پایان نامه ارشد درمورد امپریالیسم، روابط قدرت، ناخودآگاه، روایت تاریخی

دانلود پایان نامه ارشد

صور خیال را برای اروپاییانی که در جهان‌سوم و خورمیانه حضور دارند، فراهم می‌کند و بر مبنای هم‌ارزی، اسطوره‌ی شرق را می سازند. اما زمانی که گسستی در زنجیره‌های سازنده‌ی هم‌ارزی پدید‌می‌آید، کلیت از هم می پاشد. مثلا زمانی که غرب را با نشانه‌های غیر انسان دوستانه و غیر دمکراتیک هم‌ارز کنیم، گسستی درون‌ این کلیت بوجود می‌آید.
گفتمان استعماری نیز مانند هر گفتمانی در فضای برخورد و تصادف شکل می‌گیرد، فضایی آنتاگونیستی که هر گفتمانی سعی در ادغام و بی اثر کردن آن دارد. گفتمان استعماری مجموعه‌ای از رویه‌های و قواعدی را که در آن متن‌‌ها و سازمان روش‌شناختی‌اندیشه‌ای را که شالوده‌ی آن متن‌‌ها است را تولید می‌کند. در‌ این چارچوب شرق نه بر مبنای شرایط خاص خود، بلکه بیشتر در رابطه با غرب و بر مبنای تفاوتی که با غرب دارد تعریف و صورت‌بندی می‌شود.
چنین سامان معرفتی‌ای نگاه اروپاییانی را که در منطقه‌ی کردستان حضور داشته‌اند را شکل داده است، که شیوه‌های خاصی از ‌اندیشیدن را درباره‌ی زندگی و فرهنگ مردم کرد را در ذهنیت آن‌ها صورت‌بندی کرده است. چنین متونی به دلیل شدت و کثرت کاربردشان خصلتی عینی به خود گرفته‌اند و از طریق روابط قدرت موجود در امپریالیسم، برخوردار از اعتبار و نفوذ گشته‌اند. گفتمان استعماری گفتمانی رسوب یافته است. چنین متونی را که در مورد کردها نوشته‌اند باید درون فضایی از مواجهه‌ی غرب و شرق و روابط قدرت موجود در امپریالیسم تفسیر کرد. گفتمان استعماری حاکم در‌ این متن‌‌ها سعی می‌کند از دیگری یک نوع دانش تولید کند، که همزمان‌ این تولید دانش منجر به نوعی کنش سیاسی در جهت اعمال سلطه بدل می‌شود. به عبارتی دیگر هر گفتمانی دست به دیگری‌سازی می‌دهد تا موقعیت خود را تثبیت کند. گفتمان استعماری نیز به شرقی‌سازی مشرق‌زمین اقدام می‌کند تا چهره‌ای مثبت و متمدن از غرب ارائه دهد و بر‌ این مبنا تخاصمات موجود را در حضور اروپا به عنوان یک قدرت استعماری در خاورمیانه پنهان می‌سازد.
متون بررسی شده به عین موقعیت نمادی امپریالیسم و مداخلات هژمونیک برخوردار از ارزش ـ صدق شده‌اند. مداخلات هژمونیک موقعیت امپریالیسم غرب سعی در ادغام و پنهان‌سازی تخاصمات متضاد و روابط قدرت موجود در متون تولید شده را دارد و همواره آن‌ها را به صورت گزارش‌های خنثی و بی طرف و دارای عینیت‌های علمی، نمایان می‌سازد. رویه‌های هژمونیک، درون قلمروی از کردارهای مفصل‌کننده53 رخ می دهند که هر کدام سعی در تثبیت معنای خود و واسازی معنای رقیب دارند. مواجهه‌ی استعماری قلمروی، ناشی از حضور نیروهای متخاصم است، یعنی نیروی استعمارگر و استعمار شده. پس مفصل‌بندی منظومه‌ی نشانگان غرب و شرق را در درون گفتمان استعماری، باید با در نظر گرفتن مداخلات هژمونیک، استیلای سیاسی و فرهنگی امپریالیسم بر جهان‌سوم درک، تفسیر و تحلیل کرد.

کنش تاریخ‌نویسی‌کردستان از سوی اروپایییان را در اواخر قرن نوزدهم واوایل قرن بیستم را می‌توان در ادامه جریان عمده‌ای قرائت کرد که درآن اروپا در حال نوشتن تاریخ جهان بوده است. بنابراین تاریخ‌نویسی کرد از سوی اروپا دارای موقعیتی درون نظام کلان‌تری است که در آن همزمان اروپا در حال قلمروگسترانی خویش در سراسر جهان است و تواریخ مختلف جهان را روایت می‌کند: تاریخ آفریقا، تاریخ هند، تاریخ آمریکای لاتین و … و در این میان کرد نیز وارد چرخه‌ی داستان تاریخ جهان می شود. نوشتن تاریخ جهان از سوی اروپا به صورت ضمنی حاوی این نکته است که اروپا/غرب می‌تواند‌ این تاریخ را بنویسد. در پس داستان تاریخ جهان نوعی اراده به دانستن در میان است که مرکزیت آن غرب است. غرب می‌تواند دیگری را بشناسد و روایتی از سرگذشت او ارائه دهد. اینجا است که دانش و سلطه درهم غلتیده می‌شوند. اما چه ساختاری در میان است که‌ این توانایی را برای اروپا فراهم می‌آورد سرگذشت سایر ملل را حکایت کند؟ پاسخ‌ این پرسش را باید در حضور اروپا در سرزمین‌هایشان جست؛ حضوری که با نهادهای قدرت و سیاست پیوند یافته است. بر این اساس هیچ نوشتاری از سوی غرب نمی‌تواند فارغ از چنین مناسباتی صورت‌بندی شود، بلکه ردپاهای قدرت وسیاست استعماری را باید درون آنان جست. داستان تاریخ جهان نیز درون بایگانی‌ای بر می خیزد ک هزیر نگاه غربی شکل یافته است.
بایگانی‌ای که معرفتی را درباره تاریخ کردستان ارائه می‌دهد، بر اساس ساختار حاکم بر رابطه غرب با «بقیه» جهان صورت‌بندی شده است و مجموعه‌ای از اسناد را کنار هم گرداوری کرده است که مورخ اروپایی بر اساس آن‌ها به بازسازی تاریخ کردستان اقدام می‌کند:
«خود را در پژوهشی پر دامنه در اسناد مدارک اداره بایگانی عمومی غرقه ‌یافتم … دیپلمات‌های انگلیسی از سال‌های 1870 تا 1945 مرتبا وقایع بخش‌های مختلف کردستان را گزارش کرده‌اند.‌ این گزارش‌‌ها احتمالا تنها سوابق تاریخی و مکتوب و مضبوطی هستند که درباره کردستان در دسترسی‌اند و در‌ این مقام وفق العاده ارزنده‌اند.» (مک‌داول،صص 31 و 37)
اما خود‌ این بایگانی درون نظام خاصی از بازنمایی ودانش شکل گرفته است که همان گفتمان استعماری است که نگاه خیره‌ی غربی بقیه‌ی جهان را تسخیر کرده است. در‌ این نظام بازنمایی است که نوشتار غربی دیگری‌های خود را خلق می‌کند و آن زمان که اروپا می‌خواهد بر مبنای بایگانی اسناد و حضور خود در سرزمین‌های دیگر، داستان تاریخ جهان را بنویسد، دیگری‌های خود را در‌ این روایت می‌آفریند. بنابراین چنین روایتی خنثی نیست بلکه درون شبکه‌ای برساخته می‌شود که دانش و قدرت غربی به‌یکدیگر پیوند می یابند. تاریخ جهان روایت خود غرب است و نمی‌توان آن را خارج از منویات اروپا درک و تفسیر کرد.
همچنان که هومی بابا بر‌ این نکته تاکید کرد که «هیچ دانشی خارج از بازنمایی وجود ندارد»، نوشتار اروپاییان در مورد تاریخ‌کردستان را نیز باید در‌ این فضای مواجهه‌ی کلی‌تر بین غرب و شرق مورد کنکاش قرار دهیم. مواجهه‌ای که در آن غرب دیگری‌هایش را می‌سازد و آن‌ها را به به ابژه نوستار خویش بدل می‌کند. تاریخی را نیز که درباره کردها نوشته‌اند تاریخی است از نگاه غربی و در چارچوب مفروضات تاریخی‌ای که خود آن‌ها تجربه کرده‌اند.
برای پرداختن به نحوه روایت اروپاییان از تاریخ کردستان، لازم است که نگاه مختصری به نظام بازنمایی در مواجهه غرب و شرق بیندازیم. در‌ این بازنمایی(چنان که در بخش تحلیل گفتمان استعماری ذکر آن رفت)، تمایزی اساسی ساختار آن را حفظ می‌کند، تقسیم بندی‌ای که غرب را از بقیه جهان متمایز می‌کند. غرب و بقیه نشان دهنده جغرافیای تخیلی درون‌ این نظام است که بر مبنای تقابلات دوتایی غرب/شرق عمل می‌کند. در گفتمان استعماری دال‌های غرب و شرق بر اساس یکسری مدلول‌های خاص پر و معنادار می‌شوند. در‌ این تمایز ساختاری دال غرب، با مدلول جامعه‌ای متمدن و پیشرفته و توسعه‌یافته شهری مفصل‌بندی شده است و دال شرق که بقیه جهان را در خود شامل می‌شود، با مدلول‌های جامعه سنتی، غیرعقلانی، غیر متمدن، روستایی و قبیله‌ای با ساختارهای فکری بدوی و متعصب پر و معنادار می‌شود. بنابراین کل ساختار گفتمان استعماری بر‌ این مبنا شکل گرفته است که شرق/بقیه را به بیرون از مدار جغرافیای مفهومی غرب منتقل کند تا امکان هر گونه سامان معرفت را درباره خود و دیگری فراهم نماید. در‌ این حالت، دانش تاریخی درباره بقیه جهان خارج از‌ این نظام بازنمایی وجود ندارد و تحت سیطره چنین تقابلات دوتایی‌ای پدیدار میشود و روایت می‌شود.
داستان تاریخ جهان، بر محور تقابلات دوتایی جهان مدرن و جهان پیشامدرن استوار است و‌ این دوگانگی است که طرح روایی تاریخ را صورت‌بندی می‌کند. در‌ این نظم گفتمان، برای اینکه جهان یا زمان مدرن را تعریف کنیم مستلزمیم که عده‌ای از مردم، اعمال و مفاهیم را به عنوان غیرمدرن مشخص کنیم. ساختارهای پیشامدرن در‌ این تقابل ساختارهای کهن و سنتی و فاقد هر گونه طرح عقلانی هستند. در‌ این جا است که دال مدرن یا مدرنیته به مثابه سلطه نهاد‌هایی است که ما را از یوغ آن چیز‌هایی که غیر منطقی و غیر عقلانی است، بازنمایی می گردد. هر کدام از‌ این دال‌‌ها نیز درون نظم گفتمان استعماری جایگاه خاص خود را دارند: دال مدرنیته با غرب و دال پیشامدرن با «بقیه» مفصل‌بندی شده‌اند. در‌ این مکانیسم گفتمانی غرب توانسته است تمام آنچه را که به بیرون از مدارش طرد کند با دال پیشامدرن تعریف نماید. قدرت غربی به شیوه استیلاگرایانه‌اش مدرنیته را همزمان به عنوان‌ ایده پیشرفت بازنمایی می‌کند: جهان مدرن جهانی پیشرفته‌تر، متمدن‌تر، و پیچیده‌تر نسبت به جهان پیشامدرن است.‌ این گزاره‌ایست که می‌تواند درون نظام دلالتی گفتمان استعماری صورت‌بندی شود. اگر چنان که فوکو گزاره را پایه‌ای‌ترین واحد یک گفتمان محسوب می‌کند که همزمان دارای کارکردی خاص است، کارکرد گزاره فوق را در چه چیزی می‌توان دید؟‌آیا غیر از‌ این است که در تلاش است که جهان غرب را با تمدن و عقلانیت نشان دهد که نسبت به سایر جوامع ارجحیت بیشتری دارد؟ اما ارتباط کارکرد‌ این گزاره و تقابل دوتایی درون آن با نحوه روایت پردازی اروپاییان از تاریخ سایر جوامع چیست؟‌ این ارتباط در تاریخ‌نویسی معاصر کردستان چگونه پی ریزی شده است؟
این تقابل دوگانه درون نظم گفتمان استعماری، گونه‌ای از تقسیم بندی مدرن/پیشامدرن از زمان تاریخی بر می‌سازد که طرح روایی را برای روایت تاریخی فراهم می‌کند. در واقع چنین نشانه‌هایی از زمان تاریخی است که به صورت ناخودآگاه در نگاه اروپاییان حاضر در سرزمین‌های دیگر، هم در اسناد و هم در بایگانی‌‌ها وجود دارد و بر‌ این اساس تاریخ نویسان اروپایی به روایت تاریخ سایر ملل اقدام می ورزند.اروپاییانی که درباره تاریخ کردستان نوشته‌اند ویا سفرنامه‌ای را مهیا نموده‌اند که به‌یکی از منابع مرجع تاریخی بدل گشته است، از استیلای چنین نشانه‌‌ها و منطق گزاره‌هایی مستثنی نبوده است.‌ این متون به‌طور ناخواسته در این تقابلات مدرن/پیشامدرن گیر افتاده‌اند و هنگامی که در مورد فرهنگ‌های خاص صحبت می‌کنند حضور چنین تقابلاتی نحوه‌ی روایت را تسخیر کرده است.
کتاب آغا، شیخ، دولت مارتین وان برویین سن، یکی از آن سری متون مرجعی است که تاریخ نویسان غربی متکی به آن هستند و‌ این متن در‌ این نظام دانایی دارای قدرت ارجاعی است. نویسنده متن آن را مطالعه‌ای اکتشافی می‌داند که بیشتر مواد و مصالح آن را مصاحبه با افراد تشکیل می‌دهد. اما ساختار‌ این متن و روایت آن در مورد فرهنگ دیگری، درون نظام بازنمایی فرهنگ‌های غیر شکل گرفته است و تقسیم بندی زمان تاریخی که صحبت از آن رفت در‌ این متن مشهود است. وی زمانی که درباره وضعیت تاریخی کردها به پژوهش می‌پردازد‌ اینگونه می‌نویسد:
«به‌ این‌ترتیب می بینیم که جامعه کرد در طی پنج سده گذشته مراحلی را طی کرده است که در جریان تکامل اجتماعی عموما قاطع به شمار می‌آید: قبیله، امارت(chiefdom) و (صورت اولیه) دولت، منتها با سیر نزولی.‌ این جریان تکامل معکوس نهاد‌های سیاسی در کردستان نتیجه مستقیم و بلافصل توسعه و رشد نهادهای کشورهایی است که کردستان جزوشان شده است.» (برویین سن،278).
در‌ این قطعه از تحقیق مردم شناسانه از سوی برویین سن، الگوی زیرنهادی در مشخص کردن وضعیت اجتماعی و تاریخی کردها در متن مشخص است. در‌ این نقل‌قول مراحلی را که کردها طی کرده‌اند به صورت پیوسته از قبیله‌گری تا دولت مدرن را نشان می‌دهد. ارائه چنین طرحی از روند تاریخی پیوسته بر مبنای اصل تکامل ساختار‌بندی شده است. قانون تکامل اجتماعی در ناخودآگاه متن جای دارد و‌ این‌ ایده را شامل می‌شود که تاریخ از یک نقطه شروع شده است و به صورت پیوسته به اکنون رسیده است. در این روند، تاریخ جهان اجتماعی روبه تکامل و پیشرفت در حال حرکت کردن است. ساختارهای گذشته، ساختارهای نسبتا ناکامل وناقص هستند و تاریخ جهان به سوی مسیری در حال حرکت است. بنابراین، در واژه تکامل اجتماعی مشهود در متن،‌ ایده‌ای از فرجام‌شناسی نهفته است که تاریخ را حاوی معنایی استعلایی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد خاورمیانه، ناسیونالیسم، سیاست ورزی، جنگ جهانی اول Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع کارآفرینی، مطالعات اجتماعی، تحلیل محتوا، تحلیل محتوای کتاب