پایان نامه ارشد درمورد تصمیم گیری گروهی، تکنیک های تصمیم گیری، سه مرحله ای، تصمیم گیری چند معیاره

دانلود پایان نامه ارشد

کاهش شکاف اطلاعاتی بر کار دولت نظارت نماید.(Smith & Bertozzi, 1998: 350) & (Strausz, 1997: 338) کلیگارد22 مفهوم فساد را به صورت ذیل خلاصه نموده است:
فساد = انحصارگرایی + اختیارات – پاسخگویی
او تاکید کرد که اگر اطلاعات دولتی در انحصار دولت باشد در نتیجه آن ها می توانند اختیارات خود را بیشتر نمایند؛ به عبارت دیگر اگر ما می خواهیم فساد را کاهش دهیم باید در جهت انحصار اطلاعات دولت گام برداشته و پاسخگویی از دولت را افزایش دهیم(Klitggard, 1997: 120). ویشواناث23 و کافمن24 اذهان داشتند که شفافیت و به اشتراک گذاشتن اطلاعات، افراد جامعه را قادر می سازد که در تصمیم گیری های سیاسی مشارکت نموده و پاسخگویی دولت را بهبود بخشند و دامنه فساد را کاهش دهند و همچنین این دو محقق ویژگی هایی چون دسترسی، جامعیت، ارتباط و قابلیت اطمینان را برای شفافیت شناسایی کردند .(Vishwanath & Kaufmann, 1999: 28)برای جلوگیری از فساد باید نظارت و دسترسی عموم به اطلاعات تقویت گردد. محققان نیز بر ابداع سیستم های نظارتی به منظور محدود کردن سوء استفاده قدرت توسط بوروکراتها با انگیزه این مسئله که این سیستم شفافیت و پاسخگویی را ترویج می دهد، تاکید دارند. در ضمن، هرچند مدت زیادی از مطرح شدن مباحث مربوط به شفافیت در نظام اداری می گذرد، اما با قوت کافی نبوده است و مسئولین در این باره ضعیف عمل نموده اند(Florini, 2000: 165). پریت و هنری25 اشاره کردند که اینترنت، پتانسیل ارائه آزادی اطلاعات با کمترین هزینه را دارد، به گونه ای که افراد با در دسترس داشتن اطلاعات می توانند در جهت نظارت بر کارهای دولتی گام بردارند (Perritt, 1997: 397).
علاوه بر این، اینترنت کانال موثرتری هست برای دسترسی به اطلاعات اداری، به خصوص برای شهروندانی که در خانه های خود به سیستم دسترسی دارند. دسترسی شامل سه اصل زیر است:
کانال ارتباطی باید به صورت گسترده ای باز، متنوع و نزدیک به شهروندان باشد.
استفاده از آن باید برای شهروندان آسان باشد.
زمان ارائه اطلاعات باید رسمی، مستقیم و به موقع باشد (Vishwanath & Kaufmann, 1999: 6).
تصمیم گیری
تصمیم گیری فرایندی است که از طریق آن، راه حل مساله معینی انتخاب می گردد و مشتمل بر مجموعه فعالیت هایی است که به گزینش یک راه کار، از مجموعه راه کارهای بدیل منجر می شود(خداداد حسینی، 1391: 54). ساده ترین تعبیر در مورد تصمیم گیری« عمل انتخاب» است. این تعبیر انتخاب یک گزینه از گزینه های ممکن(که به باور تصمیم گیر بهترین نتیجه را به همراه دارد) کارکرد اصلی فرآیند تصمیم گیری به شمار می رود. به تعبیر دیگر تصمیم گیری مدیریتی، یافتن راه حل بهینه برای حل مسئله است. این نوع تصمیم گیری شامل فرآیند پردازش اطلاعات مربوط به مساله است و دستیابی به پاسخ بهینه، منطق کلی کار را تشکیل می دهد(غضنفری و غفاریان، 1379: 32). تصمیم گیری به عنوان قلب مدیریت مطرح است. یک تصمیم در روح و ذهن آدمی شکل می گیرد. زمانی که فرد در مورد یک موضوع به نتیجه نهایی می رسد، زمان تولد یک تصمیم از عالم درون آدمی و بروز آن در عالم برون است. عناصر متعددی اعم از تجربیات قبلی فرد، روحیات، شخصیت وی، شرایط محیطی، عناصر ذی نفوذ، فرهنگ و … در پرورش و تولد یک تصمیم دخیل هستند. اهمیت تصمیم گیری از آنجا است که بدون تردید مهم ترین وظیفه مدیر که مقدمه انجام سایر وظایف وی است، تصمیم گیری می باشد. در واقع هرکدام از وظایف مدیریت(برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع، رهبری و کنترل) به نحوی با مسئله تصمیم گیری در ارتباط است، بنابراین تصمیم گیری دشوارترین وظیفه ی مدیر است و وقتی مدیران از مرزها و فرهنگ های ملی فراتر می روند، این وظیفه نیز دشوارتر می شود. این بدان علت است که مردمان در فرهنگ های مختلف مسائل را متفاوت می بینند و فرآیندهای تصمیم گیری منحصر به فردی را به کار می گیرند. یک تصمیم یا یک فرآیند تصمیم گیری که در یک فرهنگ کارساز است ممکن است در فرهنگ دیگری به کار نیاید. به علاوه وضعیت های مختلف نیز مستلزم سبک های تصمیم گیری مختلفی است. از سوی دیگر می توان بر این باور بود که از نظر علم مدیریت وجود دوگانگی بین هدف ها، عملکردها و ناتوانی مدیران در دستیابی به هدف های طراحی شده یک علت کلیدی دارد و آن ضعف نظام تصمیم گیری است. بنابراین بدون تصمیم گیری، هیچ اقدام و فعالیتی نه آغاز می شود و نه تحقق می یابد(اسکندری و موحدی، 1385: 34). تصمیم گیری فرآیندی است مرکب که شبکه ی پیچیده ای از تصمیمات قبلی را در بر می گیرد. هرچند به ظاهر تصور می شود که فقط مدیران راهبردی در آن سهم دارند(Hall, 2002: 152). بدین گونه، در پس هر تصمیم اساسی تصمیمات متعدد و گسترده ای نهفته است که مدیران میانی و عملیاتی به کمک قابلیت های انسانی مجموعه های تحت امر خود، در ساخت و اتخاذ آن سهم به سزایی دارند(Daft, 2001: 157).
فرآیند تصمیم گیری
تصمیم گیری را می توان فرآیندی شناختی برای دستیابی به یک موقعیت، یا انتخاب از میان گزینه های ممکن با استفاده از ابزارهای شناختی از قبیل حافظه و تفکر، دانست. فرآیند تصمیم گیری از دو جنبه ی اصلی مورد بررسی محققان واقع شده است: رویکرد هنجاری و رویکرد توصیفی(Mintz & et al, 1997:560).
رویکرد هنجاری یا کمی، مبتنی بر رهیافت انتخاب عقلایی بوده و بر رده بندی پارامترهای مسئله و حل مسئله بر اساس طیفی از ارزش های مشخص تاکید دارد. محققانی که از این دیدگاه پیروی می کنند، می توانند به شیوه عقلایی بهینه ترین راهکار موجود را انتخاب و جهت افزایش مطلوبیت خود تلاش کنند. دیدگاه های سنتی مانند تصمیم گیری هنجاری، عقلانیت از دیدگاه کلاسیک، عقلانیت محدود و عقلانیت نئوکلاسیک از جمله مواردی هستند که بر فرضیه عقلایی فرآیند تصمیم گیری تاکید دارند و در مقابل این رویکرد، چارچوب توصیفی یا کیفی قرار دارد که مبتنی بر راه کارهای ذهنی و شهودی می باشد. دیدگاه های تصمیم گیری شهودی، تصمیم گیری ابتکاری، تصمیم گیری طبیعی و تصمیم گیری باز در دسته تصمیم گیری کیفی جای دارند(Vermeulen & Curseu., 2010: 5-6).
فرآیند سه مرحله ای تصمیم گیری سایمون
امروزه بخشی مهمی از وقت و کار مدیران سازمان های مختلف صرف حل مشکلات این سازمان ها، از طریق تصمیم گیری می شود و هر یک از وظایف عمده و اساسی مدیریت نظیر برنامه ریزی، هدایت و رهبری، کنترل و… مستلزم تصمیم گیری است. سایمون در الگوی خود، هر نوع تصمیم گیری را شامل فرایند سه مرحله ای می داند که اطلاعات عنصر اساسی و لازم در هر مرحله تصمیم گیری است، یعنی در مرحله اول که مرحله آگاهی، شناخت و تعریف مسئله است، نیاز به گردآوری اطلاعات مناسب برای فراهم آوردن وضعیت مناسب برای دستیابی به شناخت لازم است؛ در مرحله دوم هم که مرحله طراحی و تعیین راه حل ها و راه کارهای مناسب و مختلف برای تصمیم گیری است و سرانجام در مرحله سوم، که مرحله انتخاب و اخذ تصمیم و گزینش یک راه کار از میان راه کارهای مختلف و موجود است، اطلاعات لازم می باشد. بنابراین اطلاعات، عنصری است که هرچه بهتر و کامل تر و مناسب تر باشد، تصمیم گیری را ساده تر می کند. مدیر تصمیم گیرنده، آموزش دیده و باتجربه که اطلاعات درست و کافی و به هنگام را در اختیار داشته باشد، طبعا می تواند صحیح تر و سریع تر تصمیم گیری کند و از نتایج تصمیم هایش نیز آگاه تر شود. لذا اطلاعات درست و کامل، تردید و عدم اطمینان تصمیم گیرنده را کاهش می دهد و این مهم ترین عامل و رابطه میان اطلاعات و تصمیم گیری است(رحیم نیا، 1378: 239-240).
تصمیم گیری، فرآیند و مجموعه ای از مراحل عینی و ذهنی است. به عبارت دیگر، تصمیم گیر برای حل یک مسئله با تغییر یک وضعیت، در تعامل بین واقعیات عینی و برداشت ها و قضاوت های خود دست به انتخاب می زند. شاید بتوان مراحل کلی و اساسی فرآیند تصمیم گیری را به شکل زیر تعیین کرد:

اهداف منابع اطلاعات محیط اطلاعات توصیف پردازش
شکل2-2 مراحل کلی و اساسی فرآیند تصمیم گیری(ره پیک، 1387: 125)
طرح مسئله: دراین مرحله، برخی وقایع و حوادث خارجی در ادراک تصمیم گیر به عنوان معضل یا مسئله ای که حل آن لازم است، پدید می آیند.
جستجوی گزینه ها و راه حل ها: در این مرحله، تصمیم گیر راه های گوناگونی را برای حل مسئله در نظر می گیرد. بدیهی است این اقدام با توجه به اطلاعات قابل دسترس و محیط تصمیم گیری انجام می شود.
انتخاب بهترین راه حل: مهم ترین نقطه فرآیند تصمیم گیری، انتخاب اصلی و اساسی در گزینش راه حل نهایی است. در این مرحله، علاوه بر اطلاعات پیشین، باید به میزان توانایی و منابع قدرت تصمیم گیر، اهداف، شیوه ها، ابزارهای در دسترس و امکان اجرای تصمیم، توجه شود(ره پیک، 1387: 125).

تکنیک های تصمیم گیری گروهی
هنگامی که محققین غربی بر روی عوامل موثر بر رفتار گروه ها یا به طور کلی«پویائی های گروهی» متمرکز شدند، مبحث «تصمیم گیری گروهی» جایگاه مهمی را در تحقیقات آنان باز کرد. در نتیجه، محققین مذکور موفق شده اند در پرتو تحقیقات خود راه هایی را برای افزایش کارآیی جلسات تصمیم گیری گروهی و نیز بهبود کیفیت تصمیماتی که به طور گروهی گرفته می شود، ارائه دهند. به عبارتی دیگر، پیچیدگی امور و مسائل امروز کشور ما ایجاب می کند تا افراد با تخصص ها و دیدگاه های مختلف برای تصمیم گیری جمعی گرد هم آیند و از سوی دیگر اعتقادات اسلامی ما نیز، شور و مشورت را به عنوان یک عنصر ضروری در تصمیم گیری تجویز می نماید(رحمان سرشت، 1370: 15).
با توجه به محدودیت عقلایی، که هر انسان به تنهایی دچار آن است، شاید همکاری و تشریک مساعی گروهی تنها راه دستیابی به یک سیستم تصمیم گیری منطقی، منظم، جامع و کامل باشد. سازمان های مدرن امروزی چنان وسیع و پیچیده شده اند که مدیریت آن ها از عهده یک فرد به تنهایی بر نمی آید و مدیر مجبور است، در تصمیم گیری ها و اداره امور سازمان، از دیگران کمک بگیرد(آذر و معماریانی، 1372: 22). در دهه های اخیر با دستیابی به تجهیزات محاسباتی و سیستم های تصمیم گیری توانمند، امکان انتخاب دقیق تر گزینه ها، تحلیل مشخصه های کمی و کیفی موثر و بررسی اثرات متقابل آن ها بر هم فراهم شده است. امروزه با شدت گرفتن مباحث مربوط به تکنیک های تصمیم گیری و از طرفی دیگر، گرایش روزافزون به سمت علوم میان رشته ای و استفاده از نظریات گروه ها و تخصص های مختلف در حل مسائل پیچیده، لزوم توجه به تکنیک های تحلیل تصمیم گیری و بهره گیری از آن ها در حل مسائل پیچیده موجود، از اهمیت بالایی برخوردار گردیده است(محمدمرادی و اخترکاوان، 1388: 113). یکی از چالش های اصلی در علوم متفاوت آن است که چگونه می توانیم در یک موقعیت خاص تصمیم بهتر را بگیریم. نظریه هایی مانند برنامه ریزی خطی، برنامه ریزی دینامیک، آزمون فرضی، کنترل انبارها، بهینه سازی و روش های تصمیم گیری چندمعیاره و چند هدفه، از روش های ساده گرفته تا روش های پیچیده متغیر است(Hwang, 1981: 2).
در دنیای امروز، اغلب مسائلی که برای تصمیم گیری به مدیران عرضه می شود و حتی مسائل روزمره ی هریک از ما، دارای ابعاد متنوعی است و با چند متغیر فرموله می گردد. به عبارت دیگر نمی توان تنها با بهینه سازی یک متغیر، تصمیم نهایی را اتخاذ نمود. طبیعی است که حل چنین مسائلی دارای پیچیدگی است و به راحتی امکان پذیر نمی باشد به ویژه آن که اغلب متغیرهای مزبور با یکدیگر تضاد داشته و افزایش مطلوبیت یکی، می تواند باعث کاهش مطلوبیت دیگری گردد. به همین دلیل روش هایی تحت عنوان تصمیم گیری چند معیاره(26MCDM) و به ویژه تصمیم گیری چندشاخصه(27MADM) توسعه داده شده اند که به حل مسائل مزبور کمک می کنند(قاضی نوری و طباطبائیان، 1381: 130). موفقیت سازمان ها به اتخاذ سریع تصمیم های صحیح و اجرای سریع این تصمیم ها بستگی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد نظام اداری، مدیریت دانش، دولت الکترونیک، مدیریت دانش در سازمان Next Entries پایان نامه ارشد درمورد نظام اداری، تصمیم گیری گروهی، سیاست گذاری، قانون اساسی