پایان نامه ارشد درمورد آسيايي، جغرافيايي، توليد

دانلود پایان نامه ارشد

اراده مطلق حاکم ، کور کورانه اطاعت کنند.
هگل نيز معتقد بود که جهان شرق در مقايسه با جهان ژرمني قادر نبوده است طبقه اي با حقوق مستقل ايجاد کند؛ زيرا در مرتبه تاريخي پايين تري از شعور و آزادي قرار داشته است. او مي گفت شرق مي دانست و اکنون نيز مي داند که تنها يک تن آزاد است و جهان يوناني مي دانست که گروهي از افراد آزاد ند و جهان ژرمني نيز مي داند که همه آزادند.

2-4-1-2) نظريه وجه دولت توليد آسيايي
اين نظريه را نخستين بار مارکس و انگلس در سال 1853 ميلادي طي سلسله مقالاتي در نقد سياست خارجي بريتانيا در نشريه نيويورک ديلي تريبون انتشار دادند. آنها بر مبناي آثار جميز ميل ، فرانسوا برنيه و ريچاردجونز ادعا کردند که نبود مالکيت خصوصي بويژه مالکيت بر زمين ، علت اصلي رکورد اجتماعي در جوامع آسيايي است؛ زيرا مالکيت زمين و سازماندهي فعاليت هاي کشاورزي همچنان در اختيار دولت بعنوان مالک حقيقي زمين باقي مانده است و ماهيت ايستايي جوامع آسيايي نيز به انسجام جوامع روستايي کهن وابسته است که از راه فعاليت در دو بخش کشاورزي و صنايع دستي به خودکفايي دست مي يافتند و دولت نيز مازاد محصول روستا ها را به شکل ماليات و بهره مالکانه تصاحب مي کرده است. ازنظر مارکس شيوه توليد آسيايي نشان دهنده ساختار اقتصادي جامعه اي عمدتا کشاورزي است که از ترکيب مالکيت ارضي و حاکميت سياسي در کالبد يک حکومت متمرکز بوجود مي آيد دولت آسيايي به علات سمت دوگانه خود در مقام مالک و حاکم، مازاد اقتصادي توليدکنندگان راد به صورت ماليات يا بهره مالکانه تصرف مي کند. از اين رو تصرف قهرآميز در اين جوامع مستلزم روابط طبقاتي نيست. بلکه ناشي از اعمال فشار سياسي محض از جانب دولت است؛ امري که در کل مبناي دولت است: دولت آسيايي باز توليد اقتصاد را تامين و تضمين مي کند و در عين حال اساساَ مستقل از روابط اقتصادي باقي مي ماند. استفاده دولت از کار دهقانان امکان بوجود امدن بازار را در اين شيوه توليدي محدود مي کند. مارکس در جايي ديگر از جلد سوم کتاب سرمايه مي نويسد: استسمار ممکن است چندان شديد باشد که براي مدتي مديد مانع از رشد نيروهاي توليدي شود. در نظريه مارکسيستي دولت ابراز حاکميت طبقاتي و سازمان دهنده سلطه طبقاتي است. بنابراين نظريه ، وجود دولت نيازمند وجود مجموعه معيني از روابط توليدي است که از تملک يا عدم تملک وسايل توليد ناشي مي شود؛ در حالي که مفهوم شيوه توليد آسيايي چنين روابطي را برنمي گيرد؛ در اينجا روابط توليدي حاصل قدرت دولتي است و از طريق آن برقرار مي شود بنابراين، در جوامع آسيايي طبقات اجتماعي مستقل از دولت وجود ندارند و دولت استبدادي جوهر جامعه آسيايي است .
2-4-1-3) نظريه دولتهاي آبي ( هيدروليک)
اين نظريه را کارل ويتفوگل، بر اساس نوشته هاي انگلس ارائه کرد. چون جوامع روستايي متأثر از شريط آب و هوايي خاص، دچار کم آبي و در نتيجه نيازمند يک نظام آبياري بودند، دستگاه اجرايي متمرکز ويژه‎اي نياز بود تا کار هماهنگي و توسعه امور آبياري را به عهده بگيرد؛ در نتيجه اين دستگاه به علت اختياري که در نظارت و سلطه بر امور حياتي جامعه و به طور مشخص آب داشت ، قادر به کسب قدرت مطلقه شد وبه صورت نيرويي برتر از جامعه درآمد. اين نظريه ((استبداد شرقي)) مبتني بر ديوانسالاريهاي متمرکز است که خدمات عمومي، بويژه سازمانهاي وسيع آبياري را اداره مي کنند و آشکارا براي تحليل امپراتوري هايي مفيد است که در آن مستبدان، ديوانسالاران و سازمانهاي آبياري وجود دارند. چنين امپراتوري هايي در دوره هاي معيني در مصر باستان، هند، چين، بين النهرين و ايران عصر هخامنشي و ساساني حکومت مي کردند؛ ولي اين نظريه در برخي از جوامع و مقاطع تاريخي، ايران عصر صفوي و ايران قرن نوزدهم در دوران قاجاريه کارايي ندارد.

2-4-1-4) نظريه ضرورت امنيت و دفاع
بررسي تشکيل اولين دولتها در فلات ايران ، نشان مي دهد که ضرورت هاي دفاعي منشأ تشکيل دولت بوده است. تمدن ايلام در منطقه حاصلخيز جنوب غربي ايران (خوزستان، ايلام، لرستان) و به مرکزيت شوش شکل گرفت. اين تمدن مورد تهاجم بابليها، اکديها، سومريها و طوايف بدوي قرار داشت؛ خود ايلامي ها نيز به اطراف يورش مي برند تا اينکه بالاخره تمدن ايلام در سال 645 ق. م ، به دست (( آشورباني پال)) منقرض شد. تفاوتهاي اجتماعي ، جغرافيايي و فرهنگي ايلامي ها با اقوام پيرامون شان ، بويژه اقوام ساکن در بين النهرين که موضوع حفاظت و حراست از امنيت و حيات آنها را مطرح مي ساخت , وجود دولتي را براي اجراي اين ماموريت دفاعي توجيه مي کند. در شمال تمدن ايلام و در منطقه همدان و زاگرس مرکزي و شمالي ، يکي از اقوام آريايي بنام ماد زندگي مي کردند آن ها دائماَ در معرض تهاجم اقوام آشور بودند. آشوري ها به منطقه آباد همدان هجوم مي اوردند و زندگي را بر مادها سخت کرده بودند . حملات آشوري‎ها به ايران ادامه داشت و در 645 ق. م آشورباني پال شهر شوش را تصرف و ايلاميان را منقرض ساخت. بدين ترتيب ملاحضه مي شود که در تاسيس دولت هاي ايلام و ماد که اولين دولتهاي ايران بوده‎اند، عامل دفاع و امنيت در مقابل تهاجم اقوام ، نقش چشمگيري داشته است.

2-4-1-5) نظريه انسان شناسي
انسان فطرتاَ خواهان قدرت ، فرمانروايي و به استخدام در آوردن انسان ها و همنوعان خوداست و دوست دارد اراده مطلق خود را اعمال کند. تنها نيرويي که قادر به کنترل اين خواسته است، پايبندي و تعهد به مباني اخلاقي و اعتقاد به مقام خداوندي است که از راه تزکيه نفس و کسب فضيلت هاي اخلاقي به دست مي‎آيد. در اولين اجتماعات بشري (ونيز اجتماعات کنوني)، انسانهايي سلطه طلب وجود داشته اند که با گردآوري نيرو و لشکربر اجتماعات ديگر غلبه کرده و آنها را به زير سلطه و حاکميت خود مي کشيده اند تا پايه هاي حکمراني مطلقه خود را مستحکم سازند. اين فرمانروايان با انگيزه هاي شخصي يا قومي و قبيلگي حکومت تشکيل مي دادند و با اختيارات مطلقه، نظامي موروثي تاسيس مي کردند؛ آنها بر سرزمين هاي وسيع فرمان مي راندند و پس از بروز ضعف و سستي ، به دست فرمانروا و سردار ديگري در مي آمدند.

2-4-1-6) نظريه حکومت ملکوتي – مردمي
اين نظريه را برخي ازصاحبنظران ايراني ، نظير دکتر پيروز مجتهد زاده ، ابراز کرده اند. آنان معتقدند حکومت در ايران از صبغه الهي برخوردار بوده است و از بدو پيدايش ، بر دوپايه مستقل ملکوتي و مردمي استوار گرديده است. اين آيين کهن ، ريشه درمفاهيمي دارد که فرهنگهاي ميتراپرستي و مزدا پرستي در ايران گسترده اند. بر اساس اين مفاهيم، حکومت از يک سو ملکوتي است؛ چون وديعه اي الهي است، و از سوي ديگر مردمي است.
همانطور که از نظريه هاي مختلف درباره منشاء و کيفيت شکلگيري حکومت و سازمان سياسي در ايران برمي آيد، هر يک از صاحبنظران سعي کرده اند به نوعي به تبيين اين موضوع بپردازند؛ ولي پذيرش يکي از آنها به تنهايي ، براي توضيح مسئله قدري مشکل است و انتقاداتي نيز بر هر يک از آنها وارد شده است: نظريه استبداد شرقي و ديوان سالاري ، نظريه هيدروليک و نظريه وجه توليد آسيايي ، پديده دولت را مادي انگاشته اند؛ علاوه بر اين، ارتباط قائل شدن به جامعه هاي اوليه روستايي و ضرورت مديريت منابع آب با عنصر اصلي ساختار سياسي (حکومت)، سطح تحليل را تقليل داده است. برخي از نظريه پردازان داخلي، نظير احمد اشرف، با محور قراردادن نظريه استبداد موروثي آسيايي و نيز کاتوزيان نيز با محور قراردن نظريه استبداد ايراني و جامعه هاي کم آب و پراکنده، سعي کرده اند منشاء دولت و حکومت را در ايران توضيح دهند. شايد بتوان عواملي چون وجود تنوع در محيطهاي جغرافيايي ايران و گوناگوني هاي فرهنگي و تاريخي مرتبت بر آن، ماهيت سلسله هاي حاکم بر ايران، اقتضاعات محيطي و نيز ضرورت هايي نظير نياز طبيعي اجتماعات انساني به نهاد مديريت عمومي و متولي امور عامه را در شکل گيري حکومت ها موثر دانست.

2-5) نظريه پردازن جغرافياي سياسي
نظريه جغرافيايي گزاره اي است سيستمي از تبيين و شناخت پديده ها و روابط جغرافيايي با راهبردها، راهکارها و روش هاي تعريف شدة مربوط به پديده و نظريه پرداز به نحوي که وي بر آن گزاره به مراتبي از يقين مي رسد. تعريف هاي متفاوتي از جغرافيا ارائه شده است و هر تعريف بر مبناي يک استناد علمي و يک مبنا و بحث استوار است. از مجموعة تعاريف چنين استنباط مي شود که جغرافيا بيان رابطة ميان محيط و انسان تلقي مي شود و به عبارتي بيان تمام اجزا و ضوابطي که در محيط براي انسان نقش سازند و همچنين بيان اجزا و روابطي است که از منظر انسان در محيط اثرگذار است. اين رابطه, بستر مطالعات جغرافيايي را تشکيل مي دهد.

2-5-1) فردريک راتزل
جغرافي دان سياسي آلماني ، فردريک راتزل (1904-1844) با نفوذترين متفکر در اوايل تاريخ جغرافيايي سياسي است. او نخستين کسي بود که فضا و مکان را بطور سيستماتيک در مطالعات خود از کشورها مورد توجه قرار داد. در خلال نيمه دوم قرن نوزده ، آلمان بعنوان قدرت برتراقتصادي و نظامي در قاره اروپا ظاهر شد اين سرزمين تحت رهبري بيسمارک بر پروس در اواسط قرن نوزدهم اتحاد سياسي خود را به دست آورد (کوهن، 1387، 45). در سال 1900، آلمان سومين قدرت برتر صنعتي در جهان پس از بريتانيا و آمريکا به حساب مي آمد، اما موقعيت جغرافيايي آلمان متحد دفاع اين کشور از خود را بسيار دشوار مي ساخت. با توجه به قرار گرفتن در مرکز دشت وسيع اروپا ، بخش شمالي آلمان همواره چهار راهي اسيب پذير در برابر حملات بوده است. از نظر جغرافيايي ، آلمان همانند بريتانيا جزيره اي نبود و از دو طرف در احاطه همسايگان متخاصم سنتي خود قرار داشت يعني فرانسه در غرب و روسيه در شرق. بنابراين در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم با توجه به موقعيت جغرافيايي ، سياست خارجي آلمان براساس نظرات راتزل و ديگران بر توسعه سريع سرزميني به منظور مقابله با حملات احتمالي از هر طرف متمرکز گرديد. يک آلمان متحد و قوي شامل همه اقوام آلماني زبان اروپاي مرکزي ، موثرترين راه حفظ تماميت فرهنگ آلمان و جلوگيري از حمله همسايگان متخاصم به اين کشور به شمار مي آمد (برادن و شلي، 1383، 73). بر اين اساس او هفت قانون را براي رشد فضايي دولتها تدوين کرده است که بر اساس آنها ، دولت بايد با تسلط به سرزمين هاي کوچکتر، حوزه سرزميني خود را توسعه دهد و جريان توسعه سرزميني به موقعيت هاي ارزشمند سياسي دست يابد (2004/12 / ( jones and other به اين دليل راتزل معتقد بود که کشور مانند هر اندام زنده زاده مي شود، رشد مي کند و بالاخره مي ميرد. منبع تغذيه کشور خاک است که راتزل آن را ((فضاي زيست)) مي نامد. بنابراين ، هدف همه رقابت کشورها خاک است. او مرزها را خطوط موقت و ناپايدار تلقي مي کند که بنا به مقتضيات و بر اساس ضروريات بشري دچار دگرگوني خواهند شد. راتزل تا آن جا پيش مي رود که منطق توسعه اراضي را قانونمند نموده و در آن هفت قاعده ارائه نمود که خودش آن‎ها را جهان شمول مي دانست:

فردريک راتزل (1904-1844)
1- رشد فضايي کشورها بهنگام با توسعه فرهنگي آن ها حاصل مي شود
2- گستره ارضي کشورها موازي با تقويت ساير مؤلفه ها نظير رشد اقتصادي، تجاري و عقيدتي افزايش مي‎يابد.
3- کشورها از طريق انضمام يا به رنگ خود در آوردن ديگر واحدهاي سياسي کم اهميت تر بر وسعت خود مي افزايند.
4- مرزها اندام زنده اي هستند که پويايي ، قدرت و توان ارضي کشور در بستر آن تبلور مي يابد.
5- نوعي منطق جغرافيايي بر تمامي فرايندهاي توسعه فضايي غلبه دارد، کشور همواره براي جذب مناطق مهم در راه تقويت تحريک و پويايي سرزمين خود اهتمام مي نمايد.
6- کشورها به طور طبيعي ميل به بلعيدن تمدن هاي فرودست همسايه دارد.
7- ميل عمومي در جهت به رنگ خود در آوردن يا جذب ملل ضعيف تر با وسعت بخشيدن به سرزمين ها از طريق حرکت هاي کم و بيش خود جوش ملازمت دارد

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه سازمان ملل، اساسنامه رم، مخاصمات مسلحانه Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سازمان ملل، وزارت خارجه، وزارت امور خارجه