پایان نامه ارشد درمورد انسان شناسی، خلیفه الله، نظام حقوقی، ظلم و ستم

دانلود پایان نامه ارشد

نميشود
«خداوند عزّوجلّ از هیچ صاحب حقّی، حقّی را ولو بقدر ذرّه‌ای مسلوب نمیکند؛ بلکه فراوان‌ترین و کاملترین حقوق را برای همگان مقرر میدارد: زیرا که ذات اقدس او عدل است و به عدالت و قسط و رعایت میزان صحیح و عادلانه فرمان میدهد» (حسینی طهرانی،بی تا ، ج 1، ص 30)
استاد مطهری در رابطه با مبنای این نظر، که در نظام عالم از حقِّ هیچ موجودی ذرّه‌ای فرو گذار نمیشود معتقد است که، این عدالت الهی است که حق هر موجودی به آن داده می شود، در غیر این صورت، عدم عدالت صفتی خداوند، نتیجه ای غیر از این را باید در پی داشت و بر موجودات عالم ظلم و ستم می رفت و از حق هر موجودی فروگذاری میشد و حال آنکه واقعیت گویای واقعیتی غیر از این است.
استاد مطهری در رابطه با این موضوع اینطور عنوان می کند: «در آیات بسیاری از قرآن، خداوند از ظلم و ستم تنزیه شده است. مثلا گفته شده است» ما کان الله لیظلمهم و لکن کانوا انفسهم یظلمون (توبه/ 70) «چنان نیست که خداوند به آنان ستم کند بلکه آنها چنین اند که بر خود ستم می‌کنند». در بعضی آیات عادل بودن و قیام به عدل به عنوان یک صفت مثبت برای خداوند ذکر شده است یعنی در قرآن تنها به تنزیه از ظلم قناعت نشده است، بطور مثبت و مستقیم نیز صفت عدالت برای خداوند اثبات شده اس،، چنانکه می‌فرماید : شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکة و اولوا العلم قائما بالقسط (آل عمران /8) «خداوند و فرشتگان و دارندگان دان،، گواهی می‌دهند که معبودی جز خدای یکت،، که بپادارنده عدل است نیست ” . علیهذا از نظر اسلام شکی نیست که عدل الهی ، خود حقیقتی است ، و عدالت از صفاتی است که قطعا باید خداوند را به آنها موصوف بدانیم»( مطهری،1372ه،49)
همچنین آیاتی که در قرآن کریم در این رابطه آمده است بیان می‌کنیم.
«اِنَّ اللَهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْل» (نحل/90)؛ همانا خداوند به عدل امر میکند.
«قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْط» (اعراف/29)؛ بگو پروردگارم مرا امر به عدل فرمود.
«وَ زِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِیم» (اسراء/35)؛ در سنجش‌های خود همیشه عدل را مراعات کنید.
و نیز خداوند مکرّر در کتاب خویش یادآور میشود که:
«إِنَّ اللَهَ لَیْسَ بِظَلَّامِ لِّلْعَبِید» (حج/10)؛ خداوند به بندگان ستم روا نمیدارد.
 و نیز در موارد بسیاری خبر میدهد که:
«مَا کَانَ اللَهُ لِیَظْلِمَهُم» (توبه/70)؛ خداوند شیوه ستمگری بر بندگان نداشته و ندارد.
بلکه میگوید:  «إِنَّ اللَهَ لَا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئًا» (یونس/44)؛ خداوند به بندگان به هیچ مقدار ستم روا نمیدارد.
«إِنَّ اللَهَ لَا یَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّه» (نساء/40)؛ و خداوند ذرّه‌ای ظلم نمیکند.
«یکی از قوانینِ عدل اینست که به هر ذی حقّی، حقّ او بدون افراط و تفریط داده شود؛ و خداوند سبحان حقّ هر شیئی را که خلق فرموده بر حسب نیاز فطری و احتیاج غریزی او داده است. افراط و زیاده روی، باری سنگین و وراء تحمّل و بالاتر از حدّ قدرت و طاقت میباشد» (حسینی طهرانی، بی تا، ج 1، ص 31) 
«وَ لَا یُکَلِّفُ اللَهُ نَفْسًا إِلَّا مَا ءَاتَاهَا» (طلاق/7)؛ و خداوند هیچکس را جز بقدر توانی که به او عطا فرموده تکلیف نمیکند.
«لَا یُکَلِّفُ اللَهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا» (بقره/286)  ؛ خداوند جز بقدر ظرفیّت و استطاعت افراد تکلیف نمی‌نماید.
«تفریط و کاستی نیز ستم و موجب محرومیّت و تعطیل سیر تکاملی است» (حسینی طهرانی،بی تا، ج 1، ص 31)
«وَ لَا یُظْلِمُ رَبُّکَ أَحَدًا» (کهف/49)؛ و پروردگارت به هیچکس ستم نمی‌نماید.
«مخلوقات و از جمله انسان بر نوع و وجهه واحد و یکسان آفریده نشده‌اند، بلکه در نوع انسانی از نظر نیروی جسمانی و قوای مادّی قوی و ضعیف وجود دارد؛ و نیز از نظر صفات روحی و غرایز اخلاقی و تفکّر و احساسات و عواطف؛ افراد مختلف و متفاوت دیده میشوند که انسان آمیزه‌ای است از موادّ گوناگون و صفات متعدّده و خداوند وی را به درجات استعداد و مراتب استحقاقی‌که دارد بر این ترکیب آفریده است؛ و از جمله مرد و زن هر یک را به ویژگی‌هائی مجهّز ساخته و برای هر یک از آنها (ذکور و إناث) بر حسب ظرفیّت و گنجایش و خصائص وجودی برنامه و تکالیفی مقرّر فرموده است؛ و اگر نه چنین بود بجای عدل ستم شده بود و ظلم از ساحت اقدس وی به دور است.
بنابراین اگر در بعضی از امور اجتماعی مثل قضاوت و حکومت و جهاد و اختلاط با مردان و کشف حجاب و نماز جماعت و تشییع جنازه برای زنان در شرع مقدّس اسلام محدودیّت‌هائی وجود دارد، و برداشتن کارهای سنگین و مشقّت بار از دوش بانوان، نه از جهت سلب حقّ از آنان است، بلکه اعطاء حقّ ایشان است به نحو اتّم و اکمل. زیرا خداوند متعال پس از انکه زنان را با انواع غرائز بیافرید و با ویژگی‌های مخصوص شکل داد آنچه را مصحلت و شایسته شأن آنهاست در حقّ آنان مراعات فرمود؛ که همان دور ماندن از جهاد و قضاوت و حکومت و امثال این امور است؛ و این «بازداشتن»، حقّ اوّلیّه الهی است که خداوند علیم و خبیر به ایشان عطا فرموده است؛ نه اینکه حقّ اوّلیّه فطری آنان جهاد و امثال آن باشد و خداوند آنها را از این حقوق محروم ساخته باشد. که خداوند هیچ صاحب حقّی را از حقّ خویش محروم نساخته، بلکه به او آنچه را سزاوار تکامل اوست عنایت کرده است و بر حذر باش که آنچه را عین دادن حقّ است سلب حقّ مپنداری. (حسینی طهرانی،بی تا ، ج 1، ص31و32)
4-3-2- مبانی انسان شناسی
«انسان موضوع اصلی حقوق است. نوع نگرش و تعریفی که یک مکتب از انسان ارائه می دهد نقش تعیین کننده ای در شکل دهی نظام حقوقی و قواعد حاکم بر آن دارد. هویت انسان، جایگاه انسان در نظام خلقت، هدف غایی انسان، نو تعامل او با هستی برای رسیدن به هدف و محورهای اساسی در بحث انسان شناسی است.»( کدخدایی،1391، ص 77)
با توجه به مطالب مذکور، مشخص می شود که نوع نگرش و تعریفی که از انسان می شود نقش تعیین کننده ای در شکل دهی نظام حقوقی و قواعد حاکم بر آن دارد. چنانچه اگر انسان شناسی مکتبی، خارج از حقیقت ترسیم شود در شکل دهی نظام حقوقی نیز دچار آسیب ها و انحراف نگرش های فراوانی خواهد شد. برای نمونه، در مکتب انسان شناسی لیبرالیسم، نوع نگاه و نگرش غیر حقیقی و انحرافی به انسان موجبات بروز پدیده ای به نام فمنیسم گشته است که چه انحراف ها در جوامع غربی برای زنان و به تبع در معادلات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی رقم خورده است.
برای تبیین هر چه بهتر این مسئله اشاره ای کوتاه به این موضوع می شود.
«در منطق فمنیستی، انسان مانند سایر اشیا، پدیده‌ی خاصی از ماده شناخته می شود. وجود او ارزش معتبری جز آنچه با علم و تجربه ثابت است ندارد. از آنجا که نگرش او مادی است مبدا، معاد و هدفی فرامادی را برنمی تابد. بیشترین دغدغه انسان شناسی فمنیستی اثبات چنین ماهیتی برای زنان در کنار مردان است. جهت گیری نظام حقوقی فمنیستی بر همین مبانی انسان شناختی و در جهت برآورده سازی و تنظیم روابط حقوقی برای همین هدف مادی خواهد بود. شعار» بیشترین لذت برای بیشترین افراد «نتیجه منطقی چنین رویکردی است.» ( کدخدایی،1391،ص 77)
از منظر استاد مطهری، انسان در عالم هستی از جایگاه بسیار بالا و مهمی برخوردار است. تا آنجا که موجودی برتر و بالاتر از انسان در عالم هستی خلق نشده است.
در نگاه استاد مطهری «خداوند انسان را با یک کرامت ذاتی و شرافت ذاتی آفریده است»
(مطهری، بی تا د، ص 95)
«انسان بحکم اینکه دارای یک شرافت و کرامت ذاتی است که همه جنبه ملکوتی و نفخه الهی است، ناآگاهانه آن کرامت را احساس میکند» (همان،ص 208)
و همین انسان «دارای شرافت و کرامت ذاتی و شایسته خلافت الهی است» (مطهری،1372ج،ص19)
استاد مطهری در تشریح آیه 70 سوره اسراء می گوید: «آیه و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا است. ما مکرم داشتیم بنی‌آدم را. گرامی داشتن دو جور است. یک وقت مثل گرامی داشتن انسانی است انسان دیگر را. این بر می‌گردد به یک امر قراردادی و اعتباری. مثلا وقتی که شما وارد بر منزل من می‌شوید، من دو جور عکس‌العمل می‌توانم داشته باشم : یکی اینکه چندان اعتنایی به آمدن و رفتن شما نکنم، و دوم اینکه با شما در عمل محترمانه رفتار کنم و تواضع نمایم. ولی وقتی که خدا می‌گوید : « » و لقد کرمنا «معلوم است که مقصود این نیست که در یک معاشرتی که با انسان داشتیم او را احترام کردیم و بالا دست موجودات دیگر نشاندیم. مقصود اینست که ما در خلقت و آفرینش، او را مکرم قرار دادیم، یعنی این کرامت و شرافت و بزرگواری را در سرشت و آفرینش او قرار دادیم، اصلا کرامت و عزت و بزرگواری جزئی از سرشت انسان و در سرشت انسان است. اینست که انسان اگر خود را آنچنان که هست بیابد، کرامت و عزت را می‌یابد.»(مطهری،1373ج،230و231)
انسان با درک کرامت خود، خود را از پستی ها و اسارت ها برتر می شارد. «او [انسان] از یک کرامت ذاتی و شرافت ذاتی بر خوردار است، خدا او را بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری داده است. او آنگاه خویشتن واقعی خود را درک و احساس‌می‌کند که این کرامت و شرافت را در خود درک کند و خود را برتر از پستیها و دنائتها و اسارتها و شهوترانیها بشمارد. همانا ما بنی آدم را کرامت بخشیدیم و آنان را بر صحرا و دریا (خشک و تر) مسلط کردیم و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری دادیم» (اسراء/ 70) (مطهری،1373ج،10) و این» احساس کرامت در خود واقعی است (مطهری،1372ز،ص185)
استاد مطهری با صراحت اعلام می کند که: «ما به : انی جاعل فی الارض خلیفه؛ معتقدیم، ما انسان را خلیفه الله تعبیر و تفسیر می‌کنیم» (مطهری،1373الف،ص 212) قرآن می‌گوید: «انی جاعل فی الارض خلیفه اسم بشر را خلیفه الله گذاشته است» (مطهری،1373الف،ص187)
استاد مطهری معتقد است، از نظر معتقدات اسلامی و قرآنی، اولین انسان به عنوان خلیفه الله بوده و حجت خدا در روی زمین بوده است. ایشان در توضیح این موضوع می گوید: «اما از نظر معتقدات اسلامی و قرآنی و بلکه همه مذاهب آن اولین انسان موجودی است که از بسیاری از انسانهای بعد از خودش حتی از انسانهای امروز متکاملتر است یعنی از اولی که این انسان پا به عرصه عالم گذاشته است، به عنوان خلیفه الله و به عبارت دیگر در حد یک پیغمبر به وجود آمده و این، در منطق دین نکته قابل توجهیه است که چرا اولین انسانی که در دنیا به وجود آمد، به صورت یک حجت خدا و پیغمبر به وجود آمد در صورتی که به نظر می‌رسد که روی مسیر عادی تکاملی باید انسانها بیایند و پس از آنکه به مراحل عالی ترقی نائل شدند، یکی از آنها به مرحله نبوت و پیغمبری برسد نه اینکه اولین انسان خودش پیغمبر باشد. قرآن برای آن اولین انسان مقام بسیار شامخی قائل است : » و اذ قال ربک للملائکة انی جاعل فی الارض خلیفة قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال انی اعلم ما لا تعلمون و علم ادم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکة فقال انبئونی باسماء هؤلاء (بقره، 30 و 31) . خلاصه اولین انسانی که به وجود می‌آیدفرشتگان را به شگفت وامی دارد. چه سری و چه رازی در کار است؟ درباره اولین انسان تعبیر : «و نفخت فیه من روحی» به کار رفته، از روح خود چیزی در او دمیدم. این نشان می‌دهد که در بافتمان وجود این موجود غیر از عناصر مادی یک عنصر علوی دخالت دارد که با تعبیر «دمیدم از روح خودم» بیان شده است یعنی یک چیز اختصاصی من عند اللهی در ساختمان این موجود دخالت کرد. به علاوه چرا تعبیر خلیفه الله دارد : «انی جاعل فی الارض خلیفه»، خلیفه برای خودم. بنابراین در قرآن یک چنین برداشت عظیمی برای انسان هست که اولین انسانی که پا در این عالم می‌گذارد، به عنوان حجت خدا، پیغمبر خدا و موجودی که با عالم غیب پیوستگی و ارتباط دارد پا می‌گذارد. تکیه‌گاه کلام ائمه ما روی همین اصالت انسان است به این معنا که اولین انسانی که روی زمین آمده است، از آن سنخ بوده و آخرین انسانی هم که روی زمین باشد از همین تیپ خواهد بود و هیچگاه جهان انسانیت از موجودی که حامل روح : «انی جاعل فی الارض خلیفة» نباشد خالی نیست. (اصلا محور مسئله

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد قرآن کریم، سیر تکاملی، هدایت و رهبری، هستی شناسی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد حقوق انسان، حقوق انسانی، ساختار وجودی، روابط انسانی