پایان نامه ارشد درمورد توسعه فرهنگی، توسعه اقتصادی، رشد اقتصادی، قانون پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

و رسوم است(نوابخش ،سیاه پوش ،1388: 80).
با این برداشت،توسعه چیزی بیش از نوسازی و رشد اقتصادی خواهد بود.اگر چه توسعه اقتصادی به مفهوم ابزاری آن،به سبب شاخص های عینی تر بر توسعه اجتماعی و فرهنگی غلبه پیدا کرده است،اما باید اذعان داشت که پیشرفت هر ملت تنها وابسته به افزایش در آمد ملی نیست،بلکه این امر مستلزم توسعه در همه ابعاد از جمله افزایش سطح آگاهی،بلوغ فکری،فرهنگی ودگرگونی در همه ابعاد زندگی است(همان منبع).با این رهیافت ،توسعه به مثابه سایر پدیده ها متغیر وابسته ای است که علل و عوامل مختلفی در آن نقش آفرین هستند.یکی از مهم‌ترین این متغیر ها مسئله آموزش است.چه رابطه ای بین آموزش و توسعه وجود دارد؟
آموزش به عنوان یک متغیر مستقل،لازمه توسعه و مخرج مشترک تمامی جوامع توسعه یافته است.اگر توسعه را به تسلط بشر بر امکانات موجود برای زندگی بهتر تلقی کنیم یکی از راههایی که انسان خواهد توانست منابع مادی و معنوی را در جهت رفع نیازهای خود مورد استفاده قرار دهد،آموزش و تربیت انسانهاست.(نوابخش،سیاه پوش ،1388: 80).
2-28-4- بعد فرهنگی توسعه:

در این بعد،آموزش و ایجاد آگاهی در تصمیم گیران وعاملان توسعه،پیش شرطی برای یک رهیافت تغییر مورد نیاز است.زیگلر57 بر مبنای مطالعات خود نتیجه گرفت که اصولا این فرهنگ است که داوری کرده و به تجربه مردم در گذشته و حال معنا می بخشد.فرهنگ فی نفسه به موزه ها تعلق ندارد،بلکه به سرشت خود در هر زمان زنده خلاق و پویا است و دقیقا به همین نقش غیر قابل جایگزین فرهنگ است.(کارمن58،1996: 101)
معمولا جنبه فرهنگی جامعه ،دیرتر از دیگر جنبه های توسعه ،تغییر و تحول می یابد.برخی از متخصصان توسعه معتقدند که توسعه صنعتی و اقتصادی از طریق اشاعه فرهنگی از جوامع پیشرفته به جوامع عقب مانده امکان پذیر است.اگر کشورهای توسعه نیافته بخواهند به درجه ای از توسعه دست یابند ،باید فرهنگ سنتی خود را ترک کنند و با قبول فرهنگ علم و صنعت نوین غرب به فرهنگ توسعه امکان دهند تا بدون مانع به جامعه آنان راه یابد.(نراقی ،1380،202-201). تکیه بر فرهنگ به عنوان یک مبنا در مناظره در واقع،گشودن راه برای حضور عناصر غیر مادی و نقش آفرینی مولفه های ارزشی در عرصه توسعه است(نوربخش ،1388،73).
2-28-5-مفهوم توسعه فرهنگی

فرهنگ واژه ای است با معانی بسیار و گسترده که تا به حال تعریف واحدی از آن صورت نگرفته است.ازنظر یونسکو،فرهنگ،کلیت تامی از ویژگی های معنوی،مادی،فکری و احساسی است که یک گروه اجتماعی را مشخص می کند.فرهنگ نه تنها هنر و ادبیات را در بر می گیرد بلکه شامل آیین های زندگی،حقوق اساسی نوع بشر،نظام های ارزشی،سنت ها و باورهاست.(یونسکو،1376: 13 ).
در تعریف دیگر فرهنگ عبارت است از مجموعه ای از (آداب ،سنن،باورها،ارزش ها و……)می باشد که مورد پذیرش مردم یک جامعه قرار گرفته و بر اساس آن عمل نموده و می نمایند،به گونه ای که پذیرش های یاد شده به هنجارهای اجتماعی تبدیل گشته و ارزش گذاری جامعه بر اساس آن صورت پذیرد. به طور کلی در تعاریف صورت گرفته از فرهنگ ،وجوه اشتراکی وجود دارد که شامل :1-محوریت انسان به عنوان عامل ایجاد،دگرگونی،انتقال و تثبیت فرهنگ در جامعه.2-تلقی فرهنگ به عنوان عامل ادامه حیات انسان.3-جریانی بودن فرهنگ و در برگیرندگی زمان های متفاوت(گذشته،حال و آینده).4-عامل ایجاد باور،ارزش و هنجارهای رفتاری جامعه.5-ذاتی نبودن فرهنگ 6- بازتاب ارزش های یک جامعه نسبت به مسائل مختلف و شکل زندگی و رویکرد آنان به جهان هستی.(ناظمی اردکانی،دکتر کشاورز،1385).
توسعه فرهنگی به دنبال توسعه بخشیدن به فرهنگ جامعه می باشد و البته این امر،خود مستلزم برخورداری از رویکردی فرهنگی نسبت به توسعه می باشد.به عبارت دیگر،رابطه متقابلی میان فرهنگ و توسعه برقرار است و هر یک از دیگری تاثیر می پذیرد.مقصود از توسعه فرهنگی ،ایجاد شرایط و امکانات مادی و معنوی مناسب برای افراد جامعه به منظور شناخت جایگاه آنان و رشد و افزایش علم و دانش و معرفت انسان ها و آمادگی برای تحول و پیشرفت و پذیرش اصول کلی توسعه،نظیر قانون پذیری،نظم و انظباط،بهبود روابط اجتماعی و انسانی و افزایش توانایی های علمی و اخلاقی و معنوی برای همه افراد جامعه می باشد.(همان منبع).توسعه فرهنگی با تاکید بر هویت فرهنگی،بهینه سازی شرایط فرهنگی و رشد کمی و کیفی مسائل مربوط به خود را نوید می دهد و به اخلاق و آداب و سنن جامعه بهبود می بخشد و بر رونق بازار فنون و دانش و تکنیک می افزاید(نظیرپور،1378: 44 ).
در سال 1982،در قطعنامه شماره 27 کنفرانس جهانی سیاست های فرهنگی مکزیکوسیتی،به کنفرانس عمومی یونسکو توصیه شده بود که اعلام دهه جهانی توسعه فرهنگی را به مجمع عمومی سازمان ملل متحد پیشنهاد کند.(دوپویی59،1374: 23 ).در نتیجه توجه به توسعه فرهنگی به تدریج یک ضرورت تلقی شد،زیرا این اعتقاد وجود داشت که توسعه فرهنگی همگام با توسعه اقتصادی نیست بلکه فراتر از آن است و عامل پویایی و نوآوری است.(همان ،ص:39).
در بیان تعریف “توسعه فرهنگی” گفته شده است:”فرایند ارتقا و اعتلای شئون گوناگون فرهنگ جامعه در راستای اهداف و مقاصد مطلوب را توسعه فرهنگی می نامند که بستر و زمینه مناسب را برای رشد و تعالی انسان ها فراهم می سازد60″.دراین تعریف چند نکته حایز اهمیت وجود دارد، از جمله این که منظور از شئون گوناگون فرهنگ،نگرش ها،ارزش ها،آداب و رسوم،قوانین،سنت ها و هنجارها و…..است.(صباغ پور،1385). توسعه فرهنگی جریان دائمی و همیشگی است که نمی توان برای آن در جوامع انسانی حد نهایی معین کرد و از جمله ابعاد اصلی فرایند توسعه محسوب می شود،به نحوی که زمینه و بستر مناسب را برای توسعه فراهم می سازد.بنابراین توسعه فرهنگی از سویی علت توسعه و از سوی دیگر معلول آن است،با توجه به این نکته که محوری ترین هدف در توسعه فرهنگی کمال انسان هاست.گرچه توسعه فرهنگی،بعدی از ابعاد توسعه است اما فرهنگ در تمامی جنبه های زندگی بشری به صورت آشکار و نهان حضور دارد.(همان منبع).بنابراین با توسعه فرهنگی در ابعاد دینی،اجتماعی و سیاسی،بعد اقتصادی فرهنگ نیز توسعه می یابد.در واقع توسعه فرهنگی منجر به توسعه اقتصادی (توسعه تکنولوژیکی و رشد اقتصادی)شده به نوبه خود از آن تاثیر می پذیرد.(صباغ پور،1385).
مفهوم توسعه فرهنگی توسط سازمان یونسکو در دهه 60 میلادی در جهان رواج یافت. این سازمان طی جلسات گوناگونی شرایط توسعه موزون وآگاهانه را به صورت برنامه ریزی آموزشی،سیاست فرهنگی وسیاست اطلاعاتی در دستور کار خودقرار داد.همچنین این مفهوم تا آنجا برای یونسکو با اهمیت بود که دهه 1987 تا 1997 توسط این سازمان به عنوان دهه توسعه فرهنگی نامیده می‌شود(تابش ،1388).
فرهنگ عنصری است که شامل همه کنش‌هاوواکنش‌های فرد و محیط پیرامون او با بعد زیرین زندگی گروه‌های اجتماعی می‌شود،یعنی مجموعه روش‌هاوشرایط زیست یک جامعه بر اساس بنیاد مشترکی از سنت‌ها و دانش و نیز اشکال مختلف بیان جایگاه فرد در درون جامعه،به هم پیوند خورده است و تنها با دخالت عوامل فرهنگی در راه حل های انتخاب شده برای توسعه می توان به طور کامل نیازها و خواست‌های گروه‌های اجتماعی و ملت‌ها را برآورده ساخت.(همان منبع)
شاکله اصلی تمام فعالیت‌های نظام یک کشور از ماهیت فرهنگی آن،هویت می گیرد.به عبارتی حفظ یک نظام گرچه به ظاهر،بستگی به پویایی و استقلال فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی دارد،لیکن نحوه فعالیت در اقتصاد و یا سیاست گذاری در بخش‌های دیگر متاثر از فرهنگ آن نظام اجتماعی است.فرهنگ،ارزش‌هاوباورهای آن علت محدثه و ایجادی اقتصاد و سیاست و فعالیت‌های دیگر اجتماعی می باشند(تابش،1388).
مفهوم توسعه فرهنگی به عنوان زمینه ساز شکل‌گیری یک توسعه همه جانبه مطرح می شود.تعابیر مختلفی در باب توسعه فرهنگی وجود دارد.اما می توان تعریف”ژیرار اگوستین”61را یکی از تعاریف قابل توجه این مفهوم برشمرد:«ایجاد شرایط و امکانات مادی و معنوی مناسب برای افراد جامعه به منظور شناخت جایگاه آنان،افزایش علم و دانش انسان‌ها،آمادگی برای تحول و پیشرفت و پذیرش اصول کلی‌توسعه نظیر قانون پذیری،نظم و انظباط،بهبود روابط اجتماعی و انسانی،افزایش توانایی‌های علمی و اخلاقی و معنوی برای همه افراد جامعه».
هدف نهایی توسعه فرهنگی در واقع غرض اصلی هر نوع توسعه ای است؛یعنی رشد و تعالی انسان،هم در ابعاد مادی و هم در بعد معنوی.البته روشن است که دستیابی به این هدف جز در صورت مناسب بودن بستر زیست انسان ،که همانا جامعه است محقق نمی شود(تابش،1388).
توسعه فرهنگی در جامعه ما در برگیرنده سه بخش یعنی فرهنگ بنیادی،فرهنگ تخصصی و فرهنگ عمومی می باشد.فرهنگ بنیادی در واقع تعیین کننده خطوط کلی،زیر بناها و آرمان های فرهنگی جامعه می باشد.در بخش فرهنگ تخصصی،اصول و خطوط کلی فرهنگ جامعه که در بخش فرهنگ بنیادی ساخته شده است توسط گروهی خاص از اندیشمندان و متخصصین هر بخش از فرهنگ مورد بررسی قرار گرفته و زمینه های مفهومی یافته،قابلیت استفاده برای اجرا می یابد.(دکتر ناظمی اردکانی،دکتر کشاورز، 1385).در بخش فرهنگ عمومی ،مفاهیم و دست آوردهای فرهنگی در قالب های مختلف و از طریق نرم افزارها و ابزارهای گوناگون به جامعه عرضه می گردد.این مفاهیم بر حوزه تمایلات،اندیشه ها و رفتارها تاثیرمی گذارند و می توانند آنها را در جهت تکامل و یا تنازل توسعه دهند.مراکز و افرادی که عهده دار انجام فعالیت های فرهنگی می باشند مانند:صدا و سیما،رسانه های مطبوعاتی و اطلاعاتی،نویسندگان،مبلغان دینی و …..در این گروه جای دارند(مرعشی،1376،صص:109-108).
نکته ای که در بحث از فضای مفهومی توسعه فرهنگی حایز اهمیت است این است که در مواردی توسعه فرهنگی را با فراموش کردن و بریدن و گسستن با سنت های گذشته یکسان می انگارند؛در حالی که به تعبیری «توسعه فرهنگی به معنای گسستن از سنت های گذشته نیست؛زیرا سنت ها انباشت و ذخیره تجارب گذشته یک جامعه است(صباغ پور،1385).توسعه بر مبنای گسترش سنت ها و تجارب گذشته انجام می گیرد و نه بر اساس نفی آن ها.توسعه فراگردی است که در آن سنت ها و تجارب گذشته از نو و بر اساس نیازها و شرایط تازه باز اندیشی و باز سازی می شوند و از این طریق جامعه خود را بارور می کند و توانایی های بالقوه انسان ها شکوفا می شود.از این جهت مفهوم هویت فرهنگی از مفهوم توسعه جدا نیست(صباغ پور،1385).
توسعه فرهنگی را در علوم فرهنگی این چنین تعریف کرده اند:«ارتقا و اعتلای زندگی فرهنگی جامعه و دستیابی به اهداف و ارزش های متعالی فرهنگی؛نیز،کارآمدی یک فرهنگی در پاسخگویی به نیازهای فرهنگی،معنوی و مادی انسان ها»توسعه فرهنگی را می توان فرایند ارتقای شئون گوناگون فرهنگ جامعه در راستای اهداف مطلوب دانست که زمینه ساز رشد و تعالی انسان ها خواهد شد(شیرکوند،1391).سازمان جهانی یونسکو نیز توسعه فرهنگی را چنین تعریف نموده است:«توسعه و پیشرفت زندگی فرهنگی یک جامعه با هدف تحقق ارزش های فرهنگی ،به صورتی که با وضعیت کلی توسعه اقتصادی و اجتماعی هماهنگ شده باشد.»(شیرکوند،1391).
در این مقاله توسعه فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته است. از آنجایی‌که فرهنگ یکی از مولفه های مهم و اساسی در توسعه هر کشوری می باشد.لازم است بدانیم تا چند دهه قبل عقیده اکثر قریب به اتفاق صاحب نظران بر این بود که توسعه دارای مفهومی است اقتصادی،به عبارت دیگر توسعه صرفا جنبه ی اقتصادی داشت و کشورها در جهت دست یابی به توسعه به تقویت اقتصاد خویش می پرداختند.اما این وضعیت با شکست کشورهایی که صرفا معیارهای اقتصادی را در برنامه ریزی خود در دستیابی به توسعه گنجانده بودند تغییر یافت،و موجب از دست رفتن مفهوم یک بعدی توسعه شد.اکنون مشخص شده است که مبنای هر نوع توسعه،توسعه فرهنگی است واز آنجا که دغدغه اصلی دولت ها در ر سیدن به توسعه همه جانبه است واز آنجایی‌که مبنای این توسعه انسان(موجودی فرهنگی) می‌باشد.زیر بنای توسعه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد فرهنگ دانش، فرهنگ دانشگاهی، نظام آموزش عالی، آموزش عالی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد توسعه فرهنگی، سرمایه فرهنگی، سیاست های فرهنگی، سیاست گذاری