پایان نامه ارشد درمورد بافت تاریخی، تجدید حیات، شهر تاریخی، توسعه پایدار

دانلود پایان نامه ارشد

در شناسايي و احساس آرامش شهروندان مي داند. تاكيد اصلي لينچ در پرداختن به عوامل كالبدي تاثير گذار بر هويت شهري و محله اي است. او عوامل سازنده تصوير ذهني شهر را براي داشتن دركي خوانا و روشن از محيط؛ راه، گره، لبه، نشانه و محله مي داند. به عبارت ديگر شهروندان از طريق اين 5 عامل يك تصوير كلي از شهر به منظور جهت يابي ، شناخت و افزايش حس تعلق به شهر در ذهن خود ايجاد مي كنندكه تاثير هر كدام از اين عوامل بسته به ساختار ذهني و شخصيتي افراد متفاوت مي گردد.
3-4-شکل گیری تفکر احیا و باز زنده سازی
احیا و باز زنده سازی بافت های تاریخی، در اروپای غربی به ویژه در کشورهای فرانسه و انگلیس به دلیل آغاز اولیه انقلاب صنعتی در دوره 1820-1960 شکل گرفته است. زیرا انقلاب صنعتی باعث اختراع هزاران ماشین بهره گیری از نیروی بی جان مادی و استقرار هزاران کارخانه در محدوده شهرها شد. همچنین سبب جابه جایی مراکز تولید از نواحی روستایی به نواحی شهری، پیشرفت های پزشکی، رشد سریع طبیعی جمعیت مبارزه با بیماری های واگیر، مهاجرت روستا-شهری و در نتیجه تراکم و انبوهی جمعیت در شهرها به ویژه بخش قدیمی شهرها گردیده که مبتنی بر تکنولوژی حمل و نقل ماقبل صنعتی چرخ، نیروی یدی و حیوانات بوده است. در نتیجه مشکلات فراوانی برای سکونت در شهرها از لحاظ زیست محیطی به وجود آمد.
ساماندهی شهرها به شکل اصلی طرح باغشهرهای هوارد(1850) و بافت های قدیمی به شکل ویژه از دو جهت، یکی احترام به حفظ میراث گذشته و دیگری رفع تنگناهای ناشی از مشکلات فرسودگی و دسترسی سواره مورد توجه قرار گرفت.
بعد از آن، در سال 1837، کمیته ای با عنوان نام کمیته ویژه هنرها و بناهای تاریخی، که توسط فرانسوی ها تشکیل شد، فهرست برداری و حفظ عناصر و اماکنی که در خطر ویرانی قرار داشت انجام گرفت. پنجاه سال بعد در انگلستان یعنی در سال 1877 ویلیام موریس انجمنی را برای حفظ ساختمان های قدیمی پایه گذاری کرد که این انجمن هنوز پابرجاست که پیشرو بسیاری از سازمان های دیگر در زمان حاضر به شمار می رود. پیشینه مجموعه قوانین مربوط به حفظ و احیا آثار با ارزش به قرن نوزدهم باز می گردد که تاکنون همچنان ادامه و تکامل یافته است.
در ایران، ورود مباحث احیا و باززنده سازی رامی توان با طرح های مربوط به مطالعه بافت های تاریخی شهریزد، سمنان، بوشهر، کاشان (طرح بهسازی و توسعه محدوده فین) دانست. مراکز تاریخی شهرها میراث ارزشمند معماری و کالبدی به جای مانده از گذشتگان ماست. این بخش از شهر تجلی گاه ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردمانی است که در دوره های تاریخی در این بخش از شهر روزگار سپری کرده و هویت فرهنگی آن را به ثبت رسانده اند. بنابراین حفظ، احیا و باززنده سازی و انطباق آنها با سیستم شهری ازجمله ضرورت هایی است که می تواند حیات ناحیه تاریخی را همگام با شهر پیش ببرد.
تمایل مردم به بازدید از این مکان ها را می توان از عواملی دانست که نقش نواحی تاریخی را در شهرها پررنگ می کند. امروزه گردشگری نقش قابل توجهی در توسعه و احیای بافت های تاریخی در شهرها دارد. عمده ترین فعالیت اقتصادی که حول این صنعت انجام می گیرد؛ فعالیت های ساختمانی، عمرانی، هتل، رستوران، خیابان های لوکس، فرودگاه، ترمینال و … است (پاپلی یزدی،1385، 14).
در خصوص بافت های با پیشینه ی تاریخی در ایران، می توان این نکته را ذکر نمود که بافت های تاریخی متعلق به سیستم شهری می باشند؛ سیستم بزرگی که مردم در آن زندگی می کنند و متشکل از اجزا، آدم ها، ساختمان ها، ماشین ها و در کل مجموعه ای است که با هم در ارتباط هستند و از آن به عنوان بافت شهری یاد می شود. اما بافت تاریخی محدودی از این سیستم شهری موجود است که قبلا خودش یک شهر تاریخی بوده و در دوره های مختلف تاریخی حضور داشته، در آن زندگی در جریان بوده و سیستمی با مشخصات کاملی از نظر ساخت و ساز، عملکرد، هویت، جامعه انسانی و عوامل طبیعی در آن در جریان بوده است و هنوز شواهدی از این شهر تاریخی در شهر فعلی به جا مانده که ما اصطلاحا به آن بافت تاریخی می گوییم(مجابی، 1390).
اکثر بافت های با پیشینه تاریخی به این دلیل که حداکثر یک یا دو نسل از عمر آن ها گذشته است، بافت تاریخی محسوب می شوند و در طی دوره های مختلف تاریخی به جای اینکه فرسوده شوند؛ به نوعی تکامل پیدا کرده اند و به عنوان دارایی های فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، معماری و فضایی شهری تلقی می شوند لذا اساسا بافت های تاریخی را نوسازی نمی کنند بلکه آن را مرمت می کنند، بنابراین با مرمت و احیاء آن ترتیبی اتخاذ می گردد که بافت تاریخی روند تکاملی خود را ادامه دهد. از سوی دیگر بافت های قدیمی و تاریخی به عنوان هسته اولیه شهرهای کشور و به عنوان شبکه به هم پیچیده ای روابط کالبدی و درون زا است که به یادگار از نسل های پیشین با وجود دگرگونی های زیاد در طی دهه های اخیر نتوانسته است با نیازهای جامعه و احتیاجات روز سازگار گردد.
بافت های با پیشینه ی تاریخی اغلب دارای ارزش هایی بالقوه می باشند، به همین دلیل، اهمیت و لزوم خدمات رسانی به این مناطق به ویژه در زمان بحران، اهمیت ساماندهی و احیاء این نوع از بافت های شهری را دو چندان می کند. لذا رسیدن به سلسله نیازهای مناسب و طبقه بندی شده و امکانات، محدودیت ها و پتانسیل ها، قبل از هر اقدامی ضروری به نظر می رسد، چرا که شاید با بررسی آنها و بدون انجام عملیات خاص و تنها برنامه ریزی و اتخاذ تصمیمات کار آمد در حوزه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…..بتوان مشکلات را مهار کرده و بر آنها فائق آمد (حناچی وهمکاران، 1386 :105).
در این راستا احیا و باززنده سازی بافت های تاریخی، اصولا کاری تدریجی و سلولی و در حد واحدهای همسایگی است که باید در سطح محله، مدیریت انجام گردد. تجدید حیات بافت های با پیشینه تاریخی در چارچوب نظام های اجرایی شهری درجهان فراگیر شده است و به تدریج پایداری درکلیه برنامه ریزی ها به اصل اجتناب ناپذیری در توسعه بدل گردید. بدین گونه مفهوم توسعه پایدار، با شهرهای پایدار ارتباط مستقیمی پیدا کرده است و امروزه اعتقاد بر این است که دستیابی به اهداف توسعه پایدار در محیط های شهری امکانپذیرتر است و رفته رفته نوسازی مناطق تاریخی با این نگاه رویکرد تجدید حیات مورد توجه صاحب نظران حوزه شهرسازی دنیا قرار گرفت و در این رویکرد فرآیند محور (مدیریت) که در آن با چشم انداز و فعالیت هایی جامع، فراگیر و یکپارچه به رفع مشکلات شهری می پردازد مداخله مشارکتی در تجدید حیات محله نقش اساسی دارد.
3-5-باز زنده سازی محلات با پیشینه ی تاریخی
محله های تاریخی شهری در بردارنده ی زمینه ها و مناظر معماری اند. به این ترتیب خصلت کالبدی هر محله با توجه به نادر بودن آن، متضمن ارزش اقتصادی نیز هست. با این همه، کنترل و نظارت هایی نیز برای حفظ و نگهداری خصلت به منظور تداوم و تقویت ارزش کلی محله ضروری است. به هر حال، برای حفاظت موثر و کارآمد طراحی شهری شناخت آنچه که مورد حفاظت قرارمی گیرد نیز ضروری می باشد: بدیهی است برای پیگیری راهبرد خط مشی حفاظت، دست اندرکاران برنامه ریزی شهری باید از آنچه که حفظ و مراقبت می شود شناخت کاملی داشته باشند… باید بناهای موجود در هر محدوده آزمایش و طبقه بندی شود؛ نقاط مخاطره آمیز را شناسایی و افراد کاری ها را نیز پیش بینی کنند؛ در صورتی که ساختمانی غیر ضروری تشخیص داده شود، معیارهایی دقیق برای توسعه مجدد و هماهنگ وضع کنند؛ یا به جای اینکار، کاربری های جایگزین جدید یا سایر شیوه های محافظتی در نظر گرفته شود و سرانجام این که بناهای مورد نظر از طریق اندازه گیری، تجزیه و تحلیل و عکس برداری ثبت شوند.27
حس مکان نهفته در محله، دربردارنده ی ابعاد کارکردی نیز هست؛ فعالیت هایی که برای ساختمان ها صورت می گیرد در ارتقای خصلت فردی و محیطی محله ها نقش دارد. در فرآیند بهسازی، غالبا خصلت کالبدی مورد تهدید تبدیلات بهبود بخشی قرار می گیرد. مشخصه ی کارکردی می تواند ناشی از فعالیت های سنتی محل باشد که اکنون روبه افول نهاده است.
بهینه سازی، برآیند اجتناب ناپذیر بهسازی محله های تاریخی شهری که کیفیت خود را از دست داده و دستخوش افول و فرسودگی قرار گرفته اند، به شمار می آید. جز مواقعی که ساختمان های موجود خالی اند، معمولا عامل تغییر مکان و ترک محل نیز در این میان وجود خواهد داشت، زیرا هنگامی که منطقه ای بهسازی می شود، اندک اندک ارزش های مالکیتی بهتری را تجربه می کند و کاربرانی را به خود جلب خواهد کرد که تمایل و توان پرداخت اجاره های بالاتر را دارند. بهینه سازی محله های قدیمی معمولا تداعی هایی منفی را در ذهن ایجاد می کند، ولی آنچه اهمیت دارد، میزان و درجه ی این تبدیلات و جا به جایی هاست(حاجی پور، 1385).
3-5-1-شناخت موقعیت ها
برای احیا و باز زنده سازی یک محله همان طور که بیان گردید، شناخت امتیازها و منابع موجود در آن محدوده و تشخیص نقشی شایسته و مناسب برای محله، از ضروریات اصلی به شمار می آید. این خود نیاز به نگرش و بینشی دارد که به درستی تشخیص دهد کجا نیازهایی بالقوه نهفته است و چه کاربری هایی برای محله ای خاص و شهری خاص مناسب می نماید. چالش اصلی در این میان ایجاد ظرفیت و استعداد رقابتی برای این گونه مناطق است. محله های تاریخی بهسازی شده، مانند سایر مناطق، نیاز به ایجاد شالوده ی اقتصادی متنوع و نیز برقراری تعادل میان نیازها و خواسته های متفاوت دارند. این امر می تواند از طریق ارائه مستمر کاربری های ترکیب شده حاصل شود. کمتر احتمال دارد که محله های تک عملکردی دستاوردهای خود را در رقابت با سایر مکان ها در روندی مستمر و مداوم حفظ کنند.
محله های دارای پیشینه تاریخی معمولا حکم مناطق کارکردی خودگردان را دارند و به این ترتیب نمی توان آنها را صرفا از بعد ریخت شناختی28مرزبندی کرد. آنها بخشی یکپارچه از درهم تافتگی کارکردی و صوری محدوده ی مرکزی به شمار می آیند و اغلب رابطه ای مبتنی بر همزیستی با کل شهر و به ویژه با محدوده ی مرکزی آن، دارند. بنابراین به جای آنکه به تنهایی درباره ی آنها اندیشیده شود، باید در متن و بافت کلی شهر و همچنین نواحی مربوط به آن مدنظر قرار گیرند(تیزدل و همکاران29، 1379).
2-5-2-مراحل باز زنده سازی معماری
فلامکی در باز زنده سازی بناها و شهرهای تاریخی، مراحل باز زنده سازی معماری در یک بافت تاریخی را شامل موارد زیر می داند:
فضاها و تحرک فکری
در باز زنده سازی یک بافت تاریخی؛ دو حد متقابل، دو بینش متضاد و دو راه متمایز دیدن معماری که بر خوردی با یکدیگر ندارند و دو هدف به ظاهر برابر را دنبال می کنند، پیش روی ما قرار دارند: یکی، پی جوی جواب گویی به نیازهای یک بنای فرسوده و آسیب دیده، به قید تکیه بر فرهنگ است و دومی، در پی آن است که، به نیازهای پیش گفته، از دیدگاه کالبدی – کاربردی روزمره و مکانیکی پاسخ گوید.
یک بنای تاریخی قبل از آن که معرف صورت مسأله ی فنی – ساختمانی باشد در بر گیرنده ی یک سلسله روش های تفکر و رفتارهای محیطی است که راه و رسم زندگی مردمان عصر خود را باز گو می کنند.30
صرف نظر از این که ما امروزه آن راه و رسم ها و آن تفکرها را نسبت به معانی و مفاهیم فضای معماری (تناسبات، رنگ ها و آهنگ حرکت در محورهای بنا…) و روش کاربردی مصالح، عناصر ساختمان و شالوده ی کالبدی مجموعه های ساخته شده را با سلیقه های فردی و جهان بینی خود منطبق بیابیم یا، با دیدن آنها بیش تر بر فاصله ی زمانی ای که نسبت به تاریخ بنای مورد نظرمان داریم واقف می شویم، برای مرمت آن، تدبیری متفاوت خواهیم داشت. در هر دو وضعیت، وظیفه ما پاسخ گویی به مسأله ای است که جامعه ای زنده پیش روی ما قرار می دهد(فلامکی،1391: 2).
چه معماری فرهیخته یا کلاسیک یا آن دسته از بناها که بر مبنای تفکری خاص و به خاطر معرفی نکات بر جسته ای نسبت به بناهای مشابه و مجاور در زمان های گذشته به وسیله بعضی معماران ساخته شده اند، و چه معماری بومی شهرها، شهرک و روستاهای پراکنده در مناطق قابل سکونت بشر، در لحظه ی به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد بافت تاریخی، هویت کالبدی، مبانی نظری، معماری سنتی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد میراث فرهنگی، فضای معماری، باستان شناسی، ارزش های فرهنگی