پایان نامه ارشد درمورد حقوق و تکالیف، حقوق طبیعی، حقوق بشر، نظام حقوقی

دانلود پایان نامه ارشد

جسمی و روانی زن را می‌داشت ممکن نبود زن او را قهرمان زندگی خود حساب کند و عالی‌ترین هنر خود را صید و شکار و تسخیر قلب او بحساب آورد، مرد جهانگیر و زن مردگیر آفریده شده است،قانون خلقت زن و مرد را طالب و علاقه‌مند به یکدیگر قرار داده است (همان، ص210و211)
4-3-5-حقوق زن
4-3-5-1- فلسفه تفاوت های حقوقی زن و مرد
از نظر استاد مطهری، اسلام در همه جا برای زن و مرد حقوق مشابهی وضع نکرده است، همچنان که در همه موارد برای آنها تکالیف و مجازات های مشابهی نیز وضع نکرده است. اسلام اصل مساوات انسانی را در حقوق زن و مرد رعایت کرده است اما لازمه تساوی، تشابه و یکنواختی نیست. لازمه عدالت، وضع حقوق و تکالیف برابر و یکسان در شرایط همسان، و حقوق و تکالیف متفاوت در شرایط نابرابر و ناهمسان است. از این رو برخی حقوق و تکالیف زن و مرد متفاوت است، زیرا زن و مرد از نظر تکوین دارای شرایط ناهمسانی هستند و یکی از شاخصه های نظام حقوقی شایسته آن است که به واقعیت های هستی توجه داشته باشد.
از آنجا که زن و مرد به لحاظ جسمی و روحی تفاوت های فراوانی دارند، عدالت اقتضا می کند زن و مرد حقوق برابر اما احیاناً متفاوت داشته باشند. لازمه اشتراک زن و مرد در حیثیت انسانی و برابری آنها از لحاظ انسانیت، برابری آنها در حقوق انسانی است، اما حقوق و تکالیفی که به مقتضای جنسیت و تقسیم وظایف طبیعی متناسب مقرر می شود، همسان نیست؛ البته همین حقوق و تکالیف بر اساس تلازم حق و تکلیف، متوازن و برابر است و اسلام هرگز امتیاز و ترجیح حقوقی برای مردان نسبت به زنان قائل نیست و از سوی دیگر با پیوند و برقراری تعامل شایسته بین حقوق و اخلاق، زن و مرد را رفیق هم قرار داد نه رقیب یکدیگر؛ از این رو رعایت حقوق زن و مرد از سوی طرف مقابل، امری مقدس و انسانی محسوب می شود. (حسینی،1389ص29و30)
4-3-5-2- تساوی حقوق زن و مرد
استاد مطهری معتقد است از نظر اسلام این مسئله هرگز مطرح نیست که آیا زن و مرد دو انسان متساوی در انسانیت هستند یا نه؟ و آیا حقوق خانوادگی آنها باید ارزش مساوی با یکدیگر داشته باشند یا نه؟ از نظر اسلام زن و مرد هر دو انسانند و از حقوق انسانی متساوی بهره‌مندند. آنچه از نظر اسلام مطرح است اینست که زن و مرد بدلیل اینکه یکی زن است و دیگری مرد، در جهات زیادی مشابه یکدیگر نیستند، جهان برای آنها یکجور نیست، خلقت و طبیعت آنها را یکنواخت نخواسته است؛ و همین جهت ایجاب میکند که از لحاظ بسیاری از حقوق و تکالیف و مجازاتها وضع مشابهی نداشته باشند. با توجه بوضع طبیعی و احتیاجات جسمی و روحی زن، هرگز حقوق مساوی با مرد پیدا نکرد، زیرا زن اگر بخواهد حقوقی مساوی حقوق مرد و سعادتی مساوی سعادت مردپیدا کند تنها راه این است که مشابهت حقوقی را از میان بردارد، برای مرد حقوقی متناسب با مرد و برای خودش حقوقی متناسب با خودش قائل شود. تنها از این راه است که وحدت و صمیمیت واقعی میان مرد و زن برقرار می‌شود، و زن از سعادتی مساوی با مرد بلکه بالاتر از آن برخوردار خواهد شد، و مردان از روی خلوص و بدون شائبه اغفال و فریب کاری برای زنان حقوق‌مساوی و احیانا بیشتر از خود قائل خواهند شد. لازمه عدالت و حقوق فطری و انسانی زن و مرد عدم تشابه آنها در پاره‌ای از حقوق است. پس بحث ما صددرصد جنبه فلسفی دارد، به فلسفه حقوق مربوط است، به اصلی مربوط است بنام اصل عدل که یکی از ارکان کلام و فقه اسلامی است. اصل عدل همان اصلی است که قانون تطابق عقل و شرع را در اسلام بوجود آورده است. شرع اسلام طبق اصلی که خود تعلیم داده، هرگز از محور عدالت و حقوق فطری و طبیعی خارج نمی‌شود. علماء اسلام با تبیین و توضیح اصل عدل پایه فلسفه حقوق را بنا نهادند، گو اینکه در اثر پیشامدهای ناگوار تاریخی نتوانستند راهی را که باز کرده بودند ادامه دهند. توجه به حقوق بشر و به اصل عدالت بعنوان اموری ذاتی و تکوینی و خارج از قوانین قراردادی اولین بار بوسیله مسلمین عنوان شد، پایه حقوق طبیعی و عقلی را آنها بنا نهاده‌اند.
(مطهری ،1369ج،ص 153-156)
4-3-5-3- حقوق زن در خانواده
استاد مطهری یکی از نظریات تحقیرآمیز نسبت به زن را ریاضت جنسی دانسته و در بیان اعتقاد معتقدان به این نظریه، ازدواج را از جنبه دفع افسد به فاسد می دانند. استاد در این باره می گوید: «یکی دیگر از نظریات تحقیر آمیزی که نسبت به زن وجود داشته است، مربوط است به ریاضت جنسی و تقدس تجرد و عزوبت، چنانکه میدانیم در برخی آیین‌ها رابطه جنسی ذاتا پلید است، بعقیده پیروان آن آئین‌ها تنها کسانی بمقامات معنوی نائل میگردند که همه عمر مجرد زیست کرده باشند، یکی از پیشوایان معروف مذهبی جهان میگوید : » با تیشه بکارت درخت ازدواج را از بن بر کنید.همان پیشوایان ازدواج را فقط از جنبه دفع افسد به فاسد اجازه میدهند یعنی مدعی هستند که چون غالب افراد قادر نیستند با تجرد صبر کنند و اختیار از کف‌شان ربوده میشود و گرفتار فحشا میشوند و با زنان متعددی تماس پیدا میکنند، پس بهتر است ازدواج کنند تا با بیش از یک زن در تماس نباشند، ریشه افکار ریاضت طلبی و طرفداری از تجرد و عزوبت بدبینی به جنس زن است، محبت زن را جزء مفاسد بزرگ اخلاقی بحساب میاورند».(همان/150) اسلام دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبیا معرفی کرد. چنانچه امام صادق (ع) در این باره می فرماید: «مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ (ع) حُبُ النِّسَاء » (طوسی، 1407 ، ج7؛ ص 403)
پیامبر اکرم (ص) فرمود: «حُبِّبَ إِلَیَ مِنَ الدُّنْیَا النِّسَاءُ وَ الطِّیبُ وَ قُرَّةُ عَیْنِی فِی الصَّلَاةِ.»
(ابن بابویه،1362،ج1؛ ص 165)
بدین وسیله اسلام با خرافه بدبینی به زن مبارزه کرد و ازدواج را مقدس و راهی برای آرامش دل دو طرف و تکامل مادی و معنوی آنان دانست و عزوبت را پلید شمرد (حسینی ،1389، ص 32)
برتراندراسل میگوید : «در همه آئینها نوعی بدبینی به علاقه جنسی یافت میشود مگر در اسلام، اسلام از نظر مصالح اجتماعی حدود و مقرراتی برای این علاقه وضع کرده اما هرگز آنرا پلید نشمرده است» (مطهری،1369ج،ص 151)
«از دیدگاه اسلام، حق تأهل یعنی داشتن یک کانون خانوادگی قانونی از طبیعی‌ترین و اصیل‌ترین حقوق بشری است. اجتماع نه تنها نباید مانعی در راه استیفای این حقوق ایجاد کند، بلکه باید وسیله تأمین این حقوق را فراهم سازد. از نظر ما یک نقیصه بزرگ در اعلامیه جهانی حقوق بشر این است که به حق
»تأهل «توجهی نکرده است» (همان،ص411)
«اسلام در روابط و حقوق خانوادگی زن و مرد فلسفه خاصی دارد که با آنچه در چهارده قرن پیش میگذشته مغایرت دارد و با آنچه در جهان امروز میگذرد نیز مطابقت ندارد».(همان،ص153)
4-3-5-4- حقوق اجتماعی
«افراد بشر از لحاظ حقوق اجتماعی غیر خانوادگی یعنی از لحاظ حقوقی که در اجتماع بزرگ، خارج از محیط خانواده، نسبت بیکدیگر پیدا میکنند هم وضع مساوی دارند و هم وضع مشابه. یعنی حقوق اولی طبیعی آنها برابر یکدیگر و مانند یکدیگر است. همه مثل هم حق دارند از مواهب خلقت استفاده کنند،
مثل هم حق دارند کار کنند، مثل هم حق دارند در مسابقه زندگی شرکت کنند، همه مثل هم حق دارند خود را نامزد هر پست از پستهای اجتماعی بکنند و برای تحصیل و بدست آوردن آن از طریق مشروع کوشش کنند. همه مثل هم حق دارند استعدادهای علمی و عملی وجود خود را ظاهر کنند؛ و البته همین تساوی در حقوق اولیه طبیعی، تدریجا آنها را از لحاظ حقوق اکتسابی در وضع نامساوی قرار میدهد، یعنی همه بطور مساوی حق دارند کار کنند و در مسابقه زندگی شرکت نمایند، اما چون پای انجام وظیفه و شرکت در مسابقه میان می‌آید، همه در این مسابقه یکجور از آب در می‌آیند، بعضی پر استعدادترند و بعضی کم استعدادتر، بعضی پر کارترند و بعضی کم کارتر، بالاخره بعضی عالمتر، با کمال‌تر، باهنرتر، کارآمدتر، لایقتر از بعضی دیگر از کار در می‌آیند قهرا حقوق اکتسابی آنها صورت نامتساوی بخود میگیرد، و اگر بخواهیم حقوق اکتسابی آنها را نیز مانند حقوق اولی و طبیعی آنها مساوی قرار دهیم، عمل ما جز ظلم و تجاوز نامی نخواهد داشت. چرا از لحاظ حقوق طبیعی اولی اجتماعی همه افراد وضع مساوی و مشابهی دارند؟ برای اینکه مطالعه در احوال بشر ثابت می‌کند که افراد بشر طبیعتا هیچکدام رئیس یا مرئوس آفریده نشده‌اند هیچکس کارگر یا صنعتگر یا استاد یا معلم یا افسر یا سرباز یا وزیر بدنیا نیامده است، اینها مزایا و خصوصیاتی است که جزء حقوق اکتسابی بشر است، یعنی افراد در پرتو لیاقت و استعداد و کار و فعالیت باید آنها را از اجتماع بگیرند و اجتماع با یک قانون قراردادی آنها را به افراد خود واگذار می‌کند» (مطهری،1369ج،ص182و183)
4-3-5-5- مبانی طبیعی حقوق خانوادگی
«زن و مرد از لحاظ حقوق اولیه و طبیعی که در اجتماع خارج از محیط خانواده نسبت به هم پیدا می کند، در وضعیت مساوی و مشابه قرار دارند و سپس به تدریج در حقوق اکتسابی، تفاوت می یابند. اما درباره حقوق خانوادگی یعنی اجتماعی که از زن و شوهر، پدر و مادر و فرزندان و برادران و خواهران تشکیل می شود یک فرضیه وجود دارد و آن عدم تشابه حقوق خانوادگی است.»
طبق این فرضیه، روابط خانوادگی متفاوت از روابط مدنی و اجتماعی است و حقوق طبیعی اولیه در تنظیم این روابط نیز متفاوت است. شوهر بودن از آن جهت که شوهر بودن است، حقوق و تکالیف خاصی را ایجاب می کند، همان طور که زن بودن یا پدر و مادر بودن و فرزند بودن، هر یک مقتضی وظایف و حقوق خاصی است که با دیگری متفاوت است. پس در زندگی خانوادگی، زن و مرد با استعدادها و احتیاج های مشابهی شرکت نمی کنندو قانون آفرینش آنها را در وضع نامشابهی قرار داده و برای هر یک از آنها، مدار و وضع معینی در نظر گرفته است.
این فرضیه بر هدفمندی آفرینش، نظام احسن در تکوین و تشریع، طبیعی بودن کانون خانواده و واقع نگری نظام حقوقی اسلام مبتنی است.
منشا پیدایش حقوق طبیعی و فطری، هدفداری طبیعت و جهان هستی است. دستگاه آفرینش با هدفداری خاص، موجودات را به سوی کمالاتی که استعدادش را در وجود آنها نهفته است سوق می دهد. پس استعداد طبیعی مبنای یک حق طبیعی است، و با توجه به هدف، استعدادها و استحقاق های متفاونتی به موجودات داده شده است. پس راه تشخیص حقوق طبیعی و کیفیت آنها، مراجعه به آفرینش است. این همان ارتباط تکوین و تشریع، اعتبار و واقعیت است.
در اجتماع، حقوق بر اساس میزان کار و فعالیت افراد است که اکتسابی است، ولی ریشه حقوق خانوادگی را مانند سایر حقوق طبیعی، باید در طبیعت جست، و برای این کار باید به استعدادها و احتیاج های زن و مرد نگریسته شود تا تکلیف روشن شود (حسینی، 1389، صص 33-36)

4-4-نتیجه گیری
طبق بررسی انجام شده در دیدگاه علامه طباطبایی، مشخص شد که علامه در بحث حقوق زن، در سه مسئله مهم و اساسی بحث کرده است. ایشان در این سه محور، به مبانی انسان شناسی اشاره کرده و نظرات خود را با توجه به مبانی قرآنی مطرح کرده است. علامه در بحث انسان شناسی، به کرامت ذاتی انسان و استعدادی که انسان در حمل یک امانت بزرگ و عظم دارد اشاره کرده و معتقد است که انسان یک موجودی با استعداد خدایی شدن دارد و این یعنی در دیدگاه علامه، فطرتاً یک استعداد بزرگی در انسان نهفته است. ایشان در بحث هویت انسانی زن نیز، با توجه به آیات قرآنی طرح شده در قرآن کریم، به عدم تبعیض در جنس زن و مرد در نگاه قرآنی پرداخته و معتقد است زن و مرد در بعد انسانی و معنوی هیچ تفاوتی وجود ندارد.
علامه در ادامه به بحث تساوی حقوق زن و مرد اشاره کرده و معتقد است که زن و مرد به خاطر تفاوت در بعد جسمی و روحی، تکالیف و حقوق متفاوتی پیدا می کنند و این یعنی عین عدالت.
استاد مطهری در مباحث خود در بحث حقوق زن به هفت مسئله می پردازد. در بررسی دیدگاه استاد در ابتدا به مبانی هستی شناسی اشاره کرده و با توجه به این مبانی در صدد یک بحث مبنایی در حقوق زن از نگاه ایشان هستیم. ایشان در این بحث به نظام هستی بر اساس حق پرداخته و معتقد است که همه چیز در عالم بر اساس خیر و حکمت آفریده شده و لازمه آفرینش را هدایت موجودات می داند. استاد در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد حقوق انسان، حقوق انسانی، ساختار وجودی، روابط انسانی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد علامه طباطبایی، حقوق اجتماعی، انسان شناسی، پیامبر اسلام (ص)