پایان نامه ارشد درمورد باراک اوباما

دانلود پایان نامه ارشد

در مسيري قرار داد که باعث شد جايگاه تايوان در جهان تغيير کند. لي در راستاي سياست ديپلماسي عمل گرايانه خود گاهي به کشورهاي کوچک سفر مي کرد تا با آنها رابطه بر قرار کند. اين سياست به عنوان ديپلماسي سفر شناخته شد. در مه 1995 کنگره و سناي آمريکا قطعنامه اي را صادر کرد که بر اساس آن دولت کلينتون مي بايست به لي تنگ خويي ويزا بدهد. لذا در ژوئن 1995 به منظور ديدار از دانشگاه ” کرنل” به لي ويزا داده شد. اين سفر باعث نگراني جمهوري خلق چين شد. زيرا به هنگام ورود وي به لوس آنجلس جمعيت زيادي از حاميان، پرچم هاي تايوان را به حرکت در آوردند. بعلاوه چند نفر از سناتورهاي آمريكايي نيز به نيويوک سفر کردند تا به وي خوش آمد بگويند. جمهوري خلق چين بلافاصله به انجام اين سفر اعتراض کرد و آن را ترويج جدايي طلبي تايوان عنوان کرد. در 18 جو لاي 1995 جمهوري خلق چين برنامه يك هفته اي آزمايش موشك سطح به سطح را داشت که چند روز بعد عليرغم اعتراض تايوان شروع شد. موشك هاي پرتابي به سمت تايوان نشانه رفته بود و در فاصله اي کمتر از يك صد مايلي ساحل فرو مي آمدند. علاوه برآن چين تعداد زيادي نيرو به استان فوجيان که درست مقابل تايوان قرار دارد اعزام نمود. تحريكات نظامي باعث بروز شوک سياسي و اقتصادي در تايوان شد(شفيعي 1388).
تحريكات نظامي پکن باعث واکنش آمريكا شد. در 19 دسامبر 1995 ناو هواپيما بر آمريكا از تنگه تايوان عبور کرد و در پاسخ به عملكرد آمريكا، جمهوري خلق چين سفير خود را از واشنگتن فرا خواند و اعلام کرد اگر آمريكا به مداخله خود در امور داخلي چين ادامه دهد بايد منتظر اقدامات بيشتر چين باشد. در فوريه 1996، پکن نيروهاي خود را در فوجيان بسيج و نهايتا 150 هزار نيروي خود را در آنها مستقر کرد و دور جديدي از موشك هاي خود را تست کرد. اما بعد از حوادث 1995 و 1996 واشنگتن و پکن به دنبال حذف تنش بين دو کشور بودند. لذا به دنبال ديدار جيانگ زمين، رئيس جمهور چين از آمريكا در اواخر اکتبر و اوايل نوامبر 1996، وزير خارجه تايوان اظهار داشت بهبود روابط چين و آمريكا مطمئناً بر تايوان تاثير گذاشته و منافع تايوان را خدشه دار خواهد کرد. کلينتون نيز در سفر خود به چين در جولاي 1998 سياست “سه نه” را اعلام داشت که عبارت بودنداز: “ايالات متحده از استقلال تايوان حمايت نخواهد کرد”، “از ايده يك چين، يك تايوان حمايت نخواهد کرد” و “از در خواست تايوان براي عضويت در سازمان هاي بين المللي حمايت نخواهد کرد”. با روي کار آمدن جورج دبليو بوش و سياست نامشخص آمريكا و نيز بروز مشكلات بيشتر بين پکن و تايپه، ريسک تنش افزايش يافت(شفيعي 1388).
پس از پايان جنگ سرد، چين در در تداوم سياست الحاق مسالمت آميز تايوان به سرزمين مادري و پيگيري منافع استراتژيک خود در ساير حوزه ها تلاش کرد نظم منطقه اي را بازتعريف نمايد. در اين راستا چين سعي کرد مناسبات خود با همسايگان و سازمان هاي منطقه اي را گسترش و تعميق بخشد و به تدريج خود را به عنوان محور و مدار ثبات در منطقه مطرح سازد. افزون بر بهبود روابط رسمي با آسه آن، چين در مجمع منطقه اي آسه آن که ساختاري غيررسمي اما پراهميت در حوزه تعاملات امنيتي شرق آسيا دارد به طور جدي مشارکت کرد. هدف اصلي چين از مشارکت در اين مجمع تعميق اعتماد با کشورهاي عضو آسه آن، محدودسازي نفوذ آمريکا و ژاپن و تعميق انزواي تايوان بود.
در سطح دوجانبه نيز سياست منطقه اي چين در سال هاي اخير در چارچوب مفهوم نوين امنيت و گسترش و تعميق روابط با همسايگان و کشورهاي آسيايي بوده است. در اين راستا چين الگوي مشارکت استراتژيک را براي پي ريزي روابطي مستحکم و گسترده با اين کشورها اتخاذ کرده است. پيگيري سياست اعتمادسازي در سطح منطقه از سوي چين به تدريج تصوير اين کشور را به سهامدار مسئول تغيير داده است. اين تغيير تصوير در ترکيب با رشد سريع چين در مولفه هاي مختلف قدرت باعث شده تا اغلب کشورهاي منطقه “سياست چين واحد” به عنوان خط قرمز سياست خارجي چين را جدي تر بگيرند. بر اين مبنا چين تا حد قابل توجهي در “تعيين حد و مرزهاي رفتار قابل پذيرش” پيرامون بحران تايوان در منطقه آسيا توفيق يافته است. در سطح منطقه اي سياست اعتمادسازي چين در سطوح چندجانبه و دوجانبه و ارتقا منافع مشترک آن با اغلب کشورهاي آسيايي موجب شده تا حد قابل توجهي فضاي منطقه و موضع کشورها در بحران تايوان به سمت چين متمايل گردد(شريعتي نيا 1387).
در سطح کلان بحران تايوان عمدتا در روابط چين و ايالات متحده خلاصه مي گردد. در دوران بوش در ابتدا سياست دولت کلينتون در قبال چين مورد انتقاد واقع شد و بوش چين را “رقيب استراتژيک” ايالات متحده خواند. بر اين مبنا در اوايل دوره بوش (تا قبل از ?? سپتامبر) روابط چين و ايالات متحده به سردي گراييد و آمريکا معامله تسليحاتي ?? ميليارد دلاري را با تايوان در سال ???? منعقد کرد. بوش در پاسخ به انتقادات چين از اين معامله تاکيد داشت که “ايالات متحده حامي تايوان است و چين بايد اين موضوع را درک کند”. تاکيد بر حمايت از تايوان بدان لحاظ بود که تيم سياست خارجي بوش، “چين در حال ظهور” را مهم ترين تهديد بلندمدت عليه موقعيت هژمونيک ايالات متحده مي دانست. تهديدي که بايد با توسل به ابزارهاي مختلف و يکي از مهم ترين آنها تايوان محدود و مديريت مي شد. حادثه ?? سپتامبر باعث شد تا تيم سياست خارجي بوش بار ديگر به رويکرد سنتي ايالات متحده در قبال بحران تايوان يعني ابهام استراتژيک بازگردد. در قالب اين رويکرد، ايالات متحده همواره “مدافع وضع موجود” يعني ثبات نسبي در دو سوي تنگه بوده و با عوامل بي ثبات کننده مخالفت ورزيده است. اين رويکرد از آن جهت به ابهام استراتژيک موسوم است که ايالات متحده واکنش خود در برابر حمله احتمالي چين به تايوان را اعلام نکرده است(شريعتي نيا 1387).
ازسوي ديگر چين نيز براي ايجاد و گسترش حوزه “آزادي عمل” خود در نظم بين المللي آمريکا محور و بالتبع بحران تايوان در دو سطح عمل کرده است. يکي در سطح قدرت هاي بزرگ که مفاد اصلي آن شکل دهي به مشارکت استراتژيک با روسيه است و دومين حوزه، اقدامات چين در سطح کشورهاي خاص است. اين طيف کشورهايي را دربرمي گيرد که با ايالات متحده مشکلات بسياري دارند. چين سرمايه گذاري هاي چشمگيري در حوزه هاي امنيتي، سياسي و اقتصادي بر روي اين کشورها انجام داده است تا از آنها در چانه زني استراتژيک با ايالات متحده به ويژه در مورد بحران تايوان بهره برداري کند. بر اين مبنا مي توان گفت که در سطح کلان ايالات متحده همچنان با پيگيري رويکرد ابهام استراتژيک در پي آن است تا تايوان را به عنوان اهرمي براي کنترل چين در حال ظهور در اختيار داشته باشد و از ديگر سو چين با پي ريزي مناسبات گسترده با برخي قدرت هاي بزرگ و کشورهاي مخالف ايالات متحده تلاش دارد آزادي عمل خود را در بحران تايوان افزايش دهد(شريعتي نيا 1387).
پس از روي کار آمدن باراک اوباما در روابط چين و آمريکا تغيير قابل توجهي ايجاد شد. برآيند تفکر استراتژيک آمريکا آن بود که چين يک شريک استراتژيک و نه يک دشمن براي ايالات متحده مي باشد. اما اتفاقات بعدي نشان داد که رويکرد دولت اوباما در قبال چين برخلاف خوش بيني اوليه درحال تغيير است. پس از بازگشت باراک اوباما از سفر به چين در سال ???? نشانه‌هاي آشکاري از تمايل آمريکا به فشار بر چين ملموس شد. به نظر مي رسيد که برنامه‌هاي اوباما در سفر به چين چندان عملي نشده و مقامات چيني به درخواست هاي آمريکا در مورد ارزش يوان(واحد پول چين)، موضوع هسته‌اي ايران و کره شمالي و کمک چين به خروج جهان از بحران اقتصادي پاسخ روشن و متقاعد کننده اي نداده اند.
پس از اين مقطع زماني، ابزارهاي آمريکا براي فشار بر چين بار ديگر در دستور کار آمريکا قرار گرفت. نخستين ابزار موضوع تايوان بود. وزارت دفاع آمريکا/ پنتاگون/ اعلام کرد واشنگتن در فروش بيش از ? ميليارد دلار تسليحات به تايوان متعهد است. تايوان نيز از اين رويکرد آمريکا استقبال کرد اما چيني ها واکنش تندي به آن نشان دادند. اقدامات و گام‌هاي بعدي آمريکا هم همچون دخالت در موضوع اختلاف کشورهاي جنوب شرق آسيا با چين در درياي چين جنوبي و حمايت از اين کشورها در مقابل پکن، حمايت آمريکا از ژاپن در مقابل چين که بر سر جزاير سنکاکو با هم اختلاف دارند، کمک‌هاي فني و تکنولوژيکي کم سابقه واشنگتن به دهلي نو به عنوان رقيب پکن و دهها مورد ديگر، از تلاش آمريکا براي فشار بيشتر بر چين حکايت داشت. اين وضعيت بر موضوع تايوان و نقش آن در معادلات چين وآمريکا تاثير گذار بود. چرا که نمي توان وزن تايوان را در معادلات چين و آمريکا بدون توجه به فضاي کلي حاکم بر روابط دوکشور آمريکا و چين، تعيين کرد. به نظر مي رسد که بر خلاف سال نخست دولت اوباما، رويکرد اين دولت در قبال چين به دولت‌هاي قبلي واشنگتن نزديک شده و آمريکا در تلاش است تا هم از توان چين براي کمک به بحران اقتصادي در آمريکا استفاده کند و هم با استفاده از ابزارهاي مختلف از جمله تايوان، چيني ها را در بخش‌هاي مختلف درگير سازد(آمريکا، نگاه نو 1390).
به طور حتم تايوان يکي از ابزارهاي واشنگتن براي امتياز گرفتن از چين است که با نوسان روابط پکن و واشنگتن، نقش تايوان نيز در حال افت و خيز است. بر خلاف سال نخست روي کار آمدن اوباما که به نظر مي رسيد زمينه براي حل يکي از معضلات دوران جنگ سرد فراهم شده است، اما تحولات اخير نشان مي دهد که واشنگتن حاضر نيست تا آينده دور، برگي به نام تايوان را بسوزاند. البته اقدامات چين هم نشان مي دهد که آنها براي گرفتن تايوان حاضر به دادن امتيازات بزرگ نيستند. شواهد گوياي اين واقعيت است که چيني ها بر اين باورند حرکت کنوني اين کشور که حرکتي در مسير توسعه و ترقي است در نهايت زمينه را براي جذب مجدد تايوان در قلمرو چين فراهم خواهد کرد. چيني‌ها به خوبي مي دانند که آمريکايي ها با وضعيت کنوني خود قادر نيستند تا آينده غيرقابل پيش بيني، از موضوع تايوان به عنوان برگي براي فشار بر چين استفاده کنند. از همين رو آنها به جاي امتياز دادن به آمريکا در حال طي کردن مراحل ترقي و تحميل واقعيتي به نام چين بر آمريکا هستند.
اگرچه شاخص هاي موجود نشان مي دهد که با نگاهي که چين به موضوع تايوان دارد و راهي که براي حل اين بحران انتخاب کرده، نمي توان حل اين بحران در آينده نزديک را متصور شد اما به طور حتم پکن مسيري را که در مورد حل بحران تايوان در پيش گرفته، مسيري درست مي داند که مي تواند تايوان را به خاک چين ملحق کند. در مجموع تا آينده غيرقابل پيش بيني تايوان همچنان به عنوان يکي از معضلات روابط چين و آمريکا وجود خواهد داشت. اما به طور چشمگيري آمريکا توان خود را براي استفاده از تايوان به عنوان برگي براي امتياز گرفتن از چين از دست داده است و در مجموع تحولات مربوط به بحران تايوان به نفع چين در حال تغيير است(آمريکا، نگاه نو 1390).
4-5. اتحاديه ملل جنوب شرق آسيا(آ سه آن)
اتحاديه ملل جنوب شرق آسيا که به آسه آن يعني عنوان اختصاري آن در زبان انگليسي معروف شده است در 8 اوت سال 1967 با امضاي اعلاميه آسه آن50 يا اعلاميه بانکوک توسط وزراي خارجه پنج کشور اندونزي، مالزي، فيليپين، سنگاپور و تايلند در بانکوک تشکيل شد و با عضويت برونئي دارالسلام در سال 1984، ويتنام در سال 1995، لائوس و ميانمار در سال 1997 و کامبوج در سال 1999 گسترش يافت. آسه آن داراي 10 عضو با حدود 525 ميليون نفر جمعيت برابر با کل جمعيت آمريکا، ژاپن، فرانسه، آلمان و انگلستان است. ارکان اتحاديه آ سه آن شامل اجلاس سران، اجلاس وزيران، کميته دائمي، کميته ها و جلسات مقامات ارشد و دبيرخانه است. دبيرخانه به عنوان يک رکن هماهنگ کننده مرکزي در سال 1976 در جاکارتا پايتخت اندونزي ايجاد شد. آسه آن همکاري هاي منظمي را با ساير نهادهاي منطقه اي و بين المللي و قدرت هاي بزرگ منطقه اي داشته و به دليل موفقيت هاي اقتصادي ملي و جمعي اعضاي آن از اقبال قابل توجهي در سطح جهاني به عنوان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد سازمان ملل، مکان کنترل، حقوق بشر Next Entries پایان نامه ارشد درمورد روابط دوجانبه، تعامل سازنده، توسعه منطقه