پایان نامه ارشد درمورد توسعه فرهنگی، آموزش عالی، موسسات آموزش عالی، علم و فناوری

دانلود پایان نامه ارشد

ندارد.
3-سرمایه نهادی و ضابطه ای،این سرمایه به کمک ضوابط اجتماعی و به دست آوردن عناوین برای افراد کسب موفقیت می کندوقابل انتقال نیست،مانند مدرک تحصیلی و گواهی حرفه و کار.توسعه توسعه فرهنگی با تاکید بر هویت فرهنگی،بهینه سازی شرایط فرهنگی‌و رشد کمی‌و کیفی مسائل مربوط به خود را نوید می‌دهدواخلاق و آداب و سنن جامعه را بهبود می بخشدوبررونق بازار فنون‌و دانش می‌افزاید(ناظمی اردکانی و کشاورز،1385).با پذیرش این سخن اشپنگلر67 که حیات و پویایی یک جامعه را در حیات و توسعه فرهنگی آن جامعه می داند،باید اذعان داشت که پرداختن به توسعه فرهنگی برای تمامی جوامع و به ویژه جوامع توسعه نیافته،امری اجتناب ناپذیر است‌و اینکه برای دستیابی به این مهم،همه نهادهاوسازمان‌های‌جامعه ملزم به مشارکت درزمینه تحقق‌آن می‌باشند.
توسعه فرهنگ‌وعناصر‌فرهنگی‌از ضروری ترین ابزار ایجاد صلح و آزادی در جوامع بشری است.در روزگار کنونی،توسعه فرهنگی‌مهم‌ترین ابزار ایجاد زیر ساخت لازم برای توسعه پایدار سایر بخش‌های اقتصادی،سیاسی و اجتماعی،به خصوص در کشورهای توسعه نیافته است.داداش پور(ستاری،67:1366 )فرهنگ وتوسعه فرهنگی را ابزاری کارآمد برای ایجاد دموکراسی می داند.وی معتقد است که عدم توسعه فرهنگی منجربه‌ایجاد حکومت های مستبدوسنت گرا(ارتجاعی)می‌شود.ازآنجا یی‌که پیش شرط هر گونه توسعه ای،توسعه فرهنگی است،توسعه و باروری فرهنگ حاکم بر جامعه یکی از ابعاد بسیار مهم توسعه ملی است.دیدگاه ها،شیوه گفتار ،جهان بینی ،مسئولیت پذیری،منطقی بودن،از عوامل و عناصر تعیین کننده رشد و توسعه علمی جامعه اند.بسیاری ازرفتارهای فردی و جمعی ما،از فرهنگ نشأت می‌گیرد.توسعه در تمامی ابعاد آن به شدت تحت تاثیر باورهای فرهنگی است.بنابر این باید” فرهنگ را محور همه برنامه های توسعه قرار داد”(طباطبایی، 1374).

2-29- رابطه بين آموزش عالي و توسعه فرهنگي

توسعه بيش از آنكه مفهومي اقتصادي باشد،امري فرهنگي است و دانشگاه به عنوان نهادي فرهنگ ساز مي‌تواند در فرايند توسعه نقش ممتاز ايفا كند.(رشيد پور،1387) با توجه به 146 شاخص ارائه شده از سوي يونسكو براي سنجش‌توسعه فرهنگي مي‌توان به اهميت نقش آموزش عالي بر فرايند توسعه فرهنگي پي برد با نگاهي به اين شاخص‌ها به خوبي متوجه مي شويم كه آموزش عالي‌در توليد علم و بومي سازي‌آن‌راه را براي توسعه فرهنگي جامعه هموار مي سازد و بستر ساز مناسبي مي باشد جهت توسعه علمي و فرهنگي جامعه(حسینپور فیضی،نوظهور،1383).

2-30- نقش دانشگاه در توسعه فرهنگی جامعه

دانشگاه در سده های میانه،نقش تک بعدی داشته و صرفا وظیفه انتقال دانش را به عهده داشته است.با گذشت زمان،در قرن نوزدهم،دانشگاه علاوه بر انتقال دانش،وظیفه تولید دانش را نیز عهده دار شد.”دوران پس از جنگ جهانی دوم،دوران رشد بی سابقه بوده است.در این دوران،آموزش عالی تقریبا در همه جوامع نوین،نقش محوری داشته و این نقش همچنان رو به فزونی است”(آلتباخ68،17:1379).
انجام پژوهش‌های کاربردی،تربیت متخصصان‌و هنرمندان از وظایف دانشگاه بود.دانشگاه به عنوان” محور عقلانیت”جامعه،نقش موثری‌در تغییرات جامعه پیدا کرد.و مرکز تجمع اندیشمندان و نخبگان جامعه‌و مهم‌ترین مرکز پرورش خلاقیت‌ها و تخصص‌ها شدواین همه باعث شد تا نگاه اجتماع به دانشگاه،نگاهی حساس و توام با مسئولیت خواهی شود.
“دانشجو،نیروی جوانی است که بنا به مقتضیات سنی،سرشار از شور،هیجان و تکاپو و ماجرا جویی است و دانشگاه نیز بنا به ماهیت خود که ساختی مختص دانش‌وفکر انتقادی است،دانشجو را به فردی پرسشگر،کنجکاو،با ذهنی علمی و منتقد بدل می کند “(اسماعیلی،141:1374).
حساسیت توجه به نسل جوان دانشجو ،زمانی بیشتر خود را نشان می دهد که به تحقیق فرانسوا ژاکوب69 فرانسوی،زیست شناس و دانشمند برجسته تشریح توجه کنیم.وی در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که هر موجود انسانی از سن 25 سالگی به بعد،هر روز 300000 تار عصبی از دست می‌دهد.از 25 سالگی به بعد،قدرت و ظرفیت خلق و ابداع و کشف در انسان ضعیف‌ترمی‌شود(نیستانی،رامشگر،1392).
بررسی و تحلیل رابطه میان دانشگاه و توسعه فرهنگی،از دو بعد حائز اهمیت است:از یک طرف،میان علم و فناوری و فرهنگ جامعه،رابطه مستقیم وجود دارد،تا وقتی فرهنگ مناسب و مساعد توسعه علم و دانش در جامعه ایجاد نشود،علم و دانش بازار در خور نخواهد یافت و هیچ‌گاه راهگشای مشکلات بنیادی و اساسی جامعه نخواهد بود.ساخت علمی و ساخت فرهنگی ،دو نظام کاملا مرتبط اند،هیچ یک بدون دیگری نمی توانند کارآمدی داشته باشند(بشیریه،1370).از طرف دیگر،دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی-به شیوه جدید-در کشور ما و سایر کشورهای در حال توسعه بومی نبوده،بلکه از فرهنگ مغرب زمین وام گرفته شده اندو به این لحاظ،بیشتر با فرهنگ غرب پیوند دارند تا با فرهنگ ملی‌وسنتی کشورما(بشیریه،1370).
دانشگاه‌های بزرگ غرب (آکسفورد ،کمبریج و سور بن)به تدریج از درون حوزه های علمی سنتی قرون وسطی و قدیم سر برافراشته اند و در واقع ،ادامه طبیعی همان روند می باشند.از این رو ،دارای ریشه‌و هویت تاریخی‌واجتماعی اند.دانشگاه‌ها از یک سو باید حافظ ارزش‌ها و سنت‌های فرهنگی‌جامعه باشند و از سوی دیگر،ملتزم به اشاعه ارزش های‌جدیدو علم‌و فناوری مورد نیاز جامعه.دانشگاه باید توان آشتی دادن این دو مولفه را با هم داشته باشد،در غیر این صورت،دچار تعارض و بحران درونی و بیرونی خواهد شد(نیستانی،رامشگر،1392).

2-30-1- نقش فعالیت‌های فرهنگی دانشگاه ها در توسعه فرهنگی
در هزاره سوم ،بحث در باب فرهنگ و توجه به ابعاد مختلف آن و نیز تاثیر گذاری هایش در ابعاد مختلف زندگی بشری،بیش از پیش مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته است.اولین توجه عمیق و تخصصی به این مسئله،با هدایت یونسکو در دهه 60 قرن بیستم رخ داد و از آن به بعد،دولت ها در عرصه های مختلف،فصل جدیدی را به این مهم اختصاص دادند(اشنایدر704:1379).امروزه با توجه به فاصله ایجاد شده بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه‌وآگاهی فعالان سیاسی،اجتماعی و اقتصادی این جوامع از نقش تاثیر گذار فرهنگ و توسعه فرهنگی(در ابعاد کمی و کیفی )به عنوان زیر بنای توسعه پایدار و همه جانبه ،این امر اهمیت چشمگیری پیدا کرده‌واندیشمندان و متفکران و مدیران و سیاست‌مداران بسیاری را وادار به تفکر و تعمق کرده است(نیستانی،رامشگر،1392).
در این میان، سرزمین ایران با داشتن سوابق طولانی در تمدن و فرهنگ و نقش موثری که در طول تاریخ بر دیگر جوامع و تمدن‌ها داشته است،نیازمند توجهی خاص به این بعد می باشد.از این رو توجه به فعالیت‌های فرهنگی‌و تهیه برنامه هاوالگو هاو استانداردها برای عملکردی سالم در این راستا،از اهمیت زیادی برخوردار است(همان منبع).
همواره بخش عظیمی از این مسئولیت در تمامی جوامع،به دانشگاه‌ها محول شده است.دانشگاه به مثابه نظام تصمیم سازی کشور،رسالت بزرگی در ایجاد زمینه های مناسب برای پرورش تحول آفرینان خواهد داشت. اما واقعیت آن است که دانشگاه به علل مختلف،از جمله:قطع رابطه با نهادهای فعال جامعه،تعارض قدیمی میان سنت و تجدد و نگاه سطحی و مقطعی به برنامه های فرهنگی و عوامل تاثیر گذار دیگر،کمتر توانسته است به نقش تصمیم سازی و در نهایت ،فرهنگ سازی جامعه اقدام کند(نیستانی،رامشگر،1392).هر چند پس از انقلاب اسلامی،مسئولان چه در سطح کلان و چه در سطح خرد،توجه ویژه ای به بخش فرهنگ مبذول داشته اند،ولی به علل مختلف برنامه ها صرفا در حد یک سند یا آیین نامه اداری باقی مانده و مشکلات و مسائل فرهنگی همچنان حل نشده مانده اند(همان منبع).
از این رو،آگاهی از نقش تاثیر گذار دانشگاه‌هاو مهم‌تر از آن ،نقش فعالیت‌های فرهنگی دانشجویان در تحقق توسعه فرهنگی و ایجاد محیطی پویا و فعال در دانشگاه‌و‌جامعه،از جمله راهکارهای مطرحی است که این موسسات می توانند از طریق آنها،کمبودها محدودیتها و همچنین منابع،امکانات و فرصت‌های موجود در زمینه فعالیت فرهنگی دانشگاه‌های خود را باز شناسندواز منابع موجود برای تحقق پیامدهای مطلوب به بهترین نحوه استفاده کنند(نیستانی،رامشگر،1392).

2-30-2- کارکردها و فعالیت‌های فرهنگی در دانشگاه

سراج زاده در خصوص نقش و اهمیت دانشگاه در جامعه امروز می گوید:”گفته می شود که دانشگاه،قلب جامعه جدید و مرکز آن است.دانشگاه این نقش را به این دلیل ایفا می کند که نظام اجتماعی امروز چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی،مبتنی بر عملکرد نهادهای بسیار پیچیده و در هم تنیده ای است که همه این نهادها برای تداوم حیات خود،به استفاده از دستاوردهای علم و فناوری نیازمندند و مراکز تولید این علم و فناوری ،دانشگاه‌ها هستند(مشاطیان،11:1379).از این نظر،اغراق نیست اگر بگوییم دانشگاه ،مرکز جامعه مدرن است. کارکردهای اصلی دانشگاه را می توان در سه مورد خلاصه کرد:کارکردآموزشی ،کارکرد پژوهشی و کارکرد جامعه پذیری.
منظور از کارکرد جامعه پذیری آن است که معمولا از دانشگاه این انتظار می رود که افرادی را تربیت کند که شهروندان خوبی برای جامعه بوده و آماده ایفای نقش‌های خود در جامعه جدید باشند(مشاطیان،11:1379).
عده ای از صاحب‌نظران ،فعالیت‌های فرهنگی دانشجویان را ابزاری می دانند برای بهبود شرایط یادگیری دانشجویان و از حاشیه به متن آمدن فعالیت‌های جمعی‌دانشجویی(همان منبع).
2-30-3- نقش فعالیت‌های فرهنگی دانشجویان در تحقق توسعه فرهنگی

به طور کلی،درزمینه روابط متقابل دانشگاه و توسعه فرهنگی،دو پرسش عمده مطرح می شود:پرسش نخست،به تاثیر و نقش دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی در فرایند توسعه فرهنگی باز می گردد و پرسش دوم،به آثار فرایند توسعه فرهنگی برساختار دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی توجه دارد.
دانشگاه‌ها از گرانبهاترین ذخایری شناخته می شوند که جامعه برای پیشرفت و توسعه در اختیار دارد.امروزه این مراکز در سطح جهان،به لحاظ دارا بودن دانش و فن،از اعتبار زیادی برخوردارند و از عوامل عمده دگرگونی اجتماعی به شمار می آیند.نهادهای آموزش عالی باید جوانان را برای تغییرات و دگرگونی های مداوم در جهان سراسر متحول امروزی آماده کنند(نیستانی،رامشگر،1392) .به همین دلیل،دانشگاه‌های معتبر نمی توانند صرفا به صلاحیت فنی و علمی خود بسنده کنند ،بلکه باید رسالت فرهنگی خود را با توجه به ساخت اجتماعی و فرهنگ بومی شان به انجام رسانند.دانشگاه‌های بزرگ جهان ،فرهنگ ساز بوده و در برهه هایی از زمان ،تاثیر پذیری ژرف بر تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی داشته اند(نیستانی،رامشگر،1392).
دانشجویان به علت وضعیت سنی و اجتماعی،از قدرت فعالیت بالایی برخوردارند و دارای جنبه های متعدد خلاقیتی اند یا با آن روبرو می شوند.از زمان آغاز به کار موسسات آموزش عالی در ایران ،همواره شاهد حضور تعیین کننده و تاثیر گذار دانشجویان در عرصه های مختلف سیاسی ،فرهنگی و علمی کشور بوده ایم.نظر به اینکه در همه زمان‌هاو مکان‌ها،دانشگاه‌ها را محور عقلانی و مرکز تجمع اندیشمندان و نخبگان جامعه می دانند ،لذا نقش موثر دانشگاه در بسط فرهنگ جامعه ضروری می نماید (همان منبع).دانشجویان به عنوان مخاطبان اصلی دانشگاه‌ها،گروهی فعال،پر تحرک و برخوردار از انرژی و توانایی های قابل ملاحظه اند که می توانند در جریان فعالیت‌های‌جامعه برای نیل به پیشرفت و ترقی روز افزون ،در کلیه حوزه های صنعتی و اقتصادی و به ویژه حوزه های فرهنگی،نقش مهمی را بر عهده‌گیرند.با توجه به زمینه های موجود در جامعه دانشجویان باید مجموعه ای از مهارت‌ها و توانایی‌ها ازجمله برنامه‌ریزی،فهم فرهنگی،قابلیت انجام کار گروهی،قابلیت استفاده از فناوری و توانایی برقراری ارتباط و تبادل اطلاعات و …..را در خود درونی کنند (نیستانی،رامشگر،1392).فعالیت‌های فرهنگی در دانشگاه‌ها ،در شکل درست آن،به علت دارا بودن ویژگی‌هایی از قبیل موارد ذیل،زمینه مناسب را برای توسعه فرهنگی و به تبع آن توسعه همه جانبه برای فرد،دانشگاه‌و‌جامعه فراهم می

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد توسعه فرهنگی، سرمایه فرهنگی، سیاست های فرهنگی، سیاست گذاری Next Entries پایان نامه ارشد درمورد تحول فرهنگی، نهادینه سازی، مهندسی فرهنگی، مبانی فکری