پایان نامه ارشد درمورد افراد مبتلا، سوء مصرف مواد، مصرف مواد

دانلود پایان نامه ارشد

دهند. در اين موارد به آنها حملات فاقد نشانه مي گوييم. براي اختلال وحشتزدگي بايد حملات مكرر فاقد نشانه و نگراني از وقوع حملات در آينده حضور داشته باشد، اما حمله هاي وحشتزدگي در كساني كه ملاكهاي اختلال وحشتزدگي را دريافت نمي كنند. (سالانه 3 تا 5 درصد جمعيت عمومي) به طور نسبتاً رايج رخ مي دهد و حضور حملات نشانه دار به احتمال زياد بيانگر نوعي فوبي است. شيوع اختلال وحشتزدگي در طول زندگي حدود 2 درصد براي مردان و بيش از 5 درصد براي زنان است. اين اختلال معمولاً در سنين نوجواني آغاز مي شود و شروع آن توام با تجارب تنش زاي زندگي است. ميزان شيوع اين حملات از فرهنگي و به فرهنگ ديگر متفاوت است. مثلاً در آفريقا حدود1 درصد از مردان و 6 درصد از زنان اين تشخيص را مي گيرند. (ديويسون و همكاران، ج1، 1384)
پ)آگورا فوبي
در DSM-IV-TR اختلال وحشتزدگي همراه با آگورافوبي يا بدون آن تشخيص داده مي شود.
آگورافوبي56 (كه از واژه يوناني agora به معناي ‹ بازار› گرفته شده است) شامل آن دسته از ترسهايي است كه در مكانهاي عمومي ظاهر ميگردد و فرد از آن مي ترسد كه در صورت درماندگي در اين موقعيتها نتواند فرار كند يا كسي به ياري وي نشتابد، ترس از خريد كردن، ترس از ازدحام، ترس از سفر غالبا ديده مي شود، بسياري از بيماران مبتلا به آگورافوبي قادر به ترك منزل نيستند و يا فقط اين كار را با پريشاني فراوان انجام مي دهند، بيماران مبتلا به اختلال وحشتزدگي معمولا از موقعيتهايي كه در آن ممكن است حملاتشان خطر سازبوده يا احساس شرمندگي كنند، اجتناب مي ورزند. اگر اين امتناع ورزيدن دامنه دار و فراگير شود، نتيجه آن اختلال وحشتزدگي به همراه آگورافوبي خواهد بود. هر دو حالت اختلال وحشتزدگي نيز هستند، هر چند نه به آن تعدادي كه تشخيص اختلال وحشتزدگي همراه با آگورافوبي و آگورافوبي فاقد سابقه اختلال وحشتزدگي، در زنان بسيار رايج تر است.
بيش از 80 درصد بيماراني كه تشخيص ساير اختلالات اضطرابي را دريافت كرده اند، دچار حملات وحشتزدگي نيز هستند، هر چند نه به آن تعدادي كه تشخيص اختلال وحشتزدگي را ايجاب كند.
ت)اختلال اضطراب فراگير:
افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگير تقريبا همواه از نگراني هاي اغراق آميز رنج مي برند. با اينكه آنها بيشتر از ديگران دليلي براي نگراني ندارند، به قدري تنيده، و خسته مي شوند كه به سختي مي توانند كار كنند از زندگي لذت ببرند. گاهي آنها حتي مطمئن نيستند كه درباره چه چيزي نگران هستند. (سيد محمدي، 1386)
شخص مبتلا به اختلال اضطراب فراگير (GAD) همواره در رابطه با موضوعات جزئي شديدا مضطرب مي شود. بسياري از آدميان گهگاه نگران مي شوند. اما بيماران مبتلا به GAD نگرانيهاي مزمن دارند آنها ساعتها راجع به گستره وسيعي از موضوعات احساس نگراني مي كنند و اين دلشوره ها را اموري مهار ناپذير مي دانند. ويژگيهاي ديگر GAD عبارت است از مشكل در تمركز، خستگي زودرس، بيقراري، تحريك پذيري و تنش عضلاني شديد.
با اينكه بيماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگير معمولا به دنبال درمان رواني نمي روند، شيوع آن در طول زندگي بسيار بالا است، اين اختلال حدود 5 درصد از كل جمعيت را شامل مي شود. بسياري از مبتلايان با اختلال اضطراب فراگير اظهار مي كنند كه در سراسر زندگي به آن دچار بوده اند، ليكن اين اختلال معمولا از اواسط دوران نوجواني آغاز مي شود. به نظر مي رسد كه رويدادهاي تنش زاي زندگي در ايجاد آن نقش دارند. اين اختلال در زنان دو برابر مردان است و با ساير اختلالات اضطرابي و اختلالهاي خلق همايندي مرضي بالايي دارد. درمان موفقيت آميز اختلال اضطراب فراگير كاري دشوار است. در يك بررسي پيگيري 5 ساله تنها 18 درصد بيماران توانسته بودند كاملا از نشانه هاي اضطراب فراگير فارغ شوند.( كرنيك و همكاران، ج 1، 1384 )
در DSM-IV اين اختلال بايد در اكثر روزها در ضمن حداقل 6 ماه دوام داشته باشد و كنترل نگراني مشكل بوده و علائم جنسي نظير تنش عضلاني، تحريك پذيري، اشكال در خواب و بيقراري با آن همراه باشد و از نظر ذهني ناراحتي برانگيز و در زمينه هاي مهم زندگي شخص اختلال ايجاد كند. (كاپلان وسادوك ج 2، 1386)
اختلال اضطراب فراگير احتمالا شايعترين اختلالي است كه با يك اختلال رواني ديگر ديده مي شود تا 25 درصد بيماران بالاخره به اختلال هراس مبتلا مي گردند، در صد بالائي از اين بيماران احتمال دارد به افسرده خوئي و اختلالات وابسته به مواد مبتلا شوند. (كاپلان وسادوك ج 2، 1386).
ث)اختلال وسواس فكري- عملي
افراد مبتلا به اختلال وسواس فكري- عملي (OCD) دو نوع مشكل دارند وسواس فكري، جريان فكر تكراري و ناخواسته است. وسواس عملي، عمل تكراري و تقريباً مقاومت ناپذير است وسواس عملي تلاشي است براي كاهش دادن وسواس فكري. اما فقط عده قليلي هستند كه به اختلال وسواس فكري- عملي دچار مي شوند.‹ اختلال وسواس فكري- عملي(OCD) يك اختلال اضطرابي است كه در آن، ذهن فرد از افكار مهار نشدني و پايدار نشدني و پايدار لبريز شده و فرد را مجبور به تكرار مجدد اعمال مشخصي كند كه سبب درماندگي و اختلال در كاركرد روزانه اش مي شود›. (كرنيك و همكاران، ج 1، 1384 ص 200).
شيوع اين اختلال در طول زندگي بين 1 تا 2 درصد جمعيت برآورده شده و در ميان زنان بيش از مردان شايع است. معمولا از اوايل بزرگسالي شروع مي شود و اغلب در پي رويدادي تنش زا مثل كشمكش هاي خانوادگي، يا مشكلات شغلي بروز مي كند. شروع زود هنگام آن در مردان رايج تر و با وسواسهاي عملي مربوط به وارسي همراه است. شروع دير هنگام آن در زنان شايعتر است و به صورت وسواس در شستشو ظهور مي كند. در خلال يك دوره افسردگي، گاهي بيماران دچار اختلال وسواس فكري- عملي مي شوند و در بيماران مبتلا به وسواس فكري- عملي غالبا افسردگي مشخص و آشكار ديده مي شود اختلالهاي وسواس فكري- عملي معمولا با اختلالات اضطرابي ديگر به ويژه وحشتزدگي و فوبيها و اختلالات مختلف شخصيتي همايندي مرضي دارند.( نيل و همكاران ج 1، 1384).
اختلال وسواسي- جبري را پس از فوبيها، اختلالات وابسته به مواد و اختلالات افسردگي در دريف چهارم شايعترين تشخيص هاي روانپزشكي قرار مي دهند. بين نوجوانان پسرها بيشتر از دخترها به اين اختلال مبتلا مي شوند و ميانگين سن شروع حدود 20 سالگي مي باشد ولي ممكن است در نوجواني يا كودكي و در مواردي حتي در 2 سالگي شروع شود. افراد مجرد بيشتر از افراد متاهل به اختلال وسواسي – جبري مبتلا مي شوند و اين اختلال در سياهپوستان كمتر از سفيد پوستان شايع است، هر چند تفاوت دسترسي به مراقبت بهداشتي مي تواند قسمت عمده اين اختلاف را توجيه كند، تا تفاوت شيوع نژادها. (كاپلان وسادوك ج 2، 1386).
وسواس فكري
وسواسهاي فكري افكار، تكانه ها و تصورات مزاحم و تكراري هستند كه ناخواسته به ذهن مي آيند و در نظر فرد اموري غير عقلاني و مهار نشدني جلوه مي كنند›. (نيل و همكاران ج 1، 1384،ص 200).
با اينكه بسياري از ما ممكن است تجارب زودگذر مشابهي داشته باشيم، قدرت و فراواني اين وسواسهاي فكري در بيماران به قدري بالاست كه كاركرد بهنجار آنان را در هم مي ريزد. از نظر باليني، شايعترين وسواسهاي فكري عبارتند از ترس از آلودگي، ترس از بروز تكانه هاي جنسي يا پرخاشگري، يا ترسهاي خود بيمار انگارانه راجع به بد كاريهاي بدن، همچنين ممكن است وسواسهاي فكري به صورت ترديد. تنبلي و اهمال كاري، و بلا تكليفي مفرط پديدار شود. تفكر وسواسي از لحاظي مثل پديده نگراني است كه خصيصه معرف اختلال اضطراب فراگير به شمار مي آيد. اين نوع تفكر سرشار از نگرانيهاي افراطي با ماهيت نشخواري راجع به احتمال وقوع اتفاقات منفي نامحتمل تفاوت ميان اين دو نوع تفكر در اين است كه فرد مبتلا به اختلال وسواس فكري- عملي اشتغالات فكري خود را بيگانه با خود ناهمخوان مي داند. يعني آنها فكرهاي مزبور را مسايلي مي دانند كه بيرون به آنان تحميل مي شود و معناي چنداني ندارد و بر عكس، فرد مبتلا به اختلال اضطراب فراگير قادر است در باب نگراني خود چنان سخنان منطقي داشته باشد كه آن را توجيه كند.( نيل و همكاران ج 1، 1384).
وسواس عملي
عبارت است از رفتار با اعمال ذهني تكراري كه بيمار براي كاهش پريشاني ناشي از افكار وسوسه آميز با جلوگيري از رويدادي هولناك انرا انجام مي دهد›. (نيل و همكاران ج 1، 1384،ص 201)
اين اعمال هيچ گونه ارتباط واقعي با هدف ظاهري اش ندارد يا آشكارا داراي ارتباطي اغراق آميز است. غالبا كسي كه به صورت دائمي عمل خاصي را تكرار مي كند، از اين مي ترسد كه در صورت عدم اجراي آن، عواقب هولناكي نصيبش شود. ممكن است تعداد دفعاتي كه يك عمل تكرار مي شود، حيرت آور باشد.
وسواسهاي عملي كه معمولا گزارش مي شوند عبارتند از : كوشش براي پاكيزگي و نظم، اجتناب از اشياء خاص، مبادرت به اعمال تكراري، جادويي و حفاظتي، وارسي كردن، اجراي عملي خاص، رايج ترين نتيجه نامطلوب اختلال وسواسي فكري عملي، تاثير نامطلوب آن بر روابط فرد با ديگران، به خصوص با اعضاي خانواده است.( نيل و همكاران ج 1، 1384).
ج)اختلال فشار رواني پس آسيبي
اختلال فشار رواني پس آسيبي(PTSD) كه اولين بار به عنوان يك مقوله تشخيص در DSM-III معرفي شد، بيانگر پاسخ شديد در برابر يك عمل تنش زاي شديد است كه به صورت اضطراب بالا، اجتناب از محركهاي مرتبط با آسيب رواني و كرختي در پاسخهاي هيجاني و عاطفي ظاهر مي شود. گرچه قبلا مي دانستيم كه فشارهاي رواني ناشي از جنگ مي تواند اثرات نامطلوب و شديد بر سربازان داشته باشد، عوارض بعد از جنگ ويتنام باعث گرديد كه اين تشخيص جديد مطرح و پذيرفته شود. PTSDمانند ساير اختلالات DSM با مجموعه اي از نشانه ها تعريف مي شود. اما بر خلاف ساير اختلالات روانشناختي در تعريف PTSD بخشي از سبب شناسي فرضي آن نيز گنجانده شده است. يعني، رويدادهاي آسيب زايي كه فرد مستقيماً آنها را تجربه كرده يا شاهدش بوده است. مانند مرگ واقعي يا تهديد به مرگ، آسيب جدي و يا به خطر افتادن سلامت جسمي خود يا سايرين اين رويداد بايد ترس وحشت با احساس درماندگي شديد را ايجاد كرده باشد.( نيل57 و همكاران ج 1، 1384).
تقريباً هر كسي كه با آسيب مواجه مي شود، دچار فشار رواني مي گردد كه گاه شدت قابل ملاحظه اي دارد، اين امري طبيعي است. اگر عامل تنش زا در كاركرد شغلي يا اجتماعي فرد به مدت كمتر از يك ماه اخلال ايجاد كند، تشخيص اختلال فشار رواني حاد داده مي شود. گرچه عده اي بر اختلال فشار رواني حاد غلبه مي كنند، تعداد قابل توجهي از آنان دچار PTSD مي شوند. پس مي توان گفت كه PTSDدر بالاترين سطح از واكنشهاي نامطلوب در برابر فشار رواني قرار دارد. اينكه در DSM فشار رواني شديد به عنوان عامل ايجاد كننده PTSDگنجانده شده است، به معناي آن است كه علت PTSD عمدتا يك رويداد است نه خود فرد. نشانه هاي هر يك از طبقات بيشتر از يك ماه دوام داشته باشد. (نيل و همكاران ج 1، 1384).
1- تجربه دوباره رويداد آسيب زا. فرد به دفعات رويداد را به خاطر مي آورد و كابوس آن را مي بيند محركي كه يادآور نمادين آن است، (مثل رعد و برق) يا روزهاي سالگرد مربوط به بعضي از وقايع خاص، آشفتگي هيجاني شديدي ايجا دمي كند.
2- اجتناب از محركهاي مربوط به رويداد يا كرختي در پاسخ دهي شخص تلاش مي كند تا از فكر كردن يا مواجهه با محركي كه آسيب مزبور را در ذهنش زنده مي كند، اجتناب ورزد، ممكن است بيمار نسبت به رويداد ياد زودوده شود. مراد از كرختي، كاهش تمايل و علاقه نسبت به ديگران، احساس بيگانگي، و ناتواني در ابراز هيجانات مثبت است.
3- نشانه هاي برانگيختگي بالا. اين نشانه ها شامل مشكل در خواب رفتن يا حفظ خواب، دشواري در تمركز، گوش به زنگي مفرط و پاسخ شديد يك خوردن است.(كرنيك58 و همكاران، ج 1، 1384).
ساير مشكلاتي كه غالباً در PTSD به چشم مي خورند عبارت اند از : افسردگي، خشم، احساس گناه، سوء مصرف مواد، مشكلات زناشويي، ضعف در سلامت جسماني و مشكلات شغلي و افكار خودكشي و مشكلات روان فيزيولوژيكي مانند سر درد يا كمر درد. (ديويسون59 و همكاران، ج 1،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد اختلال اضطراب منتشر، كاهش اضطراب، ناخودآگاه Next Entries پایان نامه ارشد درمورد نشخوار فکری، کیفیت زندگی، رفتارگرایی، شناخت درمانی