پایان نامه ارشد درمورد تعلیم و تربیت، شاه عباس اول، نمایشنامه، میرزا آقا

دانلود پایان نامه ارشد

دیدم که حاجی میرزا آقاسی در میدان توپخانه ، به توپ مروارید داشت نگاه می کرد که ناگهان هفتصد سرباز دور او را رفتند و مطالبه مواجب کردند.
در حال ، حاجی میرزا آقاسی خم شد ، لنگه کفشش را در آورد و به دستش گرفت و با هزاران ناسزا بسان عقاب به سوی آنها هجوم آورد … و دو مرتبه برگشت … رو کرد به خانم هایی که در حضور بودند ، خطاب به آنها گفت : حضرات دیدید ؟ با این قشون ترسو ، نمی دانم هرات را چگونه خواهم گرفت ، حالا خوب بود که من با شمشیر بر آنها حمله نکردم والا نمیدانم تا کجا فرار می کردند ”
در نمایشنامه دیگری نویسنده ، به تجاوزاتی که در محیط اجتماعی کشور های جنوب غربی آسیا به حقوق زنان می شود اشاره می کند : ” جناب وزیر ، برای استوار کردن پایه وزراتش کوشش دارد ، خواهر زن جوان خود نسا خانم را به زنی ، به حاکم ولایت بدهد ، انگشتر نامزدی وی را هم می خرد . نسا خانم که برای خویش حقوقی قایل است دست رد به سینه او می نهد .
این انگشتر را ببرید ؛ لایق خان ، دختر پیدا کرده انگشتش کنید – او به رضایت خودش با نامزدش ازدواج می نماید … ” در نمایشنامه دیگری مفاسد هیئت حاکم زمان را آشکار می کند و از زبان برادر زاده خان لنکران ، خطاب به عمویش می گوید : ” مداخله امثال شما به امور مملکت خلاف انصاف و مروت است … و هر که بخواهد امور مملکت را موافق قاعده به اصلاح آورد و رعیت و ملت را ترقی دهد ، لابد باید مردان بی اطلاع و غیر کافی را از ریاست خلع کند و امور مملکت و ملت را به مردان کاردان کافی بی غرض با اطلاع واگذارد .
اشخاصی را که طمع کاری و رشوه خواری ، عادت طبیعی آنها شده است ، و حکم را ، محض جلب منفعت خود ، به خلاف حق و استحقاق می دهند ، دخیل کار بندگان خدا نکند ، تا امور دولت و ملت بطور درستی رو به ترقی گذارد ، عوام رعایا و نوکر و غیره ، آسوده و فارغ بال بوده باشند …”
“… داستان ستارگان فریب خورده تصویری است از دولت شاه عباسی که اهل دولت و دربار و ملا و منجم ، جملگی مردمی بی خبر و چاپلوس اند ، گرفتار زنجیر تعصب ، و در پی تحریک و نیرنگ بازی ، شخصیت مترقی و اصلاح طلب داستان ، در سیمای مرد فروتنی به نام یوسف سراج متجلی است که از میان عامه مردم برخاسته و او در نظر مات باشی ” مجرم بالفطره و واجب القتل ” است … ملا باشی … در احوال یوسف سراج گوید : او از اجامر و اوباش است ، مرید جمع آورده ، همیشه به ضرب و ذم علمای گرام و خدام شریعت زبان گشوده است . این ملعون به پیروان خویش تلقین می کند که بعضی از علما به مردمان عوام ، فریب می دهند . اجتهاد لازم نیست و خمس و مال امام دادن خلاف است … به دولت علیه بحثها وارد می کند ، که از کد خدا گرفته تا بادشاه ، و همه ارباب مناصب اهل ظلمه و قطاع الطریقند ، هرگز از اینها برای ملک و ملت منفعتی عاید نیست … در رفتار و کردارشان هرگز به قانون و قاعد ه ای متمسک نیستند … ”
نمایشامه ها و کمدی های میرزا فتحعلی ، آیینه تمام نمای اجتماع آن روز ایران و ” داستان های نمایشی او روشنگر اعتقاد اوست به فلسفه رئالیسم ادبی بدون اینکه بخواهد آثار گذشتگان را تحقیر نماید . او واقعبینانه معتقد است ، که زمانه تغییر یافته و افکار و ادبیات تغییر پذیرفته است و نویسندگان ما باید آثار هنری تازه ای بیافرینند که به درد روزگار ما بخورد . برای ادبیات ، رسالت و طریقت قایل است ، باید بیدار کننده اذهان باشد و آیینه نیک و بد وزشت و زیبای اجتماع . می نویسد : امروز دور گلستان و زینت المجالس گذشته است ، اکنون این تصنیفات بکار ملت نمی خورد … ”
وی در یکی از نامه های خصوصی خود به مستشارالدوله ، از انحطاط فکری مردم اظهار ملال می کند و می نویسد : ” در زمان شاه عباس اول ، به حکایت تاریخ عالم آرای عباسی ، برای جلو گیری از نحوست کواکب تدبیر کودکانه و ظالمانه ای به کار می بردند و به خیال خودشان شاه را از مرگ محتوم رهایی می بخشیدند . از دوره شاه عباس اول تا این عصر ، برای ملت ایران ، در عالم تعلیم و تربیت و از بین بردن عقاید باطله ترقیات شایانی روی نداده است ، شاید تفاوتی بوده باشد ، ولی خیلی جزئی …”
میرزا فتحعلی ، نخستی کسی است که برای پیشرفت آموزش و پرورش ، موضوع اصلاح الفبا را مطرح کرد (1274)، پس از او ظاهرا منیف پاشا ، در عثمانی و ملکم خان در ایران همین مثاله را عنوان کردند . این مرد نیک اندیش و خیر خواه ، قسمتی از عمر گرانمایه خود را در این راه صرف کرد . وی برای نجات هموطنان خود از گرداب جهل و خرافات دو پیشنهاد اساسی دارد : یکی تعلیم اجباری عمومی که از مترقی ترین جهات اندیشه میرزا فتحعلی است .
به وزارت علوم ایران می نویسد : ” دولت باید مانند فردریک کبیر قدغن فرمایند که هیچ کس از افراد ملت خواه در شهرها و خواه در دهات و ایلات فرزند خود را از نه سالگی تا پانزده سالگی به غیر از خواندن و نوشتن موافق رسم جدید ، به کاردیگر مشغول نسازد و به عهده جماعت هر فرقه و ایل مقرر گردد که جهت تربیت اطفال ، یک نفر معلم نگاه داشته باشند … اینگونه اجبار را ظلم نمی توان نامید بلکه نشانه رافت و مهربانی است ، که به اصطلاح ما ، آن را توفیق اجباری می گویند .
موضوع باسواد کردن توده مردم را ، بارها تاکید کرده است … این نمی شود که مردم ده نشین بی سواد بمانند و تنها اهل شهر ، علم بیاموزند . نسبت شهرنشینان به دهاتیان چون نسبت قطره به دریاست … باید عامه مردم مانند ملت پروس و ” ینگی دنیا ” ، زن و مرد از علم بهره یاب گردند تا نفع آن عام باشد …”
” بزرگان ملک ، هیچ شوقی به شنیدن حرف های میرزا فتحعلی نداشتند … به مستشارالدوله نوشت : طرح الفبای نو ، در مزاج وحشیان آفریقا و آمریکا نیز موثر می افتاد ، اما در طبیعت اولیای تهران اثر نمی بخشید و تا امروز جوابم نمی دهند … میرزا فتحعلی به میرزا حسینخان ، در راه نخستین سفر ناصر الدین شاه به اروبا گفت : شما آرزوی خودتان که صدارت است رسیدید ، من هنوز از آرزوی خودم که تغییر الفبا است محرومم .
پاسخ مشیر الدوله ، حکایت از وجدان و مسئولیت شناسی او می کند : ” من نیز به آرزوی خود نرسیده ام ، به آرزو رسیدن این نیست که بیایم در مسند صدارت بنشینم ، آخر در این مسند باید کاری هم بکنم هنوز کاری نکرده ام . ” چه بسیار نادرند زمامدارانی که وجدان منفعل داشته باشند : میرزا فتحعلی تکرار کرد کار را به معاونت کدام اشخاص خواهید کرد ، اول باید آدم تدارک کنید … اینها که امروز در ایران علی الظاهر نفس می کشند همه در باطن مرده به حساب می شوند ، باید به رگ های ایشان خون تازه و گرم ریخته به جنبش آورد . خون تازه ، عبارت از ایجاد الفبای جدید و تعلیم علوم جدید است ”  .
 خوشبختانه تغییر الفبا در ایران ، که برخلاف ترکیه ، دارای غرهنگ و ادبیاتی بسیار غنی و هزار ساله است عملی نشد ، ولی روش آموختن زبان فارسی و تعلیم و تربیت به وسیله آموزگاران مجرب و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد نمایشنامه، رئالیسم انتقادی، زبان روسی، آثار ادبی Next Entries منابع پایان نامه درمورد مصرف کننده، مسئولیت اجتماعی، مسئولیت اجتماعی سازمان، مدل مفهومی