پایان نامه ارشد درمورد اختلالات اضطرابی، افراد مبتلا، اختلال اضطراب منتشر، اختلال استرس پس از سانحه

دانلود پایان نامه ارشد

ابتلاي به پاره اي از بيماري ها در آينده، متجلي مي شود. چنين شكاياتي همواره نشان دهنده وجود يك اضطراب مزمن در فرد است و تحت تأثير اطرافيان شكل مي گيرد و به رغم معاينه هاي پزشكي اطمينان بخش ترس از ابتلا به بيماري يا تصور بيمار بودن همچنان پا بر جا مي ماند، حتي ممكن است كه احساس درمان ناپذيري و يا احساس يك خطر حياتي قريب الوقوع در فرد به وجود آيد. (دادستان، ج1، 1376).
ب) اضطراب در سطح رفتار:
خشم به عنوان يك شيوه بيان اضطراب بسيار فراوان است و در اكثر مواقع، وجود يك اضطراب شديد، باعث می شود فرد نه تنها دچار ناپايداري هيجاني شديد مي گردد بلكه در برابر جزئي ترين سرزنشها يا تذكرها، حساسيت نشان داده و به صورت مكرر دچار خشم مي شود. هنگام بروز بحرانهاي اضطرابي فرد ممكن است به تخريبگري بپردازد، از مهار دچار خشم مي شود. هنگام بروز بحرانهاي اضطرابي فرد ممكن است به تخريبگري بپردازد، از مهار كردن خود ناتوان باشد و اطرافيان را مجبور كن تا نقش مهار كننده را ايفا كنند. بحرانهاي اضطرابي باعث درماندگي شديد در فرد مي شود و اين نكته را بر جسته مي سازد كه اضطرابي عمق وجود فرد را فراگرفته است.
گرچه در مجموعه هاي تشخيصي اخير، اختلالهاي اضطرابي و فزون كنشي همراه با نارسايي توجه يا بدون آن، دقيقا از يكديگر متمايز شده اند اما در برخي افراد، نشانه هاي اين دوگروه از اختلالها به صورت همزمان مشاهده مي شوند. فزون كشي و ناتواني در تمركز بر يك كار، همراه با گريز نسبي افكار در پاره اي از موقعيتها، نشانه هايي هستند كه روان شناس را در برابر يك جدول باليني منسجم و پراكنده قرار مي دهند. در اين مواقع، رفتار فرد مغشوش و نامنظم است و گذار از يك فعاليت به فعاليت ديگر ديده مي شود. بدون آن كه هيچ يك از آنها رغبت وي را برانگيزند يا انگيزه اي را در او ايجاد كنند. تعدد رفتارهاي اجتنابي گوياي از هم پاشيدگي رفتار فرد مضطرب است. در نهايت، اختلالهاي حركتي متعددي كه ممكن است به درجات مختلف با اضطراب توام باشند. در بين اين تظاهرات حركتي اضطراب، مي توان ناتواني مهار حركتي را قرار داد كه براساس بي نظمي حركات، لرزش مشاهده شدني است. ناتواني مهار حركتي گاهي با خنده يا گريه توام است، حالاتي كه از دست دادن مهار خود را به هنگام اضطراب حاد نشان مي دهند. در چهار چوب اين حركات توام با اضطراب، غالباً ناخن جويدن، كندن موي سر قرار دارد. (دادستان، ج1، 1376).

ج) اضطراب در سطح ارتباطی اجتماعي
هنگامي كه فرد با اضطراب دست به گريبان است،درهر گونه رابطه با ديگران با اشکال مواجه شده و کلا مجموعه امكانات بياني و ارتباطي او دچار اختلال می شود.
رفتارهاي اجتنابي نيز از ديگر رفتارهايي است كه فرد ممكن است در برابر اضطراب از خود نشان دهد. اين رفتارها شيوه هايي هستند كه فرد براي اجتناب از موقعيتهايي كه اضطراب شديدي را در وي بر مي انگيزد، به كار مي برد. رفتار ديگري كه فرد مضطرب ممكن است از خود بروز دهد، وابستگي است. وابستگي اضطراب آميز شيوه ديگري است كه فرد به منظور اجتناب از موقعيتهاي اضطراب برانگيز و حمايت از خود در برابر آنها، به كار مي برد. در اين مواقع فرد نوعي وابستگي افراطي از خود نشان مي دهد كه همواره توام با نارضايتي است و اطرافيان را در عين حال ناخشنود و آزرده مي كند و اين وابستگي ها مي تواند به صورت الگوي رفتاري قالبي و يك نواختي در آيد و فرد در رابطه با ديگران به آن متوسل شود، كه چنين الگوي رفتاري موجب مي شود تا ديگران فرد را از خود برانند. (دادستان، ج1، 1376).
توانايي تمركز و قدرت حافظه بر اثر اضطراب دچار اختلال مي شوند. گرچه بازداري عقلي فرآيند پيچيده اي است كه در موقعيتهاي متنوع باليني مشاهده مي شود، اما رابطه آن با اضطراب قابل انكار نيست و بر اساس مشاهدات باليني متعدد مورد تأييد قرار گرفته است. در انواع اختلالات اضطرابي اگورافوبي ممكن است ناتوان كننده ترين نوع باشد، چون وجود آن به طور قابل ملاحظه ممكن است در توانائي شخص براي عملكرد اجتماعي يا موقعيت هاي شغلي خارج از خانه تداخل نمايد. (كاپلان و سادوك، ج2، 1386).

2-7-انواع طبقه بندی اختلالات اضطرابی
طبقه بندي اختلالهاي اضطرابي در روانشناسي با موانع متعدد مواجه مي شود،، موانعي كه از يك سو، ناشي از شكل گيري تدريجي ساختار شخصيت در دوره هاي تحول و اهميت مسائل ارتباطي در اين دوره ها هستند، و از سوي ديگر، از عدم توافق مؤلفان مختلف درباره گستره اختلالهاي اضطرابي، نشات مي گيرند. در حال حاضر، به دليل وجود چنين مشكلاتي و به رغم وجود طبقه بنديهاي مختلف، يك طبقه بندي مشخص كه مورد تأييد همه روانشناسان و روانپزشكان قرار گيرد يعني بتواند به قلمرو اختلالهاي اضطرابي دوره تحول پوشش دهد، از خطر ناديده گرفتن يك اختلال اضطرابي اجتناب كند، امكان بررسي عوامل خطر و چگونگي تحول اختلالها را فراهم سازد همچنين ارزشيابي صحيح روشهاي روان درمانگري را ميسر گرداند، در دست نيست. (دادستان، ج1، 1376)
در اين اثر به ارائه دو طبقه بندي و توضيح آنها مي پردازيم:
2-7-1- طبقه بندی ICD-10
در ICD-10، اختلالات نورتيك (اضطرابي) به دليل رابطه تاريخي آنها با مفهوم نوروز و ارتباط بخش عمده اين اختلالات با علل روانشناختي وابسته به استرس را اختلالات شبه جسمي توام گروه بندي شده اند.
طبقات عمده ICD-10 براي اختلالات اضطرابي عبارتند از: اختلالات اضطراب فوبيك (گذر هراسي، فوبي هاي اجتماعي، فوبي هاي خاص) ساير اختلالات اضطرابي (اختلال هراس، اختلال اضطراب منتشر، اختلال اضطراب- افسردگي مختلف) و اختلال وسواسي- جبري (عمدتاً با افكار وسواسي، عمدتاً با اعمال وسواسي، يا افكار و اعمال وسواسي مختلط).
در ICD-10 اختلالات واكنش به استرس شديد و اختلال انطباقي در يك طبقه جمع شده اند، كه توام با اختلالات نوروتيك و شبه جسمي طبقه بندي مي شود. ICD-10 همچنين اختلالات تجزيه اي را در گروه اختلالات وابسته به استرس قرار مي دهد. (كاپلان و سادوك، جلد2، 1386)
2-7-2- طبقه بندی53
در DSM-IV-TR دوازده طبقه برای اختلالات اضطرابی ارائه شده است:
1-اختلال هراس با گذر هراسي
2- اختلال هراس بدون گذر هراسي
3- گذر هراسي بدون سابقه اختلال هراس
4- فوبي خاص
5- فوبي اجتماعي
6- اختلال وسواسي جبري
7- اختلال استرس پس از سانحه
8- اختلال استرس حاد
9- اختلال اضطراب منتشر
10- اختلال اضطرابي ناشي از يك اختلال طبي عمومي
11- اختلال اضطرابي ناشي از مواد
12- اختلال اضطراب كه به گونه اي ديگر مشخص نشده است. (كاپلان و سادوك، جلد2، 1386)
البته شش طبقه عمده را DSM-IV-TR براي اختلالات اضطرابي ارائه كرده است كه ما نيز در اين اثر به شرح آنها مي پردازیم عبارت است از:
الف)فوبي ها:
«فوبي ها ترس هاي نيرومند و غير منطقي از اشيا يا موقعيت هاي خاص هستند.( سيد محمدي، 1386،ص 110)
اين كلمه در اصل از فوبوس، خداي ترس يوناني اقتباس شده است كه شكل آن روي ماسكهايي نقاشي مي شد تا دشمنان را در نبرد بترسانند.( سيد محمدي، 1386)
آسيب شناسان رواني نيز «فوبي را نوعي اجتناب ناراحت كننده و ناشي از ترس مي دانند» (تناسبي با ديويسون و همكاران، ج1، 1384، ص164)
در صورتي كه ترس افراطي از بلندي، فضاهاي بسته، به قدري ناراحت كننده باشد كه منجر به آشفتگي در زندگي شخص شود مي توان تشخيص فوبي را داد.
بعضي از رايج ترين فوبيها عبارت اند از: فوبي از مكانهاي بسته، آگورافوبي و فوبي از ارتفاعات، فوبي هاي غريب تري هم كه از نامهاي يوناني مشتق شده اند، يافت مي شود: فوبي از نوشتن، فوبي از غلتيدن، فوبي از زنده به گور شدن، فوبي از انگليس، فوبي از موشها، فوبي از واژه هاي شبه علمي. (مك نالي54، 1997، به نقل از ديويسون و همكاران، ج1، 1384)
روانشناسان بسته به پرادايمي كه اتخاذ كرده اند، معمولاً به جنبه هاي متفاوتي تأكيد دارند. روانكاوان بر محتواي فوبي تأكيد دارند. آنها معمولاً شيء هراس آور را نمادي از يك ترس ناهشيار مهم مي دانند و لذا، براي آن معنا و اهميت زيادي قايل اند. نكته اصلي اين است كه به عقيده روانكاوان، محتواي فوبيها ارزش نمادين مهمي دارند. از طرف ديگر، رفتار گرايان معمولاً محتواي فوبيها را ناديده مي گيرند و در عوض بر كاركردهاي آن تأكيد مي كنند. براي رفتارگرايان، ترس از مارها و ارتفاعات به اين خاطر شبيه هم هستند كه به يك روش ياد گرفته شده اند، و اين كه نحوه كاهش اين ترسها به يك صورت است. (ديويسون55 و همكاران، ج1، 1384)
دو نوع فوبي عمده وجود دارد:
1-فوبيهاي خاص: ترسهاي ناموجهي هستند كه در اثر حضور يا پيش بيني يك موضوع يا موقعيت خاص به وجود مي آيند. (ديويسون و همكاران، ج1، 1384، ص165)
DSM-IV-TR اين گونه فوبيها را براساس منبع به چند نوع فرعي تقسيم بندي كرده است: خون، جراحت و تزريق؛ موقعيتها (فضاي بسته)، حيوانات، محيط طبيعي (ارتفاع يا آب). اين فوبيها غالباً با يكديگرهمايندي مرضي دارند. شيوع در طول زندگي براي اين اختلال حدود 7 درصد در مردان و 16 درصد در زنان است. منبع ترس در فوبي خاص در بين فرهنگها متفاوت است. (ديويسون و همكاران، ج1، 1384)
2-فوبي اجتماعي
«فوبي اجتماعي عبارت است از ترس غير منطقي و پايداري كه معمولاً به خاطر ديگران به وجود مي آيد». (ديويسون و همكاران، ج1، 1384، ص166)
اين ترس مي تواند شديداً توانكاه باشد، به قسمي كه نرخ خود كشي در ميان افراد مبتلا به اين اختلال اساساً بالاتر از افراد مبتلا به ساير اختلالهاي اضطرابي است. فرد مبتلا به فوبي اجتماعي معمولاً سعي مي كند از موقعيت خاصي كه در آن ممكن است از سوي ديگران مورد ارزيابي قرار گيرد، و نشانه هايي از اضطراب از خود بروز دهد يا با دستپاچگي رفتار كند، اجتناب ورزد. فوبي اجتماعي بسته به دامنه موقعيتهايي كه ترس و اجتناب را مي خوانند، مي تواند اختصاصي يا فراگير باشد. در نوع فراگير، سن شروع اختلال پايين تر است، با اختلالهاي ديگر نظير افسردگي و سوء مصرف الكل و اختلالات شديدتر همايندي مرضي دارد، و تخريب شديدتري به وجود مي آورد. در صورتي كه بيمار درمان موفقيت آميزي نداشته باشد، اين اختلال معمولاً رو به وخامت گذاشته و مزمن مي شود.
فوبيهاي اجتماعي نسبتاً رايج و شيوع آنها در طول زندگي در حدود 11 درصد مردان و 15 درصد در زنان گزارش شده است. همانگونه كه انتظار مي رود، شروع آن معمولاً درخلال نوجواني يعني زماني كه آگاهي اجتماعي و تعامل با ديگران در زندگي فرد اهميت ويژه اي پيدا مي كند، رخ مي دهد فوبي اجتماعي هم مثل فوبي اختصاصي تا اندازه اي از فرهنگي و به فرهنگ ديگر متفاوت است. (ديويسون، نيل و كرنیک، جلد1، 1384)
ب)اختلال وحشتزدگي:
اختلالهاي وحشتزدگي به طور ناگهاني و پيش بيني ناپذير روي مي دهند و بسيار شديد هستند. نشانه هاي حملات وحشتزدگي مي توانند وحشتناك باشند. حملات وحشتزدگي در اغلب موارد يك مرتبه و ناگهاني، در غياب هر گونه محرك قابل شناسايي روي مي دهند. همين ويژگي پيش بيني ناپذيري است كه حملات وحشتزدگي را براي قربانيان آن بسيار اسرار آميز و وحشتناك مي كند در اختلال وحشتزدگي، فرد به ناگهان و بي دليل دچار يك مجموعه نشانه آزار دهنده مي شود. (سيد محمدي، 1386)
تنگي نفس، طپش قلب، حالت تهوع، درد سينه، احساس خفگي، سرگيجه، تعريق، رعشه، بيم شديد، وحشت و احساس مرگ قريب الوقوع. دگرسان بيني خود يعني احساس حضور در خارج از كالبد و دگر شدن يا حتي مردن، ممكن است بيمار را به ستوه آورده و او را از پاي در آورد. حملات وحشتزدگي ممكن است فراوان- شايد هفته اي يك بار- رخ دهند. معمولاً چند دقيقه دوام مي يابند و به ندرت چند ساعت طول مي كشند، گاهي با موقعيتهاي خاصي نظير رانندگي كردن گره مي خورند. وقتی اين حملات پيوند تنگاتنگي با ماشه چكانهاي موقعيتهاي پيدا مي كنند به آنها حملات وحشتزدگي نشانه دار مي گوييم. هنگامي كه ميان يك محرك و يك حمله ارتباط وجود داشته باشد اما نه به صورت قوي، آن را حمله برخوردار از زمينه موقعيتي مي ناميم. همچنين، حملات وحشتزدگي مي توانند در حالتهايي نظير آرميدگي، خواب، يا در موقعيتهاي پيش بيني نشده رخ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد اختلال اضطراب منتشر، كاهش اضطراب، ناخودآگاه Next Entries پایان نامه ارشد درمورد نشخوار فکری، کیفیت زندگی، رفتارگرایی، شناخت درمانی