پایان نامه ارشد درمورد انسان شناسی، علامه طباطبایی، امام صادق، رسول اکرم (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

مومن و مردان مطیع و زنان مطیع و مردان راستگو و زنان راستگو و مردان شکیبا و زنان شکیبا و مردان فروتن و زنان فروتن و مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده و مردان روزه دار و مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار خدا را یاد می کنند، خداوند برای همه آنها مغفرت و پاداش بزرگی را فراهم ساخته است» (احزاب 35) «شریعت مقدس اسلام در کرامت و حرمت اشخاص از نطر دین داری، میان زن و مرد فرقی نگذاشته و در آیه: ای مردم، ما شما را از یک زن و مرد آفریدیم. (حجرات 13) به طور اجمال به این حقیقت اشاره می کند و در آیه: من، عمل عمل کننده، از زن و مرد را ضایع نمی کنم (آل عمران 195) به آن تصریح و سپس در آیه مورد بحث (احزاب 35) با صراحت بیشتری آن را بیان کرده است» (طباطبایی ،1374، ص 469)
«به اعتقاد کارل ارنست به سختی می توان نمونه دیگری از متن اصیل دینی پیدا کرد که بدین نحو خاص (احزاب 35) موضوع جنسیت مطرح کرده باشد» (کارل،1390، ص 163)
«آیات 72 سوره توبه،58 و 73 سوره احزاب،19 سوره محمد (ص)، 5 سوره فتح، 12 سوره حدید و 10 سوره بروج نیز زن و مرد را، در بعد انسانی و ایمانی، در ردیف هم قرار داده است.» (توحیدی،1392،ص 14)
دسته چهارم:آیه ای که برخی زنان را نمونه و الگوی همه انسان ها-اعم از زن و مرد-معرفی می کند: «و خداوند برای کسانی که کافر شده اند به همسر نوح و همسر لوط مثل زده…و برای مومنان به همسر فرعون و…هم چنین به مریم (دختر عمران) مثل زده است».(تحریم/ 11 و 12)
دسته پنجم:آیه های زیادی، در یکسان بودن جنبه های انسانی زن و مرد وجود دارند که بعضی از آن ها معرفی می‌شوند:
«ما آدمی زادگان را گرامی داشتیم» (اسراء/ 70)
«ما امامت را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه داشتیم…، اما انسان آن را بر دوش کشید» (احزاب/ 72)
«ما انسان را در بهترین صورت آفریدینم» (تین/ 4)
«ما انسان را از عصاره ای از گل آفریدیم…سپس او را آفرینش تازه ای دادیم، پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است» (مومنون/ 14)
«به یقین کسی که نفس را رشد داد، رستگار شد» (شمس/ 9)
«همانا من روی زمین جانشینی قرار خواهم داد» (بقره/ 30)
«به طور کلی تعابیری مانند:یا ایها الناس، یا ایها الذین آمنوا، یا بنی آدم، الذین آمنوا، ایها الانسان، مومنون، مسلمون و …از یکسان بودن بعد روحی و معنوی زن و مرد خبر می دهد.» . ( توحیدی،1392، ص 15)
4-1-4- شخصیت انسانی زن در روایات
در این بخش به بررسی شخصیت انسانی زن در روایات پرداخته و بخشی از آنها را بیان می‌کنیم.
4-1-4-1- محبت به زنان
امام صادق (ع) فرمود: «دوست داشتن زنان یکی از اخلاق انبیا است.» (فتال نيشابورى،1366،ص598)
پیامبر (ص) فرمود: «روشنی چشم من در نماز قرار داده شده و لذت من در دنیا، زنان و دو ریحانه من، حسن و حسین (ع) است.»(کلینی، 1388،ج 6،5 و 7،ص 321)
امام صادق (ع) فرمود: «گمان نمی کنم مردی در» این امر خیری را افزون کند، مگر این که محبت به زنان را زیاد کند (همان،ص321)
توضیح:منظور از «این امر» تشیع و معرفت به امام (ع) است (فیض،1406ه،ج3، ص27) «یعنی نشانه بالا رفتن معرفت به امام، زیاد شدن محبت و علاقه به زنان است.» ( توحیدی،1392، ص 16)
رسول اکرم (ص) فرمود: «به ما اهل بیت (ع) هفت چیز داده شده که به هیچ کس قبل از ما و بعد از ما داده نشده و نخواهد شد:…شجاعت و علم و عمل و محبت به زنان» (راوندی،بی تا،ص15)
4-1-4-2- ستایش زنان
در حدیث قدسی آمده است خداوند فرمود: «هرگاه اراده کنم که برای مرد مسلمان خیر دنیا و آخرت را جمع نمایم، برای او قلب خاشع، لسان ذاکر، …و همسری مومن قرار می دهم.» (کلینی، 1388،ج 6،5 و 7،ص 327)
رسول اکرم (ص) فرمود: «جرئیل پیوسته درباره زنان به من سفارش می کرد تا این که گمان کردم طلاق دادن آنها جایز نیست». (کلینی، 1388،ج 6،5 و 7ص 512)
امام صادق (ع) : «بیشتر خوبی ها، در زنان است» (صدوق،1367، ج 4،3،1 و 5،ص 385)
رسول الله (ص) : «بیشترین خیر این امت در زنان است.» (بخاری،1425، ج 1،ص 1308)
در وصایای امیرالمومنین (ع) آمده است: «خدا را خدا را (در نظر داشته باشید، درباره) زنان، آخرین کلام پیامبر (ص) شما این بود که فرمود: شما را درباره دو ضعیف توصیه می کنم، زنان و بردگان» (کلینی، 1388، ج 6،5 و 7،ص 53)

4-2- دیدگاه علامه طباطبایی
4-2-1-مبانی انسان شناسی
مبانی انسان شناسی فلسفه حقوق زن از جایگاه مهم و اساسی برخوردار است. لذا قبل از پرداختن به دیگر مسائل حقوق زن، به مبانی انسان شناسی این موضوع از دیدگاه علامه طباطبایی می پردازیم.
در نگاه انسان شناسانه به حقوق زن، این مسئله مطرح است که زن به عنوان یک انسان از چه جایگاهی در عالم هستی برخوردار است و بررسی جایگاه و شخصیت زن با رویکرد انسان شناسانه، در واقع زیربنای حقوقی زن را در یک نگاه کلان تر نشان دادن است. قطعا هر نوع نگرشی به این مسئله، در بررسی حقوق زن تاثیر به سزایی خواهد داشت.
علامه طباطبایی در تفسیر آیه «وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَم»(اسراء/70) مقصود از تکریم را اختصاص دادن به عنایت و شرافت دادن به خصوصیتی می داند که در دیگران نباشد. لذا انسان در ميان ساير موجودات عالم خصوصيتى دارد كه در ديگران نيست، علامه این خصوصیت را داشتن نعمت عقل می داند، و معناى تفضيل انسان بر ساير موجودات اين است كه در غير عقل از ساير خصوصيات و صفات هم انسان بر ديگران برترى داشته و هر كمالى كه در ساير موجودات هست حد اعلاى آن در انسان وجود دارد. (طباطبایی،1374،ج13،ص215و216)
علامه در واقع با این بیان، نعمت عقل را که خداوند متعال به انسان ارزانی داشته عامل کرامت انسان معرفی می کند و همین نعمت است که انسان را از دیگر موجودات عالم برتر و با کرامت تر کرده است. با این بیان می توان به وجود این نعمت و جایگاهی که به انسان می دهد در جنس زن نیز توجه و کرامت زن را از این زاویه بررسی کرد.
در واقع این کرامت، مختص به جنس مرد نیست و همه انسان ها، از مرد و زن را شامل می شود و توجه به این مسئله، در تفسیر ما از حقوق زن و مرد بسیار تاثیرگذار است.
با توجه به بیان علامه و تفسیری که از این کرامت الهی دارد، نوعی اشاره به نعمت اختیار نیز می تواند باشد. از آنجا که فرشتگان فقط صاحب عقل و حیوانات فقط صاحب غریزه هستند انسان ها با توجه به ترکیب وجودی شان که در موضوع آزادی و اخلاق بررسی شد، انسان ها هر دو را صاحب هستند و این عامل برتری انسان از دیگر موجودات می باشدوقرآن کریم در آیه 72 سوره احزاب در باب استعداد انسان و برتری نسبت به دیگر موجودات می فرماید:
«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولا» (احزاب/72)
علامه در بیان چیستی این امانت و علت پذیرش این امانت توسط انسان چنین می فرماید:«مراد از امانت مزبور كمالى است كه از ناحيه تلبس و داشتن اعتقادات حق، و نيز تلبس به اعمال صالح، و سلوك طريقه كمال حاصل می شود به اينكه از حضيض ماده به اوج اخلاص ارتقاء پيدا كند و خداوند، انسان حامل آن امانت را براى خود خالص كند، در اين كمال هيچ موجودى نه آسمان، و نه زمين، و نه غير آن دو، شريك انسان نيست. از سويى ديگر چنين كسى، تنها خدا متولى امور اوست، و جز ولايت الهى هيچ موجودى از آسمان و زمين در امور او دخالت ندارد، چون خدا او را براى خود خالص كرده.پس مراد از امانت عبارت است از ولايت الهى، و مراد از عرضه داشتن اين ولايت بر آسمانها و زمين، و ساير موجودات مقايسه اين ولايت با وضع آنهاست. و معناى آيه اين است كه: اگر ولايت الهى را با وضع آسمانها و زمين مقايسه كنى، خواهى ديد كه اينها تاب حمل آن را ندارند و تنها انسان مى‏تواند حامل آن باشد، و معناى امتناع آسمانها و زمين، و پذيرفتن و حمل آن به وسيله انسان اين است كه در انسان استعداد و صلاحيت تلبس آن هست، ولى در آسمانها و زمين نيست. آسمانها و زمين و كوه‏ها با اينكه از نظر حجم بسيار بزرگ، و از نظر سنگينى بسيار ثقيل و از نظر نيرو بسيار نيرومند هستند، ليكن با اين حال استعداد آن را ندارند كه حامل ولايت الهى شوند، و مراد از امتناعشان از حمل اين امانت، و اشفاقشان از آن، همين نداشتن استعداد است.»( همان، ج‏16، ص: 526و255)
چنانچه علامه بیان داشت این امانت، حاکی از یک امر غیر جسمانی می باشد و چنان امانت سنگینی است که هیچ موجودی در عالم هستی توان حمل آن را ندارد و تنها این انسان است که حاضر به پذیرش این امانت سنگین می شود. علامه رمز این پذیرش از سوی انسان را، تنها استعداد انسان می داند که اگر این استعداد نبود حمل این امانت برای انسان نیز ممکن نبود همان طوری که حمل آن برای دیگر موجودات ممکن نشد و آنها از حمل و پذیرش آن امتناع کرده و سر باز زدند. همان طور که علامه بیان کردند، این امانت با وضع انسان یک تناسبی دارد که دیگر موجودات این تناسب را نداشتند و این مطلب حاکی از این است که استعداد و وضع انسان باید از یک عظمتی برخوردار باشد به تناسب این امانت.
در آیه 20 سوره بقره نیز، خداوند برای انسان جایگاهی را بیان کرده که دیگر موجودات توان رسیدن و دریافت آن مقام را ندارند.
«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون»
علامه در شرح مقام خلافت انسان می فرماید:«مقام خلافت همانطور كه از نام آن پيداست، تمام نميشود مگر به اينكه خليفه نمايشگر مستخلف باشد، و تمامى شئون وجودى و آثار و احكام و تدابير او را حكايت كند، البته آن شئون و آثار و احكام و تدابيرى كه بخاطر تامين آنها خليفه و جانشين براى خود معين كرده.و خداى سبحان كه مستخلف اين خليفه است، در وجودش مسماى باسماء حسنى، و متصف بصفات عليايى از صفات جمال و جلال است، و در ذاتش منزه از هر نقصى، و در فعلش مقدس از هر شر و فسادى است، (همان،ج1،ص177)«اين خليفه زمينى قادر بر تحمل و ايفاى آن هست، آرى انسان از خداى سبحان كمالاتى را نمايش ميدهد، و اسرارى را تحمل مى‏كند، كه در وسع و طاقت ملائكه نيست»(همان/179)«آنچه آدم از خدا گرفت، و آن علمى كه خدا بوى آموخت، غير آن علمى بود كه ملائكه از آدم آموختند، علمى كه براى آدم دست داد، حقيقت علم باسماء بود، كه فرا گرفتن آن براى آدم ممكن بود، و براى ملائكه ممكن نبود، و آدم اگر مستحق و لايق خلافت خدايى شد، بخاطر همين علم باسماء بوده»(همان/180)
طبق این بیانات، انسان مظهر اتم صفات جلال و جمال خداوند می باشد و همین صفت خدایی بودن در انسان است که آدمی را شایسته خلافت الهی می کند، مقامی که هیچ موجودی شایستگی دریافت این مقام را ندارد و در این میان و از بین کل موجودات عالم هستی، فقط انسان است که این شایستگی را دارد که این مقام را صاحب شود.و همین انسان است که آئینه تمام نمای خداوند در روی زمین است و چنان اسراری را تحمل می کند که در وسع و طاقت ملائكه نيست.
طبق آیاتی که بیان شد و نظراتی که علامه در تفسیر المیزان بیان کرده اند می توان جایگاه و مقام انسانی زن در عالم هستی را دریافت. زن به عنوان یک انسان، اولا با کرامت ترین موجود عالم هستی و برخوردار از موهبت عقل، ثانیا با استعدادترین موجود هستی برای پذیرش و حمل امانت الهی و ثالثا به عنوان خلیفه خدا در زمین که از مقام فرشتگان نیز پیشی گرفته است. قطعا این نگاه به زن تفاوت های اساسی را با نگاهی خواهد داشت که در آن زن به عنوان یک انسان جز یک موجود مادی نبوده و نهایت آمال و آرزویش لذت طلبی در این دنیا و مقامات این دنیایی است.
4-2-2-هویت انسانی زن
در این بخش به بررسی دیدگاه های علامه در باب هویت انسانی زن در قرآن می پردازیم.
4-2-2-1- تساوی بعد انسانی، معنوی و ایمانی زن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد جوادی آملی، حقوق ایران، جوامع انسانی، قرآن کریم Next Entries پایان نامه ارشد درمورد وحدت نوعی، علوم انسانی، مبانی معرفتی، هستی شناسی