پایان نامه ارشد درمورد آموزش عالی، دارالفنون، علوم سیاسی، موسسات آموزش عالی

دانلود پایان نامه ارشد

گذاشته است. در ایران تأسیس مراکز تعلیمات عالی متمرکز به عهد ساسانیان بر می گردد.(سایت راسخون،1389).
به هر رو مکاتب، مدارس، مساجد به ویژه مساجد جامع_ دارالشفاها، بیت الادویه ها، دارالعلم ها،بیت الحکمه ها و رصد خانه ها به صورت عام و برخی از آنها در شهرهای بزرگ به طور خاص جامع ترین و فراگیرترین مراکز آموزش عالی کهن کشور بوده و هر یک به نحوی کارکرد آموزش عالی را در جامعه اسلامی و ایرانی داشته اند.(همان منبع).
2-6- جایگاه آموزش در ایران باستان
به گواهی تاریخ،ایرانیان از دیر باز برای خرد و دانش ارزش بسیار قائل بوده اند تا آنجاکه در ادعیه ای که از آن زمانها به جای مانده است،از خداوند خواسته شده است که به آنها دانش و بینش عطا فرماید(سایت راسخون).
با توسعه تعلیم و تربیت مدارس عمومی در نقاط مسکونی،نزدیک محل کسب،بازار و محل زندگی مردم ساخته شد. در اینگونه مدارس اموزش دینی و اخلاقی (= آشنایی با زمینه های  اعتقادات مذهبی و چگونگی تعالیم زرتشت)؛آموزش اداری و کشوری (= ارتباطات،روابط عمومی،امور مالی و حسابداری.مقیاسات)؛آموزش نظامی (=  شناخت و آشنایی با ابزار های جنگی و کسب مهارت و تسلط در استفاده از آنها)؛ آموزش سیاسی (= دیپلماسی و روش کشور داری )؛ آموزش صنعتی (= دانش و صنعت سفال،فلز،بافندگی،چوب،شیشه و کاغذ)؛آموزش نیرومندی و بهداشت (= سواری،تیر اندازی،شکار چوگان،کشتی و پهلوانی،راهپیمایی،کوه نوردی،دو،شنا و شطرنج) و آموزش هنری (= دانش و مکتب موسیقی ،پیکر نگاری، پیکر تراشی و منبت کاری ) از جمله آموزشهای رایج در ایران بود.با توسعه علوم و دانش که در نتیجه توسعه آموزشگاه ها و مدارس دولتی و عمومی از یک سو و حشر و نشر با یونانیان و بر قراری رابطه با هندوستان از سوی دیگر صورت گرفت، به تدریج مدارس عالی در ایران پدیدار شد. جلوه بارز اینگونه آموزشگاه ها که در آنجا،در سطوح عالیه تدریس و تحقیق می شد، دانشگاه جندی شاپور است که به دستور اردشیر بابکان در قرن سوم میلادی بنیانگذاری شد(سایت راسخون).
در این دانشگاه که طی چندین قرن مرکز دانش جهانی محسوب می شد، طب، دارو سازی و دامپزشکی، فلسفه، هیئت و نجوم،ریاضیات،حکمت،منطق،الهیات و … تدریس می شد و دانشکده طب و نجوم آن در بسط و تحکیم این علوم به کشفیات و پیشرفت های فوق العاده بزرگی نائل شد(همان منبع).

2-7- جایگاه آموزش در ایران دوره اسلامی
با ظهور اسلام و پذیرش آن توسط ایرانیان نه تنها در اعتقاد و باور آنان به آموزش خللی پدیدار نشد،بلکه با تاکیدی که بر آموختن علم به عنوان یک ارزش اسلامی صورت گرفت،این اعتقاد راسخ تر گشت؛چه در قران مجید به تحصیل و تحقیق توصیه شده است،همه گویای ترغیب مسلمانان به آموختن دانش است.ضمن اینکه تقریبا” همه بزرگان،نویسندگان و شاعران ایرانی نیز در آثار خود مردم را به فرا گرفتن دانش و هنر تشویق و تحریص کرده اند(سایت راسخون،1389).
با آغاز صدرات خواجه نظام الملک روند توسعه مدارس،بیش از پیش صورت پذیرفت. به خصوص که نظام الملک برای هر یک از مدارس جدیدالتأسیس_ نظامیه_ دهات، بازار، گرمابه و مستغلات دیگر وقف کرد که از در آمد آن مخارج مدرسه و حقوق مدرسین و کارکنان تأمین گردید. به این ترتیب در اکثر شهر های ایرانی مدارسی بر پا شد و بر اثر آن زبان و ادبیات فارسی و عربی، علوم ریاضی، تاریخ و فلسفه و طب، خصوصا” علوم دینی رواج بسیار حاصل کرد و کتاب های عدیده ای تألیف و تصنیف شد(همان منبع).
2-8- آموزش عالی در تاریخ معاصر ایران
با آغاز عصر جدید ارتباطات ایران و کشورهای اروپایی و انعکاس نظریات و دستاوردهای نهادهای تمدنی نو در ایران،اندیشه تأسیس مراکز نوین آموزش عالی در عصر قاجار شکل گرفت.نقطه شروعی که برای این مهم می توان یافت،تصمیم میرزا تقی خان امیر کبیر به تأسیس دارالفنون در سال 1227 ه.ش است(سایت راسخون،1389).
دارالفنون که برای پرهیز از رقابت های روس و انگلیس در آن زمان به شیوه فرانسوی در تعلیم روی آورد، برای آموزش :” شیمی،فیزیک،دواسازی فرنگی،گیاه شناسی، جغرافیا،معدن شناسی،ریخته گری،علم حساب به آیین جدید فرنگ،علم و عمل نقشه کشی،علوم نظامی،ساختن انواع راهها،علم و عمل عکس و پزشکی فرنگی”، بنا نهاده شد و از استادان خارجی و ایرانی بهره گرفت.(سایت راسخون،1389).
به دلیل بسیاری از عوامل سیاسی،اجتماعی و فرهنگی پیشرفت آموزش عالی در ایران،علی رغم پیشینه درخشان آن در قیاس با جوامع مشابه مثل: مصر و ترکیه عثمانی با روال کندی ادامه یافت، به حدی که تنها چند موسسه آموزشی تخصصی دیگر،طی پنجاه سال بعد از دارالفنون تأسیس شد.(مدارس نظام، زبان، کشاورزی و علوم سیاسی). (سایت راسخون،1389).
از نظر نحوه اداره آموزش عالی،” وزارت علوم” به سال 1272 ایجاد شد و علینقی میرزا،اعتضاد السلطنه به این سمت منصوب گردید. وی مدت بیست و دو سال متوالی این مسولیت را عهده دار بود(سایت راسخون،1389).
در سال 1300 قانون شورای عالی معارف به تصویب رسید که این قانون نقطه عطفی در تاریخ تشکیلات وزارت معارف به شمار میرفت. بر اساس این قانون شورا با هدف توسعه دوایر علوم و اشاعه معارف و فنون و رفع نقائص تحصیلات علمی و فنی دایر گردید. به تدریج مدارس عالی مختلف از دستگاههای اجرایی مربوط منتزع شده و زیر نظارت وزارت معارف در آمدند.کلیه امور مربوط به: تحصیلات، اساسنامه، نظامنامه و دیگر مسائل مربوط به موسسات آموزش عالی در شورای عالی معارف مورد بحث و برررسی قرار می گرفت و تصمیمات شورا لازم الاجرا بود(سایت راسخون،1389).
از آن پس الفاظ دانشکده به مفهوم هر شعبه از مدارس عالی و دانشگاه به مفهوم مجموع شعب عالیه برای نخستین بار در قانون تأسیس دانشسراهای مقدماتی و عالی معرفی گردید. با تصویب قانون اجازه تأسیس دانشگاه در تهران (1313) دانشگاه به عنوان مرکز ثقل آموزش عالی ایران شناخته شد(همان منبع).
در ادامه توسعه روز افزون مراکز آموزشی بالاتر از سطح متوسطه و در جهت تفکیک آموزش عالی از آموزش متوسطه و ابتدایی در سال 1344 شورای مرکزی دانشگاه ها به منظور رسیدگی به امور دانشگاه های ایران و کلیه موسسات آموزش عالی و ایجاد هماهنگی بین آنها تشکیل شد(سایت راسخون،1389).
با توجه به اهمیت نقش آموزش عالی و نیز تنوع و گستردگی آموزش های عالی و تخصصی،در بهمن ماه 1346 یعنی دو سال پس از تصویب قانون تأسیس شورای مرکزی دانشگاه ها،قانون تأسیس وزارت علوم و آموزش عالی به تصویب رسید(همان منبع).به این ترتیب نهاد ویژه دولتی برای حل مسائل فرهنگی و علمی نظام آموزش عالی کشور به طور مجزا به وجود آمد تا برای تحقق اهداف زیر آغاز به کار کند:
1- صدور اجازه تأسیس و توسعه موسسات آموزش عالی و نظارت بر آنها.
2- تعیین هدفهای  علمی و تحقیقاتی و  آموزشی و تنظیم برنامه های لازم.
3- توسعه و ترویج علوم و فنون از طریق ایجاد یا تجهیز مراکز تحقیقاتی و علمی و تشویق و ارشاد پژوهش های جمعی و فردی.
4- تعیین خط مشی آموزش کشور و تمرکز برنامه ریزی در امر آموزش ملی و اعزام دانشجویان به خارج از کشور.
با تصویب این قانون کلیه وظایف و اختیارات وزارت آموزش و پرورش در شورای مرکزی دانشگاه ها و هیأت های امنا به وزارت علوم و آموزش عالی محول گردید. استقلال آموزش عالی از آموزش و پرورش به دلیل توسعه تشکیلات و سازمان ها و لزوم توجه بیشتر به تربیت نیروی انسانی برای اداره این گونه تشکیلات صورت گرفت(سایت راسخون،1389).

2-9-  آموزش عالی پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در اسفند ماه 1357 با تغییر در سازمان و تشکیلات ، مجددا” دو وزارتخانه فرهنگ و هنر و علوم و آموزش عالی در یکدیگر ادغام شده و با نام وزارت فرهنگ و آموزش عالی به انجام امور پرداخت. به دنبال آن،طرح ادغام موسسات آموزش عالی به مورد اجرا گذاشته شد و به موجب آن: 53 دانشگاه، دانشکده و موسسه آموزش عالی در قالب 4 مجتمع دانشگاهی فنی و مهندسی، ادبیات و علوم انسانی، علوم اداری و بازرگانی و هنر سازماندهی شدند(سایت راسخون،1389).
پس از انقلاب فرهنگی بر اساس تصمیم شورای انقلاب اسلامی با تعطیلی موسسات آموزش عالی در سال 1359، حضرت امام خمینی(ره) به تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی فرمان دادند،در این فرمان به ستاد مزبور مسئولیت داده شده بود که از افراد صاحبنظر و متعهد،استادان مسلمان و دانشجویان متعهد و با ایمان و دیگر قشر های تحصیل کرده و مومن به جمهوری اسلامی دعوت نمایند تا شورایی تشکیل دهند و در زمینه برنامه ریزی رشته های مختلف و خط مشی فرهنگی آینده دانشگاه ها براساس فرهنگ اسلامی و انتخاب و آماده ساختن استادان شایسته متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند.به این ترتیب ستاد انقلاب فرهنگی با تشکیل کمیته های برنامه ریزی در شعب مختلف علوم آغاز به کار کرد(سایت راسخون،1389).

2-10- مدارس عالی
2-10-1- تاسیس دارالفنون
آشنائی ایران با تمدن جدید در عهد صفویه آغاز گردید و معارف جدید اروپائی به مفهوم مجموعه علوم، صنایع، هنر و آداب و رسوم ممالک مترقی آن خطه به ایران وارد شد.با زیاد شدن ارتباط ایران با اروپا راه انتشار معارف جدید در ایران بیش از پیش هموار گردید و تأسیس مدارسی که سبکی متفاوت از مدارس سنتی ایران داشت و مواد درسی جدیدی به شیوه های بدیع و تازه تدریس می نمود و غالبا” توسط کشیش های خارجی و با هدف های خاص مذهبی-سیاسی تأسیس یافته بود،سر آغازی بر تحول آموزش و پرورش در ایران گردید(سایت راسخون،1389).
مهم ترین اقدامی که در جهت تأسیس مدارس جدید به سبک مدارس اروپائی در ایران صورت گرفت،کوششی بود که از طرف امیر کبیر برای تأسیس دارالفنون انجام شد (1228 ه.ق) « او که ترتیبات زندگی و معارف جدید را به اجمال در مدت اقامت کوتاه خود در روسیه و مأموریت طولانی خویش در کشور عثمانی دیده و در جریان کارهای اداری ، احتیاج ایران را به افراد کاردانی که از معارف جدید با اطلاع باشند، دریافته بود،به تأسیس دارالفنون همت گماشت».(همان منبع).

2-10-2- مدرسه حقوق و علوم سیاسی
با تأسیس روز افزون مدارس ابتدایی و متوسطه،ایجاد مدارسی در سطوح عالیه اجتناب ناپذیر می نمود،که به همین لحاظ نیم قرن پس از تأسیس دارالفنون با صدور  فرمانی‌ مدرسه‌ عالی‌ علوم سیاسی تأسیس شد(1277 ه.ش.)(سایت راسخون،1389).
 به همین ترتیب در سال 1299 ه.ش، وزیر عدلیه به تشکیل مدرسه حقوق اقدام نمود.دوره مدرسه علوم سیاسی چهار سال و دوره مدرسه حقوق سه سال بود و در پایان دوره به فارغ التحصیلان این مدارس مدرک تحصیلی لیسانس داده می شد. وابستگی مدارس مذکور به وزارت خارجه و وزارت عدلیه دیری نپائید،تا آنجا که مدرسه علوم سیاسی در سال 1305 و مدرسه حقوق در سال 1306 تحت نظر وزارت معارف قرار گرفتند که با ادغام مدارس مزبور توسط شورای عالی معارف (1306 ه. ش.) مدرسه حقوق و علوم سیاسی موجودیت یافت(سایت راسخون،1389).

2-10-3- مدرسه طب
با تأسیس دارالفنون تدریس طب جدید در ایران رسمیت یافت.در همین ارتباط شاگردان طب قسمت های عملی را در مطب پزشکان معروف و معلمان مدرسه می دیدند و حتی به همراه آنان به عیادت بیماران می رفتند تا به رموز طبابت آشنا شوند. ضمن اینکه نخستین بیمارستان دولتی بر مبنای طب جدید نیز یک سال پس از تأسیس دارالفنون ساخته شد(سایت راسخون،1389).
در سال 1297 رشته پزشکی از دارالفنون مجزا و مدرسه طب به صورت مستقل تأسیس شد و با تصویب اساسنامه مدرسه مزبور دوره مدرسه طب 5 سال تعیین گردید.
 در سال 1309 با تصویب شورای عالی معارف، تأسیس مدرسه داروسازی و متعاقب آن تأسیس مدرسه عالی دندانسازی به انجام رسید،اما اداره این دو مدرسه همچنان زیر نظر رئیس مدرسه طب باقی ماند(همان منبع).

2-10-4- تاسیس دانشگاه تهران
تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 نقطه عطفی در تاریخ آموزش جدید در ایران محسوب است.در این سال،به موجب « قانون اجازه تأسیس دانشگاه در تهران » به وزارت معارف اجازه داده شد که در تهران « موسسه ای به نام دانشگاه برای تعلیم درجات عالیه و فنون و ادبیات و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد آموزش عالی، توسعه فرهنگی، دارالفنون، سیاست گذاری Next Entries پایان نامه ارشد درمورد آموزش عالی، نیروی انسانی، صاحب نظران، توسعه پایدار