پایان نامه ارشد درمورد امام علی (ع)، براعت استهلال، پیامبر (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

إِنِّي لَأَعْلَمُ أَنَّكُمْ لَا تَفِيئُونَ إِلَى خَيْرٍ وَ إِنَّ فِيكُمْ مَنْ يُطْرَحُ فِي الْقَلِيبِ وَ مَنْ يُحَزِّبُ الْأَحْزَابَ ثُمَّ قَالَ (ص)يَا أَيَّتُهَا الشَّجَرَةُ إِنْ كُنْتِ تُؤْمِنِينَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ تَعْلَمِينَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ فَانْقَلِعِي بِعُرُوقِكِ حَتَّى تَقِفِي بَيْنَ‏يَدَيَّ بِإِذْنِ اللَّهِ فَوَالَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَانْقَلَعَتْ‏بِعُرُوقِهَا وَ جَاءَتْ وَ لَهَا دَوِيٌّ شَدِيدٌ وَ قَصْفٌ كَقَصْفِ أَجْنِحَةِ الطَّيْرِ حَتَّى وَقَفَتْ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ (ص)مُرَفْرِفَةً وَ أَلْقَتْ بِغُصْنِهَا الْأَعْلَى عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص)وَ بِبَعْضِ أَغْصَانِهَا عَلَى مَنْكِبِي وَ كُنْتُ عَنْ يَمِينِهِ (ص)فَلَمَّا نَظَرَ الْقَوْمُ إِلَى ذَلِكَ قَالُوا عُلُوّاً وَ اسْتِكْبَاراً فَمُرْهَا فَلْيَأْتِكَ نِصْفُهَا وَ يَبْقَى نِصْفُهَا فَأَمَرَهَا بِذَلِكَ فَأَقْبَلَ إِلَيْهِ نِصْفُهَا كَأَعْجَبِ إِقْبَالٍ وَ أَشَدِّهِ دَوِيّاً فَكَادَتْ تَلْتَفُّ بِرَسُولِ اللَّهِ (ص)فَقَالُوا كُفْراً وَ عُتُوّاً فَمُرْ هَذَا النِّصْفَ فَلْيَرْجِعْ إِلَى نِصْفِهِ كَمَا كَانَ فَأَمَرَهُ (ص)فَرَجَعَ فَقُلْتُ أَنَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ إِنِّي أَوَّلُ مُؤْمِنٍ بِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ أَوَّلُ مَنْ أَقَرَّ بِأَنَّ الشَّجَرَةَ فَعَلَتْ مَا فَعَلَتْ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَى تَصْدِيقاً بِنُبُوَّتِكَ وَ إِجْلَالًا لِكَلِمَتِكَ فَقَالَ الْقَوْمُ كُلُّهُمْ بَلْ ساحِرٌ كَذَّابٌ عَجِيبُ السِّحْرِ خَفِيفٌ فِيهِ وَ هَلْ يُصَدِّقُكَ فِي أَمْرِكَ إِلَّا مِثْلُ هَذَا يَعْنُونَنِي 54:
من همراه او بودم، هنگامى كه سران قريش نزد وى آمدند، گفتند: اى محمد (ص) تو ادعاى بزرگى كرده‏اى، ادعائى كه هيچكدام از پدران و خاندانت چنين ادعائى نكرده‏اند، ما از تو يك معجزه مى‏خواهيم. اگر پاسخ مثبت دهى و آن را به انجام برسانى مى‏دانيم كه تو نبى و پيامبر هستى و اگر انجام ندهى بر ما روشن مى‏شود كه ساحر و دروغگوئى. پيامبر (ص) پرسيد: خواسته شما چيست؟ گفتند: اين درخت را صدا بزنى كه از ريشه بر آمده جلو آيد و پيش رويت بايستد، فرمود: خداوند بر همه چيز توانا است، اگر خداوند اين عمل را انجام دهد آيا ايمان مى‏آوريد و به حق گواهى مى‏دهيد؟ گفتند: بلى، فرمود به زودى آنچه را مى‏خواهيد به شما ارائه خواهم داد و مى‏دانم كه شما به سوى خير و نيكى باز نخواهيد گشت و در ميان شما كسى قرار دارد كه در درون چاه (بدر) افكنده خواهد شد و نيز كسى است كه (نبرد) احزاب را به راه خواهد انداخت، سپس صدا زد: اى درخت اگر به خدا و روز واپسين ايمان دارى و مى‏دانى كه من پيامبر خدا هستم از ريشه از زمين بيرون آى و نزد من بیا و به فرمان خداوند پيش روى من بايست، سوگند به كسى كه او را به حق مبعوث ساخت درخت با ريشه از زمين كنده شد، پيش آمد و به شدت صدا مى‏كرد – همچون پرندگان به هنگامى كه بال مى‏زنند – صدائى از به هم خوردن ‏شاخه‏هايش در هوا پراكنده مى‏شد، تا آنكه پيش آمد و در جلوى رسول خدا (ص) ايستاد و شاخه‏هايش همچون بالهاى پرندگان به هم خورد، بعضى شاخه های بلند خود را بر روى پيامبر (ص) و بعضى از آنها را بر دوش من افكند و من در جانب راست آن حضرت بودم. اما قريش هنگامى كه اين وضع را مشاهده كردند از روى كبر و غرور گفتند: به درخت فرمان ده نصفش پيشتر آيد و نصف ديگرش درجاى خود باقى بماند، پيامبر (ص) فرمان داد و نيمه‏اى از آن با وضعى شگفت‏آور و صدائى شديد به پيامبر نزديك شد؛ آن چنانكه نزديك بود به آن حضرت بپيچد، باز از روى كفر و سركشى گفتند: فرمان ده اين نصف باز گردد و به نصف ديگر ملحق شود و به صورت نخستين در آيد، پيامبر (ص) دستور فرمود و درخت چنين كرد، من گفتم: «لا اله الا اللّه»، اى پيامبر (ص) من نخستين كسى هستم كه به تو ايمان دارم و نخستين فردى هستم كه اقرار مى‏كنم: درخت با فرمان خدا براى تصديق نبوت و اجلال و بزرگداشت برنامه و دعوتت آنچه را خواستى انجام داد، اما آنها همه گفتند: نه او ساحرى است دروغگو كه سحرى شگفت‏آور دارد و در سحر خويش سخت با مهارت است، آيا پيامبريت را كسى جز امثال اين (منظورشان من بودم) تصديق مى‏كند؟»

به گفته ابن ابی الحدید این حدیث از جمله احادیث مستفیض55 است که محدثان در آثار خود آن را ذکر کرده اند و متکلمان این ماجرا را در شمار معجزات پیامبر اکرم (ص) آورده اند و بیشتر این روایت را بر همان صورتی که در خطبه قاصعه نهج البلاغه آمده است با اندک تفاوتی در برخی الفاظ ذکر کرده اند.56
در برخی منابع دیگر، روایاتی از امام علی (ع) درباره معجزات پیامبر اکرم (ص) نقل شده است؛ از جمله آنها به سخن آمدن سنگی در دست آن حضرت و گواهی اش به پیامبری ایشان است:

« أَخَذَ يَوْمَ حُنَيْنٍ حَجَراً فَسَمِعْنَا لِلْحَجَرِ تَسْبِيحاً وَ تَقْدِيساً ثُمَّ قَالَ (ص) لِلْحَجَرِ اِنْفَلِقْ فَانْفَلَقَ ثَلاَثَ فِلَقٍ نَسْمَعُ لِكُلِّ فِلْقَةٍ مِنْهَا تَسْبِيحاً لاَ يُسْمَعُ لِلْأُخْرَى57 :
روز جنگ حنین، پیامبر سنگی را به دست گرفت. سنگ آغاز به تسبیح و تقدیس خدا کرد. پیامبر(ص) امر کرد که سنگ تکه تکه شود. سنگ سه تکه شد و هر تکه ای تسبیحی جز تسبیح تکه دیگر گفت. »

در روایتی، امام علی (ع) معجزه ای از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده که بنابر آن، اخبار و اسرار نهانی از طریق غیب به او می رسیده است مانند خبردادن از حاجات مومنین و یا گفت و گوهای پنهانی مشرکان :

«كَانَ يَأْتِيهِ اَلرَّجُلُ يُرِيدُ أَنْ يَسْأَلَهُ عَنْ شَيْءٍ فَيَقُولُ (ص) تَقُولُ أَوْ أَقُولُ فَيَقُولُ بَلْ قُلْ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَيَقُولُ جِئْتَنِي فِي كَذَا وَ كَذَا حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ حَاجَتِهِ وَ لَقَدْ كَانَ (ص) يُخْبِرُ أَهْلَ مَكَّةَ بِأَسْرَارِهِمْ بِمَكَّةَ حَتَّى لاَ يَتْرُكُ مِنْ أَسْرَارِهِمْ شَيْئاً مِنْهَا 58:
گاه مردی نزد پیامبر(ص) می آمد و می خواست چیزی بپرسد. پیامبر(ص) می فرمود : تو خود می گویی چه می خواهی یا من بگویم؟ مرد می گفت: یا رسول الله شما بگویید و پیامبر(ص) از ماجرای آن مرد و جزئیاتش سخن می گفت. پیامبر(ص) اسرار نهانی مشرکان مکه را باز می گفت به گونه ای که از اسرار آنان چیزی بر جای نمی ماند. »

معجزات بسیار دیگری برای پیامبر (ص) از علی (ع) نقل شده که علامه مجلسی بسیاری از آنها را در کتاب بحارالانوار ضمن روایتی طولانی ـ گفت وگوی مردی یهودی با امام (ع) ـ آورده است.59 در برخی آثار دیگر مانند الاحتجاج طبرسی که به احتجاجات60 اهل بیت (ع) اختصاص یافته، چنین روایاتی را می توان یافت هرچند برخی روایات نیازمند بررسی های سندی و حدیث شناسی اند.

2ـ2ـ2. شهادتهای امام علی(ع) بر رسالت و صداقت پیامبر(ع)
در خطبه ها و نامه های امام علی(ع) به جملاتی بر می خوریم که با فعل «ش ه د» آغاز شده و آن حضرت در این جملات به رسالت پیامبر اکرم(ص) گواهی داده است. ماده «شهد» در عربی به معنای بیان چیزی است که آدمی از آن باخبر است و از این رو گفته اند: شاهد عبارت از عالمی (داننده، آگاه) است که آنچه را می داند بیان می کند: « العالم الذي يُبَيِّنُ ما عَلِمَهُ.» 61 در شهادت سه امر لازم است: حضور، آگاهی و اعلام. بدین سان کسی که شهادت می دهد می باید خود در بطن ماجرا حضور داشته و دیگر آنکه از ماجرا آگاه شده باشد و سپس به اعلام و اعلان آن همت بگمارد.62 عباراتی که با کلمه «اشهد» آغاز می شوند، غالباً شامل گواهی بر رسالت پیامبر(ص) و سپس توصیفی از آن حضرت است و از برخی موهبتها و نعمتهایی که به واسطه بعثت نصیب عالم بشریت شده است، در ادامه آن آمده است؛ مانند :

« أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (ص)عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ لِإِنْفَاذِ أَمْرِهِ وَ إِنْهَاءِ عُذْرِهِ وَ تَقْدِيمِ نُذُرِهِ 63 :
گواهى مى‏دهم كه محمد (ص) بنده و فرستاده اوست، او را فرستاده تا فرمانهايش را اجرا كند و به مردم اتمام حجت نمايد و آنها را در برابر اعمال بد، بيم دهد. »

«أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (ص) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ نَجِيبُهُ وَ صَفْوَتُهُ لَا يُؤَازَى فَضْلُهُ وَ لَا يُجْبَرُ فَقْدُهُ أَضَاءَتْ بِهِ الْبِلَادُ بَعْدَ الضَّلَالَةِ الْمُظْلِمَةِ وَ الْجَهَالَةِ الْغَالِبَةِ وَ الْجَفْوَةِ الْجَافِيَةِ وَ النَّاسُ يَسْتَحِلُّونَ الْحَرِيمَ وَ يَسْتَذِلُّونَ الْحَكِيمَ يَحْيَوْنَ عَلَى فَتْرَةٍ وَ يَمُوتُونَ عَلَى كَفْرَةٍ 64 :
شهادت مى‏دهم كه محمد (ص) بنده‏ و فرستاده برگزيده و انتخاب شده او است. در فضل و برترى، همتائى ندارد و جبران فقدان وى نگردد. شهرهاى جهان بوجود او روشن گشت بعد از آن كه گمراهى وحشتناكى همه جا را فرا گرفته بود و جهل بر افكار غالب، قساوت و سنگدلى بر دلها مسلط گشته بود و مردم حرام را حلال مى‏شمردند و دانشمندان را تحقير مى‏كردند و بدون آئين الهى زندگى كرده و در حال كفر و بى دينى جان مى‏سپردند. »

« أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ الصَّفِيُّ وَ أَمِينُهُ الرَّضِيُّ (ص)أَرْسَلَهُ بِوُجُوبِ الْحُجَجِ وَ ظُهُورِ الْفَلَجِ وَ إِيضَاحِ الْمَنْهَجِ فَبَلَّغَ الرِّسَالَةَ صَادِعاً بِهَا وَ حَمَلَ عَلَى الْمَحَجَّةِ دَالًّا عَلَيْهَا وَ أَقَامَ أَعْلَامَ الِاهْتِدَاءِ وَ مَنَارَ الضِّيَاءِ وَ جَعَلَ أَمْرَاسَ الْإِسْلَامِ مَتِينَةً وَ عُرَى الْإِيمَانِ وَثِيقَةً 65 :
گواهى مى‏دهم كه محمد (ص) بنده و فرستاده‏اى برگزيده و امين او است، وى را با برهانهائى روشن و پيروزى بر كفر و شرك و واضح نمودن راه راست گسيل داشت و او نيز رسالت حق را آشكارا ابلاغ كرد و انسانها را به جاده حق رهنمون شد، پرچمهاى هدايت را بر افراشت و نشانه‏هاى روشن را بر قرار ساخت رشته‏هاى اسلام را محكم و دستگيره ‏هاى ايمان را استوار گردانيد. »

در بیش از ده موضع از نهج البلاغه شهادتهای امام علی(ع) به رسالت پیامبر اکرم(ص) به چشم می خورد. این شهادتها از چند منظر قابل توجه و امعان نظرند:
یک. فصیح و از منظر زیبایی شناسی نوشتاری، در درجه ای بالا قرار دارند. امام(ع) ضمن آن که صفات پیامبر اکرم (ص) را با دقت و بلاغت بیان نموده، به ظاهر کلام نیز توجه داشته و کلام بدین لحاظ در جایگاهی اعجاز آمیز قرار دارد. عبارات غالبا مسجع و آهنگین و موزون اند و از کلمات گوش نواز در آنها استفاده شده است.
دو. گاه گواهی های امام (ع) به گونه ای براعت استهلال است برای سخنی که در خطبه می آید. امام علی(ع) در آغاز، پس از شهادت به رسالت، صفاتی را برای پیامبر (ص) بر می شمارد که با هدف خطبه و موضوع اصلی آن در تناسب است؛ مانند خطبه ذیل:

« أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (ص) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ وَ أَعْلَامُ الْهُدَى دَارِسَةٌ وَ مَنَاهِجُ الدِّينِ طَامِسَةٌ فَصَدَعَ بِالْحَقِّ وَ نَصَحَ لِلْخَلْقِ‏وَ هَدَى إِلَى الرُّشْدِ وَ أَمَرَ بِالْقَصْدِ 66 :
شهادت مى‏دهم كه محمد (ص) بنده و فرستاده او است. وى را هنگامى فرستاد كه نشانه‏هاى هدايت به كهنگى گرائيده و جاده‏هاى دين محو و نابود شده بود، او حق را آشكار ساخت و مردم را نصيحت نمود و آنها را به سوى كمال، هدايت كرد و فرمان ميانه روى و عدالت داد. »

امام علی(ع) در آغاز خطبه بالا از نصیحت و خیرخواهی پیامبر اکرم (ص) سخن گفته و از صفت «نصح» یاد کرده و خود نیز در همین خطبه به نصح (خیرخواهی؛ نصیحت گویی و اندرز) پرداخته. بدین سان با یادکرد از صفت نصح پیامبر(ص) به واسطه صناعت براعت استهلال، شنوندگان را آماده موعظه و پند خویش کرده است. ادامه خطبه این چنین است :

« وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّهُ لَمْ يَخْلُقْكُمْ عَبَثاً وَ لَمْ يُرْسِلْكُمْ هَمَلًا عَلِمَ مَبْلَغَ نِعَمِهِ عَلَيْكُمْ وَ أَحْصَى إِحْسَانَهُ إِلَيْكُمْ فَاسْتَفْتِحُوهُ وَ اسْتَنْجِحُوهُ وَ اطْلُبُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَمْنِحُوهُ فَمَا قَطَعَكُمْ عَنْهُ حِجَابٌ وَ لَا أُغْلِقَ عَنْكُمْ دُونَهُ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد امام علی (ع)، نهج البلاغه، پیامبر (ص) Next Entries پایان نامه ارشد درمورد امام علی (ع)، حضرت محمد (ص)، پیامبر (ص)