پایان نامه ارشد درمورد جامعه مدنی، عوامل داخلی، فساد مالی، فرامنطقه ای

دانلود پایان نامه ارشد

است.
2-2- مرحله تکوین تعارضات جامعه
جوامع و دولت های مدرن برايرسیدنبهجامعهايآبادوپیشرفته،بامسایلوچالشهايبنیاديمتعدديروبرو هستندوهریکازجریاناتفکريوسیاسی،ناگزیربهتأملوتفکردرموردآنهاوارائهراههايمناسبدراینزمینههستند.قدرتوهویتدرجهانعرب،درتعاملکنش گرانبااینمسایلوچالشهاشکلگرفته،متحولشدهوقواممی یابند.اینمسایلوچالش هارامی توانبه چهاردستهتقسیمکرد:
1. عقبماندگیوبحرانتوسعه
چالشبنیاديجوامععربی،مقابلهباعقبماندگیجامعهاست.اغلباینجوامع،ازنظرشاخص هايتوسعه انسانی،اقتصاديوسیاسی،دروضعیتمناسبیقرارندارند .(UNDP, 2011: Arab States)
زمامدارانوجریاناتفکريوسیاسیاینکشورها،درترسیمراهبرونرفتازعقبماندگی،ناکامبودهودرطراحینظاماقتصادي،بیننظامهايمبتنیبربازارآزاد،توسعهازبالاونظامهاياقتصاديتمرکزگرا،درنوسانبوده اند.
2. نظامسیاسیوبحراندولتسازي
دولتهايملیدراروپا،زادهاجماعنیروهاياجتماعیبرايتأمینامنیتوادارهامورجامعهبودهاست. درجهانعرب،دولتملیبرخلافالگويرایجشکلگیريدولتهايملیبهوجودآمدهاست. این دولتهانتوانسته اندمیانارزش هايسنتیو مدرنپیوندبرقرارسازندودرعملبیندولتهايپیشامدرنومدرندرنوسانهستند.برخیازآنهابهسويمدرن شدنگامبرداشتهوبامشکلاتدورهگذاروبروهستندوبرخی،دردورهپیشامدرنماندهوناگزیربهتحملفشارنیروهايمدرنمی باشند. در این فرایند،دولتهاکارگزارانیجداازمتنجامعهنیستند. آن هاخودبهموضوعو میدان تعارض گروه ها، اقوام، اندیشه ها و روشنفکران تبدیل شده اند (هینه بوش، 1390: 49).
3. مداخلهخارجیوبحرانحاکمیت
شکلگیريدولتملیدرجهانعرب،محصولمداخلهخارجیاست. قبلازجنگجهانیاول،اینمنطقهبخشیازامپراتوريعثمانیبودکهباشکستدرجنگ،جریاناستقلالطلبیدرمنطقهشکلگرفتوباشکستقدرتهاياروپاییدرجنگدومجهانی،شتابیافتوبهتدریج،دولتهايکنونیجهانعربظهوریافتند(sheehi,2004)مداخله قدرتهايمنطقهايوفرا منطقهايدرجهانعرب،همچنانوبهشیوههايمختلفادامهداردویکیازمسایلوچالشهاياساسیاینجوامعاست.شکلگیريدولتملیدراینمنطقه،بانفیسلطهعثمانیهاشروعوبااستعمارزداییتکاملیافتهاست.همچنین،تولدناقصدولتوحاکمیتملی،موجبتداومبحرانهايدامنه داروبروزجنگهايبیندولتیودرنتیجه،تداومحضورمستقیموغیرمستقیمقدرتهايبزرگفرامنطقهايدرجهانعربشدهاست.
4. منازعه اعراب و اسرائیل
پیامدهايمداخلاتقدرتهايبزرگدراینمنطقه،شکلگیريرژیمصهیونیست است.اسرائیل صرفاًتهدیدامنیتیاعرابنیستوصرفاًمسئلهفلسطینی هابهشمارنمی آید.شکلگیرياینرژیمباتحقیرهویتعربیواسلامیمللمنطقههمراهبودهوبهسهجنگدراینمنطقهمنجرشدهاست.درادبیاتسیاسی،ازاینبحرانباعنوانمنازعهاسرائیلواعرابیادمی شود. اینموضوعنوعیمسئلهجمعیبراياعرابومسلمانانبهحسابمیآیدکهبهموضوعیمسئله سازتبدیلشدهاست. درطیچنددههگذشته،تلاشبرايیافتنراهحلیبراياینبحران،عنصرشکلدهندهوقوام بخشبهجریاناتسیاسیواجتماعیجهانعرببودهوهرکدامازآنها،ناگزیربهاتخاذموضعویافتنراهحلیبرايآنهستند.
پس از طرح مهمترین چالش های این جوامع در این ارتباط به بررسی عوامل مهم تحول و دگرگونی ملت عرب می پردازیم که به دو سطح عوامل داخلی و خارجی تقسیم می شوند.
الف. عوامل داخلی:
1. تمركزقدرتوثروتدردستخاندانحاكم،نهادهاواحزابخاص
ازعواملمهمنارضايتيمردمعرب،تمركزقدرتوثروتدردستخاندانحاكمونهادهاواحزابخاصودرعينحال،بيتوجهيبهنيازهايمردميدراينكشورهاست. دراينرابطه،ساختارسياسيحاكمونخبگانكشورهايعربينتوانستهاندتوسعهسياسيواقتصاديراحتيدرحدپايين ترينشاخصهابرايجامعهفراهمكنند.قدرتسياسييكسرهدردسترهبرانسياسيمستبدونخبگانوابستهبهقدرت،متمركزاستومردمسنگينترينفشارهايسياسيراتحملكردهاند.وزارتخانههاوپستهايمهمآن،دردستاعضايخاندانحاكماست (ترزان، 1367: 317)
بی کفایتی و ناکارآمدی حاکمان عرب در مدیریت منابعمادي،استراتژيكوانسانيدرجهتتأمينرفاهوتوسعه،بهآگاهيمردمانجاميدو آن ها را به خیزش کشانده است.

2. تحولفكري-فرهنگيملتعرب
تحولفكري- فرهنگيملتعربنيزازديگرعواملداخليمهمدربيدارياينجامعهاست. ازدهههاي 1950و 1960 میلادی كهروندكسباستقلالسياسيكشورهايعربيآغازشد،دورهايازنوسازيدراينكشورهاشروعشد.فرآيندنوسازي،نظاماقتصاديواجتماعياينكشورهارامتحولكرد،ولينظامسياسيآنهابدونتغييرماند.بااينتفاسير،طبقنظريهساموئلهانتينگتونكهتوسعهناموزون8سياسی،اقتصاديواجتماعيراعاملانقلابميداند،ميتواناينموردرانيزاز جملهعواملدگرگونيحكومتهايعربيدانست. طبقنظريههانتينگتون،وقتيدولت،همگامبانوسازياقتصاديبهنوسازيسياسينپردازد،باپديداريحجمگستردهايازطبقهمتوسطكهنتيجهنوسازياقتصادياست،رشدروزافزونآگاهيهايمردميونيزبالارفتنتوقعاتبرايمشاركتوتأثيرگذاريدرنحوهادارهكشورازيكسووباقيماندننظامسياسيسنتي، بدونهرگونهنوسازيواصلاح،ازسويديگر،مواجهميشود. دراينصورت،تواناييپاسخگوييبهتوقعاتگستردهمردميكهناشيازرشدوتوسعهسياسيآناناستراندارد.درنتيجه، موجبعدمتوازنودرنهايت،اعتراضبهسيستمسياسيميشود.علاوهبرنوسازي،دوعاملمهمديگرنيزدرتحولفكریـ فرهنگيجامعهعربنقشداشته اند. يكيرسانههايجمعيهستندكهدرعصرارتباطات،تأثيراتگستردهايدرفكروفرهنگمردممنطقهداشتهاندوديگري،عواملمهاجرتيوتوريستياستكهدررفتوآمدبينجوامععربوسايرنقاطجهان،تحولعميقيرادرفكروفرهنگعربي،بهويژه،طبقهمتوسطآندركشورهاييچونمصر،تونس،لبنان،عربستان،قطروحتيسوريهايجاد کرده است.
3. کسری دموکراسی
عدمتوجهبهآزاديهايسياسي،مشاركتسياسيونهادسازيودريككلام،فقدانجامعهمدني9دركشورهايعربينيزازعواملداخليمهمدربيداريونارضايتيمردمعرباست.بيشتركشورهايخاورميانهعربيداراينظامهايسلطنتيوپادشاهياندكهدرآن،حكومتدارايماهيتموروثيوخانوادگياستومشروعيتمردميودموكراتيكندارد. درايننوعحكومتها،مؤلفههايحكومتهايامروزيمانندانتخاباتآزاد،شايستهسالاري،نخبهگراييوآزاديهايفرديوجمعيوجودندارند. درنتيجه،دراينكشورها،جامعهمدنيكهمهمترينمشخصهآناستقلالازدولتاست،مجالبروزوظهورنيافتهاست (آدمی و دیگران، 1390).
ب. عوامل خارجی
1. دخالت قدرت های بزرگ در پوشش همکاری
ازجملهعواملخارجيمهموتأثيرگذاردرجامعهعربكهتاحدزياديموجباتنارضايتيمردمرافراهمكردهاست،دخالتهايبيموردقدرتهايخارجيغربيدراينكشورهاستكهعمدتادرپوششهمكاريانجاممي شود. ازآغازپيدايشدولتهايمستقلعربيپسازجنگجهانيدوم،چالشهايفراوانيپيشروياقتدارسياسيحاكمبركشورهايمنطقهوجودداشته استكهميتوانازآنباعنوانبحراناقتدارنامبرد (دلفروز، 1380: 125) وحاكمانكشورهايعربيبهناچار،برايحفظحكومتشان،دركنارتقويتقواينظامي،بهاتحادباكشورهايخارجيرويآوردندكهپيامدهايآنباعثخفقانومتعاقباًكاهشبيشترمشروعيتشان شد.

2. انقلاباسلاميايران
علاوهبراين،انقلاباسلاميايراننيزبهعنوانعامليخارجي،تأثيراتزياديدربيداريملتعربداشتهاست. اعطايباورمنديوآگاهيازتوانوقدرتخويشبراياستحقاقحقوقپايمالشدهشانبود.درعينحال،نفسپيروزيانقلاباسلاميدرايران،حاويپيامهاييازجملهبازگشتبهفرهنگخودي،رشدوآگاهيدينيبرايملتهايعرببودهواينگمانهرادرذهنسوژهعربيايجادوتقويتنمودكهميتوانباتمسكبهآموزههايقرآنيووحدتكلمه،طاغوتداخليواستكبارخارجيراكهمانعاعمالارادهمردمهستند،شكستدادوارادهخودراتحققبخشيد.اينپيامهاموجبشكلگيرينيروييبالندهدرملتعربشدوآنهارادرمسيربيدارياسلاميواعتراضبهحكومتهاياستبداديشانقرارداد.
بنا به این توضیحات و ذکر عوامل دگرگونی ملت عرب، به طور ویژه به بررسی کشور سوریه و مراحل تکوین تعارضات جامعه این کشور می پردازیم.
بنا به نظر حسین رویوران، کارشناس مسائل سیاسی؛ حکومت سوریه، حکومتی دیکتاتوری است که نظام تک حزبی بعث سال ها قدرت را در دست دارد (رویوران در گفتگو با فرارو،1392). بدیهی است که دیکتاتوری در سوریه ناشی از ظهور نظام سیاسی اسد به وسیله کودتا، موروثی بودن خاندان حکومتی اسد، فساد سیاسی، حکومت اقلیت بر اکثریت، عدم وجود دموکراسی و به تبع عدم وجود جامعه مدنی و عدم وجود مشارکت مدنی است (ذوقی بارانی و دیگران، 1390) و بر حسب این موارد زمینه های شکل گیری تعارضات و نارضایتی جامعه سوریه و نهایتا بروز بحران در این کشور را در چند ویژگی حکومتی این کشور می توان بیان کرد، ویژگی هایی چون: فساد درون حکومت سوریه، سکولار بودن دولت سوریه، غیر دموکراتیک بودن و موروثی بودن حکومت این کشور.
2-2-1- فساد سیستم اداری حکومت سوریه
فساد مالی و اداری از درجه مشروعیت و اثر بخشی دولت ها کم می کند، تا آن جا که می تواند دولت ها و نظام های سیاسی را با بحران مشروعیت و مقبولیت جدی مواجه کند و از هر نوع که باشد، ثبات و امنیت جوامع را به خطر انداخته و تهدیدی علیه امنیت ملی محسوب می شود( کیوان پناه، وبگاه آفتاب، 1388).
دستگاه اداری سوریه، دارای فساد بالای اداری است و رشوه در آن به شدت رواج دارد. بر اساس گزارش شفافیت بین الملل، سوریه با نمره 5/2 از 10، رتبه 127 بین 178 کشور مورد بررسی را دارد. نکته جالب این گزارش، افزایش فساد مالی از سال 2002 تا کنون بوده؛ زیرا نمره این کشور در این سال 5/3 بوده است 10
2-2-2- غیر دموکراتیک بودن حکومت سوریه
علاوه بر فساد اداری در حکومت سوریه، همانطور که ذکر شد این حکومت مانند عمده حکومت های عربی منطقه، حکومتی غیر دموکراتیک است و آزادیسیاسی،انتخاباتآزاد،رعایتحقوقشهروندیوحاکمیتقانونازدیگرمطالباتمردم استدرکهدرقالبدموکراسیخواهیمیگنجد(Hamilton, 2011). بیش از چهار دهه است که حزب بعث در این کشور حکومت را در دست دارد و انتخاباتی حقیقی بر پا نکرده است، آزادی بیان تقریبا در این کشور وجود ندارد و اعضا و جریان های اجتماعی آزادی سیاسی چندانی ندارند
در حوزه عوامل سیاسی در بعد دراز مدت باید گفت که سیستم کاملابسته، سرکوبگر و فاقد انعطاف بوده است. فقدان مطبوعات آزاد و منتقد نیز از جمله عوامل تاثیر گذار دیگر است. اما در بعد کوتاه مدت عوامل سیاسی باید گفت هرچند سیستم استبدادی بوده است اما دارای درجه ای از آزادی محدود مطبوعات نیز بوده است. جنبه دیگر نیز مسئول محسوب شدن کلیت نظام از دید افکار عمومی و مردم آن کشور است.

2-2-3- موروثی بودن حکومت سوریه
از دیگر نکاتی که سبب خشم و نارضایتی شهروندان سوریه شده، موروثی بودن این حکومت و انحصار قدرت در دست حزب بعث است.حزب بعث از سال 1963 در سوریه به قدرت رسیده و اکنون به عنوان تنها حزب فعال و قدرتمند این کشور، بر تمامی درآمدها و فرصت‏های شغلی کنترل دارد و بیشتر پست‏های کلیدی کشور در اختیار اعضای این حزباست. که مجموع این عوامل و ویژگی های این حکومت، زمینه ساز خیزش مردم و برو بحران در این کشور شده است.
وضعیت سوریه در آستانه بحران
پس از درگذشت حافظ اسد (در نیمه سال 2000م)، بشار اسد فرزند دوم وی رهبری این کشور را به عهده گرفت (کتاب سبز، 1387: 119) او در نخستین سال های زمامداری خویش تلاش کرد ضمن حفظ دستاوردهای مثبت دوران حافظ اسد در ابعاد گوناگون، همزمان اصلاحات و نوگرایی را در اداره کشور در پیش گیرد. در دوره دو الی سه ساله اصلاحات (2002 تا 2005) که به بهار دمشق مشهور است به ایجاد فضای نسبتا باز سیاسی و تقویت جامعه مدنی پرداخت. ولی وقوع حادثه 11 سپتامبر در سال های اولیه حکومت جدید دمشق و در معرض اتهام قرار گرفتن سوریه به عنوان حامی تروریسم و از طرفی در پی آن اشغال افغانستان و عراق توسط نیروهای ائتلاف بین المللی و حضور ارتش امریکا و متحدان اروپایی آن در عراق، دولت اسد را با چالش جدی مواجه ساخت و روند اصلاحات این کشور را مورد تهدید قرار داد. بنابراین اسد، چشم پوشی از اصلاحات و تقویت و تحکیم جبهه مقاومت وایجاد بازدارندگی در مقابل تهدیدات امریکا و اسرائیل را تنها گزینه منطقی دمشق دانست. اما پس از گذشت دو سال از اشغال عراق که اسد در صدد پی گیری مجدد روند اصلاحات بود با توطئه منطقه ای و فرامنطقه ای ترور رفیق حریری نخست وزیر فقید لبنان ( 14 فوریه 2005) رو به رو گشت که با ابتکار عمل واشنگتن و پاریس و همکاری عربستان سعودی قطعنامه، تحریم ها و مجازات هایی را علیه سوریه تحمیل کردند و ارتش سوریه در 2005 وادار به خروج از لبنان شد. پس از فائق آمدن دمشق بر مشکلات ناشی از مسئله ترور حریری، بشار اسد مجددا به احیا اصلاحات همت گماشت، اما جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی علیه مقاومت در لبنان (ژوئیه 2006) و غزه (

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد خاورمیانه، انقلاب اسلامی، ایدئولوژی، جهان اسلام Next Entries پایان نامه ارشد درمورد توسعه اقتصادی، آغاز بحران، رژیم صهیونیستی، جامعه بین المللی