پایان نامه ارشد درمورد آموزش عالی، نیروی انسانی، موسسات آموزش عالی، خدمات عمومی

دانلود پایان نامه ارشد

جامعه.
2.کمک به پیشبرد و سرعت بخشیدن به فرایند توسعه فرهنگی ،اجتماعی و اقتصادی کشور.
3.تربیت نیروی انسانی متخصص مورد نیاز جامعه.
4.برقراری ارتباطات علمی،فرهنگ سیاسی،اقتصادی در سطح جهان و منطقه با سایر مراکز علمی و دانشگاه ها.
5.تولید و توسعه و نشر دانش و فرهنگ کشور.
از آنجایی که دانشگاه ها مجریان آموزش عالی محسوب می شوند،دیدگاه های بیان شده در باره اهداف و نقش و وظایف دانشگاه،ما را به این نکته واقف می سازد که رسالت های اساسی دانشگاه که عمدتا شامل آموزش ،پژوهش،انتشارات و ایجاد فرهنگ مکتوب،ارائه خدمات علمی و مشاوره ای به جامعه و تولید دانش و رشد حرفه ای است و عوامل موثر در پویایی دانشگاه ها،شامل دانشجو،هیئت علمی،گروه های آموزش،و منابع و امکانات خواهد بود.(فروغی ابری،احمد علی ،یار محمدیان،محمد حسین طرقی،جعفر،1383،صص:86-85).
رسالت آموزش عالی،بنیاد همه فعالیت ها و جهت گیری های این نهاد عظیم اجتماعی است. آغاز هزاره جدید دستخوش تحولی بنیادین در مسیر اخلاق گرایی و تعالی انسان و جامعه است. مطالعه و تحقیق درباره آموزش عالی، یا شاخه ای مستقل در مطالعات اجتماعی و یا تنها مبحثی در میان جریان ها و شاخه های علوم اجتماعی است.(فولتون30،1376).در یک طبقه بندی،رسالت های کلاسیک آموزش عالی در شش مقوله زیر طبقه بندی شده است.(پازارگادی،1378،ص 16)
• رسالت آموزش عالی در ارتباط با آرمان ها و نظام ارزشی جامعه
• رسالت آموزش عالی در امر تربیت نیروی انسانی متخصص مورد نیاز کشور
• رسالت آموزش در امر تولید و غنابخشی به دانش و فرهنگ کشور
• رسالت آموزش عالی در جهت تسریع و تسهیل فرایند توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور
• رسالت آموزش عالی در خصوص برقراری و گسترش ارتباط متقابل بین دانشگاه و موسسات آموزش عالی و دیگر بخش های فرهنگی،علمی، صنعتی،اقتصادی و خدماتی کشور
• رسالت آموزش عالی در ایجاد و تسهیل در برقراری روابط علمی،فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در سطح منطقه و جهان
کمتر از دو دهه است که دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی به تدوین رسالت خود تمایلی فزاینده نشان داده اند،به گونه ای که اکنون بخشی از اغلب پایگاه های اطلاع رسانی موسسات آموزش عالی به بیان رسالت اختصاص یافته است.(نوروز زاده، فتحی واجارگاه،1387 ،صص8-7).
با وجود این، هنوز رسالت آموزش عالی جایگاه بایسته خود را در مدیریت و برنامه ریزی های مربوط به آموزش عالی پیدا نکرده است؛ به عنوان نمونه، شاخص های ارزیابی و اعتباربخشی آموزش عالی،در اغلب مقالات و کتاب هایی که در سال های اخیر در این زمینه نوشته شده،از رسالت ریشه نگرفته اند.(پازارگادی،1378؛ بازرگان،1377؛ خلیجی،1376؛حسینی نسب،1372)
صاحب نظران زیادی (بازرگان ،1374 ؛عارفی ،1384؛جاودانی ،1379؛ شریعتمداری،1377،1381،1382 ) درباره اهداف آموزش عالی اظهار نظر کرده اند که در ذیل خلاصه ای از آن ها فهرست وار آمده است:
• کمک به تحقق هدف های اجتماعی و فراهم آوردن فرصت های برابر دسترسی به آموزش عالی.
• برآوردن تقاضای اجتماعی برای آموزش عالی متناسب با ویژگی ها،انگیزه ها ،انتظارات و تحصیلات افراد ،پرورش توانایی های بالقوه شهروندان و تسهیل فرایند یادگیری مستمر.
• پرورش نیروی انسانی متخصص مورد نیاز توسعه کشور و کمک به حل مسائل جامعه.
• پیشبرد مرزهای دانش و تولید دانش نو
• محافظت و انتقال میراث فرهنگی.
• تربیت معلم و محققان آینده.
• تلاش در جهت پاسخ به نیازهای جامعه.
• ارائه آموزشی که افراد را قادر می سازد در دنیای امروز متخصصان شایسته ای باشند.
• مساعدت و یاری به دانشجو برای سازمان دادن به تجربیاتش و کسب ادراک و مهارت ها و نگرش ها یی که او را برای دست یابی به یک زندگی رضایت بخش یاری می دهند.
• ایجاد هوشیاری در افراد نسبت به همه جنبه های محیط زندگی انسان.
• ایجاد نگرش و آمادگی در افراد برای کسب آموزش مداوم.
• پرورش مهارت در استدلال و کنجکاوی افراد.
• پرورش توانایی برقراری ارتباط اجتماعی در افراد.
• جستجوی حقیقت و گسترش دانش.
• ایفای نقش حیاتی و اصلی در حل معضلات جامعه از جمله مسائل فقر،گرسنگی و بیماری.
• پرورش نیروی انسانی متخصص.
• تدریس یا آموزش ،پژوهش و خدمات.
• فراهم آوردن فرصت ها برای یادگیری مادام العمر.
• کمک به فهم و تفسیر ،حفظ و ترویج فرهنگ های ملی و منطقه ای،بین المللی در چارچوب توجه به کثرت گرایی و تنوع فرهنگی.
• کمک به حفظ ارزش های انسانی و اخلاقی،صلح،عدالت،آزادی و …..
• مشارکت در توسعه و بهبود آموزش در تمامی سطوح.
• تقویت نگرش نقادانه،خلاق و دور اندیشانه،و تحلیل مداوم گرایش ها ی جدید اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی،سیاسی و ایجاد جو پیش بینی،آینده نگری و پیشگیری (نوروز زاده ، فتحی واجارگاه ،1387: 10-8).

2-17- رسالت ها و نقش هاي آموزش عالي

دانشگاه ها به عنوان زیر مجموعه های نظام آموزش عالی در فرایند توسعه ملی یک کشور مطرح هستند و به عنوان مراکزی به تربیت و آماده ساختن نیروی انسانی کارآمد،شایسته و دارای مهارت برای پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه در زمینه های مختلف می پردازند نقش حیاتی و کلیدی به عهده دارند،چراکه دانشگاه ها با برونداد های خود به جامعه عملا در توسعه گام بر می دارند(صدقی بوکانی،صوفی،1389).
قورچیان(1374)رسالتهای دانشگاه و آموزش عالی را تسهیل رشد و تکامل انسان،توسعه و غنای دانش و فرهنگ کشور و پرورش نیروی انسانی متخصص مورد نیاز جامعه تعریف کرده است.در سال های اخیر،علاقمندان به پیشرفت و توسعه کشور،کارکردهایی را برای آموزش عالی بیان می کنند.به رغم این ها،اگر در گذشته تربیت نیروی انسانی متخصص و تأمین نیازهای اقتصادی کشور کارکرد عمده و اساسی در نظر گرفته می شد،امروزه از دانشگاه انتظار می رود،نقشی توأمان ایفا کند.از یک سو،نیروی انسانی متخصص و ماهر تربیت کند،و از سوی دیگر،به تولید اندیشه و علم بپردازد.(فروغی ابری،یار محمدیان،طرقی،1383،صص:86-85).
دانشگاه نهادی است که در رأس هرم نهادهای علمی یک جامعه قرار دارد.عملکرد صحیح دانشگاه از یک طرف،توسعه و پیشرفت را برای جامعه به ارمغان می آورد و از طرف دیگر روند توسعه جامعه به عنوان بازخوردی مثبت به مکانی رفیع تر انتقال می دهد.(قورچیان،1383).

اولین نقش آموزش عالی هدایت افراد به سوی مقاصد مشترک،علاقه ها،هدف ها، ارزش ها،مهارت ها،وآرمان هایی است که در نهایت،جامعه را به سمت هدفی والا و برتر که همان دستیابی به توسعه ای همه جانبه و زیر بنایی برای رسیدن جامعه به رفاه و سعادت پایدار اجتماعی است رهنمون می شود،به طوری که در این راه یکایک افراد جامعه همکاری داوطلبانه و مشارکت مبنایی و علمی را می آموزند(رسول اف،1381).دومین نقش آموزش عالی تربیت نیروی انسانی متخصص برای تأمین نیازهای جامعه و خدمت به آن است.بدیهی است دانشگاه ها زمانی می توانند به جامعه خدمت کنند که تحت یک سیستم پویا و مدیریتی علمی و پایدار با پیشرفت های علمی و تکنولوژی هماهنگ باشند(همان منبع). سومین نقش مهم دانشگاه ها و نظام آموزش عالی ارائه خدمات عمومی است.حضور اربابان علم و دانش پژوهان علاقمند در دانشگاه ها و اشتغال به فعالیت های آموزشی و پژوهشی با نظارت یک سیستم دقیق ارزیابی این امکان را فراهم می آورد که خدمات گوناگون و با ارزشی به جامعه عرضه شود که تشکیل سمینارهای گوناگون علمی،ارائه آخرین یافته های علم و دانش،تشکیل دوره های کوتاه مدت بازآموزی و ضمن خدمت برای مدیران و کارکنان و کارشناسان مشاغل مختلف در بخش های مختلف اقتصادی،اجتماعی و…. از جمله خدمات عمومی قابل ارائه توسط دانشگاه ها است(رسول اف ،1381).
1- آموزش عالي نهادي است متولي علم ، توليد علم و اشاعه علم . علمي كه بتواند به سعادت بشري كمك نمايد .
2- برطرف كردن نياز هاي جامعه و ارائه خدمات اجتماعي.امروزه حل بسياري از مسائل پيچيده ي اجتماعي بدون كمك دانشگاه ها امكان پذير نيست .
3- تربيت نيروي انساني متخصص،خلاق،ماهر و متفكر.
4- فرهنگ سازي و اشاعه فرهنگ.
5- پيشگامي در وحدت ملي و حركت منسجم جامعه.
6- توليد فناوري و چگونگي استفاده از آن.
7- تقويت باور ها و ارزش ها.
8- گسترش مرز هاي دانش.
9- مشاركت در توسعه پايدار سياسي،فرهنگي،اقتصادي و اجتماعي.
10- مديريت دانش.
11- كارآفريني.
12- ارتقاء جامعه مدني.
13- گفتگوي تمدن ها و جهاني شدن.
14- استمرار و تكامل اجتماع.
15- آينده پژوهشي.
16- تحكيم عدالت و امنيت اجتماعي.
17- محروميت زدايي و …
18- تسهيل رشد و تكامل انسان.
رسالت نوین آموزش عالی با رویکرد ی اخلاقی در حال شکل گیری است و آموزش عالی در ایران نیز در بستر تحولات اندیشه ای،اجتماعی و فناوری جهانی و با تکیه بر مزیتهای نسبی خود به ویژه آرمانهای برخاسته از آموزه های دینی آماده ایفای نقشی شایسته و پیشرو در این تحول است. (الویری،محسن،1383 :547-546).
این مهم در سابه آموزش در تمام سطوح به ویژه آموزش های دانشگاه متجلی می گردد و شان یک دانشگاه پویا و توانمند ایجاب می کند که به دور از هر گونه سطحی نگری ها و با معال اندیشی و دور اندیشی بتوان طرحی نو درانداخت و آینده ای را بارور نمود که در آن فرصت ها برای مردم به صورت مساوی برقرار گردد(دکتر لطیفی،1388).لذا توسعه دانشگاه ها در کشور می تواند این امر را تسهیل نماید و یکی از سطوح مهم ابعاد توسعه انسانی امر آموزش است.به ویژه آموزش های مختلف در سطوح دانشگاهی و تاکید عمده بر روی آموزش های دوره های کارشناسی که زیر بنای آموزش های سطوح بالاتر تشکیل می دهند.در حال حاضر کشور از کمبود نیروی زبده در رنج است و این در حالی است که تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی نسبت به دوره های قبل افزایش یافته است.(دکتر لطیفی ،1388).

2-18- چالش ها و نقش دانشگاه

بررسی حادترین مسائل فراروی آموزش عالی به وضوح نشان می دهد که دانشگاه ها در هزاره سوم با چالش های عظیمی رو به رو هستند.جهانی شدن و بین المللی شدن و همچنین،انقلاب در فناوری اطلاعات،دانشگاه ها را وادار به شرکت در بازارهای رقابتی آموزش و پژوهش کرده است،به علاوه اینکه کاهش حمایت های دولتی و خصوصی و هزینه های در حال افزایش، دانشگاه ها را وادار خواهد ساخت تا اقدامات غیر معمولی را در جهت عرضه خدمات بیشتر با منابع کمتر به عمل آورند(مشرف جوادی،کورنگ بهشتی،محمدی اصفهانی،1387).بدیهی است که دانشگاه ها مجبور خواهند بود خود را به سرعت با این محیط در حال تغییر مطابقت دهند تا جایگاه ویژه ای را که در طول دوران گذشته به دست آورده اند،حفظ کنند و مسئولیت خود را به عنوان حافظ ارزش های اجتماعی و میراث فرهنگی به انجام برسانند.(مشرف جوادی،کورنگ بهشتی،محمدی اصفهانی،1387)
دانشگاه ها مسلماً یکی از پیجیده ترین نهادهایی هستند که بشر تا به حال به وجود آورده است.این نهادها در طول قرن ها در تمامی کشورها و عمدتا در اروپا،رشد و توسعه یافتند،تا این که در دهه طلایی 1960 در بسیاری از کشورهای جهان تبدیل به عناصر با اعتبار جامعه،چه به صورت دولتی و جه به صورت خصوصی گردیدند(همان منبع).برخی از مهم ترین چالش های آموزش عالی در ایران و جهان عبارتند از:محیط در حال تغییر، رسالت ها،آموزش دانشجویان،حرفه علمی،تامین مالی آموزش عالی،اداره امور دانشگاه ها،سیاست گذاری ها،همکاری های علمی بین المللی،مدیریت و ساختار،تقاضای اجتماعی.( مشرف جوادی،کورنگ بهشتی،محمدی اصفهانی،1387)
از دیگر چالش های آموزش عالی باید اذعان نمود که با توجه به سابقه تاریخی دانشگاه ایرانی،می توان به بحران های دانشگاهی ایران در برخورد با جامعه و فرهنگ ایران پی برد؛اولین نکته آن است که تا به حال ،نه دانشگاه و نه جامعه به یک تعامل ساختار مند و سازمان مند و روشن نرسیده اند(فیاض،1382).جامعه هنوز نقش دانشگاه را برای خود به طور کامل نپذیرفته است و دانشگاه هم نقش خود در جامعه را به صورت روشن تعریف نکرده است،به طوری که دانشجویان بعد از ورود به دانشگاه از جامعه فاصله می گیرند تا چه رسد به اساتید دانشگاه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد آموزش عالی، نیروی انسانی، صاحب نظران، توسعه پایدار Next Entries پایان نامه ارشد درمورد آموزش عالی، توسعه پایدار، توسعه پاید، مدیریت دانش