پایان نامه ارشد درمورد تبارشناسی، پسااستعمار، ادوارد سعید، بارشناختی

دانلود پایان نامه ارشد

از سوی دیگر نگاه کردن و تجربه‌ی‌ اینکه چقدر مسایل متفاوت است.نظریه‌ی پسااستعماری متضمن جهت گیری عقلانی جدیدی به جانب دیدگاه‌های معرفتی و همچنین نیازهایی است که بیرون از دنیای غرب شکل گرفته است » ( یانگ، 15:1391).
نظریه‌ی پسااستعماری درگیر بازخوانی سیاست‌های طرد و حذف شوندگی درون گفتمان‌های سیاسی و فلسفی امروز است و با برجسته کردن جایگاه اقلیت‌‌ها و فرودستان جهان امروز، نگاهی جدید به وضعیت بشری می‌اندازد. از‌ این نظر گفتمان پسااستعماری فضایی چند صدایی برای بیان است که در آن کلان روایت‌‌ها به گونه‌ای متفاوت به نظر می رسند،روایات زنان، مردمان مستعمره شده و غیر اروپاییان درک ما را از استعمارگرایی، سرمایه داری و مدرنیته تعدیل کرده‌اند(لومبا،1386).اخیراً مباحث درباره‌ی‌ این سوالات بر‌ این موضوع تاکید دارند که آ‌یا نیازمند یک تحلیل نظام‌مند جهان هستیم یا یک تاریخ پسابنیادگرا ؟ » ( لومبا، 1386: 25 ).
در‌ این فصل برانیم که به بازخوانی آراء نظری ادوارد سعید15، هومی بابا16، گایاتری اسپیواک17 و خوانش رابرت یانگ از آن‌ها در رابطه با گونه‌ای دیگر از تاریخ بپردازیم؛ کسانی که رابرت یانگ خود در کتاب میل استعماری18 از آن‌ها به عنوان تثلیث مقدس تحلیل گفتمان استعماری(یانگ،154:2005) یاد می‌کند و در نهایت به‌ این امر پرداخته می‌شود که چگونه ‌ این افراد توانسته‌اند با بازمفصل‌بندی کردن تاریخ به عنوان حوزه‌ای پروبلماتیک، به طرح تاریخ‌های جهان‌سوم، در حاشیه و فرودستی اقدام ورزند. در پایان ‌ این فصل نیز سازه‌های نظری و مفهومی‌ای را که در گفتمان پسااستعماری در رابطه با تاریخ صورت‌بندی کرده است، استخراج شده‌اند تا بنیانی برای بازخوانی ونقد تاریخ‌نویسی کُرد، به عنوان اقلیتی در جهان‌سوم، فراهم آورد.

سعید و شرق‌شناسی
شرق‌شناسی19 ( 1978 )،اثر جریان ساز ادوارد سعید، که اغلب به عنوان نقطه‌ی عطف و عامل شتاب دهنده پسا استعمارگرایی تلقی می‌شود، نماینده‌ی اولین مرحله از نظری پسااستعماری است(گاندی،1391: 97). ادوارد سعید، متفکر آمریکایی فلسطینی تبار، در‌ این کتاب برای نخستین بار به صورت جامع چارچوب‌های معرفت شناسی و آکادمیک غربی را مورد نقد قرار داد و ساخت معرفت در باب شرق20 و بازنمایی21 آن را درون گفتمان استعماری مورد تحلیل قرار داد.
شرق‌شناسی ادوارد سعید، حوزه‌ی جدیدی از پژوهش آکادمی را گشود؛ گفتمان استعماری، همچنین به عنوان نظریه‌ی گفتمان استعماری22 یا تحلیل گفتمان استعماری، مورد‌اشاره قرار گرفته است(ویلیافر وکریسمن، 1993: 5). اگر شرق‌شناسی سعید نقطه‌نظری را نشان می‌دهد که نهادهای آکادمیک غربی به صورت صوری گفتمان استعماری را به مثابه‌ی حوزه‌ای از مطالعه شناخته‌اند لازم به تذکر است که‌ این از سوی شماری از متون دانشگاهی متعلق به سنت روشنفکران آلمان پیشگام بوده است که با نگرانی‌های سعید درباره‌ی روابط تاریخی و نظری بین سلطه‌ی جهانی سیاسی / اقتصادی غربی و تولید روشنفکران غربی، مشترک بوده‌اند(همان، 7-6 ).
اگر بخواهیم منظومه‌ای را طرح کنیم که در آن بنیان‌های مفهومی و نظری سعید صورت‌بندی شده‌اند، باید به تبارشناسی فوکو23، هژمونی گرامشی و آموزه‌های انور عبدالملک در باب شرق‌شناسی ‌اشاره کرد. بنابراین باید‌ این منظومه را که در آن ادوارد سعید سکنا گزیده است مورد واکاوی قرار دهیم.
نطفه‌ی اساسی صورت‌بندی نظریه‌ی پسااستعماری موضوع شرق‌شناسی و نقد از آن بود و به صورت کلی تمام نوشتار و بایگانی غربی را که در باب شرق می نوشتند مورد نقد و ارزیابی قرار می دادند. مطالعات شرق‌شناسی و نقد آن را برای اولین با انور عبدالملک در دهه‌ی شصت آغاز کرد و سپس توسط ادوارد سعید گسترش پیدا کرد. عبدالمالک در مقاله‌ی بحران شرق‌شناسی از اروپا محوری در گفتمان علوم اجتماعی و انسانی در اروپا یاد می‌کنند و شرق‌شناسی را به مثابه دسیپلین ارزیابی می‌کند که در آن شرق به دیگری بدل می‌شود: «در سطح موقعیت مساله پروبلماتیک.. شرق و شرقی به عنوان موضوع ( ابژه )، مطالعه‌ای توجه داشته‌اند که با نوعی دیگری بودن در پیوند است(و دارای خصلت ذات‌گرایانه است)، شرق در‌ این مطالعه وجودی‌آیینه شد(ازخود بیگانه شده) است: خود در مواجهه با دیگران به عنوان چیز دیگری تعریف و درک می‌شود( عبدالمالک، 1392: 79). بنابراین نخستین اصلی که در مطالعات پسااستعماری مورد توجه قرار می‌گیرد شیوه‌‌ها، شکل بندی‌‌ها و مکانیسم‌هایی است که انسان اروپایی را نوعی انسان برتر جلوه می‌دهد و هستی انسان شرقی را حاصل پارانویای غربی می‌داند و‌ این مساله به ریشه‌های نقد شرق‌شناسی انور عبدالملک بر می گردد: « این نوع رویکرد گونه شناسی… موجودی « دیگر » می‌سازد؛ در‌ این صورت ما بشر چینی، عربی و بشر آفریقایی خواهیم داشت و یک انسان – انسان عادی که‌یک هستی شناخته شده است که همان انسان اروپایی دوره‌ی تاریخی از یونان باستان تا کنون است »(عبدالمالک، 1392: 79 ).
سعید آموزه‌ی اصلی خود را درباره‌ی شرق‌شناسی، از عبدالملک و تاملات فوکو درباره‌ی گفتمان24 اخذ می‌کند: مفهومی که پیوندهای اساسی بین حقیقت / قدرت / دانش را صورت‌بندی می‌کند. از نظر فوکو گفتمان‌ها شیوه‌های دیدن و رویت‌پذیری جهان هستند، رویه‌های خاص سخن گفتن در باب چیزی و حتی موضوعیت یافتن رویدادی. یک گفتمان برای فوکو حوزه‌ی به شدت محدودیت یافته است، نظامی از گزاره‌هایی که از طریق آن‌ها جهان قابل شناخت است. ویژگی کلیدی ‌ این ‌ ایده آن است که جهان صرفاً « آنجا » نیست که باید در مورد آن گفت وگو کرد بلکه از طریق خود گفتمان است که جهان پا به هستی گذاشته است. همچنین درون چنین گفتمان‌هایی هستند که سخنوران و شنوندگان، نویسندگان و خوانندگان برای دریافتن درباره‌ی خودشان، روابط شان با یکدیگر و موقعیت شان در جهان به پیش می‌ ایند.‌ این «پیچیدگی نشانه‌‌هاو کردارها » است که موجودیت اجتماعی و باز تولید آن را سامان می دهند(‌اشکرافت و دیگران، 2000: 63 )، بنابراین می‌توان گفت که گفتمان به انحصار کشاندن سخن است؛ فوکو می‌نویسد:
«فرض من‌ این است که در جامعه‌ای تولید گفتمان کاری است که نظارت بر آن و انتخاب و سازمان یابی و توزیع آن با کاربستِ شیوه‌هایی که نقش آنها برگرداندن بلای قدرت‌‌ها و خطرهای گفتمان، چیره شدن بر روند اتفاقی رویداد نهفته در آن و مصون ماند از ماهیت سنگین و‌ترسناک آن است صورت می‌گیرد » ( فوکو، 1378: 14 ). در نگاه فوکو گفتمان‌ها هستند که حقیقت را برساخته و آن را رؤیت پذیر می‌کنند، بنابراین حقیقت نتیجه‌ی تلاش‌های پی‌درپی و نیت‌مند سوژه نیست بلکه، چنانچه فوکو می‌نویسد: « به باور من نکته‌ی مهم‌ اینجاست که حقیقت بیرون قدرت یا فاقد قدرت نیست. حقیقت به زعم اسطوره‌ای که باید تاریخ و کردارهایش را بازنگری کرد، نه پاداش نفوس آزاد است و نه فرزندان انزواهای طولانی که توانسته‌اند خود را رهایی بخش‌اند؛ حقیقت چیزی است‌ این‌جهانی و به‌یمن شکل‌های مختلف اجبار تولید می‌شود و تاثیرهای قاعده‌مند قدرت را حفظ می‌کند. هر جامعه‌ای نظام حقیقت و سیاست کلی خود را در مورد حقیقت دارد، یعنی گونه‌ای از گفتمان که‌ این جامعه می‌پذیرد و به منزله‌ی حقیقت به کار می‌اندازد» ( فوکو، 1380: 393 ).
سعید‌ ایده‌های فوکو در باب حقیقت، قدرت و دانش را با اتخاذ روش تبارشناسی25 در پی می‌گیرد. فوکو نیز‌ این مفهوم را از کتاب تبارشناسی اخلاق نیچه به وام گرفت. تبارشناسی اخلاق مطالعه‌ای است انتقادی در خصوص باورهای عمده‌ی اخلاقی و فرهنگی آلمان قرن نوزدهم. نیچه به جای شجره نامه‌ی ادعایی مسیحیت، استقرار آن را تابع الگویی تصادفی می‌داند. او می‌گوید پیروزی مسیحیت نه متاثر از قابلیت‌های اخلاقی و موجود در آن، بلکه صرفاً ناشی از پیروزیش در « نزاع‌های قدرت بوده » است. تبارشناسی نظریه‌ای راجع به معرفت نیست بلکه هستی‌شناسی است، نظریه‌ای راجع به‌ اینکه جهان حقیقتاً چگونه است. در واقع نگرشی است درباره‌ی ماهیت جهان به مثابه‌ی یک هستی تاریخی. فوکو نیز تحلیل تبارشناختی را منتهی به‌ این پرسش می‌داند که « دستگاه حقیقت چگونه شکل گرفت » ( 1378: 59 ) که به بررسی شکل‌گیری قواعد گفتمان‌ها می انجامد. بنابراین تحلیل تبارشناختی ماهیت هستی را امری تاریخی به شمار می‌آورد، تمام پدیده‌های موجود در تاریخ شکل گرفته‌اند؛ همچنین معانی در طول تاریخ برساخته شده‌اند. تبارشناسی هستی شناسی پدیده‌های بدون تعریف است(‌ شرت،1390: 194). انگاره بنیادی روش تبارشناسی نیچه‌ای و فوکو‌ این است که نشانه‌‌ها، معانی و نظام دلالت یا و به صورت کلی جامعه و فرهنگ به صورت تاریخی برساخته شده‌اند.
سعید شرق‌شناسی را به عنوان یک دسیپلین مورد تحلیل تبارشناسانه قرار می‌دهد. وی شرق‌شناسی26 را‌ این گونه تعریف می‌کند: «شرق‌شناسی یک اسلوب‌اندیشیدن است که بر پایه‌ی تفاوت‌های مبتنی بر هستی شناسی و معرفت شناسی شکل گرفته است – تفاوت بین مشرق‌زمین و مغرب‌زمین- شرق‌شناسی یک شیوه‌ی غربی برای سلطه بر مشرق‌زمین و تغییر ساختار آن و اعمال قدرت بر آن » ( سعید، 1390: 22-21). سعید‌ این « اسلوب‌اندیشیدن » را در پیوند با صورت‌بندی‌های سلطه‌ی سیاسی غرب مورد بازخوانی قرار می‌دهد و رابطه‌ی بین دانش و سیاست را درهم تنیده می‌شمارد. مطالعه‌ی سعید از شرق‌شناسی به مثابه‌ی گفتمان درون چارچوب کلی‌تری از نقد ادبی قرار می‌گیرد که همان مطالعه‌ی فرهنگ است، در‌ این چاچوب مفهوم هژمونی را از گرامشی برای تحلیل فرهنگ اتخاذ می‌کند. شرق‌شناسی سنتزی است از نظریه‌ی هژمونی گرامشی و نظریه‌ی گفتمان فوکو. هم فوکو و هم گرامشی در تلاش برای درک مکانیسم‌هایی بودند که از چه طریقی ساختارهای قدرت درون جامعه تداوم می‌یابد و تکرار می‌شوند. سنتز سعید از فوکو و گرامشی ساخت گفتمانی شرق‌شناسی را‌آشکار ساخته است که به معنی مجموعه‌ی بین رشته‌ای هژمونیک مولد است که « شرق » را برساخته و به انقیاد در می‌آورد(ریچارد، 2006: 6- 235).
کار سعید حول محور شرایط امکان سوژه است: از چه زمانی و درون چه مکانیسم‌‌ها و ساختارهایی برداشت غرب از مشرق‌زمین به عنوان یک موضوعیت ظهور پیدا کرد. شرق در گفتمان شرق‌شناسی چگونه برساخته و بازنمایی شده است: «نظریه به آنچه گفته شد زنجیره‌ی به هم پیوسته‌ای از دانش و قدرت که انسان شرقی را خلق می‌کند و به‌یک تعبیر بشر بودن را از او سلب می‌کند » ( سعید 1390: 55 ). در کار سعید، رژیم قدرتِ رشته‌ای که در شرق‌شناسی استعمال شده، مشرق‌زمین واقعی را به درون شرق گفتمانی منتقل کرده است ( مور گیلبرت، 2000: 36). شرق گفتمانی، مکانی است که انسان شرقی در آن قرار می‌گیرد و آفریده میل و تمنای غرب سفیدپوست است.
بنابراین شرق‌شناسی در حکم کتابخانه‌یا آرشیوی بود که در‌ این بایگانی‌‌ها چگونگی رفتار شرق زمینان به تصویر کشیده می شد. بایگانی‌ای که صورت‌بندی آن همزمان بود با توسعه طلبی‌‌ها و امپریالیسم بریتانیا، فرانسه و در امتداد قدرت فرهنگی و فکری بریتانیا و فرانسه بود که شرق‌شناسی رشد پیدا کرد. دو ابزار روش‌شناختی سعید برای بررسی مطالعه‌ی اقتدار یکی موقعیت‌استراتژیک ودیگری،صورت‌بندی‌استراتژیک است: اولی «راهی برای توصیف نویسنده در یک متن… » ( سعید: 90: 44 ) و دومی به « روابط بین متون و چگونگی گردهم آمدن و حجیم شدن و نیرومند شدن » (همان: 45 )‌اشاره دارد. طبق‌ این مفاهیم می‌توان گفت پروژه سعید کاوشی درون نوشتار اروپاییان و تبارشناسی شاکله‌های تاریخی‌ای است که‌ این متون عینیت و صدق خود را از طریق اسطوره‌های علمی قرن نوزده کسب کرده‌اند. بنابراین موقعیت استراتژیک و صورت‌بندی استراتژیک، روابط پیچیده متون و مولفان را با هم درنظر می‌گیرد؛ فضایی که مولف درون موقعیت متن نهادینه شده است و متون درون زنجیره‌ای از ازجاعات همواره جای داده می‌شود. بر‌ این مبنا شرق به عنوان سازه‌ای گفتمانی‌آشکار می‌شود و پروژه سعید کاوشی در تاریخیت این مفهوم است.
از نظر سعید گفتمان شرق‌شناسی حول محور تقابل‌های دوتایی در جریان است، تقابل ما و آن‌ها، غرب و شرق، عاقل و غیر عاقل،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد تحلیل گفتمان، ویتگنشتاین، ساختارگرایی، ایدئالیسم Next Entries پایان نامه ارشد درمورد امپریالیسم، متون ادبی، فرهنگ مقاومت، ادوارد سعید