پایان نامه ارشد درمورد تحول فرهنگی، نهادینه سازی، مهندسی فرهنگی، مبانی فکری

دانلود پایان نامه ارشد

کنند:
1-ایجاد زمینه برای پرورش استعدادها و توانایی‌های بالقوه دانشجویان.
2-ایجاد علاقه به محیط دانشگاه.
3-ایجاد زمینه برای تجربه مشارکت و کار گروهی.
4-ایجاد زمینه برای تمرین مسئولیت پذیری و پاسخگو بودن در قبال وظایف محوله.
5-تمرین برنامه ریزی و مدیریت فعالیت‌ها.
6-تقویت روحیه نظم و احترام به حقوق دیگران.
7-بالا بردن قدرت ابتکار و خلاقیت در برخورد با موقعیت‌های پیش بینی نشده و غیر منتظره.
بدیهی است جامعه ما در حال حاضر درگیربحران‌هایی‌از جمله:بحران اقتصادی سیاسی،مدیریت‌وبحران فرهنگی است که این بحران‌ها،دارای تاثیر متقابل بر یکدیگرند.ولی به نظر می‌رسد بحران فرهنگی‌موجود در جامعه ،نقش پایدارتری ایفا می کند.تعدادی از مشکلات فرهنگی مبتلا به جامعه ما،عبارتند از :نبود فرهنگ کار گروهی،ناصحیح بودن الگوهای مصرف،منفی نگری،نبود فرهنگ کار به عنوان ارزش عدم توجه به برنامه ریزی،توجه نداشتن به عامل زمان و..(نیستانی،رامشگر،1392).
از سوی دیگر،دانشگاه‌ها با توجه به نقش‌ومسئولیت خود در جامعه‌وهمه توانایی‌هاومنابع بالقوه‌ای که دراختیار دارند،به علت استفاده صحیح از این نیروها و به دلایلی همچون:
-عدم تلقی صحیح مدیران ارشد دانشگاه‌ها از فعالیت های فرهنگی دانشجویان ،چرا که بسیاری از مدیران،این فعالیت‌ها را در قالب فعالیت‌های فوق برنامه خلاصه کرده،بسیار سطحی به آن می نگرند.
-عدم مشارکت اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها در فعالیت های‌فرهنگی‌دانشجویان،نظر به اینکه اساتید دانشگاه‌ها همواره به عنوان اثرگذارترین قشر بر روی دانشجویان مطرح بوده اند و در بسیاری از مسائل،الگوی تام و تمام برای جوانان می باشند،عدم همکاری آنان ضربات سختی چه به لحاظ کیفی و چه به لحاظ کمی بر فعالیت فرهنگی دانشگاه‌ها وارد آورده است(حبیبی فهیم ،11:1378).
– مشکلات ساختاری و شکاف بین نسل ها ،”دانشجویان مطالبی را بر زبان می آورند یا می نویسند که در مسئولان و مدیران دانشگاه سوء تفاهم ایجاد می کند و این سوء تفاهم ها منجر به بحران می شود”. (حبیبی فهیم ،11:1378) همچنین بالا رفتن امید به زندگی افزایش سرعت تغییر و اختراعات و……،مسائلی است که روز به روز شکاف نسل‌ها را تشدید می کند.

2-31- نقش دانشگاه در مهندسی فرهنگی کشور

دانشگاه با هدف ایجاد،تعمیق،رشد و توسعه سنت علمی کشورها ایجاد می شود.همچنین هدف عالی سنت علمی در دانشگاه‌ها،هدایت و توسعه مبانی فکری و ارزشی دانشجویان و زایش و اخلاق علمی است تا به کمک آن ،مسائل و نیازهای جامعه تامین شود(بابائی،1387). لذا فرهنگ ،زیربنای سایر مولفه های قدرت ملی است و به آنها هویت و جهت حرکت می دهد.با عنایت به اینکه دانشگاه با هدف توسعه کشورها شکل می گیرد،از این رو بر دولتمردان و مسئولان کشور لازم و ضروری است که این مبانی را در دانشگاه‌ها مورد بررسی و پویا سازی قرار داده،امکان نهادینه سازی آنها را در کشور فراهم کنند(بابائی ، 1387). به عبارت دیگر،دانشگاه در جمهوری اسلامی ایران مرکزی است که باید عناصر فرهنگی کشور در آن تبیین و امکان سازی گردند تا به کمک آن سایر مولفه های قدرت ملی هویت و جهت دهی شوند و این همان سخنی است که رهبر کبیر انقلاب بارها بر آن تاکید داشتند که دانشگاه در کشور باید اسلامی باشد تا در سایه آن ،کشور به تحول و رشد و بالندگی و در نهایت ،به سعادت دست یابد(امام خمینی،1385،ج1،ص303).
وقتی دانشگاه،عقبه علمی و نهادینه سازی مهندسی فرهنگی شد تا در عرصه فرهنگ به درستی مهندسی شده و به تناسب شرایط محیطی ،بالندگی یابند و هدف های رفتاری در دانشجویان محقق گردد،می توان نقش های ذیل را برای دانشگاه برشمرد:(همان منبع).

2-31-1- نقش بیداری
در این نقش دانشگاه تلاش می کند با ایجاد بسترهای فکری و ارزشی در راستای فرهنگ حقیقی،زمینه های تحول فکری و ارزشی در راستای فرهنگ حقیقی،زمینه های تحول فکری و ارزشی را فراهم کند تا افراد جامعه هر روز بیش از پیش به فرهنگ حقیقی نزدیک شده و لایه های مختلف زندگی خود را بر اساس آنها پایه ریزی نمایند و از میزان مقاومت آنان در مقابل گزاره های برخاسته از فرهنگ حقیقی کاسته شود.تاریخ به خوبی گواه این حقیقت است که مهم ترین مانع رشد و توسعه و بالندگی،تبعیت و تقلید کورکورانه از باورهای گذشتگان است و دانشگاه محیطی است که می تواند این فضا را بشکند و با نهادینه سازی دین باوری،خود باوری و اتکا به نفس را در جامعه،توسعه و نهادینه سازد.

2-31-2-آینده پژوهی فرهنگی
یکی ازمسائل مهمی که مهندسی فرهنگی کشورها با آن مواجه بوده و خواهد بود تهدیدها و آسیب‌ها یی است که از درون و بیرون برلایه‌های مختلف فرهنگ در انواع مختلف آن وارد می شود که باید قبل از رخنه‌ونفوذ،مورد شناسایی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و معبرهای نفوذی مورد شناسایی قرار گیرند وگرنه‌ویروس‌فرهنگی وارد جامعه شده و تلفات خواهد گرفت.لذا مرکزی باید مسئولیت شناسایی‌ویروس‌وساخت ضد ویروس‌هارا برعهده گیردتابا ساخت ابزارهاوواکسن‌های‌لازم ،امکان مصونیت را برای جامعه فراهم کند و این مهم تنها از مجامع علمی‌ودانشگاهی‌برمی‌آید.
2-31-3- نهضت نرم افزاری
تولید علم و نظریه پردازی:دکترین هاونظریه هادر جوامع انسانی به مثابه محفلی می مانند که در آن فعالیت‌های دولتمردان رنگ گرفته،جهت دهی می شوند و مبنای شکل گیری استراژی های مختلف قرار می‌گیرند.نگاهی‌هر‌چند گذرا به تاریخ معاصر این امر را به وضوح به اثبات می رساند،نظریه هایی مانند هارتلند،برخورد تمدن‌ها‌و‌خاور میانه بزرگ نمونه هایی هستند که به دنبال خود،جنگ هاو کشتارهای‌زیادی بر‌جا گذاشته اند. خیزش این نظریه ها در دانشگاه‌ها و مجامع‌علمی بوده است.لذا اندیشمندان و علمای کشور باید به سوی زایش نظریه هایی در عرصه های علوم انسانی حرکت کنند و بر پایه فرهنگ ناب محمدی(ص) نظریه هایی به تناسب شرایط ارائه کنند که البته نیازمند فعالیت و خلاقیت در حوزه های مختلف است و با تقلیدو ترجمه‌گویی صرف نمی‌توان به‌آن دست یافت.
2-31-4- کار آفرینی
انسان‌ها برای اینکه بتوانند به درستی و با سرعت ،مسیر رشد و ترقی را طی کرده و به کمال راستین برسند،باید ازفرصت‌های پیش آمده به درستی استفاده کنند وگرنه جز حسرت،پشیمانی و افسوس‌و در نهایت،عقب ماندگی از قافله ترقی نتیجه‌ای نخواهند گرفت،چراکه فرصت‌ها به سختی خودنمایی می کنندو به سرعت صحنه را خالی می کنند (نهج البلاغه ،نامه31).امروزه جوامع پیشرفته به خوبی به اهمیت این نکته پی برده و با تاسیس رشته های کارآفرینی و حتی دانشگاه‌های کارآفرین،به ترویج و تعمیق این مهارت اقدام کرده اند.
2-31-5- تعلیم و تربیت
شاید بتوان گفت مهم‌ترین نقش‌دانشگاه‌هادرمهندسی و توسعه فرهنگی ،تعلیم و تربیت اسلامی است که با تحقق آن،اهداف چهارگانه‌فوق نیز محقق می‌شود.با تعلیم،بسترهای‌تصوری‌وتصدیقی‌مهیا‌شده‌ومسائل‌به‌درستی شناسایی می شوند‌وبا تربیت،گزاره‌های علمی به حوزه های شخصیتی ورود پیدا کرده و در آنها نهادینه می شوند و بستر و ظرفیت لازم برای شکوفایی استعدادهاوکشف آنها مهیا شده وخود اتکایی،توکل‌و اعتماد به نفس ظهور یافته و فضای جامعه برای رشدوبالندگی آماده می‌شود.در این صحنه است که علم با دین،تلاشگری با اخلاق،تضارب آرا با سعه صدر،تنوع رشته‌ها باوحدت هدف،کار سیاسی با سلامت نفس،تعمق و ژرف نگری با سرعت عمل‌و خلاصه ،دنیا با آخرت همراه‌می‌گرددو این نکته آغازین دانشگاه اسلامی است( بابائی،محمد باقر،1384).

2-32- جایگاه دانشگاه در فرایند تحولات فرهنگی

فرهنگ همان سبک و سیاق زندگی است که مستند به مبانی فکری و ارزشی است و به خوبی می دانیم که مراکز علمی جایی است که به توسعه و رشد این دو اقدام می کنند و مهارت‌ها ی رفتاری متناسب با نیازها ی اجتماعی را آموزش می دهند و نهادینه می سازند.به تعبیر دیگر،حفظ سنت‌های علمی یا آکادمیک از وظایف مهم تعلیمات دانشگاهی است(شریعتمداری،1376،ص13)و مقصود از سنت علمی ،موضوعات ذیل می باشد:
1-آزاد ساختن فکر از نفوذ هر نوع عامل محدود کننده،مانند عادات،تعصبات،شرایط اجتماعی،تجربیات قبلی و عقاید و افکار.دانشجو برای اینکه به خلاقیت ذهنی دست یابد و به زایش علمی برسد،راهی جز رها سازی روح و اندیشه از تعصبات و موارد دیگر ندارد تا به دور از تعلقات،آنها را در کنار یکدیگر قرار داده،به نتایج بهتر دست یابد.
2-ایجاد روح علمی،منظور از روح علمی،ایجاد و رشد خصوصیاتی است که در عادات،تمایلات،افکار،نحوه قضاوت و طرز برخورد افراد در مقابل مشکلات آشکار می شود و هدف از آموزش دانشگاهی ،تغییر عادات،تمایلات،افکار،نوع قضاوت و طرز برخورد دانشجویان است.
3-تربیت متخصصان در زمینه های مختلف.
4-تربیت عمومی،شامل اطلاعات و مهارت‌هایی که برای ادامه زندگی در جامعه امروز به دانستن و کسب آنها نیاز است.
5-توسعه میراث فرهنگی ،یعنی آنچه از گذشتگان در زمینه دینی،فلسفی،هنری،اخلاقی و آداب و رسوم به ما رسیده است.
6-حل مسائلی که جامعه گریبان‌گیر آنهاست یا در آینده با آنها مواجه خواهد شد(ر.ک.به:همان،ص20-13).
بنابراین،دانشگاه با تعمیق، رشد و توسعه سنت علمی،ورود جدی در حوزه فرهنگ پیدا می کند.دقت منطقی در سنت علمی ما را با این حقیقت رهنمون می سازد که در واقع سنت علمی اشاره به لایه های زیرین فرهنگ جوامع دارد که به کمک آنها لایه بیرون فرهنگ ،یعنی رفتارها و مصنوعات و کالاهای فرهنگی شکل،جهت و هویت می یابد(شاین،1385،ص82).

2-33- مدیریت تحول فرهنگی

دستیابی به بسترفرهنگی مناسب جهت رشد و توسعه، نیاز به یکپارچگی فرهنگی دارد و رسیدن به یکپارچگی فرهنگی در جامعه و نهایتا بستری آماده توسعه،لزوم مدیریت فرهنگی جامعه را مطرح می نماید و برای اثر بخشی مدیریت فرهنگی هر جامعه،سامان دادن به تعارضات فرهنگی اجتماعی در اولویت فعالیت مدیران فرهنگی قرار دارد(ناظمی اردکانی،کشاورز،1385).
مدیریت فرهنگی از آن رو حائز اهمیت است که فرهنگ در زندگی افراد جامعه و ایجاد هویت ملی،نوآوری،کارآفرینی،سرمایه،فن آوری و …..اهمیت بسیار دارد.از آنجا که هدف گذاری و برنامه ریزی،ضرورت مدیریت محسوب می شوند،این دو،بدون شناخت وضعیت موجود امکان پذیر نمی باشد.مدیریت فرهنگی با اتکا به ارزش های جامعه بایستی در پی اعتلای فرهنگ باشد و شرایطی را فراهم نماید که اهداف مورد نظر به گونه ای مطلوب حاصل شود،چراکه دستیابی به اهداف مطلوب فرهنگی،تاثیر قابل توجهی بر دیگر فعالیت ها خواهند داشت(ناظمی اردکانی،کشاورز،1385).

تحول فرهنگی نیز همچون توسعه فرهنگی و مدیریت فرهنگی، واژه ای مرکب است که در آن،بار معنایی تحول به فرهنگ منتقل می گردد و مراد ار آن،تحول در حوزه فرهنگ است.فرهنگ قابلیت توسعه یافتن و مدیریت یا سیاست پذیری را دارد و چون در عین حال،سیال و جاری است و سکون نمی پذیرد،زمانی اثر بخش تر خواهد بود که در صورت نیاز و لزوم تحول یابد.با توجه به تاثیر فرهنگ بر دیگر حوزه ها و توسعه ملی و پایدار ،تحول فرهنگی خود به یک ضرورت بدل می شود و این در مورد کشور ما از اولویت ها محسوب می گردد(ناظمی اردکانی،کشاورز،1385).
«آینده ایران در گروی تحول فکری و فرهنگی و نهادینه کردن عقلانیت است.منظور از تحول فرهنگی،منطقی کردن نظام باورها و ارتباطات اجتماعی و روش های حل مسائل کشور است»71.
از جمله عواملی که در تحول فرهنگی نقش دارند،نوآوری فرهنگی و فرهنگ پذیری است.در هر جامعه ای،انسان ها،با استعداد و خلاقیتی که دارند،می توانند از هر یک از اجزاء فرهنگی مانند ارزش ها،هنجارها،دانش ها،نهادها،آثار هنری و ابزار و متون،عناصر جدیدی ابداع و به جامعه عرضه کنند(ناظمی اردکانی،کشاورز،1385).
خلاقیت و نوآوری و فرهنگ پذیری،دو عامل عمده تحول فرهنگی محسوب می شوند و از آنجا که تحول فرهنگی لازمه پیشرفت و توسعه در تمامی ابعاد آن است،بنابراین بایستی شرایطی فراهم گردد تا به این دو عامل،مجال بروز و ظهور دهد.تغییر،دگرگونی یا تحول فرهنگی خواه ناخواه روی می دهد و در دوران گسترش ارتباطات،سرعت بیشتری هم می یابد.پس جوامع مختلف برای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد توسعه فرهنگی، آموزش عالی، موسسات آموزش عالی، علم و فناوری Next Entries پایان نامه ارشد درمورد فناوری اطلاعات، تحول فرهنگی، آموزش عالی، توسعه فرهنگی