پایان نامه ارشد درمورد حقوق انسان، حقوق انسانی، ساختار وجودی، روابط انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

این است). سایر انسانها کأنه موجوداتی هستند فرع بر وجود چنین انسانی، و اگر چنین انسانی نباشد، انسانهای دیگر هم هرگز نخواهند بود. اینچنین انسان را حجت خدا تعبیر می‌کنند : «اللهم بلی لا تخلو الارض من قائم لله بحجة» که این جمله در نهج البلاغه است. (مطهری،1364،187و189)
از نظر استاد کمال انسان در این است که عالم باشد. چرا که خداوند همه اسماء خودش را به آدم آموخت. «و علم آدم الاسماء کلها، خداوند همه اسماء و شؤون خودش را به آدم آموخت. نمی‌گوید به گوسفند یا اسب یا شتر آموخت. کمال انسان در این است که عالم باشد. انسان یک سلسله استعدادهای اخلاقی و معنوی دارد، می‌تواند شرافتهای بزرگ اخلاقی داشته باشد، احساسات بسیار عالی داشته باشد که هیچ حیوان و گیاهی اینگونه چیزها را نمی‌تواند داشته باشد» (مطهری،1370الف،ص222)
4-3-3- هویت انسانی، و ارزش و مقام زن
در طول تاریخ، نگاه به زن، تحقیرآمیز بود و چه بسا اصل هویت انسانی او نادیده گزفته می شد و یا حداقل جنس دومو پست تر از مرد بود. (مطهری،1379، ص 131)
اشاره ای به جایگاه زن در جاهلیت و تمدن غربی روشنگر این امر است.
4-3-3-1-قبل از اسلام (جاهلیت)
نظریه هایی چون دو سرشتی دانستن زن و مرد، و اینکه زن از مایه ای پست تر از مایه مرد آفریده شده، طفیلی دانستن آفرینش زن و از دنده چپ مرد بودن، معرفی زن به عنوان عنصر گناه و عامل وسوسه شیطان و ریشه هر جنایتی، انکار استعدادهای روحانی و معنوی زن در نیل به مقام قرب الهی و ورود به بهشت، بدبینی به جنس زن و ذاتاً پلید دانستن او و در نتیجه تقدس تجرد و ریاضت جنسی، طن را مقدمه وجود مرد و برای او دانستن، زن را مایه شر و بلای اجتناب ناپذیر برای مردان تلقی کردن و یا ناچیز بودن سهم طن در تولید فرزند، همه از نشانه های نگاه تحقیرآمیز به زن در جاهلیت قبل از اسلام است. (مطهری،1379،ص 131-135)
در جاهلیت عرب، مانند جاهلیت غیر عرب، زنان فاقد جایگاه انسانی بودند و زنده به گور کردن آنان و محجوریت مطلق در انتخاب سرنوشت طندگی خانوادگی و اجتماعی نشانه همین امر است. در آن دوران، مردان خود را اختیاردار مطلق دختران و خواهران خانواده خود می دانستند، تا بدان اندازه که به خود حق می دادند دخترانی را که هنوز از مادر متولد نشده اند، پیشاپیش به عقد مرد دیگری درآورند. نکاح «شغار» یعنی معاوضه کردن دختران یا خواهران یکی دیگر از مظاهر آن است. (حسینی،1389،ص14)
4-3-3-2-تمدن غربی
زن در اروپا تا قبل از قرن بیستم، از نظر قانون و در مقام عمل فاقد حقوق انسانی بود؛ ناقص الخلقه بودن زن پیش از مشرق زمین، در میان مردم غرب مطرح بوده است. از زبان مذهب و کلیسا گفته اند: «زن باید از اینکه زن است، شرمسار باشد». «زن موجودی است با گیسوان بلند و عقل کوتاه». «زن آخرین موجود وحشی ای است که مرد او را اهلی کرده است» و یا «زن برزخ میان حیوان و انسان است». در قرون وسطا، زن را انسان کامل و تمام عیار نشناخته، و در نتیجه زن مجبور بوده تحت سرپرستی مرد زندگی کند، چه اینکه شایسته زندگی مستقل و آزاد نبود.
با آنکه در اروپا از قرن هفدهم به بعد زمزمه هایی به نام «حقوق بشر» آغاز شد، و اعلامیه های گوناگونی از جمله اعلامیه 1688 انگلستان، 1776 آمریکا و 1789 فرانسه صادر شد، اما چون زن را فاقد هویت انسانی و یا حداقل جنس پست تر می دانستند، مقصود از بشر تنها مردان بود. تنها برای اولین بار در قرن بیستم، مسئله حقوق زن در برابر مرد مطرح شد و دول اروپایی و آمریکایی تسلیم این امر شدند.
اساساً صحبت از شرافت و هویت انسانی در غرب بی معنا است، چه برای مرد، چه برای زن. زیرا در فلسفه و تفکر غربی، با انکار استقلال روح و قابلیت بقای آن، انسان دارای هیچ وجه تمایزی با حیوان نیست بلکه نوعی حیوان است با قوه تعقل بیشتر! همچنان که با حاکمیت اصل تنازع بقا در روابط انسانی، مفاهیم اخلاقی مانند عدالت، نیکی، تعاون و معنویت، خود ساخته و بی معناست. (حسینی،1389،ص14و15)
4-3-3-3-اسلام
«مطهری برای دفاع از حقوق زن در اسلام به بحث از ارزش مقام زن در قرآن کریم می پرداد، چرا که نوع نگاه قرآن به زن می تواند عهده دار تبیین اختلافات حقوق زن و مرد باشد.به این بیان که تفاوت های حقوقی ناشی از تبعیض ها و یا فرودست دانستن زن نیست. مکتبی که برای زن شخصیت والایی قائل شده، هرگز بر مبنای تبعیض به وضع قانون نمی پرداخته است» (نصری، 1389،ص360)
«اسلام بزرگترین خدمتها را نسبت بجنس زن انجام داد. خدمت اسلام بزن تنها در ناحیه سلب اختیار داری مطلق پدران نبود. بطور کلی به او حریت داد، شخصیت داد، استقلال فکر و نظر داد، حقوق طبیعی او را برسمیت شناخت».(مطهری،1369ج،ص 90)
«از نظر اسلام، هرگز در این مسئله تردیدی وجود ندارد که زن و مرد، هم در اصل شرافت و هویت انسانی و هم در برخورداری از حقوق انسانی برابرند. نه اسلام دین مردان است و نه زن در نگرش اسلامی انسان ناقصی است. ریشه تفاوت های حقوقی زن و مرد در اسلام توجه به ساختار وجودی هر یک از زن و مرد و هدف آفرینش است، نه نتیجه نگاه تحقیرآمیز جاهلیت عرب و غرب به زن» (همان، صص136و138)
«قرآن در خطابات خود فقط مردان را مخاطب قرار نداده است. قرآن نمی گوید که زن برای مرد آفریده شده یا زن مقدمه وجود مرد است. قرآن زن و مرد را از یک سرشت می داند و هیچ نظریه تحقیرآمیزی در مورد زن از لحاظ سرشت و طینت مطرح نکرده است. زن مملوک و برده مرد نیست» (نصری،1389،ص360)
اسلام با افکار خرافی پلید شمردن زنان مبارزه، و دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبیا معرفی کرد. علت غایی آفرینش انسان است، و مسئله جنسیت مطرح نیست، بلکه هر یک از رن و مرد برای یکدیگر آفریده شده اند. در اندیشه اسلامی، وجود زن برای مرد، خیر و مایه آرامش دل است. نه آنکه مایه بدبختی و گرفتاری او باشد. همان طور که نسل بشر، از مرد و زن است و نباید سهم زن را در تولید فرزند ناچیز پنداشت(حسینی،1389، ص17)
« قرآن نیل به بالاترین مقامات را برای زن قائل است. از نظر قرآن، کمالات انسانی و پاداش اخروی مربوط به جنسیت نیست، بلکه مربوط به ایمان و عمل صالح است. از همبن جاست که قرآن به زن های قدیسه ای مانند مادر موسی و مریم اشاره می کند و از مقامات والای آنها سخن می گوید».( نصری،1389،ص361)
استاد مطهری در رابطه با تفاوتی که برای زن و مرد قائل است می گوید: «اسلام در سير من الخلق الی الحق يعنی در حركت و مسافرت بسوی خدا هيچ تفاوتی ميان زن و مرد قائل نيست، تفاوتی كه اسلام‏ قائل است در سير من الحق الی الخلق است، در بازگشت از حق بسوی مردم و تحمل مسئوليت پيغامبری است كه مرد را برای اينكار مناسبتر دانسته است» (مطهری،1369ج،ص150)
4-3-4-تفاوت های زن و مرد در آفرینش
استاد مطهری معتقد است که باید در بیان تفاوت های زن و مرد وتفاوت حقوقی آنها، باید توجه خود را به سوی طبیعت حقوقی خانوادگی زن و مرد معطوف کنیم. در این طمینه دو چیز را باید در نظر گرفت: یکی اینکه آیا زن و مرد از لحاظ طبیعت اختلافاتی دارند یا نه؟ دوم اینکه اگر اختلافات و تفاوتهای دیگری در کار است، آیا آن اختلافات از نوع اختلافات و تفاوتهائی است که در تعیین حقوق و تکالیف آنها مؤثر است، یا از نوع اختلاف رنگ و نژاد است که با طبیعت حقوقی بشر بستگی ندارد (مطهری،1369ج،193)
از نظر استاد، این مسئله یک مسئله تازه نیست و از گذاشته مطرح بوده است. چنانچه افلاطون در کتاب جمهوریت خود معتقد است که زنان و مردان دارای استعدادهای مشابهی هستند و زنان می‌توانند همان وظائفی را عهده‌دار شوند که مردان عهده‌دار میشوند و از همان حقوقی بهره‌مند گردند که مردان بهره‌مند میگردند(همان،202) اما بر عکس فلاطون، ارسطو معتقد است که تفاوت های زن و مرد تنها از جنبه کمی نبوده و از جنبه کیفی نیز متفاوت می باشد. از نظر ارسطو، با توجه به تفاوت استعدادهای زن و مرد، حقوق هر یک از آنها در قسمت های زیادی تفاوت دارد. چنانچه وی معتقد است این تفاوت در فضائل اخلاقی نیز جاری است. (همان،204)
در دنیای جدید، در پرتو مطالعات عمیق پزشکی، روانی و اجتماعی، تفاوت های بیشتری میان زن و مرد کشف شده است که به بعضی از آنها اشاره می شود:
4-3-4-1- از لحاظ جسمانی
«از لحاظ جسمی : مرد بطور متوسط درشت اندام‌تر است و زن کوچک اندام‌تر، مرد بلند قدتر است و زن کوتاه قدتر، مرد خشن‌تر است و زن ظریفتر، صدای مرد کلفت‌تر و خشن‌تر است و صدای زن نازکتر و لطیف‌تر، رشد بدنی زن سریعتر است و رشدبدنی مرد بطی‌ءتر، حتی گفته میشود جنین دختر از جنین پسر سریعتر رشد می‌کند، رشد عضلانی مرد و نیروی بدنی او از زن بیشتر است، مقاومت زن در مقابل بسیاری از بیماریها از مقاومت مرد بیشتر است. زن زودتر از مرد به مرحله بلوغ میرسد و زودتر از مرد هم از نظر تولید مثل از کار می‌افتد، دختر زودتر از پسر به سخن می‌آید، مغز متوسط مرد از مغز متوسط زن بزرگتر است، ولی با در نظر گرفتن نسبت مغز بمجموع بدن، مغز زن از مغز مرد بزرگتر است. ریه مرد قادر به تنفس هوای بیشتری از ریه زن است، ضربان قلب زن از ضربان قلب مرد سریعتر است»
(مطهری ،1369ج،ص205و206)
4-3-4-2-از لحاظ روانی
«میل مرد به ورزش و شکار و کارهای پر حرکت و جنبش بیش از زن است. احساسات مرد مبارزانه و جنگی و احساسات زن صلح جویانه و بزمی است. مرد متجاوزتر و غوغاگرتر است و از زن آرامتر و ساکت‌تر. زن از توسل به خشونت درباره دیگران و درباره خود پرهیز میکند و بهمین دلیل خودکشی زنان کمتر از مردان است. مردان در کیفیت خودکشی نیز از زنان خشن‌ترند. مردان به تفنگ، دار، پرتاب کردن خود از روی ساختمان‌های مرتفع متوسل می‌شوند، و زنان بقرص خواب‌آور و تریاک و امثال اینها. احساسات زن از مرد جوشانتر است، زن از مرد سریع الهیجان‌تر است یعنی زن در مورد اموری که مورد علاقه یا ترسش هست زودتر و سریعتر تحت تأثیر احساسات خویش‌قرار میگیرد و مرد سرد مزاجتر از زن است، زن طبعا به زینت و زیور و جمال و آرایش و مدهای مختلف علاقه زیاد دارد بر خلاف مرد، احساسات زن بی ثبات‌تر از مرد است، زن از مرد محتاط تر، مذهبی‌تر پرحرف‌تر و ترسوتر و تشریفاتی‌تر است، احساسات زن مادرانه است، و این احساسات از دوران کودکی در او نمودار اس،، علاقه زن به خانواده و توجه ناآگاهانه او به اهمیت کانون خانوادگی بیش از مرد ات.. زن در علوم استدلالی و مسائل خشک عقلانی بپای مرد نمی‌رسد ولی در ادبیا،، نقاشی و سایر مسائل که با ذوق و احساسات مربوط است دست کمی از مرد نداد.. مرد از زن بیشتر قدرت کتمان راز دارد و اسرار ناراحت کننده را در درون خود حفظ می‌کند و بهمین دلیل ابتلای مردان به بیماری ناشی از کتمان راز بیش از زنان است. زن از مرد رقیق القلب‌تر است و فورا به گریه و احیانا به غش متوسل می‌شود». (مطهری،1369ج،ص206و207)
4-3-4-3- از نظر احساسات به یکدیگر
«مرد بنده شهوت خویشتن است و زن در بند محبت مرد است، مرد زنی را دوست می‌دارد که او را پسندیده و انتخاب کرده باشد و زن مردی را دوست می‌دارد که ارزش او را درک کرده باشد و دوستی خود را قبلا اعلام کرده باشد، مرد میخواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختیار بگیرد و زن میخواهد دل مرد را مسخر کند و از راه دل او بر او مسلط شود، مرد می‌خواهد از بالای سر زن بر او مسلط شود و زن می‌خواهد از درون قلب مرد بر مرد نفوذ کند، مرد می‌خواهد زن را بگیرد، زن می‌خواهد او را بگیرند، زن از مرد شجاعت و دلیری می‌خواهد و مرد از زن زیبائی و دلبری، زن حمایت مرد را گرانبهاترین چیزها برای خود میشمارد، زن بیش از مرد قادر است بر شهوت خود مسلط شود شهوت مرد ابتدائی و تهاجمی است و شهوت زن انفعالی و تحریکی» (مطهری،1369ج،ص 207)
استاد مطهری تفاوت های موجود در زن و مرد را یکی از عجیب ترین شاهکارهای خلقت دانسته و آن را درس توحید و خداشناسی می داند. این آیت و نشانه ای از نظام حکیمانه و مدبرانه جهان است. دستگاه عطظیم خلقت، چنان کاری کرده که خودخواهی و منفعت طلبی در زن و مرد به گذشت و ایثار تبدیل شده، تفاوت های جسمی و روحی، آنها را بیشتر به هم پیوند زده، چنانچه اگر مرد همان صفات

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد انسان شناسی، خلیفه الله، نظام حقوقی، ظلم و ستم Next Entries پایان نامه ارشد درمورد حقوق و تکالیف، حقوق طبیعی، حقوق بشر، نظام حقوقی