پایان نامه ارشد درمورد ایدئولوژی، آموزش عالی، نظام آموزش عالی، هیأت علمی

دانلود پایان نامه ارشد

های بیگانه بر می خیزند.
هویت جوامع بشری نیز بر پایه فرهنگ شکل می گیرد و دوام آن نیز مرهون نظام ارزشی حاکم بر جامعه است. به همین دلیل تفاوت‌های جوامع به تفاوت ارزش های حاکم در آنها برمی گردد و رهبران و دولتمردان برای صیانت از آن تلاش می کنند. به تعبیر مقام معظم رهبری؛چون باغبان به حراست و مواظبت آنها پرداخته و به وقت، آن هارا هرس، آفت زدایی،آبیاری و کوددهی می کند و الا در گرداب طوفان‌های برخاسته از تمایلات دیگران، ریشه کن شده و چهره از رخسار طبیعی خود و جامعه بر می اندازند(سخنرانی در جمع اعضای شورای انقلاب فرهنگی،1382)؛چرا که” فرهنگ یک ملت را می شود با عوامل تاثیر گذار به تدریج عوض کرد.یک ملت از لحاظ فرهنگی عزیز را تبدیل کرد به یک ملت تو سری خور و ضعیف .متقابلا یک ملت تنبل را می شود تبدیل کرد به یک ملت زرنگ.”(بابائی،1387).

2-25- عناصر فرهنگ و مولفه های آن

فرهنگ،سازمانی نظام دار و سیستمی پویاست(لسلی45،1379،ص5)که در آن،مفهوم نظام و سیستم،وجود اجزا،عناصر و روابط متقابل را به ذهن متبادر می سازد.عنصر فرهنگی،کوچک‌ترین واحدیک فرهنگ است که از یک جزء یا بخشی که به عناصر و بخش‌های دیگر تقسیم پذیر نیست،تشکیل می شود.برخی عناصر فرهنگی ،مادی است و بیش از یک شیء ساده نیست،مثل انگشتر ،عصا…..و برخی دیگر مادی نیست،بلکه الگوی رفتاری است،مانند دست دادن،سلام کردن،نماز گزاردن و……. (کوئن46،1372: 79 )
“لسلی ا. وایت “47هر ساختار فرهنگی را متشکل از چهار عنصر صناعتی(تکنولوژی)،اجتماعی(آداب و رسوم،نهادها،و قواعد و الگوهای رفتار افراد با یکدیگر)،عقیدتی(باور داشتها)و نگرشی (احساسات یا طرز فکرهایی برای ابراز وجود)می داند و اظهار می دارد که تکنولوژی ،شالوده اساسی نظام فرهنگی را تشکیل می دهد و تغییر و تحول در آن موجب تغییر و تحول در سایر بخش‌ها می شود.(وایت48،1379: 5 )
علامه محمد تقی جعفری ،فرهنگ را دارای دو عنصر ثابت و متغیر می داند،عنصر متغیر،مستند به نیاز های متغیر بشری در بستر زمان است که متناسب با شرایط مختلف متفاوت می گردد و عناصر ثابت فرهنگی،مستند به نیازهای فطری و ذاتی بشری است که گذشت زمان تاثیری در ماهیت آنها نمی گذارد و مانند عنصر کمال،عنصر احترام عنصر اشتیاق به داشتن حیات شایسته و تصحیح و تنظیم ارتباط چهار گانه انسان با خویشتن،خدا،جهان هستی و همنوع(جعفری،1373: 33 )

2-25-1- هنجارها
رفتارهایی هستند که جامعه انتظار دارد مردم به آنها پایبند باشند و در قالب عرف آداب سنت‌ها،قواعد و قوانین از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند.ضمانت اجرا و استمرار این آداب و قواعد،همان شیوه های سنتی پاداش و تنبیه برای کنش‌های هنجار و رفتارهای نابهنجار است.عمده ترین انواع هنجارها عبارتند از :سنت‌های عامه،آداب معاشرت،اخلاقیات و قوانین.(ر.ک.به:کوئن49،1372: 61 )
2-25-2- نمادها
نماد،یک نشانه ارتباطی است که نوعی آگاهی را با ساده ترین و سریع ترین شکل منتقل می کند.در علوم مختلف مانند ریاضیات،رایانه و نیز در اطلاع رسانی از نماد استفاده می کنند.به کمک نمادهای راهنمایی و رانندگی امر رانندگی سامان یافته و تسهیل می شود.نماد ممنوعیت کشیدن سیگار در جاهای مختلف به چشم می خورد و به عنوان یک عامل بازدارنده رفتاری به کار می رود(بابائی،1387).
2-25-3- علوم وفنون
پدیده” تکنولوژی” یا دانش فنی،یکی از عناصر پر قدرت فرهنگ به شمار می رود.بی تردید،نقش علم و تکنولوژی در تمام زمینه های زندگی انسان تعیین کننده است.عنصر تکنولوژی می تواند به عنوان یک عامل بیگانه ساز،فرهنگ‌های غیر پویا را دستخوش بحران و استحاله کند،اتفاقی که در کشورهای جهان سوم در شرف وقوع است(همان منبع).

2-25-4- نقش ها
نقش‌ها چگونگی ارتباطات فردی و اجتماعی را نشان می دهند.شرایط اجتماعی و نقش های اجتماعی باعث ایجاد رفتارهای خاص می شود.نقش‌ها همان الگوهای رفتاری قابل انتظاری هستند که برای مشاغل و موقعیت‌ها ی اجتماعی وجود دارند،برای مثال،رفتاری که انسان از یک استاد دانشگاه در برخوردهای اجتماعی انتظار دارد ،متفاوت از یک راننده تاکسی،دستفروش،یا مشاور املاک است(بابائی،1387).
2-25-5- بینش

بینش از سه مولفه عقاید،ارزش‌ها و آگاهی ها تشکیل می شود (کاظمی،1374: 2).ایدئولوژی متکی به ایمان و ایقان،در فراسوی شناخت عقلی،علمی و تجربی قرار دارد و به همین لحاظ،بسیاری از الگوهای رفتاری و بینشی افراد را در جامعه شکل می دهد.عقیده و ایمان به ما می گوید چگونه نسبت به مسائل و امور دنیوی و اخروی نگاه و قضاوت کنیم،از قدرت حاکم تبعیت کنیم،نسبت به همنوعان خود رفتار کنیم و در یک کلام ،معیارهای خوب و بد و اخلاقی را برای ما ترسیم می کند.گاهی اوقات ایدئولوژی ها منجر به نوعی جزمی گرایی،عدم تساهل و به اصطلاح ،بنیادگرایی می شود و این زمانی است که فرهنگ جامعه،پویایی خود را از دست داده و به حالت رکود و جمود در آمده و آغوش خود را به محیط بسته باشد(بابائی،1387).ایدئولوژی ها ممکن است منشاء دینی یا غیر دینی داشته باشند،ولی به هر حال تاثیر آنها در کنش و بینش جامعه،قطعی و مسلم است ایدئولوژی هم باعث اتحاد ووفاق می شود و هم می تواند تفرقه انگیز باشد(همان منبع).به عبارت دیگر،ایدئولوژی،در صورتی که هماهنگ با سنت‌ها و فرهنگ یک ملت باشد،می تواند در تحکیم وضع موجود کمک کند،ولی اگر جز این باشد،ممکن است به تبعیض،جدایی و تنش در جامعه دامن بزند. وقتی فرهنگ جامعه را از منظر ایدئولوژی تحلیل می کنیم، به آسانی می توانیم به منشاءبسیاری از نارسایی ها پی ببریم(بابائی،1387).
2-25-6- ارزش ها
عمده ترین قسمت فرهنگ را ملاک‌ها و معیارها تشکیل می دهند.داوری ما از رفتار و گفتار و پندار دیگران بر اساس ارزش‌ها انجام می شود.انتخاب اهداف ،شیوه ها و وسیله نیل به آنها در جامعه با ملاک‌ها ی ارزشی سنجیده می شوند.اصولا انسان قبل از هر چیز یک موجود ارزشی است و اگر این ویژگی را از او بگیریم،دیگر تفاوتی با حیوان ندارد.آدمی همواره در چالش با نفس خویش است و آنچه در محیط او می گذرد و به نحوی مربوط به او می‌شود،مورد ارزشیابی قرار می دهد.ارزش مالک چیزی بودن،ارزش خوشبخت و موفق بودن،ارزش افعال و اعمال نیکو،ارزش زیبایی،ارزش زندگی و……همه به غایات زندگی و جامعه مربوط می شود.(دیویس50،1373: 17 )

2-26- اهمیت فرهنگ و نقش نظام آموزش عالی

الف . فرهنگ و روابط دنياي جديد
به غير از تأثير فرهنگ در توسعه و تمدن سازي، شايد بتوان يكي از مهم ترين شاخصه هاي كلان تمايز جامعه قرن 19 و 20 با قرون گذشته را در قرار گرفتن «فرهنگ» به عنوان يكي از كليدي ترين و كاربردي ترين عناصر ارتباطي بين جوامع و دولت ها و در يك كلمه،كليه ارتباطات انساني به حساب آورد. دست كم اينكه بخش وسيعي از ارتباطات نوين، از اين منظر و با بهره بري از نقش و توان مسائل فرهنگي انجام مي پذيرد.و بي دليل نيست كه عصر امروز، عصر تبادل ارتباطات فرهنگي ناميده مي شود(حسینی،1390).
يكي از نمونه هاي عيني كه مي تواند نشانگر تحليل مزبور باشد در نظر گرفتن شيوه هاي استعمار كهنه و قديم و مرز بين آن دو در اهميت يافتن مسائل فرهنگي و تغيير مشي از منظر ارتباطات فرهنگي است(همان منبع). به اين معنا كه اگر در شيوه هاي استعمار قديم و كهنه، بيشتر از راه كارهاي فيزيكي و عمليات نظامي و مشابه آن استفاده مي شد،استعمار نو، بهره گيري از راه هاي ارتباطي فرهنگي را مدنظر قرار داده; چرا كه اين شيوه در عين پنهاني و ناآشكار بودن، داراي تأثير نفوذ بسيار بيشتر و ماندگارتري در جوامع خواهد بود. پيش تر هم اشاره شد كه يكي از مهم ترين بسترهاي ايجاد و پديدآوري هر تمدني از قالب و در مجراي فرهنگ سازي يك جامعه صورت مي پذيرد. بنابراين، استعمار نو از اين طريق مي تواند به سه نتيجه دست يابد:
1 . تأثيرگذاري مخفي;
2 . تأثيرگذاري ماندگار;
3. تأثيرگذاري تمدني.
هر يك از سه هدف مزبور به تنهايي نيز مطلوب است،اما با اصل قرار دادن ارتباطات فرهنگي،سه هدف يك جا به دست مي آيد(حسینی،1390).
ب. فرهنگ و تمدن
از سوي ديگر،نبايد از تأثير مهم فرهنگ در تمدن سازي نيز غفلت ورزيد.هر تمدني براي پايداري خود نيازمند فرهنگ سازي است; چرا كه بدون عنصر فرهنگ يكي از اصلي ترين شالوده هاي تمدن بشري استوار نخواهد شد. بي ترديد،از آن رو كه نظام آموزش عالي نيز يكي از اركان مهم فرهنگي و جزئي از آن به حساب مي آيد، بايد به نقش كليدي آن در تمدن سازي توجه ويژه داشت(حسینی،1390).

ج . اهميت تمدن سازي
در دنياي امروز دو راه پيش روي ملت ها و جوامع بشري وجود دارد:يا بايد منفعلانه مرعوب ساخت روابط امروز تمدن حاكم غربي شدو يا اينكه برخوردي فعال را پيش گرفت و در صدد تمدن سازي برآمد.راه نخست، به از دست دادن هويت و مليت و فرهنگ خودي مي انجامد و راه دوم،مسير بازيابي هويت ملي و بازسازي ريشه هاي فرهنگي را به روي يك ملت مي گشايد(همان منبع).
براي بشر كنوني انتخاب سومي مطرح نيست; چنانچه جامعه و ملتي به سمت تمدن سازي حركت نكند و در صدد ريشه يابي وضعيت موجود خود و طراحي مهندسي آرماني اش برنيايد،به ناچار بايد تن به پذيرش حاكميت تمدن غربي و سيطره آن بر تمامي قلمروهاي فرهنگي و سياسي و اقتصادي جامعه خودي بدهد.در نتيجه،اگر به نقش مهم فرهنگ در تمدن سازي پي برديم، به اهميت دو چندان فرهنگ سازي براي دست يابي به شالوده هاي تمدني جديد نيز رهنمون خواهيم شد(حسینی،1390).
د. فرهنگ و توسعه
امروزه يكي از شاخصه هاي كشورهاي در حال توسعه را مسئله «فرهنگ» و به ويژه نقش نظام آموزش عالي در آن مي دانند.فرهنگ و ميزان و سطح ارتقاي آن،معياري براي توسعه يافتگي به حساب مي آيد و در اين زمينه،سخن از نقش نظام آموزش عالي به عنوان يكي از اركان مهم فرهنگ ساز است.نه تنها كشورهاي در حال توسعه بلكه هر كشور و جامعه اي در دنياي جديد نمي تواند از تأثير مهم فرهنگ در رشد و پيشرفت جوامع دور باشد(همان منبع).

ه . دانشگاه امروز
امروزه مهم ترین نقش و حساسیت نظام آموزش عالی و دانشگاه ها،فرهنگ سازی در جوامع است.دست یابی به توسعه جامع و پایدار جامعه اسلامی،ایجاد زمینه برای تمدن سازی آرمانی و مطلوب اسلامی-ایرانی،ذوب نشدن در ساخت روابط موجود تمدن غربی،وحضور فعال در پی ریزی مهندسی ارتباطات فرهنگی دنیای امروز و مقابله در برابر هجمه فرهنگی استعمار مدرن از دیگر تاثیرات آموزش عالی در جامعه ما به شمار می آید(حسینی،1390).فرهنگ؛دانشگاه؛توسعه جامعه؛عصر ارتباطات نو عصر استعمارنو؛ تمدن سازی؛همه موارد مزبور نشان دهنده معیارهایی است که دانشگاه امروز در جامعه ما باید خود را برای آن آماده سازد تا بتوان ادعا کرد نیازهای پیرامونی خود را به درستی شناخته است.به هر میزانی که از این ملاک ها دور شویم،در حقیقت، دانشگاه و نظام آموزش عالی را از دنیای جدید و لوازم ضروری آن دور ساخته ایم.(همان منبع).
2-27- فرهنگ و دانشگاه
اساساً اثر بخشی دانشگاه به کیفیت کارکنان آن به ویژه به اعضای هیأت علمی آن وابسته است و آن به نوبه خود بستگی به آن دارد که تا چه اندازه از توانمندی اعضای هیأت علمی در اداره امور دانشگاه استفاده می شود.ماهیت پیچیده و غیر خطی تحولات،موجب شده است تا دوران تسلط یک ایده خاص ،نظام سلسله مراتبی کاهش یابد و به تدریج زمینه برای حضور متنوع افراد و گروه ها در تصمیم گیری های سازمانی فراهم آید.(پور شافعی و همکاران،1387: 2 ).
در طول دهه گذشته دانشگاه های سرتاسرجهان تحت فشار فزاینده ای در جهت سازگاری با تغییر سریع فرهنگی،فنی و فشارهای سیاسی و اقتصادی قرار گرفته اند که ناشی از شرایط محیط وسیع فراصنعتی است.مقابله با این تغییرات محیطی سازگاری بنیادینی دور از دسترس را طلب می کند که شامل دگرگونی اساسی در ساختار تحقیق ،آموزش و مدیریت در آموزش عالی است(کوهن51 1997،به نقل از یزد خواستی،1387: 41 ).
فرهنگ دانشگاهی به نظام باورها ،انتظارات و اعمال فرهنگی درباره این که چگونه باید به صورت دانشگاهی عمل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد آموزش عالی، شیوه زندگی، آداب و رسوم، توسعه فرهنگی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد توسعه فرهنگی، توسعه اقتصادی، رشد اقتصادی، قانون پذیری