پایان نامه ارشد درمورد بهرام چوبین، خسروپرویز، دین زرتشتی، اهورامزدا

دانلود پایان نامه ارشد

این است که خسروپرویز عصیان کردن بر شاه را حتی بدتر از عصیان بر یزدان میدانست، زیرا کسی که بر دین زرتشت عصیان کند یک سال فرصت بازگشت دارد، اما به عصیانکننده بر شاه نمیتوان فرصت داد. در واقع در اینجا خسروپرویز با زدن این مثال فرصت کوتاه بهرام چوبین را، برای انتخاب، یادآور میشود، و مسئله بر سر زرتشتی بودن یا نبودن وی نیست. ابیات دیگری را از زبان خسروپرویز که ایشان به عنوان شاهد ارائه دادهاند نیز جای بحث دارد:
ز بهرامیان هر که گردد اسیر
پرستنده فرخ آتش کنم

به پیش من آرد کسی دستگیر
دل موبد و هیربد خوش کنم76

همچنین ابیات زیر از زبان بهرام چوبین به برخی از افرادش که از آنها خواست خویشاوندانشان در سپاه خسروپرویز را به خود جذب کنند:
سپهبد بپرسید از آن سرکشان
فرستید هر کس که دارید خویش

که آمد ز خویشان شما را نشان
که باشند یک دل به گفتار و کیش77

همانگونه که پیشتر ذکر شد، ایشان از این بیت نیز به عنوان شاهدی بر مهرپرستی احتمالی سپاه بهرام چوبین و تفاوت دین آنها استفاده میکند، اما مشکل اینجاست که اصولاً بهرام چوبین دارای سپاه شخصی نبوده است، بلکه طبق گفتهی منابع موجود، این هرمزد چهارم بود که سپاهی به بهرام چوبین بخشید، تا با ترکان بجنگد و این سپاه احتمالاً دارای افرادی از مناطق مختلف بوده است؛ به علاوه همانگونه که پیشتر اشاره شد فردوسی، از زبان خسروپرویز، برگشتن از شاه را بدتر از برگشتن از یزدان میداند، و احتمال دارد که منظور وی از این بیت این باشد که آنها در واقع با شورش بر شاه از دین برگشتهاند، و با پیروی دوباره از شاه به دین بر میگردند. خسروپرویز سپاه بهرام چوبین را بندگان خود میداند:
سپاهت همه بندگان منند
ز تو لختکی روشنی یافتند

به دل مرده و زنده آن منند
بدین سان سر از داد برتافتند78

گردیه خواهر بهرام چوبین نیز شورش او را گناه بر یزدان میداند:
به دل دیو را یار گردی همی

به یزدان گناهکار گردی همی79

همچنین در بیتی که واژهی کیش استفاده شده است به عقیدهی نگارنده تاکید فردوسی بیشتر بر روی واژهی خویش در مصراع اول است؛ نمیتوان از این بیت استدلال کرد که بین افراد سپاه خسروپرویز اختلاف مذهبی وجود داشته است، بلکه به نظر میآید منظور فردوسی کسانی است که در جدایی از خسروپرویز و پیوستن به بهرام چوبین همصدا بودند نه اینکه لزوما مذهب متفاوتی داشته باشند. ایشان این قسمت از روایت سبئوس که بهرام چوبین برای جلب کمک موشل ارمنی تعهداتی متقبل شد، و برای اجرای آنها در کنار اهورامزدا به مهر و خدایان دیگر سوگند خورد،80 را دلیل بر تقدم ایزد مهر در اعتقادات مذهبی بهرام چوبین میداند.81
به عقیدهی نگارنده این موضوع نشانگر مهرپرستی بهرام چوبین نیست، بلکه نشانگر اهمیت مهر در دین زرتشتی است. در این گزارش، بهرام چوبین در ابتدا به اهورامزدا خدای بزرگ زرتشتی سوگند میخورد، و در واقع سبئوس او را یک زرتشتی معرفی میکند نه یک مهرپرست.
گزارشی از تئوفیلاکت نیز اهمیت مهر را در دین زرتشتی آن روزگار نشان میدهد. بر طبق روایت او خسروپرویز هنگامی که در تعیین مقصد فرار خود دودل گردیده بود، به خداوند توکل کرد نه خدایان دروغین و مهر.82 پورشریعتی از این بیت در تایید فرضیهی خود مبنی بر جدایی خسروپرویز از مهر که بر طبق نظر ایشان مورد پرستش بهرام چوبین بود استفاده میکند، 83اما به عقیدهی نگارنده این روایت ادعای محکمی است بر اهمیت مهر در دین زرتشتی، زیرا منظور تئوفیلاکت این است که خسروپرویز با جدایی از ایزدان دین زرتشتی به خدای دین مسیحیت متوسل شد. اواگریوس نیز این را تایید میکند:
«آنگونه که خود او }خسروپرویز{ میگوید، پس از اینکه وی خداوند مسیحیان را (به کمک) خواند که اسبش به هر سمتی که خداوند میخواهد هدایت شود به کرکسیوم رسید».84
پس به نظر میآید به همان اندازه که مهر برای بهرام چوبین مهم بوده است، برای خسروپرویز و ساسانیان نیز اهمیت داشته است. در نتیجه ایراد عمده بر اساس استدلالات ایشان این است که این واقعیت تقریباً نادیده گرفته میشود، که ایزد مهر اصولاً در دین زرتشتی زمان ساسانی جایگاه ویژهای داشته است، و حتی اگر بهرام چوبین به طور مستقیم به آن متوسل شده باشد دلیل بر مهرپرست بودن و تفاوت دینش با خسروپرویز نیست.
1-1-4 بهانهی شورش بهرام چوبین بر ضد هرمزد چهارم
مرحلهی بعد مربوط به بهانهی شورش بهرام چوبین است. شاهنامهی فردوسی انگیزهی این شورش را مسئلهی غنائم میداند. طبق روایت فردوسی بهرام چوبین غنائم بدست آمده را جمعآوری کرد، و از آنها سیاههبرداری نمود؛ از جمله کمربند و گوشوارههای سیاوش در میان آنها بود. سپس غنائم را با مردان بسیار بر روی شترهای فراوان نزد هرمزد چهارم فرستاد. وقتی غنائم به دربار رسیدند و آنها را برشمردند، اطرافیان هرمزد چهارم به نبودن گوشوارهها و موزه های سیاوش اشاره نمودند، و در نتیجه هرمزد چهارم به بهرام چوبین بدگمان گردید و نامه ای توهین آمیز را به همراه دوک و پنبه نزد او فرستاد. بهرام چوبین این موضوع را با فرماندهان و بزرگان کشور در میان گذاشت و شورش خود را آغاز نمود.85
تئوفیلاکت در دو قسمت راجع به بهرام چوبین توضیح میدهد. ابتدا مینویسد که در هشتمین سال حکومت ماوریکیوس، هرمزد چهارم، بهرام چوبین، فرماندهی ایرانیان را به جنگ نیروهای بربر فرستاد:
«پس از اینکه هونها که در شمال شرق سکونت دارند و ایرانیان آنها را ترک مینامند، از هرمزد شاه شکست خوردند، او بسیار سر خود را بالا گرفت؛ اگر چه در سابق هونها از ایران چهل هزار سکهی طلا به عنوان باجی برای عدم فعالیت (جنگی) میگرفتند».86
تئوفیلاکت علت آن جنگ را این میداند که ترکها87 از باجی که از ایرانیان میگرفتند ثروتمند شدند، و تقاضای باج بیشتر کردند؛ ایرانیان نتوانستند تحمل کنند و جنگ را برگزیدند، اما اوضاع ایرانیان دوباره سر و سامان گرفت و غنائم بسیار به دست آوردند.88 سپس تئوفیلاکت روایت میکند که بهرام چوبین پس از سرکوب ترکها شمشیرش را بر علیه سوانیا بیرون کشید، زیرا ایرانیان نظم سکاها را ضعیف کرده بودند. بهرام چوبین که خود را در جنگ با ترکها متمایز کرده بود، مشغول سوانیا گردید؛ غنیمتی قابل توجه را به بابل فرستاد و در کنار رودخانهی آراکسس که بربرها آن را ارس مینامند اردو زد.89
پس از آن، تئوفیلاکت از شکست ارتش بهرام چوبین، از رومانوس فرماندهی روم، خبر میدهد و جنگ آنها را شرح میدهد.90
در گزارش او هرمزد چهارم، با شنیدن این خبر، به بهرام چوبین نارواترین توهینها را میکند و به خاطر این رسوایی برای وی لباس زنانه میفرستد، و در پیغامهای سلطنتی وی را از فرماندهی عزل میکند. از اینجا جنگ بین آن دو آغاز میگردد زیرا فرمانده نیز، در عوض، به هرمزد چهارم توهین می کند و او را دختر خسروپرویز مینامد.91
تئوفیلاکت سپس از روایت بهرام چوبین جدا میشود و به اتفاقات قبلی بر میگردد، و در ادامه روایتی دیگر از بهرام چوبین ارائه میدهد:
«پس از پیروزی بر ترکها، بهرام بسیار مغرور بود، و آغاز حکومت ستمگرانه را حس کرد. او، مانند جرقهای در زیر خاکستر، انگیزهاش را برای شکایت از شاه هرمزد پنهان کرد؛ اما جمعیت زیادی را، با طرح این نقشهی فریبآمیز که شاه از ارتش او عصبانی است و به علاوه سربازان بابلی را به دلیل عدم کامیابیشان در سوانیا تهدید به مرگ کرده است، متقاعد نمود. او همچنین از جانب هرمزد فرمانهای جعلی صادر کرد، که جیرههای مرسوم از خزانهی شاهی به سپاه را کم میکرد. بنابراین همه عصبانی شدند و به سمت طغیان و نافرمانی پیش رفتند».92
همانگونه که مشاهده گردید، روایت تئوفیلاکت دارای تناقضات و نقاط ابهامی میباشد، از جمله اینکه وی در روایت اول اشاره به نامهی توهین آمیز بهرام چوبین به هرمزد چهارم کرد؛ اما در روایت دوم صحبت از عدم شکایت از هرمزد چهارم به میان آمد. همچنین روایت او از جنگ بهرام چوبین در دو جبههی ترکها و رومیها منطقی به نظر نمیآید. منابع ایرانی93 و غیر ایرانی به جز تئوفانس از این جنگ بهرام چوبین با روم صحبتی به میان نمیآورند. تئوفانس نیز گزیدهای از روایت تئوفیلاکت را به طور خلاصه بیان میکند؛94 حتی در جاهایی جملات او را تغییر نمیدهد و به نظر میآید که یا مستقیماً از روایت تئوفیلاکت بهره گرفته و یا از منبع او استفاده نموده است. هوارد جانستن هم منبع اصلی تئوفانس را دربارهی دوران ماوریکیوس، روایت تئوفیلاکت میداند.95
برخی از مورخان، این جنگ را واقعیت تاریخی برشمردهاند،96 و برخی دیگر آنرا به عنوان حقیقت نپذیرفتهاند. از جمله پیگولوسکایا که آن را بازتابی از خبر حملهی ایرانیان به خزرها میداند.97
نظر پیگولوسکایا به نظر درست میآید، زیرا علاوه بر گنگ بودن، روایت تئوفبلاکت مغایر با تمامی منابع دیگر به جز تئوفانس می باشد؛ در صورتی که اگر واقعاً چنین واقعهای روی داده بود واقعاً بعید به نظر میرسید از دید منابع بسیاری که جزئیات شورش بهرام چوبین را نقل کردهاند دور بماند، و در آنها هیچ بازتابی نیابد. به علاوه تئوفیلاکت گاهی به منابع خود وفادار نبوده است.98
تعصب او نسبت به بیزانس نیز در جای جای کتابش به چشم خواننده میآید، پس به هیچ وجه بعید نیست اگر تئوفیلاکت یا منبع او خود این روایت را ساخته باشند، زیرا وی خود شاهد عینی این حوادث نبوده است. این احتمال هم وجود دارد که تئوفیلاکت از یک زد و خورد جزئی بین دستههایی از سپاه ایران و بیزانس بزرگنمایی نموده و آن را به بهرام چوبین منسوب کرده باشد، تا علاوه بر ستایش از ارتش میهن خود، دلیلی هم برای اختلاف هرمزد چهارم و بهرام چوبین ارائه دهد، که البته برخی آن را پذیرفتهاند.
رویدادنامهی خوزستان به انگیزهی شخص بهرام چوبین اشاره نمیکند، و همانگونه که پیشتر ذکر شد تنها به برخورد بد هرمزد چهارم با اشراف اشاره مینماید.
اخبار سعرت نیز انگیزهی دشمنی بهرام چوبین با هرمزد چهارم را مسئلهی غنائم بدست آمده از جنگ با ترکها می داند.99 اواگریوس که خود معاصر با آن دوران بوده است روایت میکند که عدهای از سپاه ایران که از کومنتیولوس فرماندهی رومی شکست خورده بودند، پس از از دست دادن تمامی رهبرانشان با دستپاچگی گریختند و در امنیت به نصیبین رسیدند؛ اما ترسیدند نزد شاه بروند زیرا او آنها را در صورت محافظت نکردن از رهبرانشان به مرگ تهدید کرده بود. آنها طرح شورش بر علیه هرمزد چهارم را ریختند، زیرا بهرام چوبین پس از برگشتنش از جنگ با ترکان این برنامه را ریخته بود.100
همانگونه که میبینیم اواگریوس کوچکترین اشارهای به درگیری بهرام چوبین با رومیان در قفقاز نمیکند. چگونه میتوان باور داشت آن پیروزی که تئوفیلاکت با آب و تاب از آن سخن میراند، آن هم در مقابل بهرام چوبین که معروفترین سردار زمان خود بود؛ در روایت اواگریوس که معاصر با آن اتفاقات بوده است هیچ بازتابی نیابد؟ البته این مسئله احتمال وقوع آن جنگ را باز هم پایینتر میآورد. سبئوس هم مسئلهی غنائم را پیش میکشد و علت اختلاف هرمزد چهارم و بهرام چوبین را مقدار کمی از غنائم میداند که بهرام چوبین نزد هرمزد چهارم فرستاد:
«سپس نامههایی حاکی از اخبار]در مورد پیروزیش به ترکان[ را از طریق پیکهایی به شاه ایران فرستاد و بخش کوچکی از غنیمت بدست آمده، از غارت ثروتهای فراوان این عملیات جنگی، را به عنوان نشانهای از اشیای ارزشمندی که در کنترل او بود، و (نشانه ای از) ثروتی که بر اساس شایستگی هر یک از سپاهیانش به آنها بخشیده بود، همراه آنها کرد. اینک وقتی شاه هرمزد پیکها را دید که با اخبار آمده بودند، و نامهی احترام ارتش را خواند، و هدایایی از ثروت ارزشمند شاهی دریافت نمود، اگر چه ظاهراً خوشحال شد و با این مردان محترمانه برخورد کرد، اما در درون خود از عصبانیت فریاد زد: این جشن بسیار بزرگ است و من نشانهی این سهم را تصدیق می کنم، اما درست نبود که از این گنج های بزرگ فقط همین مقدار به دربار فرستاده شود. سپس، در عوض نامهی محترمانه،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد بهرام چوبین، خسروپرویز، منابع تاریخی، عدل و داد Next Entries پایان نامه ارشد درمورد بهرام چوبین، خسروپرویز، نیروهای مسلح