پایان نامه ارشد درمورد حقوق بین‌الملل، مکتب انگلیسی، روابط بین‌الملل، بازیگران غیردولتی

دانلود پایان نامه ارشد

می‌رود و حتی در بعضی موارد نـهادهای مـشترک بـرای‌ بحث‌ از مسائل مشترک است(بوزان، 128:1388-127). وایت بر این‌ عقیده‌ است بـاید بـپذیریم که یک جامعه بین‌الملل به وجود نخواهد آمد مگر آن‌که میزانی از وحدت فرهنگی بین اعضای آن به‌ وجودآید‌ (Wight, 1979:33). بروان بر ایـن‌ اعـتقاد‌ اسـت که:
«این ایده وجود دارد که هر نظم موجود در یک اجتماع ریشه هـنجاری دارد و بر روابطی مبتنیاست که شبکه‌ایی از دعاوی حقوق،وظایف،و تعهدات مشترک را تشکیل می‌دهد،شبکه مزبور،مردم‌ را‌ به شیوه‌هایی در کنار هم قرار مـی‌دهد کـه بـه لحاظ کیفی متفاوت از نیروهای غیرشخصیدر ایجاد سیستم دخیل می‌باشند.اجتماع متضمن ایـده عـلائق مشترک و دست‌کم هویت مشترکابتدائی است.تصور اجتماع در‌ مقیاس‌ جهانی مستلزم‌ اعتقاد جهان‌وطنی به یگانگی بشریتمی‌باشد…،آن‌چه اصل اسـت ایـده وحـدت مبتنی بر تصورات همدردی و همدلی می‌باشد.جامعهشکلی از‌ تجمع است که در آن هنجارهای موردنظر از الزامـات هـمکاری اجـتماعی‌ برمی‌خیزند‌ وضرورتا‌ مستلزم تعهد به هیچ پروژه مشترک،نفع مشترک یا هویت مشترک،ورای آن‌چه برایهمزیستی اجـتماعی لازم اسـت،نمی‌باشند.هنجارهای تـشکیل‌دهنده جامعه ‌‌متفاوت‌ از هنجارهایتشکیل‌دهنده اجتماع جهانی خواهد بود.این‌ها بالذات هنجارهایی هستند که برای تعقیبموفقیت‌آمیز هـمزیستی‌ مـسالمت‌آمیز‌ توسط‌ دولت‌ها ضرورت ندارند؛در حالی که هنجارهایدخیل در اجتماع جهانی نه محدود به لوازم هـمزیستی‌اند و نـه کـاربست‌شان به روابط بین دولت‌هامحدود می‌شود» (Brown, 1995:185-186).
گریفیتس بر این اعتقاد است‌ که هسته اصلی روابط‌ بـین‌الملل‌ فـهم بین‌الاذهانی و نیت کنش‌گرانیاست که نظریه‌پردازان در تلاش برای فهم آن می‌باشند.در مکتب انگلیسی دولت‌ها در جـامعه‌ای ازدولتـ‌ها قـرار دارند که دارای ارزش‌ها،قواعد و نهادهایی است که دولت‌ها عمدتا آن‌ها‌ راپذیرفته‌اند و امکان کارکرد نظام دولتی را مـی‌دهند.از نـظر این مکتب،سیاست بین‌الملل مستقل ازفهم کنش‌گرانی که آن را می‌سازند،نیست.مفاهیم نظری بول به دلیـل هـمین تـوجه به رویه‌هایبیناذهنی و قواعد رفتاری مشترک‌ میان‌ دولت‌هاست که هیچ‌گاه از معنایی که در جهان عملی وپویای گـفتمان دیـپلماتیک دارنـد،فراتر نمی‌رود(مشیرزاده، 141:1384).
در ادامه به برداشت مکتب انگلیسی از مفاهیم انسان، دولت، سیاست بین‌الملل و آنارشی پرداخته می‌شود و نـشان دادهـ‌ خواهد‌ شد که مکتب انگلیسی با هنجارها و معانی موجود در هستی‌شناسی خود، چگونه با تبیین این مفاهیم، سیاست بین‌الملل را مـورد تـحلیل قرار می‌دهد.
الف. انسان
از نظر مکتب انگلیسی،انسان‌ها نه برخلاف سنت هابزی شرور‌ هستند‌ و نه بـرخلاف سـنت کانتیموجودی اخلاقی،بلکه این جامعه و هنجارهای موجود در آن مـی‌باشند کـه بـه افراد شخصیتمی‌بخشند.اگر فردی در جامعه‌ای با ارزش‌های انـسانی زنـدگی کند،موجودی انسانی و باارزش‌های‌ اخلاقی‌ می‌شود‌ و اگر در جامعه‌ای فاقد‌ ارزش‌های‌ انسانی‌ زندگی کند بـه مـوجودی بدسرشت و قدرت‌طلب تبدیل می‌گردد.بنابراین،این سـنت بـه ذات انسان نـه خـوش‌بین اسـت و نهبدبین بلکه در پارادوکسی‌ به‌ سر‌ مـی‌برد کـه تجربه انسان را از ذات خود‌ مستقیم‌ در مرکز نظریشاندر این باره قرار می‌دهد.در نتیجه آنـ‌ها ذات انـسانی را به عنوان کنش توصیف کرده و اعـتقاددارند‌ که‌ باید‌ آن را با پارادوکـس تـعریف نمود (Wight, 1992:28). جکسون در این‌ رابطهاعتقاد دارد:
«روابط بـین‌المللی کـاملا حوزه روابط انسانی است،نه بیشتر و نه کمتر.جهان سیاست یک جهان طبیعی نیست بلکه جـهانی‌ اسـت‌ که‌ مردم آن را ایجاد کرده و در آن سـکونت گـزیده‌اند.دولت‌هاهمانند خـانه‌ها‌ سازه‌های‌ انسانی1هستند.هر چـیزی در روابـط بین‌المللی در هر جایی و هـر زمـانیمتأثر و متشکل از عمل انسانی‌ است»‌ (Jackson, 2002:2)‌.
این نوع تفسیر از انسان و پذیرش هم زمان سرشت نیک و بد‌ ویـ،و‌ هـمچنین نقشی را که ساختارجامعه به عنوان حـامل هـنجارها و معانی بـرای انـسان رقـم‌ می‌زند‌ سبب‌ شده اسـت که نگرش مکتب انگلیسی نسبت به انسان،از تقلیل‌گرایی سنت‌های نظام بین‌الملل و کانتی‌ دور‌ مانده و بر نقش هنجارها و مـعانی جـامعه بین‌الملل به عنوان عامل مهم شـکل‌دهنده‌ بـه‌ سـرشت‌ انـسان در دنـیایی مادی‌گرا تأکید کند.
ب. دولت
از نظر مـکتب انـگلیسی،هر نوع موجودیتی که از روابط خانوادگی‌ فراتر‌ رود،مبتنی بر سرزمینباشد و به لحاظ سیاسی متمرکز شود و خود را ادارهـ‌ نـماید‌ و قـادر باشد ساختار خودی-بیگانه راایجاد کند دولت نام دارد(بـوزان،109:1388). این مـکتب اعـتقاد دارد،هـنجارهای بـین‌المللی بـه انواعخاصی‌ از‌ بازیگران قدرت می‌بخشد و در واقع کنش‌گران در جامعه بین‌المللی توسط هنجارها‌ وقواعد‌ شکل‌ می‌یابند و نه این‌که دولت به صرف دولت بودن بازیگر قدرتمند در روابط بین‌الملل است.با وجود تمرکز بول بر نـظم بین‌المللی و البته با افزودن برخی دیدگاه‌های‌ جهان‌گرایی‌ راجعبه نقش بازیگران غیردولتی،می‌توان این استدلال بول که ارائه‌کنندگان نظم جهانی صرفا دولت‌هانیستند،بلکه مجموعه سازمان‌های بین‌ حکومتی‌ و سازمان‌های غیرحکومتی بین‌المللی می‌باشند کهاداره جـهان را بـر عهده دارند را‌ مورد‌ حمایت قرار داد.از این منظر،صلیب سرخ،عفو بین‌الملل،سازمان‌ بهداشت‌ جهانی،سازمان‌ تجارت جهانی و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌ به‌ همان اندازهنظم می‌آفرینند که دولت‌ها(بوزان،113:1388).
وینسنت هم به کانت متمایل بود و هم بـه‌ بـول‌ اما در نهایت تلاش کرد‌ تا‌ با اتکا‌ به‌ ارزش‌هایلیبرالی،اختلاف‌نظرها‌ را تقلیل دهد یا حذف کند‌ و به این ترتیب،جامعه جهانی ایجاد کند که درآن بازیگران غـیردولتی و دولتـ‌ها‌ در‌ مجموعه‌ایی از هنجارها،قواعد و نهادهای مشترک‌ سـهیمباشند.نورتمان اعـتقاد دارد،سنت اثبات‌گرایی‌ در‌ حقوق بین‌الملل خودبه‌خود دولت را‌ در‌ جایگاهتنها تابع حقوق بین‌الملل قرار می‌دهد،حال آن‌که سنت‌های دیگر جای بیشتری برای بازیگرانغیردولتی‌ قائل‌ می‌باشند.وی معتقد است که هـم‌ شـرکت‌های‌ ماورای‌ ملی آن‌چنان بـا‌ حـقوق‌ ووظایف حقوق بین‌المللی گره‌ خورده‌اند‌ که می‌توانند دعاوی حقوقی مطرح کنند و علیه‌شاندعاوی حقوقی مطرح شود،لذا ناگزیر باید جایگاهی‌ به‌ عنوان تابعان واقعی حقوق بین‌الملل بهآن‌ها‌ داد.سازمان‌های‌ غیرحکومتی بین‌المللی،وضعیت‌شان‌ مبهم‌تر‌ اسـت،اما‌ حـتی با آن‌که اغلبآن‌ها‌ تابع حقوق بین‌المللی بودنشان انکار شده است باز هم شأنی معادل سازمان‌های بین‌حکومتیدارند (Noorthman, 2001:59-76).
برای پیروان‌ مکتب انگلیسی،مفهوم دولت متشکل از دو‌ نهاد‌ حاکمیت‌ و دولت‌ است که دولت حاکم نامیده‌ می‌شود.برخی‌ حاکمیت و برخی دولت را اصـل مـی‌دانند.مایال معتقد اسـت کهامروزه به نظر می‌رسد حاکمیت یک مفهوم‌ مهجور2است‌ با‌ این همه،تامین نظم رسمی جامعهبین‌المللی به طور‌ عـمده‌ با‌ تجمع‌ دولت‌های‌ حاکم‌ تداوم می‌یابد (Mayall, 2002:39). جکسون ضمن تاکید بر اصل حـاکمیت اظـهار می‌دارد:
«انگلیسی‌ها از حـاکمیت استفاده کردند تا خودشان را از جهان کاتولیک قرون وسطایی جدا کنند.سپس آن را به‌ کار بردند تا یک امپراتوری جـهان‌گستر ‌ ‌بـسازند.سپس از آن استفاده کردند تااستعمارزدایی کنند و بدین‌وسیله انبوهی از دولت‌های جدید در آسیا،آفریقا و جاهای دیگر ایجاد می‌کنند. سپس‌ از آن بـرای ورود بـه اتـحادیه اروپا استفاده کردند.در کنار این،حاکمیتکاربردهای دیگری نیز دارد» (Jackson, 2005:73-7).
پیروان این مکتب بر این اعتقادند دولت برخلاف سنت هابزی کـه اولین و آخرین‌ جامعه‌ انسانیبود و به اخلاقیات و قوانین بی‌توجهی می‌نمود،از طریق نهادهای بین‌المللی در جـهت ایجاد قواعدیا قوانین،اجرای قـواعد،و حـمایت از قواعد عمل می‌کنند.این نهادها‌ لزوما‌ به شکل یک سازمان یاسازوکای‌ اداری‌ نیستند،بلکه مجموعه‌ای از رویه‌ها و معانی می‌باشند که در جهت تحقق اهدافمشترک شکل می‌گیرند(مشیرزاده، 593:1383).
ج. سیاست بین‌الملل
سیاست بین‌الملل در این مکتب، عرصه تعاملات اجتماعی دولت‌هایی است‌ که‌ مـحدود به قواعدمشترک می‌باشند.بازیگر‌ اصلی‌ در این عرصه دولت است اما افراد انسانی نیز فعال می‌باشند.آن‌هابه این سوال محوری روابط بین‌الملل که ماهیت جامعه بین‌الملل چیست این‌گونه پاسخ می‌دهند کهدولت‌ها هرچند دنبال مافوق1مشترک نـیستند امـا‌ جامعه‌ تشکیل می‌دهند.جامعه‌ای که تخیلی نیستو اثراتش در نهادهایی همچون دیپلماسی،حقوق بین‌الملل،موازنه قدرت و کنسرت قدرت‌هایبزرگ قابل مشاهده است.دولت‌ها در برخوردهایشان با همدیگر،از محدودیت‌های اخلاقی وحقوقی فارغ نبودند.رهنمود گروسیوسی‌ها این بود‌ که‌ دولتـ‌ها بـا‌ قواعد این جامعه بین‌المللی کهخودشان به وجود آورده و در تداوم آن نقش داشته‌اند محدود می‌شوند.
پیروان این‌ مکتب بر نقش نهادها،قواعد،هنجارها در سیاست بین‌الملل تأکید دارند و این‌ عواملرا‌ علت‌ صلح و ثبات،کاهش تعارضات و افزایش همکاری‌ها مـی‌دانند.آنان اعـتقاد دارند کهدولت‌ها به رغم توانایی شکستن قواعد و ‌‌هنجارها،اغلب‌ موارد آن را نمی‌شکنند و خود را ملزم بهاحترام به آن می‌دانند که‌ این‌ امر‌ ناشی از منافعی است که از این طریق به دست می‌آورند.یعنیمنافعی که امـکان انـتخاب بـرای‌ کنش‌گران در مورد آن‌ها وجود نـدارد،زیرا پیـگیری هـرگونه منافعیمنوط به دنبال کردن این‌ منافع اولیه است،یعنی منافعی‌ که‌ به صورت عضویت در جامعه جهانی بایدبه دنبال آن‌ها باشند (Hasenclever, Et. All, 1997:169-71).
د. آنارشی بین‌المللی
برداشت مکتب انـگلیسی از آنـارشی در مـیانه برداشت واقع‌گرایان و نوواقع‌گرایان از یک طرف وبرداشت‌ کانتی‌ها و آرمـان‌گرایان از سـوی دیگر قرار دارد.واقع‌گرایان معتقدند،رفتار کنش‌گرانافزایش قدرت برای تضمین بقاست اما از دید آرمان‌گرایان،رفتار کنش‌گران افزایش یادگیریاجتماعی از طریق نهادها یا انـگاره‌ها مـی‌باشد.عامل تـعدیل رفتار از دید‌ واقع‌گرایان‌ خودیاری،و ازنظر آرمان‌گرایان وجود اجتماعی جهانی مـی‌باشد.منطق آنارشی برای هابزی‌ها خودیاری وتعارض‌آمیز و برای کانتی‌ها اجتماع جهانی توأم با همکاری است.به بیان دیگر،از نظر واقع‌گرایاننسبت بـه لیـبرال‌ها،آنارشی مـحدودیت‌های شدیدتری را‌ بر‌ کنش‌گران تحمیل می‌کند و در نتیجه همکاری دشوارتر است (Baldwin, 1993:5).
نظم بین‌المللی مساله اصـلی سـنت جامعه بین‌المللی است و بنیان این مساله این فرض می‌باشد کهنظم،پیش شرط بنیادی وجود اجتماع‌ است‌ (Devetak, 2005: 235). ایـن مـکتب بـه نظم درشرایط آنارشی توجه دارد به این معنی که در شریط آنارشیک و عدم اقـتدار مـرکزی نـیز می‌تواننظم را برقرار نمود زیرا نظم تابع قدرت‌ نیست. از‌ نظر‌ بول،نظم عبارت است از وجود‌ رابـطه‌ای‌ کـهاز‌ درجـه‌ای از الگومندی برخوردار است،یعنی روابط اجزاء تصادفی نیست بلکه اصول مشخصیدارد.بنابراین نظم امری اجتماعی اسـت و در حـیات اجتماعی اهداف‌ اولیه‌ای‌ وجود‌ دارند که نظمباید بتواند آن‌ها را کم‌وبیش تأمین‌ کند‌ مـانند؛حفظ حـیات اعـضاء،تضمین وفای به عهد و حفظمالکیت.خردگرایان آنارشی را فقدان مافوق سیاسی می‌دانند،از نظر آن‌ها اگر جامعه داخـلیجامعه‌ اسـت،نظام‌ بین‌الملل‌ نیز جامعه است زیرا اهداف اولیه خاص خود را که‌ عبارتند از حفظخود جـامعه مـرکب از دولتـ‌ها،حفظ حاکمیت اعضا و حفظ صلح دنبال می‌کند(مشیر زاده،1383:586).وایت در این رابطه‌ معتقد‌ است؛
«آگر آنارشی به عنوان فقدان حـکومت مـشترک فهمیده می‌شود پس در واقع‌ این‌ دقیقا خاصیتیاست که در آن سیاست یبن‌الملل متفاوت از سیاست داخـلی اسـت.در کـنار منازعه،همکاری درامور بین‌الملل،نظام‌ دیپلماتیک، حقوق‌ بین‌الملل‌ و نهادهای بین‌المللی وجود دارد که عملکردسیاست قدرت را پیچیده می‌کند و حتی‌ قـواعدی‌ بـرای تـحدید جنگ‌ها وجود دارد که کاملابی‌تاثیر نیستند.به‌ندرت می‌توان انکار کرد نظام دول وجود‌ دارد‌ و یا پذیـرش ایـن‌که نظام دولوجود دارد نیمی از راه پذیرش جامعه طی شده است‌ زیرا‌ جامعه تعدادی از افراد است که در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد سیاست خارجی، مکتب انگلیسی، روابط بین الملل، روابط بین‌الملل Next Entries پایان نامه ارشد درمورد سیاست خارجی، مکتب انگلیسی، روابط بین‌الملل، سیاست بین الملل