پایان نامه ارشد درمورد حوزه نفوذ، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

و ساير عوامل بحث کرده است و در تمام اين بحث‌ها به ماهيت محيط فيزيکي بويژه آب و هوا به عنوان يک عامل تعيين کننده اشاره دارد. ( (http://geopolitic-azad. blogfa. com/post-. aspx سرزمين ايران از يک سو يک تکه حساس جغرافيايي بر روي نقشه جهان و از ديگر سو داراي ويژگي هاي خاص جغرافيايي و طبيعي و برخوردار از منابع غني انرژي است. اين عوامل آشکارا تا کنون باز تاب خود را در مسائل سياسي داخلي و روابط خارجي کشور و استراتژي هاي قدرت هاي بزرگ بر جاي نهاده است. (ملکوتيان، 1383، 203)
در دگرگوني هاي اخير نظام بين المللي جمهوري اسلامي ايران بعنوان همسايه قدرت متلاشي شده بيشترين تحول ژئوپلتيکي را به خود ديده است . اگرچه به لحاظ فيزيکي موقعيت جغرافيايي و مرزهاي آن تغييري نيافته اند ولي به لحاظ محتوايي اهميت ژئوپولتيک ايران براي ديگران دستخوش دگرگوني شده است.
در گذشته که کشور ايران در همسايگي ابر قدرت شرق قرار گرفته بود اين موقعيت براي کشورهاي غربي بويژه ايالات متحده آمريکا داراي اهميت زيادي بود و جايگاه ايران متاثر از نظريه هارتلند مکيندر و ريملند اسپايکمن بعنوان يکي از حلقه هاي مهم سياست سد نفوذ ((((containment در استراتژي غرب نقش بسزايي را بر عهده داشت . اهميت ارتباط جايگاه ايران با نظريه ژئوپولتيک فوق از اينجا روشن مي شود که از طرفي متصل به موقعيت بري ((اوراسيا)) ست (آسيا-اروپا) و از طرف ديگر بخاطر دارا بودن سواحل طولاني در خليج فارس و درياي عمان داراي موقعيت بحري و به لحاظ در اختيار داشتن تنگه هرمز از موقعيت گذرگاهي-استراتژيک برخوردار است و کشور ايران نقش ارتباط دهنده استراتژي هاي بري و بحري را عهده دار بوده است. بر اين اساس در اوايل قرن بيستم ايران نقش حائل بين دول استعماري انگلستان و روسيه را بازي مي نمود ومحل رقابت قدرت هاي جهاني بشمار مي رفت. قرارداد 1907 ميلادي و معاهده 1915 قستنطنيه نمود عيني اين جريان است. پس از جنگ جهاني دوم و شکل گيري نظام دو قطبي بر اهميت اين جايگاه افزوده شد و همين اهميت موقعيتي پس از پايان جنگ دوم باعث شد قواي شوروي از خاک ايران خارج نشوند و براي اولين بار آمريکا متاثر از اين مسئله در مقابل شوروي موضع گيري نمود و ((در حقيقت اين حادثه بود که اختلاف نظر آمريکا و شوروي را در امور بين الملل آشکار ساخت)). با خروج قواي شوروي از ايران اين کشور به جرگه بلوک غرب پيوست و با شرکت در اتحاديه هاي نظامي- منطقه اي نقش حلقه واسط بين سيتو و سنتو را بازي نمود.
تحولات ناشي از انقلاب اسلامي اگرچه اين کشور را از گردونه حلقه هاي سد نفوذ خارج ساخت. اما جايگاه ژئو استراتژيک ايران به قوت خود باقي ماند . پس از فروپاشي شوروي و استقلال کشورهاي آسياي ميانه ارزش ژئواستراتژيک ايران کاهش يافت اما با توجه به دگرگوني در ماهيت رابطه قدرت در نظام بين الملل که سياست هاي بين الملل مبتني بر قدرت اقتصادي جايگزين سياست هاي حاد مبتني بر قدرت نظامي گرديده است. موقعيت ژئوپولتيک ايران در اين راستا تحول يافته است. چنانکه هارتريچ (hartrich) در کتابش تحت عنوان فرصت آمريکايي استدلال مي کندکه سياست اقتصادي اکو پلتيک که به نظر وي به معناي قدرت اقتصادي است و نه سياست اکولوژيکي جايگزين ژئو پو لتيک مبتني بر قدرت نظامي شده است. در ارتباط با اين مسئله مشارکت فعال ايران در سازمان اقتصادي اکو و ويژگي جغرافيايي ايران که در مرکز کشورهاي عضو واقع شده است مي تواند بعنوان حلقه اي راهبردي براي همکاري هاي بين منطقه اي مطرح باشد. گذشته از آن امروز کشور ايران بعنوان دروازه ورود کالا و سرمايه هاي حوزه پاسيفيک به کشورهاي تازه استقلال يافته آسياي مرکزي و افغانستان مي باشد و اين نقشي است که در تاريخ ايران نيز وجود داشته است و جاده ابريشم در همين راستا قابل بحث مي باشد . به بياني ديگر اگر در جنگ جهاني دوم ايران محل ترانزيت تدارکات و تسليحات متفقين به جبهه شرق قرار گرفت امروز محل ترانزيت کالا و سرمايه هاي اقتصادي است.
قابل توجه است که اهميت خليج فارس در مسائل اقتصادي و اشتراک منافع قدرت هاي جهاني و تعارض آن با منافع کشورهاي منطقه بگونه اي است که موقعيت استراتژيک ايران نيز داراي اهميت است. چرا که خليج فارس يکي از کانون هاي بحران جهاني است و اهميت آن حوزه براي کشورهاي منطقه و اقتصاد جهاني از اولويت برخوردار است. طبيعي است که با توجه به ويژگي ژئوپولتيک ايران از لحاظ وسعت و طول مرزهاي ساحلي و جمعيت قابل توجه در خور توجه بالايي است. ويليام دورمن در کتاب مطبوعات آمريکا و انقلاب 1978 ايران در فصل هفتم کتاب تحت عنوان غرب به ملاقات شرق مي رود به اهميت ايران براي ايالات متحده آمريکا اشاره مي کند. ناشر کتاب مذکور (دانشگاه کاليفرنيا) نيز در مقام قضاوت برآمده و معتقد است که در تاريخ آمريکا هيچ يک از کشورهاي جهان سوم به اندازه ايران براي آمريکا حائز اهميت نبوده است.
مروري اجمالي به برخي اظهار نظرهاي مقامات آمريکايي علي رغم خصومت آنها با جمهوري اسلامي ايران اين مسئله را روشنتر مي سازد . سفير آمريکا در کويت در رابطه با امنيت منطقه خليج فارس اذعان نمود که ))ايران يکي از عوامل ايجاد امنيت در جامعه بشمار مي رود و براي تامين امنيت خليج فارس نمي توان نقش اين کشور را ناديده گرفت)). رئيس جمهور وقت آمريکا (جرج بوش) با آگاهي از موقعيت ايران با تاکيد بر اهميت نقش ايران در منطقه، مقامات ايران را به مذاکره با آمريکا دعوت نمود. اين اظهارات در دولت جمهوري خواهان خلاصه نمي شود. اين نکته نيز قابل توجه است که دستگاه ديپلماسي آمريکا علي رغم اذعان به اين واقعيت تاکنون بجاي حسن نيت سوء نيت نشان داده و و سعي نموده است از موضع قدرت با کشوري انقلابي چون ايران برخورد کند. با توجه به اين وضعيت شايسته است امروز همه ي ما با هوشياري تمام و آگاهي از موقعيت ارزشمندي که دارا هستيم در صحنه بين الملل حضور يابيم. (جايگاه ايران در نظام دگرگون شونده جهاني ، 1373 )

1-8) روش پ‍ژوهش
شناخت روش ها و مراحل تحقيق از عوامل اساسي در جهت رسيدن به اهداف مي باشد لذا مراحل و روش‎هاي تحقيق به شرح ذيل مي باشد. اين پژوهش از نوع مطالعات توصيفي، تحليلي مي باشد و به روش كتابخانه‎اي انجام مي پذيرد. اطلاعات اسنادي و كتابخانه اي از طريق مراجعه به كتب، مجلات علمي و پژوهشي، مقالات و سايت هاي اينترنتي گردآوري شده است.
مطالعات كتابخانه اي، بعنوان محور اصلي و اساسي در زمينه دسترسي به اطلاعات و منابع مورد نظر قرار گرفته است و سعي گرديده با فيش برداري از منابع مختلف و تاكيد بر منابع مهم كتابخانه اي زمينه قوام يابي اطلاعات تحقيق بيشتر گردد. اطلاعات به دست آمده بعد از طبقه بندي ، مورد مطالعه و تجزيه و تحليل قرار گرفته و در اين رابطه از جداول و نقشه هاي مربوط به موضوع نيز استفاده گرديده است.
در تدوين پيشينه موضوع و مباحث نظري تحقيق، جمع آوري اطلاعات به صورت كتابخانه اي و بررسي اسنادي بوده كه با مطالعه مي باشد. كمبود منابع پيرامون موضوع فوق از ديگر موانع پيش روي تحقيق تلقي مي گردد. هزينه هاي مالي را نيز بايد همواره به عنوان يك از محدوديت هاي اساسي در فعاليت هاي پژوهشي به شمار آورد.

1-9) تعريف مفاهيم و اصطلاحات
مهم ترين واژه ها و اصطلاحات بکار رفته در اين تحقيق به شرح زير مي باشد.

1-9-1) ژئوپوليتيک (Geopolitics)
اين واژه براي اولين بار در سال 1899 توسط رودلف کلين استاد علوم سياسي دانشگاه اوپا لا که تحت تاثير کتاب جغرافياي سياسي فردريک راتزل و کتاب تاثير نيروي دريايي در تاريخ آلفرد ماهان قرار داشت ارائه شد. منظور وي اين واژه مطالعه ساختار جغرافيايي حکومت بود. در طول نيمه اول قرن بيستم واژه ژئوپلتيک به عنوان يکي از موضوعات مورد مطالعه در جغرافياي سياسي عمدتاً به نقش عوامل جغرافياي در تعيين سياست خارجي يک کشور اشاره داشت و نظريه هايي هم که در اين دوره توسط علماي ژئوپلتيک ارائه شد مثل هارتلند ميکندر، فضاي حياتي هاوس هوفر و ريملند اسپايکمن ناظر بر همين معنا بود. در سالهاي پس از جنگ جهاني دوم و شکست آلمان نازي ، مطالعات ژئوپلتيکي به دليل ذهنيت نامطلوبي که در ارتباط با حزب نازي و ژئوپلتيک خاص آلمان به وجود آمده بود متوقف شد و جغرافيدانان آمريکايي به ويژه تمرکز مطالعاتي خود را در سطح حکومت و چکونگي حفظ تماميت ارضي آن قرار دادند. تنها کتاب سائول کوهن که تحت عنوان جغرافيا و سياسيت بين الملل و خصوصيات جغرافيايي کشورها وجود دارد تعريف نموده که به تعاريف سنتي از اين اصطلاح نزديک بود. در سالهاي دهه 1970 اگرچه واژه ژئوپلتيک به دليل کاربرد فراوان آن در سخنرانيها توسط کسينجر احياء شد ولي وضعيت محتواي جغرافيايي آن مشخص نبود. درهمين سالها ايولاکست جغرافي دان فرانسوي در انتشارات خود تعريف دقيق تري از اصلاح ژئوپلتيک ارائه داده درگيري و رقابت ميان گروهها بر سر سرزمين نه فقط به دليل اقتصادي بلکه به دليل تاريخي، ملي و رواني، بنابراين ايولاکست مطالعات ژئوپلتيک را نه فقط منحصر به مقياس جهاني بلکه در مقياس منطقه‎اي و درون کشوري هم ممکن مي دانست (ميرحيدر، 1386 ، 36-35 ).
ژئوپوليتيک به عنوان “دانش رقابت و گسترش حوزه نفوذ” دولت ها و گروهاي متشکل سياسي در صدد کسب قدرت و تصرف ابزارها و اهرم ها و فرصت هاي جغرافيايي هستند که به آنها قدرت داده و امکان چيره شدن بر رقيب را مي دهد آنها براي تصرف فرصتها و مقدورات در مکان و فضاهاي جغرافيايي به رقابت پرداخته و سعي مي کنند نفوذ خود را در فضاهاي جغرافيايي بيشتر توسعه داده و آن را به قلمرو اعمال اراده خود بيفزايند و برعکس رقبا را از فضاهاي مورد منازعه بيرون برانند. (حافظ نيا، 1385: 17) رويکرد ژئوپوليتيک با درجات مختلف بيانگر تاثير قطعي و جبري جغرافيا در امور تاريخي و سياسي است. (نورائي، شفائي، 1385: 116) گروهي معتقدند که ژئوپوليتيک رابطه جغرافياي طبيعي و انساني بر سياست داخلي و خارجي را مورد توجه قرار مي دهد. عده اي ديگر نيز ژئوپوليتيک را رابطه اي بين عوامل طبيعي وسياست يک کشور مي دانند.
برخي ديگر ژئوپوليتيک را رابطه بين اوضاع جغرافيايي و سياست خاجي کشورها مي دانند و معتقدند ژئوپوليتيک مطالعه آثار و نتايجي است که عوامل جغرافيايي طبيعي و سياست يک کشور مي دانند. (الهي، 1384: 17)
ژئوپلتيک بر آن بخش از دانش جغرافيا تاکيد مي کند که با قدرت و سياست پيوند مي خورد . در واقع جوهر ژئوپلتيک را قدرت تشکيل ميدهد. چه در فرايند هاي توليد فضايي و جابجايي قدرت و چه در ارتباط با ساختار جهاني قدرت، دانش ژئوپلتيک است که به اين مسائل مي پردازد. از اين رو مي توانيم ژئوپلتيک را دانشي بدانيم که به مطالعه ابعاد فضائي – جغرافيايي مناسبات قدرت و رفتار سياسي بازيگران عرصه هاي سياست ملي و بين المللي ، مي پردازد (حافظ نيا، 1389، 22).

1-9-2) جغرافياي سياسي
جغرافياي سياسي به عنوان زير مجموعه اي از جغرافياي انساني (که نبايد آن را با ژئوپلتيک خلط کرد) عبارت است از مطالعه ي مکان بندي spacialite مقوله ها نه تنها شامل اندازه و قواره ي کشورها بر اساس مسير مرزهاي آن ها است ، بلکه به علاوه مکان گزيني localisation کم و بيش مرکزي پايتخت، تقسيمات فرعي سرزمين شان ، گونه هاي (تيپ ها)ي گوناگوني از مرزها و همچنين پراکندگي فضايي عقايد و آراسياسي شان را با توجه به ترکيب اجتماعي -شغلي آن ها بر حسب ناحيه ها يا جغرافياي فرهنگي شان نيز در بر مي گيرد. جغرافياي سياسي که به برکت وجود جغرافياي انتخاباتي با توفيق فراوان رو به رو بوده، چنان که آمد نبايد با ژئوپلتيک که توجه خود را به ويژه معطوف به رقابت ميان کشورها در مورد سرزمين ها مي کند مشتبه شود. اصطلاح جغرافياي سياسي در اواسط دهه نوزدهم در برگيرنده ي رويکردي بودکه بعد ها نام جغرافياي انساني بر خود گرفت. جغرافياي سياسي به صورتي که امروزه مورد بررسي قرار مي گيرد ، دير زماني در محاق فراموشي بود و تنها در دهه هاي اخير بار ديگر مورد توجه قرار گرفت و آن هم به منظور اجتناب از کاربرد اصطلاح ژئوپلتيک که پس از جنگ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد نقش برجسته، تمرکز قدرت، عدم تمرکز Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سازمان ملل، منشور ملل متحد، حقوق بشر