پایان نامه ارشد درمورد بهرام چوبین، خسروپرویز، منابع فارسی، سند رسمی

دانلود پایان نامه ارشد

کردهاند.
پس از آن، فردوسی ادامه میدهد که بهرام چوبین از دیدن آن صحنه شگفتزده و و غمگین شد، زیرا دید که پریان به خسروپرویز کمک میکنند. سپس دو لشکر به هم آویختند. فردوسی گزارشی از نبرد تن به تن بهرام چوبین و خسروپرویز نیز ارائه میدهد.414
پس از آن گویا جنگ به نفع سپاه خسروپرویز پیش رفت، و خسروپرویز از طریق یکی از افراد اعلام کرد هر کس که به او تسلیم شود بخشیده میگردد. با این صحبت همهی نامداران سپاه بهرام چوبین به خسروپرویز پیوستند. بهرام چوبین که شکست خود را دید، تصمیم به گریختن گرفت. او اشیاء قیمتی خود را بر سه هزار شتر نهاد.415 (این قسمت غیرواقعی است زیرا بهرام چوبین فرصت چنین کاری نداشت)
2-2-3 نبرد دوم بهرام چوبین با خسروپرویز و شکست بهرام چوبین در روایت منابع بیزانسی، ارمنی و سریانی
بر طبق روایت سبئوس در هنگام صبح دو سپاه به صف شدند، و به هم حمله کردند. آنها از طلوع خورشید تا هنگام غروب جنگیدند، و هر دو طرف از جنگ خسته شدند. کشتار آنقدر شدید بود که خون زیادی دشت را فرا گرفته بود. در نهایت بهرام چوبین نتوانست در برابر ارتش یونانی مقاومت کند و گریخت. تعداد زیادی از افراد سپاه او کشته و اسیر گردیدند، و حملهی فیلهای او دفع شد. سپس ارتش روم به قرارگاه بهرام چوبین حمله کرد و اموال او غارت شد. غنائم را بر روی شترها و قاطرهای بسیاری قرار دادند، و به مسیرهای مختلف رفتند (در نقطهی مقابل روایت فردوسی که در آن خود بهرام چوبین اموالش را بر شترها گذاشت). سپس ارتش ایران مقداری از گنج پخششده را جمع کرد. در آن روز ارتش خسروپرویز بر همهی دشمنانش پیروز شد. او دستور داد تا سواره نظام و فیلرانان دستگیر شده را برهنه کردند، دستهایشان را بر پشتشان بستند و زیرپای فیل ها لگدمال کردند416 (در نقطهی مقابل گزارش فردوسی که در آن خسروپرویز اعلام کرد اگر کسی تسلیم شود او را خواهد بخشید).
تئوفیلاکت این جنگ را با جزئیات زیادی شرح می دهد:
«بهرام تصمیم گرفت تا به سپاه روم شبیخون بزند، اما ناهمواری زمین مانع حملهی به موقع او شد. در سومین ساعت، نیروهای بهرام که مشتاق جنگ بودند با فریاد و غوغا پیش رفتند؛ در حالیکه رومیان بدون سر وصدا و در سکوت به سمت درگیری هدایت میشدند. نارسس از فرماندهان، بندوی و سارامس که قادر نبودند نیروهای بربرشان را به سکوت وادارند عصبانی بود. سپس رومیان نظم خود را با نیروهای بربر نیز سهیم شدند، و آنها را متقاعد نمودند که صفشان را درست کنند، و از فریاد احمقانه خودداری ورزند».417
در گزارش بالا تئوفیلاکت نظم سپاهیان روم را در مقابل بی نظمی سپاهیان ایرانی بهرام چوبین و خسروپرویز وصف میکند. به عقیدهی نگارنده این موضوع ساختهی تئوفیلاکت یا منبع اوست، که قصد داشتهاند برتری نظامی رومیان را بر ایرانیان نشان دهد. لشکر ایران همواره همتای قدرتمندی برای سپاه روم بوده است و این موضوعی است که خود مورخان بیزانس دربارهی دشمنانشان بارها گزارش کردهاند. پس نمیتوان پذیرفت لشکری که چندین قرن مایهی وحشت رومیان بوده است از اصول اولیهی نبرد بی اطلاع باشد، و نتواند نظم صفوف خود را تأمین کند. منبع مهمی که این قسمت از گزارش تئوفیلاکت را کاملاً نقض می کند کتاب استراتگیکون منسوب به امپراتور ماوریکیوس است. این کتاب تمامی جنبه های نبرد در خشکی شامل تشکیلات، جنگ افزار، آموزش تاکتیکهای جنگی، حیلههای جنگی و تدارکات لشکرکشی را در بردارد. دربارهی شیوهی جنگ دشمن های مختلف امپراتوری یعنی ایرانیان، سکاها و مردم ژرمن و اسلاو بحث میکند. نسبت دادن آن به ماوریکیوس مورد شک برخی قرار گرفته است اما بی شک از طرف دولت مرکزی حمایت شده بود و یک سند رسمی بود، نه این که بازتاب نظرات شخصی.418 این کتاب با وجود دشمنانه بودن گزارشهایش دربارهی ایرانیان، اطلاعاتی را دربارهی ارتش و تاکتیکهای نظامیشان ارائه میدهد.419 این کتاب گزارشی کاملاً متضاد با روایت تئوفیلاکت دربارهی ارتش ایران دارد:
«آنها ]ایرانیان[ اغلب ترجیح میدهند با برنامهریزی و فرماندهی به اهدافشان برسند. آنها به رویارویی منظم تأکید دارند نه گستاخانه و بی فکر».420
حتی در مورد تعقیب دشمن چنین گزارش میکند:
«ایرانیان مانند سکاها نیستند که بی نظمانه دشمن را تعقیب کنند، بلکه محتاطانه و با نظمی مناسب این کار را انجام می دهند».421
در جایی دیگر چنین گزارش میکند:
«ایرانیان بدون ترس از قوانینشان اطاعت میکنند، و نتیجه این است که در تحمل کارهای سخت و جنگاوری به خاطر سرزمین پدریشان استوار هستند. بیشتر ترجیح می دهند که با برنامه ریزی و فرماندهی به نتایج مدنظرشان برسند».422
در جایی دیگر نیز آرایششان را هنگام جنگ شرح میدهد: «آنها با آرامش و عزم فراوان وارد جنگ می شوند؛ قدم به قدم در یک آرایش جنگی یکپارچه پیشروی می کنند».423
پس میتوان ادعا کرد که تئوفیلاکت یا منابعش این قسمت را به منظور ستایش از ارتش بیزانس از خود افزوده باشند.
پس از آن تئوفیلاکت گزارش میکند که ارتش روم به سه بخش تقسیم شد. مرکز آن را خسروپرویز و نارسس کنترل میکردند. جناح راست را مبودیس و سارامس ایرانی کنترل میکردند، و جناح دیگر را فرمانده جان، فرماندهی نیروهای ارمنستان هدایت میکرد. (در روایت فردوسی خسروپرویز در قلب سپاه ایران بود و جناح چپ به عهدهی موشیل ارمنی بود). دشمن آنها نیز به همان شکل صف بسته بود و دارای سه بخش بود.424 این قسمت از گزارش تئوفیلاکت را کتاب استراتگیکون هم تأیید می کند: «آنها (ایرانیان) در سه بخش اصلی به صف می شوند: مرکز، راست و چپ. مرکز آنها چهارصد یا پانصد نیروی بیشتر دارد».425
بر طبق روایت تئوفیلاکت سپاه بهرام چوبین به سمت شیب کوهستان عقب نشست (تئوفیلاکت آن را حاصل ترس آنها از رومیان میداند، اما در ادامهی روایت او مشخص میشود که این تلهای برای رومیان بوده است). در آن حال پانصد نفر از افرد سپاه بهرام چوبین سلاحشان را زمین گذاشتند، و به سمت رومیان رفتند (مطابق با روایت فردوسی که بسیاری از افراد بهرام چوبین به خسروپرویز پیوستند).
خسروپرویز به نیروهایش دستور حمله به کوهستان را داد. رومی ها اطاعت نکردند، زیرا نمیخواستند نظم خود را بر هم بزنند، اما ایرانیان ناچار از دستور او پیروی کردند. وقتی که وارد کوهستان شدند به شدت شکست خوردند. رومیها آنان را دنبال کردند، و خود را با دشمن روبرو نمودند، تا تلفات کمتری به سپاه خسروپرویز وارد آید.426
این قسمت از گزارش تئوفیلاکت ناچار ذهن را به سوی گزارش فردوسی، مبنی بر فرار خسروپرویز از بهرام چوبین در کوهستان و کمک سروش به خسروپرویز میکشاند. این احتمال وجود دارد که بعدها خسروپرویز، نجات از این مهلکه را به سروش نسبت داده باشد.
بر اساس گزارش تئوفیلاکت، پس از غروب، بهرام چوبین و نیروهایش به استراحت پرداختند؛ در حالیکه رومیها نابخردی خسروپرویز را سرزنش نمودند.
بهرام چوبین با آغاز روز اردو را جمع کرد، و به نزدیکی شهر گنزک427 رسید. از آنجا نیروهایش را حرکت داد، تا از حملهی رومیها در امان بماند، اما رومیها با کشف حرکت بهرام چوبین با حرکت اجباری نزدیک دشمن اردو زدند. سپس آنها به رودخانهی بلاراتوس428 (سروک) رسیدند و اردو زدند.
صبح هنگام، رومیان رمزی به نام مریم مقدس تعیین کردند، تا نیروهای ایرانی متحد با خود را هنگام جنگ با نیروهای بهرام چوبین اشتباه نگیرند. بهرام چوبین از فیلهای جنگی به عنوان دیواری برای سوارهنظام استفاده نمود (درروایت سبئوس و فردوسی نیز به وجود فیلهای جنگی در سپاه بهرام چوبین اشاره شده است). هر دو طرف سپاه دارای تعدادی فیل جنگی بود. خسروپرویز نیز که با پانصد نفر محافظت میشد، صفوف را بررسی نمود. پس از بالا رفتن پرچم ها و غرش شیپورها جنگ آغاز شد. بهرام چوبین قلب سپاه را رها کرد، به جناح چپ رفت و جناح مخالف را با فشاری ناگهانی از صفی انبوه نابود کرد و بنابراین رومیهای این جناح پراکنده گشتند و پا به فرار گذاشتند (فردوسی نیز حملهی بهرام چوبین به جناحهای مختلف سپاه دشمن را گزارش کرده است). وقتی که نارسس این را دید به نیروها فرمان داد تا به آرامی با افراد (جناح) تضعیف شده مخلوط شوند و جلوی فرار آنها را بگیرند. پس از آن بهرام چوبین به قلب سپاه حمله کرد اما نارسس نیز به حملهی متقابل دست زد و نظم سپاه بهرام چوبین به هم خورد؛ در نتیجه سپاه بهرام چوبین شکست خورد و شش هزار فراری به تپهای رفتند، اما رومیها آن تپه را محاصره کردند و بر آن نیروی فراری غلبه نمودند. سپس آنها اسرای زیادی را نزد خسروپرویز آوردند. شاه ایران برخی را به شمشیر سپرد، و برخی را زیر پای فیلها لگدمال کرد (کشتن اسیران با روایت سبئوس مطابقت دارد). او متوجه شد که تعدادی از این اسیران ترکنژاد هستند، و آنها را نزد امپراتور فرستاد.429
این قسمت از روایت تئوفیلاکت نشان دهندهی آن است که بهرام چوبین پس از بازگشت از شرق تعدادی از مردم آن مناطق را نیز با خود همراه کرده بود و این موضوع با روایت سبئوس و فردوسی نیز مطابقت داد). البته به نظر میرسد تئوفیلاکت دربارهی ترک بودن آنها چندان مطمئن نیست، زیرا در ادامه آنها را از مردم سکاهای شرقی میخواند.430
دربارهی مسئلهی غنائم، بر طبق گزارش تئوفیلاکت، رومیها خیمه، همسران، فرزندان، زیورآلات طلا و تجملات سلطنتی آن غاصب را به غنیمت بردند، و با ارزشترین غنیمتها را به خسروپرویز دادند (با روایت سبئوس که در آن رومیها بهترینها را برای خود بردند؛ مغایرت دارد). رویدادنامهی خوزستان تنها گزارش میکند که بهرام چوبین شکست خورد.431 اواگریوس حضور ایرانیان ارتش خسروپرویز را نادیده میگیرد، و گزارش میکند که بهرام چوبین در یک درگیری از رومیان به تنهایی شکست خورد432 (در نقطهی مقابل گزارش فردوسی که در آن سپاه ایران به تنهایی او را شکست داد). اخبار سعرت هم به شکست بهرام چوبین اشاره میکند.433 تئوفانس خلاصهای از گزارش تئوفیلاکت را شرح میدهد.434 آگاپیوس نقل میکند که خسروپرویز به ماوریکیوس پناهنده شد و نامهای برای تقاضای کمک به او نوشت. ماوریکیوس نیز در نامهای تقاضای وی را پذیرفت و 40000 نفر به کمکش فرستاد. وی متن دو نامه را نیز گزارش کرده است.435 رویدادنامهی 1234م هم تعداد سپاهی را که ماوریکیوس به کمک خسروپرویز فرستاد، 40000 نفر بر میشمرد که نیمی از آنها از ارمنستان بودند؛ همچنین گزارش میکند که فرمانده رومیزان که به عقیدهی نگارنده همان شهربراز است، و دربارهی یکی بودن این دو نام در فصل جنگهای خسروپرویز و بیزانس بحث میکنیم با 10000 نفر به کمک خسروپرویز به سپاه رومیان ملحق شد. گزارش میخاییل سوری نیز با آن مطابقت دارد.436

2-2-4 فرار بهرام چوبین نزد خاقان ترک و قتل او در روایت شاهنامه
در مورد فرار بهرام چوبین، شاهنامهی فردوسی جزئیات بسیاری ارائه میدهد، در حالیکه منابع مسیحی جزئیات کمی را بیان میکنند. بر طبق گزارش شاهنامه، روز بعد، خسروپرویز سه هزار مرد جنگی را به فرماندهی نستود به تعقیب بهرام چوبین فرستاد.437 در گزارش تئوفیلاکت فرماندهان رومی ده هزار نفر را، به فرماندهی مارینوس و بسطام، به تعقیب خسروپرویز فرستادند.438
بر طبق گزارش شاهنامه، بهرام چوبین به خانهی پیرزنی رسید و آنها از او آب، نان و شراب گرفتند. بهرام چوبین با او صحبت کرد و نظرش را دربارهی بهرام چوبین پرسید (پیرزن نمیدانست او خود بهرام چوبین است). پیرزن کار وی را محکوم کرد، زیرا با پسر پادشاه جنگ کردن را بی خردی میدانست.439 این صحبت میان پیرزن و بهرام چوبین به نوعی بازتاب عقیدهی مردم عامی دربارهی چنین جنگی بوده است، که علاوه بر شاهنامهی فردوسی برخی از دیگر منابع فارسی و تازی هم آن را گزارش کردهاند.440
پس از آن بهرام چوبین به نیستانی رسید، و در آن با سپاه نستود روبرو گشت و او را شکست داد،441 اما به خود وی امان داد.442 بهرام چوبین به نزد ترکان پناهنده شد، و خاقان وی را پذیرا گشت. خاقان به او قول یاری و همکاری داد.443

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد خسروپرویز، بهرام چوبین، امپراتوری روم، دریای سرخ Next Entries پایان نامه ارشد درمورد خسروپرویز، بهرام چوبین، خسرو انوشیروان، بین النهرین