پایان نامه ارشد درمورد بافت تاریخی، هویت کالبدی، مبانی نظری، معماری سنتی

دانلود پایان نامه ارشد

توان آن را تمایز از غیر و تشابه با خودی دانست(همان). هویت به طور ضمنی بیانگر این حقیقت است که هر پدیده از طریق بروز برخی صفات عینی و ذهنی، شباهت خود را با گروهی از اشیاء و تفاوتش را از گروهی دیگر نشان می دهد. از این رو هویت عامل شناسایی پدیده در ضمن داشتن دو مفهوم تفاوت و شباهت معرفی و تبیین می شود.
«کریستوفر الکساندر»، هویت را تجسم کالبدی کیفیت های بی نام در بناها می داند،کیفیت هایی که مبنای اصلی حیات و روح هر انسان، شهر، بنا و یا طبیعت بکر هستند، اما نمی توان نامی بر آنها گذاشت (الکساندر،1381: 457).
کالن بر اهمیت تفاوت هر محیط با سایر محیط ها تاکید دارد. او هویت را توجه به شخصیت فردی هر محیط و پرهیز از یکنواختی و تشابه محیط های شهری از طریق به جلوه در آوردن ویژگی های خاص هر محیط تعریف می کند. از نظر راپاپورت هویت قابلیت تمیز و تشخیص عنصری از عنصر دیگر است. راپاپورت در زمینه مسئله هویت راه حل هوشمندانه ایی را ارائه می دهد و هویت عمومی و خصوصی را تبیین می کند(فن مایس، 1384: 167):
دارا بودن هویت خصوصی به معنای تفاوت برون گروهی است. در حالی که هویت عمومی به معنای داشتن تشابه درون گروهی است. لذا دارا بودن هویت مستلزم داشتن دو کیفیت تفاوت و تشابه خصوصیات، به طور همزمان است؛ این خصوصیات باید به گونه ایی باشند که جسم شهر در عین تداوم زمانی، در حال تحول و تکامل نیز باشد و نهایتا به پیدایش کل منجر شود(میرمقتدایی، 1383: 35).
رابطه هویت و تقلید
تقلید از آثار گذشته یکی از مفاهیمی است که با شنیدن واژه هویت به ذهن متبادر می شود در حالی که هویت با تقلید از گذشته متفاوت است چرا که در بهره گیری از آثار گذشته اگر اشکال و فرم ها به طور خلاصه و جسد گذشته تکرار شوند نامی جز واپس گرایی را نخواهند یافت(نقی زاده، 1379: 90).
در حالی که هویت در بناها نه ناشی از تاریخی بودن و نه ناشی از ابتدایی بودن روند احداث آن هاست، تنها ملازمت و همراهی ضرورت ها اهمیت دارد. هگل نیز ساخت دوباره بناهای تاریخی را متمایز از هویت می داند و معتقد است: رویدادهای تاریخی همیشه دو بار روی می دهد: بار اول به صورت تراژیک و بار دوم به صورت کمیک و هر کوششی برای تکرار آگاهانه صورت های تاریخی گذشته جز به صورت دوم نخواهد بود(آشوری، 1384: 84). به علاوه بهره گیری از سنت در آثار معماری نیز به معنای تکرار و تقلید آثار گذشته نبوده و بر اصول و مبانی نظری و فلسفی که خود نیز در حال تکامل هستند متمرکز می باشد(تقی زاده، 1379: 90). به تعبیر ادوارد سعید پرسش از هویت چگونه خود ماندن است نه چگونه همان ماندن (مهدوی نژاد، 1383: 10). همان ماهیتی است که در برابر زمان مقاومت می کند ولی خود در زمان شکل می گیرد و بی آن ناپدید می شود(رحیم زاده، 1379: 261-273).

رابطه هویت ونوآوری
در بسیاری موارد هویت متضاد با نوآوری قلمداد می گردد. در حالی که نه تنها در تقابل با هم نیستند بلکه لازمه یکدیگرند، نوگرایی مطلوب، پذیرش اصول و ارزش های اصیل و فرهنگی و هویت بخش گذشته به همراه تجلی مطابق نیاز انسان و نیز بومی نمودن هر آنچه که از سایر تمدن ها وارد شده و تزاحم با ارزش های فرهنگی جامعه ندارد، می باشد(نقی زاده، 1379: 90).
در واقع نوگرایی یافتن پاسخ مناسب زمان و مکان به خواسته های مخاطب از طریق بهره گیری از آراء و تجارب پیشینیان و تکامل بخشیدن آنها می باشد که همواره به طور ضمنی به پویایی، تصفیه و تکامل مداوم فرهنگ و جامعه نیز توجه دارد. نوگرایی به دستاورد های علمی و فنی دیگران به عنوان وسیله و ابزاری برای تحصیل آرمان ها و اهدافی انسانی منبعث از باورها و فرهنگ ملی می نگرد و در صورتی که عامل تشخص و علامت برتری به شمار آید، تحصیل آن، نتیجه ایی جز حقارت جامعه را در پی نخواهد داشت(همان، 89).
البته نوآوری نیز با بدعت متفاوت است. نوآوری آنگاه از جنس خلاقیت است که جدید زاده موجود و مکمل آن باشد و آنگاه که جدید جایگزین موجود و متضاد با آن باشد از نوع بدعت خواهد شد(حجت، 1384: 66) و هویت همخوانی نخواهد داشت. از این رو چیزی به دلیل متجدد بودن و یا تعلق به معماری گذشته حائز اهمیت و ارزش نمی گردد بلکه درستی و صلابت طراحی است که در کانون توجه قرار دارد. معماری شراب یا پنیر نیست که یکی به سبب کهنه بودن و دیگری به صرف نو بودن، عنوان بهتر بودن به خود بگیرد(نوحی، 1374: 609).
تداوم ارزش های خودی به معنای پیوند با گذشته و عدم انقطاع، در عین نوآوری و خلاقیت با توجه به شرایط زمانه که از آن به تحول یاد می شود، در راستای یکدیگر می توانند هویت کالبدی را شکل دهند(میرمقتدایی ، 1383: 29).
بنابراین می توان به این نکته اذعان داشت که هویت در معماری نه صرف تقلیدی بودن است و نه بدیع بودن. مفهوم هویت در معماری با نیازهای افراد مرتبط است و زمان حال را شامل می شود. هویت، مفهومی پویا است که در گذر زمان دچار تحول می شود و تاثیرپذیری از زمان و روح زمانه از ضرورت وجودی آن است.

فصل دوم :دیدگاه های نظری پژوهش

2-1-مقدمه
هویت شهرها فضایی برای رشد و توسعه انسان می باشد و بافت های تاریخی در شهرها، محل هویت و تبلور فرهنگ شهری می باشند. رشد سریع و ناهنجار مراکز شهری، افزایش جمعیت شهرها و همچنین گسترش ساخت و سازهای نامناسب شهرها بیشتر به بافت های تاریخی و بی هویتی شهر و تاثیر منفی بر ساکنان شهر می شود. بنابراین حفظ بافت تاریخی به عنوان هویتی ضروری برای ادامه حیات شهرها می گردد. امروزه بر خلاف گذشته، کالبد شهر با دگرگونی های قابل توجهی مواجه می شود. چرا که شهر نیز همچون سایر پدیده های مصنوع انسان ساخت در طول زمان دچار تغییر، تحول، رشد و توسعه می گردد. این توسعه فرآیندهای پویا و مداوم است(حبیبی،1386).
در شهرهای امروزی، باید تلاش گرددکه در حین رشد، توسعه و ایجاد فضای جدید، ارتباط منطقی و منسجم بین فضاهای جدید و قدیم بر قرار نموده و یکپارچگی و هویت شهر را حفظ و تقویت نماید. لازمه نظم ساختاری و کالبدی هر منطقه ای، هویت تاریخی آن است که آن را از گزند آسیب ها دور نگه داشته و باعث زنده ماندن و پویایی چنین بافت هایی می گردد. شهرهای امروزی بدون بافت های تاریخی و کهن بی هویت اند و باید بخش های مرکزی با بافت های تاریخی و کهن چون محله ها، گذرها، بازارها و سایر فضاهای با ارزش گذشته بازشناسی و احیاء شوند و زندگی در آن ها جریان یابد تا شاهد سرزندگی بافت های تاریخی باشیم. برای بازگرداندن «حیات مجدد»21 به بنا، مجموعه و یا فضاهای شهری می توان تغییراتی در سازمان کالبدی فضایی بافت تاریخی شهر ایجاد کرد. با توجه به این مطالب در این فصل در نظر داریم تا به مبانی نظری و دیدگاه های مورد نظر در زمینه هویت کالبدی و روش های مختلف مواجهه با بافت های تاریخی شهری بپردازیم و پیشینه ی پژوهش های انجام گرفته و نتایج آنها را مورد بررسی قرار دهیم.

2-2-هویت
همان طور که در فصل اول به طور مفصل بیان گردید؛ هویت به معنای تشخص، هستی و وجود و آنچه موجب شناسایی شخص باشد(فرهنگ فارسی معین) هویت مانند شخصیت یا کیفیت بیان گر ویژگی های هر فرد یا پدیده ای می باشد. هویت، شخصیت و یا کیفیت هر چیز می تواند در سنجش با معیارهایی، خوب یا بد، ارزیابی شود. بی هویت، بی شخصیت و یا بی کیفیت خواندن افراد یا پدیده ها اشتیاه رایجی است که به جای بد هویت، بد شخصیت و یا بد کیفیت به کار می رود. هویت وابسته لاجرم هر چیزی است که وجود دارد.
در نظام های مختلف فکری با شاخص های مختلفی هویت پدیده ها سنجیده می شود؛ در جامعه ای با معیارهای پایدار ارزشی، همچون جامعه سنتی-مکتبی، محک هایی متعین و در جامعه ای با معیارهای ارزشی ناپایدار، همچون جامعه مدرن-مدنی، محک هایی نامتعین ملاک ارزیابی هویت قرار می گیرند. صدرالمتالهین هویت هر موجودی را عبارت از نحوه خاص وجود او می داند: هویت هر موجودی عبارت از نحوه خاص وجود اوست، در انسان هویت واحده است که متشان به شئون مختلف می شود. افراد انسانی را مشخصاتی هست که به واسطه آن ها هر یک از دیگری متمایزند و تا آخر عمر وحدت شخصیت در آنها باقی است و به آن هویت گویند(سجادی، 1363، نقل از اقبالی، 1378).
تعلق یا عدم تعلق اثری به هویتی جمعی و پایدار، آن چیزی است که در نگاه عموم باهویت یا بی هویت جلوه می دهد. از این دیدگاه، اثر با هویت اثری است که هویت آن در راستای هویت جمعی باشد، همچون یک بنای تاریخی در یک بافت تاریخی و اثر بی هویت اثری است که هویت آن در تعارض با هویت جمعی باشد، مانند یک بنای مدرن در یک بافت تاریخی. یک اثر معماری می تواند تبلور یک هویت جمعی(مذهبی، سرزمین، نژادی، …) باشد و یا صرفا به بیان شخصیت و هویت طراح و سازنده خود، مستقل از هنجارهای جمعی بپردازد.

2-2-1-هدف انسان از زندگی و ساختن
هدف انسان از زندگی در این دنیا دست یافتن به بهشتی موعود است در دنیایی دیگر. بهشتی که بهترین و یگانه هدف اوست و خداوند آن را در جای جای قرآن کریم به عنوان پاداش نیکوکاران معرفی نموده است. زیستن انسان سنتی در این جهان آمیخته با ریاضت ها، رعایت ها، خودداری ها و بردباری هاست. او می داند که غایت او فراتر از این قلمرو از این قلمرو ناسوتی است که به او داده شده تا بر آن حکومت کند(نصر، 1380: ص 134).
در مقابل هدف انسان مدرن(سکولار) از زیستن در این جهان، کام گرفتن از این جهان است. فرانسیس بیکن(1526-68میلادی) در واقع به دنبال ایجاد علم جدیدی بود که بتواند انسان را بر طبیعت مسلط سازد و به او قدرت و تفوق بر محیط بدهد(نصر، 1376: ص 224). انسان مدرن به مدد خرد، اهدافی را در جهت کام یابی هر چه بیشتر در زمان بودنش در این عالم ساخته و با کوشش و تلاش و پشت کار فراوان یکی پس از دیگری به آن هدف ها دست می یابد. انسان مدرن هدفی خارج از جهان مادی نمی شناسد و به ریاضت و عقوبت و معاد اعتقادی ندارد. انسان مدرن زاده رنسانس است. رنسانس بهشت یگانه جاودانه آسمانی را به بهشت بیافریند و دیر یا زود بدان دست یابد و چون دست بیافت، بهشتی دیگر…؛ رنسانس با ادبیات شروع شد، پتراک که او را پدر رنسانس دانسته اند، معشوق خود را نه در آسمان و در میان همنوعانش یافته بود22.
انسان سنتی (مذهبی) در اشتیاق بازگشت به بهشت، معماری ای را می آفریند که بیش از آنکه محل بودن و سکنی گزیدن باشد محل شدن و گذران عمر است. انسان مدرن(سکولار) که مرگ را پایان خود می داند، به بودن و سکنی گزیدن می اندیشد و برای بهتر بودن پیوسته اهدافی را تعریف و تعقیب می کند. نگاهی به معماری غرب پس از رنسانس و تامل در فراوانی سبک ها و شیوه ها، حکایت از تلاش معمار غربی برای هدف سازی و هدف یابی مدام دارد. فوکو می گوید: ما باید سرپیچی کنیم از آن چیزی که هستیم(احمدی، 1374: ص 64).
2-2-2-اصول انسان ساز و انسان اصول پرداز
انسان سنتی یا به عبارتی دیگر انسان مذهبی برای زندگی در جهان از اصولی پیروی می کند که از سوی پروردگارش صادر شده و از طریق فرستادگانی برگزیده به او ابلاغ می گردد. این اصول سازنده شخصیت و هویت انسانی و پردازنده رفتار، کردار و هنجارهای اجتماعی اوست. این اصول پاینده بر معماری به مثابه هنجاری اجتماعی اثر گذاشته و آن را سمت و سویی خاص می بخشد.
معماری سنتی از آن جهت که مظهر و محل تجلی اصول پایداری است دارای هویت می باشد، اصولی چون وحدت، حکمت، صداقت، قناعت …اصولی است که معماران در گذشته با این اصول معماری را شکل می دادند.
انسان مدرن برای زیستن در جهان از قوانینی پیروی می کند که خود سازنده آن نیست؛ قوانینی که بر سر آن با سایر انسان های مدرن به توافق رسیده است. انسان مدرن تابع «قراردادهای اجتماعی»23 است. قرار دادهای اجتماعی تا زمانی مرجعیت دارند که قرار داد دیگری جایگزین آنها نشده باشد. در قراردادهای اجتماعی نیک و بد مطلق معنی ندارد. نیک و بد با نظر اکثریت انسان های مدرن تعریف می شود و یا تغییر می یابد. این قراردادها از مقررات رانندگی و فوتبال تا قوانین اخلاقی و اجتماعی ساخته و پرداخته خرد انسانی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد میراث فرهنگی، ارزش های مادی، بافت فرسوده شهری، تقابل های دوگانه Next Entries پایان نامه ارشد درمورد بافت تاریخی، تجدید حیات، شهر تاریخی، توسعه پایدار