پایان نامه ارشد درمورد آموزش عالی، موسسات آموزش عالی، هیأت علمی، ایفای نقش

دانلود پایان نامه ارشد

فلسفه» تأسیس نماید(سایت راسخون،1389).در این قانون برای دانشگاه 6 دانشکده:«علوم معقول و منقول»،«علوم طبیعی و ریاضی»،«ادبیات، فلسفه و علوم تربیتی»،«طب و شعب و فروع آن»،«حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی»و« فنی»در نظر گرفته شده بود،با این تاکید که با تأسیس دانشگاه تهران بخشی از اختیارات وزارت معارف یا شورای عالی معارف به شورای دانشگاه تهران محول گردید و با تشکیل دانشگاه های شهرستان ها (1228 ه.ش) این اختیارات به دانشگاه های جدید التأسیس نیز تعمیم یافت.جالب توجه اینکه هر یک از این موارد بعد ها به عنوان نقطه آغازی بر توسعه و تحول آموزش عالی در ایران محسوب گردید(سایت راسخون،1389).
 
2-10-5- تاسیس وزارت علوم و آموزش عالی

توسعه تدریجی دانشگاه ها طی 30 سال پس از تأسیس دانشگاه تهران به تشکیل« شورای مرکزی دانشگاه ها»در سال 1344 منجر شد که این تأسیس با هدف «رسیدگی به امور دانشگاه های ایران و کلیه موسسات آموزش عالی و ایجاد هماهنگی بین آنها»صورت گرفت(سایت راسخون،1389).
دو سال پس از تأسیس شورای مرکزی دانشگاه ها، وزارت علوم و آموزش عالی تأسیس شد (1346) و به موجب قانون مربوط«تعیین هدف های علمی و تحقیقاتی و آموزشی و تهیه و تنظیم برنامه های مربوط به علوم و پژوهش های علمی و آموزش عالی»، « تعیین خط مشی آموزشی کشور…»،« نظارت بر امور دانشگاه ها و دانشکده ها و موسسات آموزش عالی و صدور اجازه تأسیس یا توسعه آنها…» از جمله وظایف وزارت جدید اعلام شد(همان منبع).به دنبال آن در سال 1348 برای کمک به اجرای قانون تأسیس وزارت علوم و آموزش عالی «شورای مرکزی آموزش کشور» و پس از آن «شورای توسعه آموزش عالی»(1349)،«شورای ارزشیابی مدارک تحصیلی خارجی»(1350)،«شورای توسعه و تشویق پژوهش های علمی کشور(1350)،« شورای انتشاراتی و امور چاپی وزارت علوم و آموزش عالی»(1351) و« شورای آموزش پزشکی و تخصصی رشته های پزشکی»(1352) در وزارت علوم و آموزش عالی تشکیل گردید(سایت راسخون،1389).
در تیر ماه 1354 قانون اداره امور موسسات آموزش عالی غیر دولتی به تصویب رسید و به موجب آن به وزارت علوم و آموزش عالی اجازه داده شد« با تصویب شورای گسترش آموزش عالی،اداره موسسات آموزش عالی غیر دولتی را بر عهده گیرد.»(سایت راسخون،1389).

2-11- انقلاب اسلامی و ساخت سازمانی جدید
با پیروزی انقلاب اسلامی،آموزش عالی به سمت تمرکز هر جه بیشتر سوق یافت.از جنبه ستادی در ابتدا وزارت فرهنگ و هنر در وزارت علوم و آموزش عالی ادغام شد و به دنبال آن ” سازمان میراث فرهنگی” به تشکیلات جدید وزارت افزوده شد و به تبع آن وظیفه حفظ و احیای میراث فرهنگی کشور نیز بر عهده وزارت فرهنگ و آموزش عالی قرار گرفت(سایت راسخون،1389).
با تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی در خرداد ماه 1359 مرجع قانونگذاری نظام جدید آموزش عالی به شیوه متمرکز موجودیت یافت و به دنبال آن علاوه بر گزینش دانشجو- که پیش از این به صورت متمرکز انجام می شد – گزینش اعضای هیأت علمی،تدوین برنامه های درسی و مقررات آموزشی نیز به شیوه متمرکز و از طریق آن ستاد دنبال شد.مبتنی بر این نظم جدید، کلیه دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی به اجرای برنامه درسی واحد برای یک رشته معین موظف شدند،علاوه بر این مقررات آموزشی یکسانی در مجموعه دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی به اجرا گذاشته شد.(سایت راسخون،1389).تحول دیگری که در این فرصت انجام شد،تأسیس دانشگاه تربیت مدرس در سال 1362 بود که با هدف تأمین عضو هیأت علمی برای دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی صورت گرفت.تصویب قانون انتزاع آموزش پزشکی از وزارت فرهنگ و آموزش عالی و تشکیل وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی در مرداد ماه 1364 تحول مهم دیگری بود که آموزش عالی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی با آن مواجه گردید(همان منبع). با تصویب این قانون وظایف و مسوولیت های وزارت فرهنگ و آموزش عالی در آموزش پزشکی به وزارت جدید انتقال یافت و به تبع آن دانشکده های گروه پزشکی از دانشگاه ها جدا و به دانشگاه های علوم پزشکی تبدیل شدند(سایت راسخون،1389).به این ترتیب گرایش به عدم تمرکز،حداقل در حوزه های ستادی،بروز و ظهور یافت،هر چند که در حوزه سیاست گذاری همچنان راهبرد تمرکز نفوذ داشت و این‌همه در شرایطی بود که تحت تأثیر تقاضای اجتماعی از سال 1362،دانشگاه آزاد اسلامی _ به عنوان موسسه ای غیر انتفاعی_ تأسیس شد و در اندک مدتی با تأسیس شعبه های خود در شهرستان ها و ایجاد دوره ها و رشته های تحصیلی متنوع،توسعه یافت و به این ترتیب راه برای همکاری بخش خصوصی در آموزش عالی هموار گردید.ضمن اینکه به موازات این فعالیت ها دستگاه های اجرایی مختلف نیز به تأسیس موسسات آموزش عالی وابسته اقدام کردند(سایت راسخون،1389).
تأسیس دانشگاه پیام نور در سال 1353 با هدف احیای شیوه آموزش از راه دور هم تحول دیگری بود که آموزش عالی ایران در دوران بعد از انقلاب با آن مواجه گردید(همان منبع). با این اقدام دانشگاه پیام نور با برخورداری از تجارب،امکانات و تا حدودی از نیروهای دانشگاه های غیر حضوری که در موسسات آموزش عالی  دیگری ادغام شده بودند موجودیت یافت و به زودی دامنه شعبه ها و مراکز آموزشی خود را به اقصی نقاط کشور گسترش داد.این اقدامات در مجموع باعث گسترش موسسات آموزش عالی و به تبع آن افزایش شمار دانشجویان،فارغ التحصیلان و اعضای هیات علمی شد(همان منبع).
تصویب برنامه سوم توسعه اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی کشور نقطه عطفی در تاریخ آموزش عالی ایران محسوب است.با تصویب این برنامه،به منظور انسجام بخشیدن به امور اجرائی و سیاست گذاری نظام علمی کشور وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وزارت علوم،تحقیقات و فناوری تغییر نام یافت و وظایف برنامه ریزی،حمایت و پشتیبانی،ارزیابی و نظارت،بررسی و تدوین سیاست ها و الویت های راهبردی در حوزه های تحقیقات و فناوری به وظایف وزارت جدید افزوده شد.این الزام قانونی باعث شد که گرایش به عدم تمرکز در آموزش عالی که از سال های قبل بروز کرده و در قالب واگذاری در اختیارات برنامه ریزی درسی و تأمین و انتخاب هیأت علمی مورد نیاز به تعدادی از دانشگاه های منتخب تجلی یافته بود،تسهیل و تسریع شود(سایت راسخون،1389).
 
2-12- رهبري و مديريت آموزش عالي
اهمیت نقش مدیران دانشگاهی در ارتقاء سطح کیفی و توسعه دانشگاه ها امری واضح و روشن است.به همین دلیل ،شرایط و ویژگی های مورد نیاز برای مدیریت دانشگاه موضوعی در خور توجه بوده،پژوهش هایی نیز در مورد آن انجام شده است که به برخی از آنها اشاره می شود.(مدرس هاشمی،1391).
Pounder ،انسجام رفتاری (میزانی که رهبر به گفتار خود عمل می کند)را برای ایجاد اعتماد متقابل بین رئیس دانشگاه و اعضای هیأت علمی و کادر اداری،لازم و ضروری می داند و معتقد است که استادان ترجیح می دهند رئیس دانشگاه واجد نقش هایی چون مدافع،برقرار کننده ارتباط،برانگیزنده و مشوق باشد تا نقش هایی مانند مجری،ناظر،سرپرست،ارزیاب و استخدام کننده ،و به زعم وی اعضای هیأت علمی بیشتر بر ایفای نقش های رهبری تا ایفای نقش های مدیریتی از جانب رئیس دانشگاه تأکید دارند(همان منبع).
Rantz ،توانایی تصریح و تثبیت ارزش های سازمانی و اصول اخلاقی و ایفای نقش به عنوان یک مدیر اخلاقی از طریق مقید ساختن افراد به ارزش ها و استاندارد ها،ایجاد تعهد و وفاداری در کارکنان،ارزش قائل شدن برای انسان ها و به طور خلاصه ایفای نقش های متوازن کننده،ارتباط دهنده،دیپلمات و مدیریت تضاد را از سایر الزامات ریاست دانشگاه در عصر جدید دانسته است.(مدرس هاشمی،1391).
تفاوت بين رهبري و مديريت به دليل همپوشي آن ها به آساني قابل شناسايي نيست. اكثر مديران از خود مهارت هاي رهبري نشان مي دهند و در فعاليت هاي رهبري سهمي دارند(آراسته،1383،ص561).
گاردنر19 فعاليت هاي مديريتي رهبر را برنامه ريزي،تعيين اولويت ها،سازماندهي و تصميم سازي مي داند. رهبري به نوآوري بينش و جهت دهي اشاره مي كنند در حالي كه مديريت به اجرا،ساختار و فعاليت هاي يكنواخت اشاره دارد.به زعم گاردنر (1990)رهبری،فرایند برانگیختن و یا سرمشق قرار گرفتن برای واداشتن گروه به منظور رسیدن به اهداف است. فایول20(1637) مدیریت را بر اساس پنج کارکرد، برنامه ریزی21 ،سازمان دهی22 ،فرماندهی23 ،هماهنگی24 و کنترل25 تعریف نموده است (آراسته، 1383،صص562-561).
به طور كلي مي توان رهبري را شامل آينده نگري،جهت دهي برنامه ريزي،ايجاد تعهد،و بيان مشكلات و موانع بر سر راه تغيير و تحولات و اميد وار ساختن براي غلبه بر آن ها دانست(همان منبع) .
عنصر مدیریت شامل تنظيم بودجه، تشكيلات و نيروهاي انساني،ارزيابي و از همه مهم تر مشكل گشايي است كه تا حد زيادي آينده نگري،كارآمدي و كارآيي را به ارمغان مي آورد.به طور خلاصه می توان گفت رهبري، انجام كارهاي صحيح و مديريت اجراي كار ها به نحو صحيح است (آراسته،1383،ص562).
وظايف اصلي مديريت شامل برنامه ريزي،سازمان دهي،تأمين نيروي انساني،هدايت و كنترل است. هر اندازه يك مدير به فعاليت هاي اجرايي نزديك شود وقت بيشتري را صرف هدايت كرده است و هر اندازه از فعاليت هاي اجرايي دور تر شود،وقت بيشتري را صرف برنامه ريزي كرده است(همان منبع).زماني را كه يك مدير صرف كارهاي فني مي كند را نمي توان جزء زمان مديريت به حساب آورد.كاركنان به دنبال مديران حركت مي كنند.بنابراين مديران بايد به گونه اي عمل نمايند كه انگيزه حركت را در آن ها ايجاد كنند(آراسته،1383).
صاحبنظران آموزش عالي در دهه 1970 با توجه به ماهيت و رسالت هاي آموزش عالي و چالش هاي آموزش عالي نگاهي جديد به نحوه اداره ي مراكز آموزش عالي با توجه به ويژگي هاي آن نمودند (آراسته،1383).

2-13- آموزش عالی و زمینه های تحول آن

آموزش عالی یکی از زیر ساخت های نظام آموزشی هر کشور می باشد که وظیفه آن تربیت نیروی متخصص در حوزه های مختلف پژوهش و ارائه خدمات تخصصی در حوزه های متنوع علم و فناوری به جامعه است.آموزش عالی را در بعضی متون انگلیسی،آموزش پس از دوره متوسطه می دانند.شاید نتوان تعریف روشن و جامعی از آموزش عالی داد زیرا در جوامع مختلف دیدگاه ها نسبت به آموزش عالی متفاوت است.در یک تعریف کلی می توانیم بگوییم آموزش عالی عبارت است از«آموزش فراتر از سطح مدرسه،که در دانشگاه ها،کالج ها،و سایر موسسات مرتبط صورت می گیرد»(گیدنز ، 1989/ترجمه صبوری، 1376، ص 801).
در میان نهاد های اجتماعی و اقتصادی که ظرف 900 سال اخیر پا به عرصه وجود گذاشته اند،تنها تعداد انگشت شماری توانست‌اند‌مانند‌کالج هاودانشگاه‌ها دوام آورند و پایدار بمانند(آیکن بری ، 1991/ترجمه امیری ، 1380، ص 81).دانشگاه ها همواره دو نقش ایجاد کنندگان تغییر و یا دریافت کنندگان و انتقال دهندگان آن را با هم ترکیب کرده و یا به صورت جداگانه این نقش را ایفا نموده اند(کبریایی ، 1379).

2-14- نقش و جایگاه آموزش عالی در توسعه

آموزش عالی از نقش و تاثیر گذاری اقتصادی مهمی برخوردار است،زیرا معرف نوع مهمی از سرمایه گذاری در منابع انسانی است که با فراهم کردن و ارتقای دانش، نگرش ها و مهارت های مورد نیاز کارکنان در زمینه های مختلف به توسعه اقتصادی کمک می کند (وودهال26 ،1992: 99-177 ).
نقش و جایگاه آموزش عالی در این عرصه زمانی می تواند روشن گردد که به این حقیقت توجه شود که پیش بینی ها و برآوردهای علمی ،تغییرات و پیشرفت های سریعی را در حوزه فناوری (تکنولوژی) و به تبع آن در کارکرد نهادهای اقتصادی جامعه ترسیم می کنند.لذا از آنجایی که آموزش عالی افراد را با مهارت های تکنیکی و علمی مناسب تربیت و آماده می کنند،یکی از عناصر کلیدی در پیوند بین دانش علمی و کاربرد های آن برای تحقق پیشرفت های اقتصادی محسوب می شوند. (نوروز زاده ، فتحی واجارگاه 1387 : 2-1).
بنابراین،دانشگاه هاو مراکز آموزش عالی در بسیاری از جوامع توسعه یافته از دو طریق به گونه ای کار آمددر بازسازی و توسعه موفقیت آمیز اقتصادی مشارکت کرده اند؛اول،تربیت نیروی انسانی از نظر علمی و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد آموزش عالی، توسعه فرهنگی، دارالفنون، سیاست گذاری Next Entries پایان نامه ارشد درمورد آموزش عالی، نیروی انسانی، صاحب نظران، توسعه پایدار