پایان نامه ارشد درمورد امر به معروف، امام رضا (ع)، نهی از منکر، علامه طباطبایی

دانلود پایان نامه ارشد

تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ یَوْمَ لَا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعَی بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ، ای کسانی که ایمان آورده اید، به درگاه خدا توبه کنید، توبه ای از، روی اخلاص باشد که پروردگارتان گناهانتان را محو کند و شما را به بهشتهایی داخل کند که در آن نهرها جاری است در آن روز، خدا پیامبر و کسانی راکه با او ایمان آورده اند فرو نگذارد، و نورشان پیشاپیش و سمت راستشان در حرکت باشد می گویند : ای پروردگار ما، نور ما را برای ما به کمال رسان و ما را بیامرز، که تو بر هر کاری توانا هستی» (تحریم/ 8)
6. اخلاص: «فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ؛ (تنها) خدا را بخوانید و دین خود را برای او خالص کنید، هر چند کافران ناخشنود باشند.» (غافر / 14)
7. رضا: «رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ؛ و خشنودی خدا بزرگتر است.» (توبه / 72)
8. احترام به پدر و مادر: «لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً؛ جز خدا را نپرستید وبه پدر و مادر خود احسان کنید.» (بقره / 83)
9. خوش گفتاری: «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً؛ وبا مردم (به زبان) خوش سخن بگویید.» (بقره / 83)
10. امانت: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها؛ خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید.» (نساء / 58)
11. عدل: «إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ؛ هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید.» (نساء / 58)
12. امر به معروف و نهی از منکر: «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند.» (ال عمران / 104)
13. نقض عهد، قطع رحم، فساد: «وَ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَهُ؛ آنها که عهد الهی را پس از محکم کردن می‌شکنند، و پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده قطع می‌کنند، و در روی زمین فساد می‌کنند، لعنت برای آنهاست. (رعد / 25)»
14. پیروی از احسن: «الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ؛ همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند، آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (زمر / 18)»
15. صدق و راستگویی: «اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ؛ از خدا بترسید و با راستگویان باشید».(توبه/119)
16. قرض‌الحسنه: «مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثِیرَهً وَ اللَّهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ؛ کیست که به خدا قرض‌الحسنه دهد، تا خدا بر آن چند برابر بیفزاید؟ خدا تنگدستی دهد و توانگری بخشد. (بقره / 245)»
17. قولنامه: «إِذا تَدایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ؛ چون وامی تا مدتی معین به یکدیگر می‌دهید، آن را بنویسید». (بقره / 282)
18. تمسخر و استهزاء: «الَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقاتِ وَ الَّذِینَ لا یَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ؛ آنهایی که از مؤمنان اطاعت کار، در صداقتشان عیب جویی می‌کنند، و کسانی را که (برای انفاق در راه خدا) جز به مقدار (ناچیز) توانایی خود دسترسی ندارند، مسخره می‌نمایند، خدا آنها را مسخره می‌کند و برای آنها عذاب دردناکی است». (توبه / 79)
19. القاب زشت: «وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ؛ و با القاب زشت و ناپسند یکدیگررا یاد نکنید.» (حجرات / 11)
20. دروغ: «وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُکُمُ الْکَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَی اللَّهِ الْکَذِب به خاطر دروغی که بر زبانتان جاری می‌شود نگویید این حلال است و آن حرام، تا بر خدا افترا ببندید». (نحل/ 116)
21. بخل: «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَهِ؛ کسانی که بخل می‌ورزند، و آنچه را خدا از فضل خویش به آنان داده انفاق نمی‌کنند، گمان نکنند این کار به سود آنها است، بلکه برای آنها شر است بزودی در روز قیامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزیدند، همانند طوقی به گردنشان می‌افکنند.» (ال عمران / 180)
22. غیبت: «وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ؛ وهیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید». (حجرات / 12)
23. گمان بد: «اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ؛ از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است». (حجرات / 12)
24. تجسس: «وَ لا تَجَسَّسُوا؛ و هرگز (در کار دیگران) تجسس نکنید». (حجرات / 12)
25. حسد: «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ با اینکه نسبت به مردم و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می‌ورزند؟ (نساء / 54)»
26. ظلم: «وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ؛ آنها که ستم کردند به زودی می‌دانند که بازگشتشان به کجاست». (شعراء / 227)
27. شایع کردن زشتیها (تشیع فاحشه) : «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْ‌آخِرَهِ؛ کسانی که دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت است.» (نور / 19)
28. سخن چینی: «هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِیمٍ؛ کسی که بسیار عیبجوست و به سخن چینی آمدو شد می‌کند، (پیروی مکن)»(قلم / 11)
29. عیب جویی: «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ؛ وای بر هر بدگوی عیبجویی» (همزه / 1)
علاوه بر آیات قرآنی که به موضوعات اخلاقی تاکید خاصی داشته در روایات نیز ارزش و جایگاه موضوع اخلاق مورد تاکید قرار داده شده است. در این بخش نیز به نمونه هایی اشاره می‌کنیم:
1- امام کاظم علیه السلام فرمود: «الْزَمُ الْعِلْمِ لَکَ مادَلَّکَ عَلی صَلاحِ قَلْبِکَ وَاظْهَرَلَکَ فَسادَهُ؛ لازمترین علم برای تو آن است که تو را به پاکسازی دل (و تهذیب نفس) راهنمایی کرده، فساد آن را برای تو آشکار کند».
(حلوانی، 1408 ق. ص 122)
2-پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «الْأَخْلاقُ مَنایِحُ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ…؛ اخلاق، بخشش‌هایی از خداوند بزرگ است…».
(مفید، ، 1413 ق،ص 225)
3-امیرمؤمنان علی علیه‌السلام در این باره می فرماید: «لَوْکُنَّا لانَرْجُوا جَنَّةً وَلا نَخْشی ناراً وَلا ثَواباً وَلا عِقاباً لَکانَ یَنْبَغی لَنا انْ نُطالِبَ بِمَکارِمِ الْأَخْلاقِ فَإِنَّها مِمَّا تَدُلُّ عَلی سَبیلِ النَّجاحِ؛ اگر به بهشت و ثواب (آخرت) امیدوار نباشیم و از آتش و عذاب (جهنم) نهراسیم، باز هم شایسته است که فضیلت‌های اخلاقی را طلب کنیم؛ زیرا فضایل اخلاقی، از چیزهایی است که ما را به راه رستگاری هدایت می کند»
(نوری،1408 ق، ج 11، ص 193)
4- «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ من تنها برای تکمیل فضائل اخلاقی مبعوث شده‌ام». (کراجکی، 1427ق،ص 11)
6- رسول‌خدا صلی الله علیه و آله آمده است که فرمود: «جعل الله سبحانه مکارم الاخلاق صلة بینه وبین عباده فحسب احدکم ان یتمسک بخلق متصل بالله؛ خداوند سبحان فضائل اخلاقی را وسیله ارتباط میان خودش و بندگانش قرار داده، همین بس که هر یک از شما دست‌به اخلاقی بزند که او را به خدا مربوط سازد.» (ابن أبی فراس، 1410 ق ،ج 2،ص 122)
7-امام رضا (ع) فرمود که پیامبر خدا (ص) فرموده:
بر شما باد روی آوری به اخلاق نیکو، بدرستی که صاحب اخلاق نیک بی‌گمان در بهشت جای دارد؛ و بر شما باد پرهیز از اخلاق بد، همانا انسان زشت خوی بی‌گمان در آتش جای دارد.
با اسناد نقل شده امام رضا (ع) فرمود که فرستاده خدا (ص) فرموده:
«اگر بنده خدا بداند که خدا چه پاداشی در رابطه با اخلاق نیک به او می‌دهد، هر آینه می‌داند که به اخلاق نیک نیازمند است»(حجازی، 1406 ق. ص 80 و 81)

3-2-دیدگاه علامه طباطبایی
3-2-1-تعریف اخلاق
علامه در تعریف اخلاق می فرمایند:
«وهو الفن الباحث عن الملكات الانسانية المتعلقة بقوة النباتية والحيوانية والانسانية وتميز فضائل منها من الرذائل ليستكمل الانسان بالتحلى والاتصاف بها»(طباطبایی،1371،ج1،ص368).
علامه اخلاق را از جمله فنونی می داند که در آن تهذیب نفس و چگونگی افراد با یکدیگر سخن به میان می رود و با تحقیق درباره ملکات نفسانی اعم از قوای نباتی، حیوانی و انسانی، فضائل را از رذایل متمایز می سازد. هدف اخلاق در نگاه علامه، ایجاد معرفت به سالک در مقام نظر، و دوری از رذایل و آراسته شدن به فضائل در مقام عمل برای رسیدن به کمال است (خلیلی،1391،ص129)
علامه در توضیح کامل این مطلب می فرماید:
علم اخلاق عبارت است از فنى كه پيرامون ملكات انسانى بحث مى‏كند، ملكاتى كه مربوط به قواى نباتى و حيوانى و انسانى اوست، به اين غرض بحث ميكند كه فضائل آنها را از رذائلش جدا سازد و معلوم كند كدام يك از ملكات نفسانى انسان خوب و فضيلت و مايه كمال اوست، و كداميك بد و رذيله و مايه نقص اوست، تا آدمى بعد از شناسايى آنها خود را با فضائل بيارايد، و از رذائل دور كند و در نتيجه اعمال نيكى كه مقتضاى فضائل درونى است، انجام دهد تا در اجتماع انسانى ستايش عموم و ثناى جميل جامعه را بخود جلب نموده، سعادت علمى و عملى خود را به كمال برساند(طباطبایی،1374،ج1،ص558)
علامه مبدا و منشأ نیروهای برانگیزاننده در انسان را در جهت دست یافتن به علومی که به افعال و اعمال انسانی منجر می شوند را در سه قوه می داند که عبارت اند از: قوه شهویه، غضبیه و نطقیه ی فکریه.
از نگاه علامه، اخلاق انسان، سه نیروی عمومی است که در انسان وجود دارد و همین سه قوه است که نفس را برمی انگیزد تا در صدد به دست آوردن و تهيه علوم عملى شود و این همان علومی است که تمامی افعال انسان به این علوم منتهی می شود.
علامه تمامی اعمال صادره از انسان را یا از قبیل افعالی می داند که به منظور جلب منفعت انجام می شود یا از قبيل افعالى است كه به منظور دفع ضرر انجام مى‏شود و يا از قبيل افعالى است كه ناشى از تصور و تصديق فكرى است. ایشان معتقد است که تمامی افعال صادره از انسان، قبل از انجام آن فعل، آن را در ذهنش انجام می دهد براى هر كارى مصالحى كه در آن كار هست، با مفاسد آن مى‏سنجد و سبك و سنگين ميكند، و سرانجام يكى از دو طرف ميچربد، آن گاه آن عمل را در خارج انجام ميدهد (همان،ج1، 558و559).
«از نظر علامه، هرگاه این سه قوه به طور معتدل در انسانی جمع شوند، یعنی فردی دارای ملکات عفت، شجاعت و حکمت شود، آن گاه ملکه ی چهارمی در وجود او پدید می آید به نام”عدالت” که خاصیت آن غیر از خواص سه ملکه اول است»(رضایی،1388، 23)
علامه حد اعتدال هر یک از قوا را این طور بیان می کند که: اعتدال قوه غضبیه این است که این نیرو را از افراط و تفریط باز دارد، یعنی آنجا که غضب لازم است غضب کند و آنجا که صبر لازم است صبر کند، اگر کسی این چنین کند قوه غضبیه به فضیلت شجاعت مبدل می شود، و اگر افراط کند رذیله ای به نام تهور پدید می آید و اگر تفریط کند رذیله جبن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد ارزش های اخلاقی، آزادی اجتماعی، ابوعلی مسکویه، علامه طباطبایی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد علامه طباطبایی، اصول اخلاقی، حسن و قبح، سعادت و کمال