پایان نامه ارشد درمورد ادب فارسی، عصر جاهلی، علم معانی، ترجمان البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

ً خطیب قزوینی آن ها را بدیع نامید حد و مرز آن ها معلوم گردید.»(شمیسا،1383:ص125)

2-3-1)بلاغت قبل از اسلام

ادبیات عربی از عصر جاهلی حائز اهمیت بوده و آغاز پیدایش بلاغت به آن دوره بر می گردد ، در اشعار شاعران جاهلی بسیاری از اسلوب های بیان از قبیل مجاز ، تشبیه ، استعاره و کنایه یافت می شود این امر در شعر زهیر ، حطیئه و … به وفور دیده می شود ، در این دوره شاعران قصاید خود را با بلاغت و شیوایی می سرودند که این ویژگی در معلقات سبع شاعران عصر جاهلی مشهود است.
عرب جاهلی مسائل و نکات بلاغی را می دانستند و محاسن و عیوب شعر را تمیز می دادند.
2-3-2)بلاغت بعد از اسلام (از قرن اول تا چهارم هجری)
«ادب عربی در صدر اسلام بعد از عصر جاهلی به سبب دین اسلام از شبه جزیره عربستان به اقطار و اکناف زیادی راه پیدا کرد و در آن سرزمین ها گسترش و لغات آن افزایش یافت و از اینجاست که رشد و شکوفایی علوم بلاغی با ظهور اسلام و نزول قرآن شروع و اولین مسائل بلاغی توسط روات یا راویان مطرح شد.
عواملی از قبیل دین اسلام ، وجود شخص پیامبر ، قرآن ، اتساع فکر اعراب ، معانی مجازی لغات ، طرح مباحث تفسیری بلاغی قرآن ، پیدایش فرقه های متعدد مذهبی و مکاتب کلامی باعث گسترش بلاغت ، افزایش لغات و دامنه تعابیر ادب عربی گردید ، قرآن یکی از مهم ترین این عوامل است که بر پیامبر نازل گردید و آن حضرت در مقام تحدی فرمود : ای کسانی که با قرآن معارضه می کنید اگر راست می گویید مثل قرآن یا ده سوره آن یا یک سوره و یا حتی یک آیه بیاورید افرادی برخاستند و همگی از عمل خود عاجز شدند این حجت کاملی است که لغات و عبارات قرآن در نهایت فصاحت و بلاغت است ، در همین زمان بود که مسلمانان به شدت به آن روی آوردند اما آن کتاب به دلیل معانی متعدد بعضی واژگان ، مفاهیم مجازی بعضی آیات و وجود متشابهات برای آنان قابل فهم نبود و این مسأله باعث شد که دانشمندان برای درک بهتر مفاهیم آن درباره آن تحقیق کنند و به خلق آثار زیادی در معانی و مشکلات بلاغت ، مفاهیم مجازی و نظم و اعجاز آن دست بزنند.
ابن ندیم در الفهرست بیشتر از بیست دانشمند را نام برده درباره معانی قرآن سخن گفته و مطلب نوشته اند از جمله : کسایی ، اخفش ، اوسط ، سعید بن مسعده ، یونس بن حبیب ، مبرد ، فرّا ، ثعلب ، زجاج ، ابن انباری.
از جمله آثاری که درباره بلاغت و معانی قرآن نوشته شده می توان این ها را نام برد :
«معانی القرآن» اثر یونس بن حبیب (متوفی 183 هـ ق ) ، «غریب القرآن و المعانی» از مؤرج سدوسی (متوفی 195 هـ) ، «معانی القرآن»اثر فرّا (متوفی 207 هـ)، «مجازالقرآن از ابی عبیده معمرین مثنی (متوفی211 هـ) ،«تفسیر معانی القرآن » از اخفش اوسط به نام ابوالحسن سعیدبن مسعده (متوفی 221 هـ) «نقل القرآن» از ابی بکر احمد بن اخشید و «اعجاز القرآن فی نظمه و تألیفه» اثر محمدبن یزید واسطی متعزلی.
و مهم تر این که در قرن های دوم و سوم دانشمندانی چون جاحظ (متوفی 255 هت)، در البیان و التبیین ، ابن قتیبه (متوفی 276 هـ)، در کتاب الشعر و الشعرا ، ابن معتز ( متوفی 296 هـ) در البدیع و قدامه بن جعفر متوفی (337 هـ) در نقدالشعر درباره بلاغت مسائل ارزشمندی را بیان کردند که مقدمه ای در پیدایش سه علم معانی ، بیان و بدیع و سرآغاز تحقیقات گسترده ای در خصوص علم بلاغت گردید. ابن معتز واضع علم بدیع به استخراج مباحث بلاغی از قرآن ، حدیت ، اشعار و متون عربی همت گماشت و کتاب البدیع را در سال 274 هجری در 17 صنعت بدیعی نوشت و بعد از او قدامه بن جعفر به بلاغت یونانی خصوصاً منطق ، فن شعر و فن خطابه گرایش پیدا کرد و در تطبیق مسائل بلاغی عربی با آراء و اقوال ارسطو تلاش زیاد نمود و کتاب نقد الشعر را تألیف کرد ، این دو طرز تفکر باعث شد که بلاغیون در بحث های بلاغی مسیر تعالی را بپیمایند و در جهت رشد و شکوفایی بلاغت قدم های مثبتی بردارند از سوی دیگر آراء کلامی معتزله در این خصوص بسیار موثر بود و مکان هایی که در دوره اسلامی وجود داشت نقش مهمی به عهده داشتند از جمله در این دوره همچون دوره جاهلی مجالس ادبی بسیار موثر بود از قبیل مجالس صفا و والیان مکان هایی برای نقد شعر و مطرح کردن مسائل ادبی بوده است.
دیگر بازارهای عمومی وجود داشت که در آن شاعران بزرگی مثل جریز ، فرزدق و … اشعارشان را می خواندند و به نقد و بررسی و بحث و تبادل نظر پیرامون انها می پرداختند مانند بازارهای عکاظ در یصره و کناسه در کوفه که مکان هایی برای بیان مسائل ادبی بود.
مکان های دیگر مساجد بودند از جمله مساجد بصره و کوفه که جایگاهی برای گرد آمدن علمای عرب در هر علم و فنی به حساب می آمد و در این مساجد علمای حدیث ، لغت ، نحو ، نقد ، کلام و قصص ، آراء خود را به اصحاب و شاگردان منتقل و درباره آن ها بحث می کردند مجالسی نیز برای زنان از جمله عایشه دختر طلحه و سکینه دختر امام حسین وجود داشت که در آنجا به بیان اخبار و حکایات و اشعار و امثال می پرداختند.»(اسفندیار پور:1383ص23)
2-3-3)بلاغت در قرن پنجم و ششم
بلاغت در قرن هفتم از جایگاه والایی برخوردار بود ، علامه سراج الدین سکاکی کتاب مفتاح العلوم را در دوازده علم از علوم ادبی نوشت که به دلیل اهمیت فراوان و بیان نکات ارزشمند گروهی آن را خلاصه و برخی شرح کرده اند.
بلاغت در قرن هشتم در واقع نوعی تأکید بر نوشته های قبل به شمار می آید زیرا نویسندگان به تلخیص کتب قبل از خود می پرداختند و گروهی برای تلخیص ها شرح هایی می نوشتند از جمله دانشمند بزرگ قرن هفتم و هشتم خطیب قزوینی (متوفی 739 هـ) چون قسم سوم کتاب مفتاح العلوم سکاکی را مهم ترین تصنیف در علم معانی ، بیان و بدیع می دانست با حذف اطناب و حشویات آن را خلاصه کرد و تلخیص المفتاح نامید سپس شرحی بر آن بنام «الایضاح» نوشت دیگران نیز مثل سیوطی نویسنده مطول آن را شرح کرده اند ، تلخیص المفتاح به دلیل شیوایی و نظم خاص آن جزو کتاب های درسی بوده حتی امروزه نیز در بعضی دانشگاهها و مدارس علمی تدریس می شود.
نکته دیگر سرودن قصاید بدیعه است که از قرن هفتم آغاز شد و در دوره های بعد به مراتب کمال و بلوغ رسید. اولین کسی که در عربی قصیده بدیعیه سرود ، علی بن عثمان اربلی (متوفی 670 هـ) است که قصیده او 36 بیت دارد و افراد دیگر چون صفی الدین حلی ، ابن جابر اندلسی و عزالدین موصلی نیز صاحب بدیعیه هستند.
2-3-4)بلاغت از قرن نهم به بعد
نویسندگان علوم بلاغی از قرن نهم به بعد به مطالب گذشته نظر داشته و روش آن ها را دنبال کردند ، آثاری که خلق شده به پایه کتب بلاغی قبل از خود نمی رسند و در واقع تکراری از آن کتب هستند.
در قرن یازدهم کتاب معروف «انوارالربیع فی انواع البدیع» را سید علیخان کبیر در شرح قصیده بدیعیه خود در 147 بیت و 153 صنعت تألیف کرده است.
در دوره اخیر می توان از کتاب جواهر البلاغه نام برد که آن را احمد هاشمی به پیروی از کتاب تلخیص المفتاح و مطول نوشته است.
در اوایل این دوره ابن حجه حموی (متوفی 837 هـ ق) بدیعیه ای مشهور در مدح رسول سروده است و بعداً افرادی مثل نابلسی ، بیروتی و ساعاتی نیز بدیعیه هایی سروده اند.
ج- تاریخچه بلاغت در ایران و ادب فارسی
2-4-1)بلاغت در ایران قبل از اسلام
«از علم بلاغت در ایران قبل از اسلام آثاری در دست نیست اما شواهد لابه لای بعضی کتب ادبی مبین این است که ایرانیان رموز بلاغت را هنگام نوشتن به کار می برند.
جافظ فرموده است: «من احب ان یبلغ فی صناعه البلاغه و یعرب الغریب و یتبحر فی اللغه فلیقرأ کتاب کاروند و قد علمنا ان اخطب الناس الفرس» که بیان گر این است خواندن کتاب «کاروند» ایرانیان به رشد در فن بلاغت و شناخت رموز سخن کمک زیادی می کرده است.
در آن زمان کتاب اوستا اهمیت زیادی داشته خصوصاً «گاثه ها» که شعر گونه و مطالب آن از نوعی بلاغت برخوردار بوده است.
بلاغت بعد از اسلام (از قرن اول تا قرن چهارم هجری)
بلاغت در آغاز دوران فترت را می گذارند ، اگر چ خلق آثاری مثل ارداویراف نامه ، پندنامه زرتشت و … بیانگر آشنایی ایرانیان با شیوه های نویسندگی بود اما هیچ کتابی به فارسی در علم بلاغت یافت نشده است و شواهدی وجود ندارد که شاخه های آن علم از قبیل معانی ، بیان ، بدیع ، عروض و قافیه مطرح بوده است اما به تدریج علوم مختلف دیگری پدید آمد و زمینه ای برای رشد و شکوفایی شاخه های مختلف علوم بلاغی فراهم گردید ، در قرن چهارم شاعری بنام یوسف عروضی کتابی در علم عروض به زبان فارسی نوشته که از بین رفته رادویانی در آغاز کتاب ترجمان البلاغه به آن اشاره کرده است :
«تصنیف ها همه به تازی دیدم مگر عروضی که ابویوسف و ابوالعلای شوشتری به پارسی کرده اند.»
اساسی ترین نکته در قرن سوم و چهارم وجود اشعار زیبا و متون دلنشینی است که در آن ها بعضی صناعات ادبی از قبیل جناس ، تضاد ، مراعات نظیر ، تشبیه ، استعاره و … یافت می شود که دلیلی بر آشنایی شاعران و نویسندگان با رموز بلاغت و شیوه های افزایش موسیقی کلام است.
(همان/ص25)
2-4-2)بلاغت در قرن پنجم و ششم
علم بلاغت در ادب فارسی از اوایل قرن پنجم هجری رونق پیدا کرد و بر اساس بلاغت عربی رشد و کمال یافت و نویسندگان در این روزگار آثار خود را به شیوه کتب عربی می نوشتند.
نویسندگان و شاعران ایرانی در این زمان صاحب آثاری بوده اند که بعضی از آنها به مرور زمان از میان رفته و تعدادی از گزند روزگار مصون مانده است.
ابوالحسن بهرامی سرخسی از شاعران بزرگ عصر اول غزنوی که در اوایل قرن پنجم فوت کرده صاحب دو کتاب «غایه العروضین» و «کنزالقافیه» بوده که امروزه اثری از آن ها نیست و نظامی عروضی در کتاب چهار مقاله به آن ها اشاره کرده است : «هر که را طبع در نظم شعر راسخ شد و سخنش هموار گشت روی به علم شعر آرد و عروض بخواند و گرد تصانیف استاد ابوالحسن السرخسی البهرامی گردد چون غایه العروضین و کنزالقافیه و نقد معانی و نقد الفاظ و سرقات و تراجم و انواع این علوم بخواند بر استادی که آن داند تا نام استادی سزاوار شود و اسم او در صحیفه روزگار پدید آید.» همان/ص26)
بزرجهر قسیمی که از ادیبان آل سبکتگین و معاصر سلطان محمود غزنوی (389-421هـ) بوده از عروضیان به شمار می آمده است شمس قیس در المعجمدر این باره چنین گوید : «شرح بحور یک دایره از دوایر مجهول و بحور مستحدث که عروضیان عجم چون بهرامی سرخسی و بزرجهر قسیمی و امثال ایشان احداث کرده اند بیاریم.» (همان)
ابو سعید احمدبن محمود منشوری سمرقندی از شاعران عهد سلطان محمود غزنوی نیز اثری در ابیات متلون داشته است که رشیدالدین و طواط در حدائق این گونه به آن اشاره کرده است : « احمد منشوری مختصری ساخته است و آن را خورشیدی شرح کرده نامش کنزالغرائب جمله آن از ابیات متلون است: دیگر این که ابومحمد عبدالله بن محمد رشیدی سمرقندی از شاعران قرن ششم کتابی به نام «زینت نامه» در علم شعر نوشته است.
تمام کتب مذکور از بین رفته اند و اثری از آنها وجود ندارد اما در میان پاره ای از متون کتب ادبی گذشته مثل قابوس نامه و چهار مقاله درباره بعضی موضوعات ادبی و فنونی که امروزه جزو آرایش های سخن است مباحثی بیان شده است.
د این دوره آثاری موجود است که در بعضی شاخه های بلاغت نوشته شده است ، در قرن پنجم هجری کتاب ارزشمندی به نام «ترجمان البلاغه» به قلم محمدبن عمر رادویانی در علم بدیع و بعضی مباحث بیانی مثل تشبیه و استعاره تألیف گردید و قدیمی ترین اثری است که در علوم بلاغی در ادب فارسی از بین نرفته و نسخه ای از آن به تاریخ 507 هجری موجود است.
در قرن ششم کتاب دیگری با نام «حدائق السحر فی دقایق الشعر» توسط رشیدالدین وطواط در علم بدیع و مباحث بلاغی تشبیه و استعاره نوشته شد.
در قرن ششم بدیعیه سرایی به معنای واقعی آن در ادب فارسی رایج شد اگر چه قبل از آن بعضی شاعران برای یک یا دو صنعت قصیده ای می سرودند اما در این دوره برای صناعات زیادی قصایدی می سرودند که مبتکر چنین بدیعیاتی در ادب فارسی قوامی مطرزی گنجوی بود که قصیده رائیه خود را با نام «بدایع الاسحار فی فی صنایع الاشعار»

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد معانی و بیان، ترجمان البلاغه، مقتضای حال، یونان باستان Next Entries پایان نامه ارشد درمورد دیوان حافظ، فکر و اندیشه، استعاره و کنایه، ایرانی بودن