل اوپک روابط دو کشور را تغییر داد و یک خط مشی سیاسی- اقتصادی با شرایط خاص آن دوران را جایگزین نمود.بعد از تشکیل اوپک، استراتژیهای نفتی و نوع رژیم حکومتی از وجوه تشابه دو رژیم ایران و عربستان گردید. ضمن آنکه تفاهم هر دو دولت در سازمان اوپک، روابط سیاسی دو کشور را به طور چشمگیری گسترش داد و این امر باعث آن گردید که آن دو در مسائل مختلف سیاسی، در عرصه منطقه ای و جهانی از نظرات مشابهی برخوردار گردند.
بطور کل روابط ایران و عربستان از آغاز تا پایان حکومت پهلوی، فراز و فرودهای فراوانی را طی کرده است. دو کشور در مسیر روابط خود، گاه بر سر مسائل منطقه ای و مسائل فرهنگی و مذهبی در برابر یکدیگر ایستاده اند و گاه نیز بر سر منافع مشترک با هم همکاری کرده اند.دو دولت در دو دهه ی 1950 و 1960 متحد همدیگر در مبارزه با پان عربیسم و سوسیالیسم بودند و در دهه 1970 در جهت امنیت و ثبات منطقه خلیج فارس ائتلافی تشکیل دادند و دو ستون محکم دکترین نیکسون را تشکیل میدادند که جهت حفظ امنیت منطقه متحد بودند. ( منصوری مقدم، زمستان 91: 94). اما در دهه 1980 نظام سیاسی در ایران شکل گرفت که از هر نظر دولت عربستان سعودی را به چالش می کشید: نظام جمهوری اسلامی ایران.
از هنگام بروز انقلاب اسلامی در ایران، عوامل تنش زای جدیدی مناسبات ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس را تحت تاثیر قرار داد. این عوامل عبارتند از: مسالهایدئولوژی اسلامی شیعی،ماهیت ویژگی های ذاتی انقلاب اسلامی از جمله: سازش ناپذیری با غرب، مبارزه برای صدور انقلاب، تجاوز عراق به ایران(. Kechichian, 1999; 234-223 ).
دیدگاه های ایران در مورد عدم دخالت قدرت های بزرگ در منطقه که در ارتباط با خلیج فارس وجود داشتهو نقطه نظر عربستان سعودی که در جستجوی امنیت منطقه ژئوپولیتیک خلیج فارس از طریق قدرت های فرامنطقه ای بوده است، نگرش های متفاوتی را در مواضع دو کشور باعث شده است. از سوی دیگر پس از انقلاب اسلامی به سرعت ایدئولوژی سیاسی و انقلابی شیعه در مقابل ایدئولوژی سنی و وهابی به رهبری عربستان سعودی قرار گرفت به نحوی که هر دو ایدئولوژی مشروعیت یکدیگر را زیر سؤال بردند(سریع القلم،1374؛306).
چنین جو بی اعتمادی و متشنج تا پایان جنگ ایران و عراق ادامه داشت.پس از پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت توسط ایران در تیرماه 1367 ه. ش/جولای 1988و پایان جنگ ایران و عراق(اسدی،1381)و تغییر برجسته سمت گیری سیاست خارجی طی سال های پس از آن،رویارویی در مناسبات ایران واعراب تخفیف پیدا کرد (رمضانی،1377: 47) به عبارتی تغییر اوضاع داخلی در ایران همچون پایان جنگ ایران و عراق،رحلت آیت الله خمینی و جانشینی آیت الله خامنه ای در مقام رهبریو نیز تهاجم عراق به کویت و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و شکل گیری نظم نوین منطقه ای و بین المللی، ایران را با کشورهای کرانه خلیج فارس از حالت رودررو خارج و به اتخاذ مشی صلح مصلحت جویانه گرایش داد(برزگر،1382: 202). این دوره که همزمان با ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی است دو کشور وارد مرحله جدید اعتماد سازی و همکاری شده اند که البته حضور پر رنگ امریکا در منطقه پس از حذف اهرم تعادل شوروی، جهت حفظ امنیت و ثبات و معرفی کردن ایران به عنوان منبع اصلی تهدید منطقه، رقابت بیش از پیش کشورهای حوزه خلیج فارس بخصوص عربستان را گسترده تر کرد.
روابط رو به گسترش دو کشور در دهه 90 با حوادث 11 سپتامبر و حوادث پس از آن وارد مرحله نوینی گشت. پس از این حادثه به دلیل شکاف در روابط امریکا با اعراب، به ویژه کشور عربستان، گرمی روابط ایران و عربستان شتاب بیشتری یافت و الگو هایی از همکاری دو جانبه بین دو کشور به وجود آمد.سیاست گفتگوی تمدن ها از سوی خاتمی، واقع گرایی سیاست محور یا مرحله دوم تنش زدایی در بعد منطقه ای زمینه های همگرایی استراتژیک دو کشور را فراهم کرد.
اماتحولاتی که از آغاز هزاره سوم در منطقه بوجود آمده شامل اوضاع عراق، فلسطین، لبنان و نهایتا مذاکرات هسته ای ایران و تبلیغات منفی غربی ها در خصوص توان هسته ای ایران، اسباب نگرانی پادشاهی سعودی در مورد کاهش نقش و نفوذ خود در منطقه را فراهم آورده استو باعث تیرگی افق های روشن گردیده است( نادری نسب، بهار 89؛ 324)
با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد در ایران، رقابت دو کشور تشدید شده است. بطور کلی ظهور احمدی نژاد برای بسیاری به این معنی بود که ایران در حال عقب گرد به رادیکالیسم دهه 1980است، زمانی که درصدد صدور انقلاب خود و مبارزه با نفوذ غرب در منطقه بود(Gasiorowski, 2007). این امر، جنگ سرد بین ایران و شورای همکاری را تداوم بخشید(Ehteshami & Zweiri, 2007: 101). نگرانی های عربستان از گسترش نفوذ و قدرت ایران، باعث صف بندی کشورهای موسوم به « محور اعتدال» شده است(آقایی و احمدیان، پاییز 1389)در این دوران تصور عربستان مبنی بر این است که ایران به کمک سوریه برای کسب موقعیت برتر در خاورمیانه درصدد تسلط بر دولت های عراق، لبنان و فلسطین است. تهران و ریاض در جبهه های دیگری از جملهبحرین، کویت، یمن و از دو سال قبل تاکنون در سوریه و مصر همچنان با یکدیگر رقابت دارند. علاوه بر این که در این دوران مسأله پرونده هسته ای ایران نیز به یکی دیگر از حوزه های تنش زا و چالش بر انگیز در روابط میان دو کشور تبدیل شده است.

3-2- تاریخچه سوریه
جمهوری عربی سوریه کشوری در جنوب غرب آسیا و در کنار سواحل شرقی دریای مدیترانه است. سوریه کنونی که در گذشته همراهبا کشورهای اردن، لبنان، فلسطین، بخشی از سرزمین شام محسوب می شد. سابقه ای بس دراز در تاریخ دارد که مورخان این قدمت را به حدود پنج هزار سال پیش می رسانند.
سوریه تا سال 636 میلادی قسمتی از امپراتوری روم گردید، با ظهور اسلام و گسترش آن، سوریه در قرن هفتم میلادی به تصرف اعراب مسلمان در آمدو از این تاریخ، اسلام وارد سوریه کنونی شد (السمان،1357: 115-77).
بدین ترتیب این کشور که آن زمان به شام معروف بود جز بلاد اسلامی گردید. تا سال 750 میلادی، خلفای اموی در سوریه که به چهار منطقه حمص، اردن، دمشق و فلسطین تقسیم شده بود به قدرت رسیدند که دمشق را پایتخت خود قرار دادند.
این کشور در سال 1516 میلادی به تصرف عثمانیان در آمد و تا سال 1917 تحت سیطره آنان قرار داشت.
در زمان جنگ جهانی اول، فاتحان جنگ، سوریه را به صورت سرزمین تحت قیمومت به فرانسه واگذار کردند. پس از جنگ جهانی دوم در 1946 سوریه از قیمومت فرانسه بیرون آمد. اما تاریخ این کشور تا چند دهه تحت تاثیر بحران اعراب و اسراییل قرار داشت (امامی، 1376: 25).
در مارس 1946 طی در خواست سوریه از شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر خروج بیگانه از کشور، نیروهای فرانسه خارج شدند و در آوریل 1946 سوریه به استقلال رسید.
تاریخ معاصر سوریه از زمان دستیابی به استقلال، شاهد چندین کودتا بوده است، که مهم ترین آن ها کودتای حزب بعث در مارس 1971 به رهبری ژنرال حافظ الاسد بوده است که سیمای داخلی و منطقه ای سوریه را دگرگون نمود ( استاچر، 2012: 35 ).
با به قدرت رسیدن حافظ اسد در اوایل دهه هفتاد، سوریه برای اولین بار به عنوان بازیگر منطقه ای ظاهر شد. در تاریخ معاصر این کشور، مسئله فلسطین و منازعات عربی _صهیونیستی در روند رخدادها و تحولات این کشور نقش مهمی داشته و مردم و ارتش سوریه در جنگ های اعراب در قبال توسعه طلبی صهیونست ها حضور فعالی داشته اند.
اسد توانست در شکل دادن به سیاست خارجی سوریه و یکپارچگی و تحرک جامعه سوری و عربی در جهان عرب نقش مهمی ایفا کند، او از سال 1970 تا زمان مرگش در سال 2000 این کشور را اداره می کرد.
پس از درگذشت حافظ اسد ( در نیمه سال 2000م )، بشار اسد سکان مدیریت و رهبری کشور را در دست گرفت ( کتاب سبز، 1387: 119). او در سال های زمامداری خویش کوشید تا ضمن حفظ دستاوردهای مثبت دوران حافظ اسد در ابعاد گوناگون، هم زمان اصلاحات و نوگرایی در اداره کشور را در پیش گیرد.
وی زمانی که قدرت را در دست گرفت انگیزه بالایی برای اجرای اصلاحات داشت ولی شرایط و تحولات منطقه ای و جهانی پس از حادثه 11 سپتامبر2001، اشغال کابل و بغداد از سوی ارتش امریکا، ترور رفیق حریری در سال 2005، تبلیغات جنگ صهیونیست ها در ژوئیه 2006 در لبنان و جنگ دسامبر 2008 و ژانویه 2009 در غزه، سوریه را به شدت تحت تاثیر قرار داد و متعاقب آن مجموعه ای از تهدیدها، مجازات و تحریم های منطقه ای و امریکایی را علیه دمشق نشانه گرفت و موضوع ضرورت پرداختن جدی به اصلاحات از اولویت نخست حکومت سوریه خارج شد و ضرورت مقابله با تهدیدات خارجی جای آن را در اولویت های سیاسی این کشورگرفت. گرفتار شدن سویه در روند تحولات منطقه ای بخشی از علل و عوامل دور شدن حکومت دمشق از روند اصلاحات بود
3-2-1- سیاست خارجی ایران و سوریه در قبال یکدیگر
روابطدوکشوردرنیمهدومدهه1940ونیمهاولدهه1950بهدلیلطبیعتمتفاوترژیمجمهوریسوریهونظامپادشاهیایراندرسطحپایینقرارداشت،امادرآناثریازخصومتوتشنجدیدهنمیشود.درمجموع،طیدورهپیشازانقلاب اسلامی،روابطسردیمیانایرانوسوریهبرقراربود.تفاوتنظامهایسیاسیوجهتگیریخارجیمتفاوت،مهمترینعللسردیروابطدوکشورتاقبلازانقلاباسلامیبودهاست. درحالیکهحکومتایرانسلطنتیووابستهبهغرببودورژیمصهیونیستیرانیزبهرسمیتمیشناخت،دولتسوریهکاملاًدرمقابلایرانقرارداشت. اینکشورداراینظامجمهوریپارلمانیبودهوبهبلوکشرقنزدیکتربود.علاوهبراینسوریه،رژیمصهیونیستیرادشمناصلیخودتلقیمیکرد(نیاکوئی، 1391: 162). اگرچهپیروزیانقلاب (امام) خمینیواعلامصدورانقلاببهخارجازمرزهایایرانموجبایجادترسشدیددرکشورهایعربیمنطقهشد(ماتسفیلد، 1995: 575)اماسوریهسعیدراقناعسایرکشورهایعربیداشتوبراینمسألهتأکیدداشتکهاگراسرائیل،مصررابهوسیلهمعاهدهکمپدیویدبهسمتخودکشاند؛انقلابایرانوسقوطشاهبهعنوانمتحداصلیآمریکاواسرائیلدرمنطقهشکستیبرایاسرائیلبهشمارمیرود(سیل، 1992: 574) که کشورهای عربی باید از آن استقبال کنند.
سوریهتنهاکشورعربیمنطقهخاورمیانهبودکهدرطولسالهایابتداییانقلاباسلامی،درکنارایرانقرارگرفت و رئیس جمهور آن حافظ اسد حمایت خود را نسبت به انقلاب اسلامی بیان نمود. این بیداری شیعه در سطح منطقه موضوع قابل توجهی بود، جامعه ای که اسدبه دلیل علوی بودن خودش بر آن ارج می گذاشت (PARTICK SEALE,1990:355).
در جریان جنگ ایران و عراق، حمایت حافظ اسد از ایران در طول جنگ، اصطحکاک موجود بین دو قدرت رقیب عرب در منطقه یعنی عراق و سوریه را افزایش داد. سوریههمچنینبابستنلولههاییکهنفتشمالعراقرابهساحلشرقیدریایمدیترانهمیرساند،ضربۀبزرگیبهاقتصادعراقواردکرد؛اینکشوربارهامانعاجماعکشورهایعضواتحادیهعرببرعلیهایراندرجنگتحمیلیشدکهازجملهمی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد عربستان سعودی، نظام بین الملل، سیاست خارجی، ایدئولوژی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد بهار عربی، خاورمیانه، بیداری اسلامی، تهدیدات امنیتی